مشخصات سوال

حمیدرضا جون , hamid_drifter
9 آبان 88 - 10:14
راه رسیدن به عرفان چیست؟
اطلاعات بیشتر : اگه میشه توضیح رو خیلی ساده بدید


- این سوال منقضی شده است. و بهترین جواب توسط رای کاربران انتخاب شده است.
بهترین پاسخ
اکبر صبوری , asaboory
88/8/9 (10:54)
سلام

عرفان یعنی شناخت و آنچه در اینجا منظور است شناخت خداوند است و طرق مختلفی دارد
اما اگر انسان خودش را به خوبی بشناسد خدایش را خواهد شناخت
حضرت علی ع: من عرف نفسه فقد عرفه ربه
حضرت می فرمایند: هر کس خودش را بشناسد همانا خدایش را خواهد شناخت.

یا حق
  • .100%

دیگر پاسخ ها

1.    88/8/9 (15:51)
تنهارارسیدن به عرفان اتصال به منبع عرفان است ومنبع واقعی عرفان اهل بیت هستن ودر شرایط وزمان حال عارف کامل ووارسته امام زمان (عج) میباشد

2.    88/8/14 (22:02)
قبل از هر چیز از طولانی بودن پاسخ پوزش می طلبم.
چه سخن زیبایی و چه معنی بلندی! یك قدم بر خویشتن نه! آن دگر بر كوی دوست
عرفان به دو بخش نظری و عملی تقسیم می شود. بسیارند كسانی كه فقط در عرفان نظری كوشیده حتی به مقام تدریس آن نیز نائل شده اند و كم نیستند سالكانی كه فقط به عرفان عملی پرداخته اند. دسته سومی هم هستند كه نادرند، عارفانی كه دو بعد نظر و عمل را هم سو و هم وزن، به كمال رسانده اند. حقیقت امر نیز، همین است كه كمال كامل در سایه سیر علمی و عملی حاصل می شود.
اساتید اخلاق و عرفان ابتدا سیر علمی را تدوین كرده اند كه مقدمه و زمینه سیر عملی را فراهم می كند. برای نمونه، سیر علمی در منظر علامه حسن زاده آملی(دامت بركاته) به این قرار است:
مرحله اول: دروس معرفت نفس (153 درس) تألیف خود استاد علامه
مرحله دوم: اتحاد عاقل و معقول (34 درس) تألیف خود استاد علامه
مرحله سوم: عیون مسائل نفس (66 عینی) تألیف خود استاد علامه
چنانچه در كنار این دروس، از محضر استادی كه مبانی عرفان نظری را خوب می داند، بهره مند شوید، و این سیر علمی را در چند سال طی كنید، بسیار آماده سیر عملی خواهید شد. آنگاه به دروس حاشیه ای می توان پرداخت.
«شرح چهل حدیث» و «شرح دعای سحر» و «مصباح الهدایه» امام خمینی(ره) دروس این بخش را تشكیل می دهد و بهتر است این درس ها توسط استاد ارائه شود. یكی از رسالت های استاد این است كه مقدمات طی راه عملی را فراهم می كند و مقدمه این راه «اهتمام تام و تمام به شریعت و رساله احكام» است.
نگارنده این سطور وقتی به یكی ازاساتید مراجعه ای داشت تا برنامه ای و دستوری بگیرد، جواب آن بزرگوار این بود «برای اینكه سیر شما سریعتر شود، از رساله احكام شروع كنید.»
مقلد هر كه هستید رساله عملیه آن فقیه بزرگوار را سرلوحه تمام كارهای نظری و عملی خود قرار دهید و به یقین بدانید تا پایان راه سلوك، به این ره توشه نیاز هست و اصلاً فقه و عرفان در هیچ مرحله و در هیچ مرتبه ای از هم جدایی ندارند.
گذشته از این مطالب، بر ای این كه مقداری از سوز و عطش شما را فرو بنشانیم، به برخی عرصه های سیر و سلوك اشاره می كنیم. امید داریم، اگر راهنما و راهگشا بود، ما را از نتایج آن آگاه ساخته، این ارتباط دوام یابد تا زمانی كه خداوند توجه كند و خود تربیت بنده سالكش را، بطور مستقیم، بر عهده گیرد كه او ولی صالحان و مؤمنان است، (سوره بقره، آیه الكرسی)
