مشخصات سوال

  , mazaher500
13 آذر 87 - 12:37
ذکر یونسیه . . .
اطلاعات بیشتر : لطفا در ارتباط با ذکر یونسیه اطلاعاتی ارائه بفرمایید .
کتاب - مطلب - سایت - حدیث و . . .



- این سوال بسته شده است.
بهترین پاسخ
آکام حبیبی , akam22
87/9/13 (13:04)
ذکر یونسیه یکی از ذکرهای رایج بین اهل معرفت وازعوامل موثردرپیشرفت وترقی انسان است.اکنون منزلت ممتازوبرتر((ذکریونسیه))رادرمکتب سیروسلوکی عارف صمدانی وعالم ربانی ((آخوندملا حسینقلی همدانی))یادآور می شویم.

آخوند ملا حسینقلی همدانی درزندگی خودهیچ کتابی راتدوین نکرده است وفقط حقایق الهی را درصفحه جان وسینه درخشان یک صدوهشتاد مرد پاک که به جهت درمان درد خوددرمحضر ایشان گرد آمده بودند نگاشت وآنان را مشعلی فروزان بر سر راه سالکان درطول تاریخ ساخت.



1-عارف وعالم بزرگوارحاج میرزا جوادتبریزی(ره) دردستورالعملی جامع به محقق کم نظیر شیخ محمد حسین اصفهانی معروف به کمپانی می فرماید:مرحوم مغفور استاداکبرسلوک ملا حسینقلی همدانی فرمودند: (درسجده ذکریونسیه ومداومت آن درشبانه روزترک نشود.هرچه زیادتر اثرش زیادتر.اقل اقل آن چهارصدمرتبه است)

2-حیدرآقامعجزه تهرانی :یکی از شاگردان آخوند جناب شیخ علی زاهد را مکرر زیارت کردم روزی از ایشان سوال شد که استاد شما جنا ب آخوند همدانی شاگردان خود را به چه چیز تربیت می کرد فرمود به ذکر موت.!وبه بعضی از ارادتمندان خود فرموده بود چنانچه شخصی یک سال شبها در سجده چهارصدبار این ذکر را بگوید از عالم طبیعت خارج می شود

چه بسیارافرادی هستند که دروقت تنگ دستی ونداشتن امکانات مادی به خدامتوجه می شوند وبه درگاه او سربندگی فرود می آورندوبه رازونیاز می پردازند.ولی همینکه به مال ومنال جاه و مقام رفاه و شهرت مسکن ومکنت ظاهری می رسند اسیراین اموروزندانی آنها می گردندوخودرادر حصارآنهاقرارمی دهندوچنین می پندارند که این اموربرای آنها جاودانه است وازاینکه ممکن است روزی بیاید واین اموررانداشته باشند کاملا غافلند ودچارغرور وتکبروعجب وخودبینی گردیده انددرحالی که شایسته آن است که انسان شکرگذارباشدوهیچ گاه صاحب نعمت را از یاد نبرد.

حضرت یونس(ع)احساس ایمنی می کرد.زیراکه می پنداشت که مقام بس ارجمندی نزدخدادارد وهمواره اودرپناه رحمت خدا خواهد بودوپروردگاربراوتنگ نخواهدگرفت از این رو هرچه قومش ازاوخواستندبرگردد قبول نکرد وآنهارا رهاکردوبه راه خودرفت.خداوند به خاطر این پنداشت اورادردل ماهی گرفتارکردتامتنبه گرددحضرت یونس(ع)با این ذکربه درگاهی شتافت که پناهگاه بی پناهان ویاور غم دیدگان است. زیراخداونددارای رحمتی فراگیروهمه جانبه است.پس ازآن خداوند دعای اورا مستجاب کردواز غم وگرفتاری نجات دادوبه ماهی الهام کرد تا یونس(ع)رادرکناردریا بگذارد.خداونددرآیه دیگری درباب قدرت وقوت این ذکر می فرماید:((اگریونس این تسبیح را نمی داشت تا قیامت در دل ماهی می ماند))بنابراین سبب نجات یونس(ع)این ذکرشریف استکه ازآن بعنوان ذکریونسیه یاد می شود.

