دین یهود منتسب به حضرت موسی (ع) است. به همین جهت به یهودیان كلیمی میگویند (كلیم الله ، لقب حضرت موسی (ع) است).
حضرت موسی به دستور خدا مأموریت یافت قوم بنی اسرائیل را از بدبختی
نجات دهد؛ او با فرعون جنگید و بنی اسرائیل را از ظلم و بدبختی رهانید؛
لیكن این قوم بعد از پیروزی به كارهای ناشایسته اقدام كردند كه از جملة آن
گوساله پرستی و كشتن پیامبران است. بدین جهت خداوند بر آنان غضب نمود و
ذلیل شدند. آنان در طول تاریخ سه هزار ساله شان بارها به خشم و غضب خدا
دچار گشتند.
یهودیان بر این باورند كه شریعت یكی است. ابتدا و انتهای آن با حضرت
موسی(ع) است. قبل از موسی شریعت و دینی نبود. آن چه بود، حدود عقلی و احكام
مصلحتی بود. پس از موسی نیز شریعت و احكام دیگری نبود و نخواهد بود، زیرا
نسخ احكام و دستورهای الهی جایز نیست.(1)
طبق نقل عهد عتیق پس از سه ماه از خروج بنی اسرائیل از مصر، خداوند با
حضرت موسی سخن گفت و ده حكم بسیار مهم به او داد كه به "ده فرمان " مشهور
است.
این ده حكم بدین قرار است:
1ـ برای خود خدایی جز من نگیرید.
2ـ به بت سجده نكنید.
3ـ نام خدا را به باطل نبرید.
4ـ شنبه را گرامی دارید.
5ـ پدر و مادر را احترام كنید.
6ـ كسی را به قتل نرسانید.
7ـ زنا نكنید.
8ـ دزدی نكنید.
9ـ بر همسایه شهادت دروغ ندهید.
10ـ به اموال و ناموس همسایه طمع نورزید.(2)
این فرمان ها در قوم بنی اسرائیل رواج یافت و بعداً علمای یهود با
استفاده از كتاب های عهد عتیق، اصولی برای دیانت و ملت قوم یهود تدوین
نمودند كه مهم ترین آن ، اصول سیزده گانه ای است كه توسط موسی بن شمعون در
سال 1204 میلادی قرائت شد؛ بدین شرح:
1ـ خداوند حاضر و ناظر است.
2ـ خداوند یكتا است.
3ـ خداوند جسم و شبیه كسی نیست.
4ـ خداوند قدیم و ازلی است.
5ـ هیچ كس را جز او نباید عبادت كرد.
6ـ او سرور همة پیامبران است.
7ـ نبوت حضرت موسی(ع) صحیح است.
8ـ خدا بر افكار نوع بشر واقف است.
9ـ تورات از جانب خدا است.
10ـ تورات غیر قابل تغییر و تبدیل است.
11ـ خداوند ظالم را مجازات می كند و عادل را پادا ش می دهد.
12ـ سلطان مسیح از نسل داوود ظهور خواهد كرد.
13ـ مردگان مستعد زنده شدن می باشند.(3)
این امور را می توان اصول و پایه های عقیدتی دین یهود بر شمرد. افزون
بر این امور در دین یهود "صندوق عهد" جایگاه ویژه ای دارد كه شرح آن بدین
قرار است:
حضرت موسی(ع) پس از آن كه " ده فرمان" را در میقات دریافت نمود، به
میان بنی اسرائیل بازگشت؛ در دامنة كوه مَذْبحی با دوازده ستون (به تعداد
اسباط بنی اسرائیل) بنا كرد، در آن جا قربانی نمود و نصف خون حیوانات
قربانی شده را بر مذبح و نصف دیگر را بر قوم خود پاشید و گفت : این عهدی
است كه خداوند بر شما بسته است.
پس از آن به دستور حضرت موسی(ع) خیمه ای برای عبادت بر پا كردند كه آن
را "خیمة عهد" خواندند. درون خیمة عهد صندوقی قرار داشت . درون آن ، دو
لوح سنگی بود كه روی آن نص میثاق الهی با قوم بنی اسرائیل منقوش بود. این
صندوق، تابوت عهد، تابوت شهادت یا صندوق تورات است كه در تاریخ بنی اسرائیل
جایگاه ویژه ای داشت. در مهاجرت ها و جنگ ها صندوق را با حرمت فراوان در
ارابه ای می نهادند و پیشاپیش خود حركت می دادند. هیچ كس جز كاهنان و
ربانیون اجازه نداشتند آن را لمس نمایند.(4)
نام خاص خدا در دین یهود "یهوه" است كه تلفظ آن حرام است. تنها
بالاترین مقام مذهبی یهود میتواند سالی یك بار، آن هم در معبد سلیمان و در
مكان خاص این نام را بر زبان جاری كند.
در عهد عتیق 613 حكم شرعی بیان شده كه 365 حكم حرام و 248 حكم واجب است، (5) كه از جملة آن است.
1ـ نماز های فردی و جمعی واجب است.(6)
2ـ در دین یهود تقیه وجود دارد. می گویند: اگر گفتند: باید مرتكب
گناهان شوی وگرنه كشته میشوی، او باید مرتكب گناهان شود، جز سه گناه
كبیره: بت پرستی ، زنا و قتل نفس.(7)
3ـ زنی كه مرتكب زنای محصنه شود، شوهر باید او را طلاق دهد.(8)
4ـ مرد می تواند با رضایت یا بدون رضایت زن او را طلاق دهد.(9)
5ـ مرد بلند قد با زن بلند قد، مرد كوتاه قد با زن كوتاه قد، مرد سفید
رو با زن سفید رو، مرد سیه چرده با زن سیه چرده ازدواج نكند.(10)
6ـ تعدد زوجات جایز است.(11)
7ـ اگر زنی به میان مردان رود و سر خود را نپوشاند، ازدواجش باطل است.(12)
8ـ احترام پدر و مادر لازم است. در صورت تعارض بین احترام پدر و احترام
مادر، احترام پدر مقدم است، چون زن وظیفه دارد از شوهر اطاعت كند.(13)
9ـ بلوغ دختران در سن دوازده سالگی و بلوغ پسران در سن سیزده سالگی است.(14)
10ـ ذبیحة غیر یهودی حرام است.
11ـ ختنه برای مردان واجب است.
12ـ كاركردن روز های شنبه حرام است.
پاورقی:
1. توضیح الملل، ج 1، ص 297.
2.عهد عتیق، سفر خروج، فصل 20.
3. معرفی كتب آسمانی، ص 80؛ تاریخ ادیان و مذاهب جهان، مبلّغی، ج 2، ص 590 و 589.
4. جان . بی . زاس، تاریخ جامع ادیان، ص 496 و 497.
5. گنجینه ای از تلمود، ص 98.
6.همان، ص 102 و 103.
7. همان، ص 115.
8. همان، ص 185.
9. همان، ص 185.
10. همان ، ص 182.
11. همان، ص 184.
12. همان، 186.
13. همان، ص 200.
14. همان، ص 181 و 92.