عزم و اراده: عزم راسخ اولین ركن سیر و سلوك است. عزم آن نیروی خدادادی است كه استواری و استحكام آدمی را تضمین می كند. عزم از چند جهت اهمیت دارد:
اول: عزم و اراده همچون رشته ای است كه تمسك به آن، آدمی را از سقوط در دام نفس، شیطان و دنیاگرایی، حفظ می كند.
دوم: آنچه انسان را در مسیر رشد و كمال سیر می دهد، عزم است.
گوهر خود را هویدا كن، كمال این است و بس خویش را در خویش پیدا كن، كمال این است و بس
(میرزا حبیب مجتهد خراسانی)
سوم: عزم ركن بنیادین سلوك است. امام كاظم(ع) در دعای 27 رجب، به اهمیت عزم در سلوك الهی، این گونه تصریح نموده اند: (خدایا!) من حقیقتاً دانستم؛ بهترین توشه روندگان به درگاهت؛ بهترین زاد راه قاصدان كویت، تصمیم جدی و اراده راسخ است. اراده راسخی كه تحت اختیار توست. (خدایا!) با تصمیم جدی با تو مناجات می كنم، (و قد علمت ان افضل زاد الراحل الیك عزم اراده یختارك بها؛ حاج شیخ عباس قمی، مفاتیح الجنان، ص 254)
معنای عزم چیست؟ تصمیم جدی و قطعی و بی بر و برگرد را عزم گویند. خصوصیت عزم این است كه به انسان حالت می دهد و او را بی قرار، واله و شیدا می سازد. همچون كسی كه می خواهد مسافرتی برود، شب پیش از سفر از خواب می پرد. عزم در سیر و سلوك نیز اینگونه است. سالك بوسیله عزم، بدون اینكه اعمال زیادی را انجام داده باشد، مراتبی درونی را طی می كنند.
امام علی(ع) درباره ویژگی های پرهیزكاران می فرماید: «روز را به شب می رساند در حالی كه همواره سپاسگزار است . شب را روز می كند در حالی كه همواره با یاد حق به ذكر مشغول است (ذكر در واقع مطابق بودن اعمال با گفتارهای قرآن است)، «یمسی و همه الشكر و یصبح و همه الذكر یبیت حذرا و یصبح فرحاً».
در ادامه می فرماید: شب را به پایان می برد در حالی كه از غفلت خویش نسبت به حق می ترسد و روز را با شادی اعمال خوب كه انجام می دهد به پایان می برد، (نهج البلاغه، خطبه همان یا متقین)
تقویت دیگر اصول و اركان سیر و سلوك، مانند: ایمان، صداقت، خویشتن داری و ... به تقویت عزم بستگی دارد. دوام و قوام این اصول به عزم است.
یقظه (بیداری): بزرگان معارف و اخلاق یقظه (بیداری) را نخستین مرحله سیر و سلوك می دانند. سالك ابتدا باید بیدار شود، بعد عازم گردد.
ممكن است انسان بیدار شود ولی عزم نكند و به حركت در نیاید. در مقابل، عزم بدون حركت و رفتن هم امكان دارد. به تعبیری انسان عازم هر لحظه در تلاش و تكاپو است.
سخن گهر بار امام جواد(ع) كه اساتید اخلاق تأكید بسیاری بر آن دارند، دلیل این مدعاست؛ «با دل ها به سوی خدای تعالی آهنگ نمودن رساتر از به زحمت انداختن اعضا با اعمال است»، (القصد الی الله ثم بالقلوب ابلغ من اتعاب الجوارج بالاعمال) ، (بحارالانوار، ج 75، ص 364)
بركات عزم
1. بهره گیری از عنایت ها و توفیقات الهی. «ان الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا فلا خوف علیهم و لا هم یحزنون كسانی كه گفتند: پروردگار ما الله است، نه ترسی برای ایشان است و نه اندوهگین شوند» (احقاف، آیه 13).
در گفتن «ربنا الله» اسراری هست كه به عزم مربوط می شود.