خداونداین داستان را درکتاب جاودانه خود می آوردتاراه روشنی را فراروی همه مومنان درتمام زمانها بگشاید.یعنی در سراسر تاریخ تکرار این ذکر وتسبیح باعث نجات می گردد.ازاین رو بزرگان اهل معرفت ومعنا گفته اند:این ذکر در راه سیر وسلوک معنوی وطی درجات روحانی مقامی بس والا وموقعیتی ممتاز دارد وتکرار آن موجب رهیدن از هر غم وغصه ورسیدن به هر مقصد است.قرائت ذکر یونسیه در سجده و ادامه آن تا یک سال سبب تجرد روح از جسم و اتصال به ارواح و باز شدن چشم برزخی می شود


وَذَا النُّونِ إِذ ذَّهَبَ مُغَاضِبًا فَظَنَّ أَن لَّن نَّقْدِرَ عَلَیْهِ فَنَادَى فِی الظُّلُمَاتِ أَن لَّا إِلَهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَكَ إِنِّی كُنتُ مِنَ الظَّالِمِینَ (87 أنبیاء)

توضیح:

حضرت یونس یكى از پیامبران الهى بود. او زمانى دراز مردم را به توحید و یكتا پرستى فرا خواند. لیكن این دعوت و تبلیغ طولانى مردم را به راه نیاورد و آنان همچنان بر كفر خود لجاجت مى‏كردند. در این هنگام كه یونس از جهل و كفر آنان به خشم آمده بود، پیش از آن كه از خداوند اجازه گیرد از شهر خارج شد و سر به بیابان گذاشت. رفت تا به‏دریا رسید. به قدرت الهى یك ماهى بزرگ دهان باز كرد و یونس را بلعید. یونس بدون آن كه در شكم ماهى هضم شود زندانى شد ودانست این سزاى آن است كه بدون اذن الهى، مأموریت خود را رهاكرده است.

در چنین شرایطى بادلى شكسته و قطع امید از همه‏جا، دعا كرد و گفت:

لا إِلهَ إِلاَّ أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنّى‏ كُنْتُ مِنَ الظَّالِمینَ

خدایا، معبودى به جز تو نیست، منزّهى از هر عیب، به درستى كه من از كسانى هستم كه بر خود ستم كردم.

خداوند در قرآن كریم مى‏فرماید: «ما دعاى او را مستجاب كردیم واو را از غم نجات دادیم، و این‏چنین همه مؤمنان را نجات مى‏دهیم.»

حضرت یونس كه از شكم ماهى و دریاى عمیق نجات یافته بود، به‏محل مأموریت خود باز آمد و مردم هم كه در غیاب او به خود آمده بودند به گرد او جمع شدند و راه پاكى و خدا پرستى در پیش گرفتند.

چند نكته:

1) خداوند در پایان داستان یونس مى‏فرماید: «وكذلكَ نُنجِى المؤمنین؛ ما این‏چنین مؤمنان را از غم و گرفتارى نجات مى‏دهیم.» گویا داستان یونس براى این در قرآن آمده است كه این قانون كلى و سنّت همیشگى الهى بازگوشود: نجات مؤمنان گرفتار، برنامه دائمى خداست كه درهمه زمان‏ها و مكان‏ها و درتمام نسل‏ها جارى است.

پر واضح است كه این بشارت و مژده‏اى براى همه ماست.

پیامبر گرامى ما فرمود: «آیا شما را راهنمایى كنم به اسم اعظم الهى، كه هر گاه خداوند با آن اسم خوانده شود جواب دهد، و هر گاه با آن اسم از خداوند درخواست شود پاسخ دهد؟ آن دعاى یونس است كه در تاریكى‏ها خواند: «لا إِلهَ إلّا أنتَ سُبْحانَكَ إِنِّى‏ كُنْتُ مِنَ الظّالمینَ».

مردى پرسید: اى رسول خدا! آیا این دعا مخصوص یونس بود یا براى همه مؤمنان است؟ پیامبر(ص) فرمود: «آیا نشنیدى بقیه آیه را: «وَكَذلِكَ نُنْجِى المُؤمِنینَ.» (قوارع القرآن، ص‏67)

2) عارفان الهى به دعاى حضرت یونس اهمیت فراوان مى‏دهند وبدان اهتمام ورزند و آن را ذكر یونسیّه نامند.

