پسر های خوش تیپ و خوش هیكل , topboys

پسر های خوش تیپ و خوش هیكل

پسر های خوش تیپ و خوش هیكل , topboys

پسر های خوش تیپ و خوش هیكل

2,127نــــفــــــر
عضو شده اند
2,127نفر عضو شده اند
در این كلوب دختر ها میتونن پسر خوش تیپ و مورد علاقشون را پیدا كنن .آقا یون خودمون را گول نزنیم فقط اگه خوش تیپ یا خوش هیكلی عضو شید .در ضمن بچه سوسول ها اگه عضو شن حذف میشن.این كلوب ماله مردهاست.آدمای پخته و درست حسابیدر این كلوب دختر ها میتونن پسر خوش تیپ و مورد علاقشون را پیدا كنن .آقا یون خودمون را گول نزنیم فقط اگه خوش تیپ یا خوش هیكلی عضو شید .در ضمن بچه سوسول ها اگه عضو شن حذف میشن.این كلوب ماله مردهاست.آدمای پخته و درست حسابیمشاهده کامل مشخصات
20 مرداد 1385
سرگرمی و طنز
سلام خوبی عزیز
ازت دعوت میكنم كه به كلوب محبوب سایت بیای اینجا فقط دوستان باحال كلوبی عضو هستن اونایی كه دنباله دوست هستن ،
اگر هم دوست نخواستی می تونی تو بحثای ما شركت كنی ، بحثای جالبی داریم
امتیاز هم یادت نره ،یه امتیاز توپل و م

اعضاء

  • بابک رضا , iran_good
  • امیر ر , abbass_r
  •   , mohamad_moshrefean
  • حمید  , djhamid60
  • افشین فرازی , afshin32x
  • کوروش بزرگ , parviz100
  • امیر امیری , kosha_tak
  • علیرضا بی باک , alighaffare
  • محسن شیرازی , mohsenshirazi
  •   , said2005sh
  •   , hnhmsv
  •   , mahdi1376alizadeh
  • داش مهرزاد آرین منش , mehrzad021
  • امیر فینگیلی , alisha70
  • علی  فسقلی , ahmadxp
  • 2127 نفر

    morebox img

کلوبهای مشابه

  • بچه های ماتریکس , 36366
  • آلاچیق خودمونی , intimate_bower
  • باشگاه دعا , bashgahedoa
  • زندگی زیبا , pretty_life
  • گیتاریست , gituarist
  • بازار فارکس , bazareforex



تبلیغات

پسر های خوش تیپ و خوش هیكل , topboys
حسین خانچی , hossein_khanchi
صندلی پارک .....
سلام .....



نشسته بودم و سرمو گرفته بودم بالا ... داشتم خودمو تو آسمون گم میکردم .... خیلی حس قشنگی بود ...
اما یکدفعه سنگینی یک نگاهو احساس کردم .....
سرمو آوردم پایین و یه نگاه به دوروبرم انداختم .....
آره ....
داشت با اضطراب و داغون نگام میکرد .... هی میرفت و برمیگشت ..... انگاری میخواست بیاد اما بهونه نداشت یا شایدم تردید داشت از عکس العمل من .....
خوب حالا که دیگه منو از افکارم باز کرده بود .. پس صبر کردم .....
آخر دل و به دریا زد و اومد جلو .... سلام کرد ..... منم بلند شدم و جواب سلام دادم و باش دست دادم و ازش خواستم که بشینه ....
از برخوردم تعجب کرده بود ....
گفت : فکر نمیکردم با این تیپ و قیافه چنین برخوردی داشته باشین ....
گفتم : هیچوقت به چشمات اعتماد نکن .... من نتظرم و گوش میکنم ... پس لازم نیست مقدمه چینی بکنی ... فقط بگو ....
گفت : به همین راحتی ؟؟؟؟
گفتم : بهم سلام کردی .. این یعنی دوست منی .. پس منم باید رازهای تو رو حفظ کنم .... بگو شاید بتونیم یه راهی پیدا کنیم .... حالا اسمش چیه ؟؟؟؟
با تعجب گفت : از کجا میدونی درباره چی میخوام حرف بزنم ؟؟؟؟
جواب دادم : از چشمات و گرمای دستات معلومه .... حالا بگو گوش میکنم .....
چند دقیقه ای سکوت بود .... شاید داشت فکر میکرد که چی بگه  .......