2. شفاعت و دستگیری: سالك در طی مسیر به كمك نیاز دارد. در این حالت كسانی كه در مسیر صعود به كمالات، مقدم بر او هستند او را دستگیری می كنند. به بیان دیگر تربیت و ایصال نفوس مستعد، در سیر مدراج كمالات باطنی، بر عهده اهل بیت عصمت، بخصوص حضرت ولی عصر(عج)، است، («من اراد الله بدأبكم و من وحده قبل عنكم و من تصده توجه بكم؛ هر كه خدا را خواهد باید از شما آغاز كند، و هر كس كه بخواهد خداوند را به یكتایی و یگانگی بشناسد و پرستش كند، از تعلیمات شما آن را می پذیرد و هر كه آهنگ او را كند، به شما رو آورد (و شما را وسیله قرار دهد» (مفاتیح الجنان، زیارت جامعه كبیره).
3. جذبه: مقامات معنوی و مدارج عرفانی در سیر و سلوك فراوان بلكه بی نهایت است. انسان، با توجه به اینكه در حصار محدودیت هایی همچون كوتاهی عمر و ضعف بنیه به سر می برد، هر قدر هم ره بپیماید، باز نمی تواند به همه كمالات برسد. این جا است كه اگر او را جذب نكنند، خود او به جایی نمی رسد.
اگر دیده می شود فردی یك مرتبه از گناهان فاصله گرفته، به معنویات روی می آورد و یا كسی كه با یك موعظه، به حق و حقیقت معطوف می شود و در فاصله كوتاهی، به طهارت ظاهری و باطنی می رسد، به این حالت ها «جذبه» گویند. پس معنی جذبه این شد كه شخص قابلیتی می یابد كه به وسیله آن، [بدون اینكه مقدمه چینی و تلاش زیادی كند]، به نتیجه می رسد.
بسترهای عزم: عزمی كه درباره آثار و بركات آن صحبت كردیم، نعمت و بركتی است كه تنها بسترهای مهیا و آماده، فرودگاه و نزولگاه آن است. عزم در جان هایی ساكن می شود كه از قیود شهوت پرستی، هوامحوری و شیطان مداری رها شده باشند.
امیر بیان، حضرت علی(ع) در نهج البلاغه، به صراحت تمام فرموده اند كه: «و لا تجتمع عزیمه و ولیمه؛ عزم و اراده برای رسیدن به كمال و مقامات عالیه با سور چرانی و راحت طلبی سازگار نیست!» (میزان الحكمه، ج 12920 به نقل از نهج البلاغه، خ 241).
بعد در ادامه می فرمایند: چه بسا خواب های شب كه تصمیم های روز را از بین برده، و تاریكی های فراموشی كه همت های بلند را نابود ساخته است.»
پس عزم و عازم را علامت هایی است:
1. پارسایی و بلند طبعی در شئون اندیشه، گفتار و رفتار.
پیشوای عارفان، امام علی(ع) در طی توصیه ای به فرزند خود امام مجتبی(ع)، به ایشان و هر انسانی كه طالب رهروی است، این درس را می دهد كه: «نفس خود را از هر پستی بازدار، هر چند تو را به اهدافت رساند! «و اكرم نفسك عن كل دنیه و ان ساقتك الی الرغائب» ؛ (نهج البلاغه، نامه 31)
2. استقامت و بردباری در برابر سختی ها و نیز تدبیر و چاره جویی برای غلبه بر آنها.
استحكام، صلابت و استقامت انسان در برابر مشكلات، ریشه در عزم و اراده او دارد. انسان های مصمم و عازم، نه تنها در مقابل مصائب عقب نشینی نمی كنند و چون كوه استوارند بلكه ناهمواری های صعود به قله كمالات را با تدبیر و جدیت هموار و آسان می سازند.
3. چیرگی اراده بر هوا و هوس در نهاد انسان (نهج البلاغه، خطبه متقین)
در پایان این بخش از سخن، به این نكته اشاره می كنیم كه برای تقویت عزم لازم است در دو حیطه تلاش و كوشش شود:
- تقوا ، عفت، پروا پیشگی، پاكدامنی و پارسایی.
- دعا، ذكر، مناجات و توسل برای ایجاد عزم.
ارتقاء سطح عبودیت: یكی از والاترین مقامات معنوی «بندگی خداوند» است و بندگی راز آفرینش و فلسفه خلقت انسان است. وجود پاك خداوند می فرماید: «و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون؛ من جن و انس را نیافریدم جز برای این كه عبادتم كنند (و از این راه تكامل یابند و به من نزدیك شوند)» (ذاریات، آیه 56).
