امین برهمان , amin19

امین برهمان

 ***************************
امین برهمان , amin19

امین برهمان

مطالبدوستان 7

89/05/14 10:04

اوی --آخ(نامجو) امان از دستت ای مقام معظم برتری مقام...

اوی --آخ(نامجو)

امان از دستت ای مقام معظم برتری
مقام از دستت ای امان معظم که مقام از تو براید از دستت , دستت
فغان از دستت که امان تو میدهی
نمیدانم از کدام موسیقی مقامی هستی
چه کس تو را ساخته کیا نواخته اند
خود من مربوط به کدام موسیقم که مقامی نیست آن
که مقامی نیست مرا در کوی قائم مقامان جهان
ای بر هم رساننده دو خط حتی موازی که هیچکس را خداوند چون تو نکردست نزدیکی,نزدیکی؟
گویند حکایت به اینجا رسید که فرزندانش سوراخ سمبه های تمام راز آلودگیش را عیان کردند
امان از دستشان
گویند بریده استو از همه بریده 124هزار زن خویش را طلاغ داده که عشق پیریش تو بودی آن جیر حماران
امان از دستت
گویند فرزندانش یکی یکی تباه شدند و خلاف میکنند و تو را برگزیده است برای روزهای پیریش
برای روزهای پیریت تا در اغوش هم به حال دشمن گریه کنید
چه رازامیز ترینی است نزدیکی های او با تو و عشق تو به توهم یک همسر چه راز امیز
تو کد بانو ترین زن خداوندی
آنچنان که برایت محمد را نیز طلاق داد و آن فرزندان که همه از شکم تو زاده اند همه ماده اند مادگانی چون من
سهم الارث ما نیم است و باید که چون تو خانه دار شویم به امید انکه خداوند شبی از شبها به بالین تک تکمان بغلطد
خود من از آن دخترانم از آن مادگان بی مقام که  می مربوط هستم به هر نو می موسیق ای مادرم سرورم مقام سروری
نمیدانم کدام ژن در من نفوذ کرد که شوهرت یا توهمش هیچگاه به بسترم نیامد
من عاشق فرزندان خلاف کار تباه شده بودم از همان زمان خودم نیز
اخر شوهرت مرا باکره گذاشت که چیزی از این غمینتر نیست چیزی غمین تر از بی پناهی  پیوند معصومانه تو  و شوهر پیرت و چیزی غمین تر ار انان که نام انها را دشمن تر از حتی نام من به یاد داری
و لذتی شهوانیست در تلفظت از آن عیان
دشمن حتی نیم نگاهی هم به منو تو نمیندازد و چیزی غمینتر از این هم حتی  نیست
وچیزی غمینت تر از اهنگ آمورف تو ای مقام ای معظم ای...

معونت از ان توست آه الهاکم التکاثر که آوخ میچکد از چشمم ز شر این همه هیاهو
چه ما راست بس-چه ما راست بس
چه این دویدنو بلعیدن ما راست بس
معونت از آن توست آه الهاکم التکاثر
حتی رنج حتی زرتم المقابر
حتی حضور بی غش
 آی گلادیاتورهی پارک وی صف ساکن آهن چیدمان حسرت صف ساکن آهن چیدمان حسرت
نیزه ها بردار که دمه غروب است جا نماند خود نمای کسی ز پارک ز وی
نیزها بگذار که دمه غروب است جا نماند خود نماز کسی ز جوانمرد غصاب ز شهر ری
معونت از ان توسا آه الهاکم التکاثر
.......

99
    کامنت بنویسید...
    آخرین مطالب امین برهمان
    ... tavalodet mobarak dostam:) axesho0o0o0o0o0o0o amin akheyeeeee دوستان خوب پادشاهان بی تاج و تختی اند که بر دلها... کل یوم عاشورا با پوست و گوشتم احساس کردم حتما نباد... ارغوان "هوشنگ ابتهاج" ارغوان شاخه همخون جدا مانده... نیمه شب باید باشد .... چه حس خوبی دارد که باور داشته باشی به خدا باید یکبار... غصه هیچوقت سراغ من نمیاد ، هیچوقت ؛ در واقع هیچوقت... چه حس خوشایندی دارد زمان وقتی که دیگر دیر شده است... ((پوست من از جنس ستارگانیست که به من میگویند که باید... آی به گوش من میاید صدای ساز مرد چوپان آی چه قصه ها... شیشه ای می شکند یک نفر می پرسد.... امتحان شفاهی فیزیک در دانشگاه امتحان شفاهی فیزیک... گابریل گارسیامارکز به سرطان لنفاوی مبتلاست و می‌داند... ماجرای ملا و شراب فروش!... این یکی از جملات زیبایی بود که باهاش تو کتاب جدیدم... به همه عشق بورز، به تعداد کمی اعتماد کن، و به هیچکس... یاد گرفتم که:1 با احمق بحث نکنم و بگذارم در دنیای... یک فرشته فرستادم مراقبت باشه امابرگشت.... این جایم بر تلی از خاکستر پا بر تیغ میکشم و به فریب... سیاه سیاهم با زرد هماهنگم کن استاد, گاه هجم یک کلاغ... همه چی از یاد آدم میره مگه یادش که همیشه یادشه کهکشان ها کو زمینم زمین کو وطنم وطن کو خانه ام خانه... زن زیبایی امد لب رود آب را گل نکنید روی زیبا دو برابر... همه چی از یاد آدم میره مگه یادش که همیشه یادشه وقتیکه من عاشق میشم عاشقتر از من دیگه نیست تو جان...