شروع کرد .... بی مقدمه .....

خیلی دوستش دارم ... نمیدونم چی شد و چجوری اومد تو زندگیم .... اما الان نمیتونم بهش فکر نکنم ... دلم میخواد باش باشم و کنارش باشم ..... بهش مطمئنم ... دلم براش تنگ میشه ... احساس میکنم میتونم بهش تکیه کنم ... چند سالی بود که چنین حسی نداشتم ... اما الان وقتی بهش فکر میکنم وجودم گر میگیره ... وقتی باهام مهربونه انگار تمام دنیا رو بهم دادن ... نمیدونی چه لذتی داره حرف زدن باهاش .... اما بین ما یه مشکلی هست که مانع بهم رسیدن ما میشه .... دنیای من با دنیای اون فرق میکنه ... اون همونیه که من میخوام .. اما من اونی نیستم که اون میخواد ... من با شرایط و دیدگاه هاش فرق میکنم .... همینم نمیزاره که .... نمیدونم باید چه کار کنم .... اون خیلی آدم خاصیه .... نمیدونم ... واقعا نمیدونم ...... اگر بخوام بشم اونی که دوست داره باید از همه چیزم بگذرم .... باید بشم یه آدم دیگه ..... اما من دوستش دارم .... دیوونشم .... دلم میخواد مال من باشه .... اون نیازی به من نداره اما تنهاس ... خیلی تنهاس ... و من میخوام شریک خوشبختیش باشم .... واقعا از ته دلم اینو میخوام ....

پرسیدم : مطمئنی که عاشقی ؟؟؟؟
جواب داد : آره ... اون آرامش منه .....

گفتم : خوب وقتی با تغییر خودت به آرزوت میرسی و میدونی که آرزوی درستیه ... تغییر کن ....
عاشق بخاطر معشوقش از همه دنیاش میگذره ... پس اگر چیزی مهم تر از معشوق هست که نمیتونی بخاطرش بگذری ... عاشقش نیستی ... فقط بهش علاقه داری و خیلی دوستش داری ....
عشق حساب و کتاب نداره ... هر وقت دیدی هیچ کاری نمیکنی جز فکر کردن به اون و جز رضایت اون نمیخوای .... اونوقت مطمئن باش که عاشقی .....

گفت : انگار شما هم حرف منو نمیفهمین .... ولی ممنونم که به حرفام گوش کردین .... بهش احتیاج داشتم .....
گفتم : منم ممنونم که اعتماد کردی .... امیدوارم راه درستو پیدا کنی و به آرزوت برسی .....

بلند شد و رفت .....

نمیدونم چند وقت گذشته بود .... تا اینکه یه روز که بازم نشسته بودم و به آسمون نگاه میکردم ....
یه آقایی اومد و پرسید : ببخشید شما همیشه همین جا میشنین ؟؟؟
جواب دادم : هر وقت بیام رو همین صندلی میشینم ......
گفت : پس خودتون هستین  ..... من اومدم ازتون تشکر کنم و این کارتو بدم به شما ...... البته ببخشین من و همسرم اسم و فامیلتونو نمی دونستیم .. واسه همینم جاش خالیه ......

کارتو ازش گرفتم و ازش تشکر کردم و براشون آرزوی خوشبختی کردم و همچنین عذرخواهی کردم بابت اینکه نمیتونستم به جشنشون برم ولی کارتو یادگاری نگه میدارم ....
اخر سرم کاتمو دادم بهش و گفتم : اگه دعوتم کنین ... حاضرم تو زجر خوردن غذای تازه عروس بات شریک بشم .....
خندید و رفت .....

منم خدامو شکر کردم ....

خدایا شکرت ...... 
ادامه
99
کامنت بنویسید...
حامد سیفی , hamed19881988
یکشنبه 14 شهریور ، 01:18
سلام
ادامه