انسان با مجاهده و تلاش می تواند به مقام عبودیت برسد و بندگی خدا برای كسی مقدور و میسور است كه از بند و بندگی غیر خدا رها شده باشد.
برای بلندی و برتری این مقام همین بس كه ما در تشهد نماز ابتدا به عبودیت پیامبر(ص) اقرار می كنیم و سپس به رسالت آن بزرگوار «اشهد ان محمدا عبده و رسوله»
به راستی، بندگی ما بر چه اساس و به جه نحوی است؟ آیا خدا را از روی ترس از عذاب، یا طمع رسیدن به بهشت، یا نه، از سر محبت می پرستیم؟ اگر پاسخ این سؤال، عبادت از روی محبت است، باز این سؤال مطرح می شود كه در سایر مراحل و شؤون زندگی در چه حال به سر می بریم؟
در خواب و بیداری، در خلوت و در جمع، در خانه و در اجتماع، با چه افكار و چه كارهایی مشغولیم؟
ارتقای سطح عبودیت، نیاز به طرح و برنامه ای متین و جامع دارد. امام راحل كه به حق پیشگام اخلاق و عرفان بود در این زمینه به كتاب مفاتیح الجنان حاج شیخ عباس قمی اهتمام خاصی داشت.
در كنار «مفاتیح الجنان» چند كتاب مورد توجه ویژه راهیان كوی دوست است از جمله:
1- ترجمه المراقبات (در اعمال ماه ها)، مرحوم میرزا جواد آقا ملكی تبریزی
2- اسرار الصلوه، مرحوم میرزا جواد آقا ملكی تبریزی
محتوای این كتاب ها سالك را به چهار عمل سوق می دهد كه در مجموع «اركان چهارگانه سیر و سلوك» نامیده می شود. این اصول عبارت است از:
الف) مشارطه؛ سالك هر بامداد و نیز در هر فرصت مناسب با خود شرط می كند كه از راه هدایت (صراط مستقیم) خارج نشود. حتی اعضاء و جوارح را تلقین مثبت می دهد تا از سرمایه عمر بهترین بهره را برده، در جهت رسیدن به كمال تلاش كنند.
ب ) مراقبه؛ پس از مشارطه، باید از نفس مراقبت و مواظبت نمود تا از آنچه با او شرط شده تخلف و سرپیچی نكند. به اصطلاح باید زمام كنترل نفس را محكم گرفت.
سالك به وسیله مراقبه دو كار می كند:
1. از انحراف نفس به بیراهه ها و سقوط در رذایل اخلاقی جلوگیری می كند.
2. نفس را بر انجام اعمال شایسته وامی دارد.
ج ) محاسبه؛ سالك پس از فعالیت روزانه، به هنگام فراغت، به بررسی و سنجش كارهای روزانه خود می پردازد. اگر آنچه انجام داده، مطابق شروط انجام شده بود، شكر می كند و از خداوند توفیق روزافزون می طلبد و اگر خطا و لغزش دید، اقدام به «معاتبه و معاقبه» كه ركن چهارم سیر و سلوك است می كند. به این ترتیب كه اگر تخلف و تخطی جزئی بود، نفس را سرزنش و عتاب می كند؛ اما اگر لغزش در سطح گناه بود، علاوه بر عتاب، دست به عقوبت و مجازات نفس می زندمطالعه كنید: رساله لقاء الله ، مرحوم میرزا جواد آقا ملكی تبریزی [منظور از ارجاع به این كتاب شریف، این است كه كمیت و كیفیت «اركان چهارگانه سلوك» تحت نظارت و بررسی یك راهنما یا منبع و مرجع معتبر انجام شود تا از هرگونه افراط و تفریط در این امور جلوگیری به عمل آید]).
گر مراقب باشی و بیدار تو بینی هر دم پاسخ كردار، تو
هین مراقب باش گر دل بایدت كز پی هر فعل چیزی زایدت
ور از این افزون تو را همت بود از مراقب كار بالاتر رود
پس چو آهنگر چه تیره هیكلی صیقلی كن صیقلی كن صیقلی
تا دلت آیینه گردد پر صور اندرو هر سو ملیحی سیم بر
(مثنوی، دفتر چهارم، بیت های 2459 به بعد)
در این باره می‏توانید از كتاب‏های زیر استفاده كنید:
1- رساله لقاءاللّه میرزا جواد ملكی تبریزی
2- المراقبات میرزا جواد ملكی تبریزی

3.    88/8/15 (11:22)
سلام خوبی
پاسخ 1 درست است