3) دعاهاى معصومان(ع) ریشه قرآنى دارد. چرا كه آنان فرزندان قرآنند و از معرفت زلال قرآنى بهره‏مندند. امام حسین(ع) با اقتباس از دعاى حضرت یونس، در دعاى عرفه گوید:

لا إلهَ إلّا أنْتَ سُبْحانَكَ إنّى‏ كُنْتُ مِنَ الظالمینَ. لا إلهَ اِلّا أَنْتَ سُبْحانَكَ اِنّى‏ كُنْتُ مَنَ المُسْتَغْفِرینَ. لا إلهَ إلّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إنّى‏ كُنْتُ مِنَ المُوَحِّدینَ. لا اِلهَ اِلّا أَنْتَ سُبْحانَكَ اِنّى‏ كُنْتُ مِنَ الخائِفینَ. لا اِلهَ اِلّا أَنْتَ سُبْحانَكَ اِنّى‏ كُنْتُ مِنَ الوَجِلینَ. لا اِلهَ اِلّا أَنْتَ سُبْحانَكَ اِنّى‏ كُنْتُ مِنَ الرَّاجینَ. لا اِلهَ اِلّا أَنْتَ سُبْحانَكَ اِنّى‏ كُنْتُ مِنَ الرّاغِبینَ. لا اِلهَ اِلّا أَنْتَ سُبْحانَكَ اِنّى‏ كُنْتُ مِنَ المُهَلِّلینَ. لا اِلهَ اِلّا أَنْتَ سُبْحانَكَ اِنّى‏ كُنْتُ مِنَ السّائِلینَ. لا اِلهَ اِلّا أَنْتَ سُبْحانَكَ اِنّى‏ كُنْتُ مِنَ المُسَبِّحینَ. لا اِلهَ اِلّا أَنْتَ سُبْحانَكَ اِنّى‏ كُنْتُ مِنَ المُكَبِّرینَ. لا اِلهَ اِلّا أَنْتَ سُبْحانَكَ رَبّى‏ ورَبُّ آبائى الأَوَّلینَ؛

به جز تو خدایى نیست، منزّهى از عیب، من از ستمكارانم. به جز تو خدایى نیست، منزهى تو، من از استغفار كنندگانم. به جز تو خدایى نیست، منزّهى تو، من از یكتا پرستانم. به جز تو خدایى نیست، منزّهى، من از بیمناكان از عذاب توام. به جز تو خدایى نیست، منزّهى تو، من از افراد ترسانم. به جز تو خدایى نیست، منزّهى تو، من از امیدوارانم. به‏جز تو خدایى نیست، منزّهى‏تو، من از آرزومندانم. به جز تو خدایى نیست، منزهى تو، من از لا اله اِلّا اللَّه گویانم. به جز تو خدایى نیست، منزّهى تو، من از گدایانم. به جز تو خدایى نیست، منزهى تو، من از تسبیح گویانم. به جز تو خدایى نیست، منزّهى تو، من از اللَّه اكبر گویانم. به جز تو خدایى نیست، منزهى تو كه پروردگار من و پروردگار پدران پیشین منى.

چند حدیث در فضیلت این دعا

1)پیامبر گرامى(ص): «هر بیمار مسلمانى كه این دعا را بخواند، اگر در آن بیمارى (بهبودى نیافت و) مرد پاداش شهید به او داده مى‏شود، و اگر بهبودى یافت خوب شده در حالى كه تمام گناهانش آمرزیده شده است.» (قوارع القرآن، ص‏67)

2) رسول خدا(ص): «آیا به شما خبر دهم از دعایى كه هر گاه غم و گرفتارى پیش آمد آن دعا را بخوانید گشایش حاصل شود؟» اصحاب گفتند: آرى اى رسول خدا. آن حضرت فرمود: «دعاى یونس كه طعمه ماهى شد: لا اِلهَ اِلّا أَنْتَ سُبْحانَكَ اِنّى‏ كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِینَ.» (كشاف، ج‏3 ص‏132، پاورقی)

3) امام صادق(ع): «عجب دارم از كسى كه غم زده است چطور این دعا را نمى‏خواند لا اِلهَ اِلّا أَنْتَ سُبْحانَكَ اِنّى‏ كُنْتُ مِنَ الظّالِمِینَ» چرا كه خداوند به دنبال آن مى‏فرماید: «فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَنَجَّیْنَاهُ مِنَ الغَمِّ وَكَذلِكَ نُنْجِى المُؤْمِنِینَ.» (ما او را پاسخ دادیم و از غم نجات دادیم و اینچنین مؤمنان را نجات مى‏دهیم.) (خصال، ص‏218)

4) مرحوم كلینى نقل مى‏كند: مردى خراسانى بین مكه و مدینه در ربذه به امام صادق(ع) برخورد و عرضه داشت: فدایت شوم من تاكنون فرزنددار نشده‏ام، چه كنم؟

حضرت فرمود: «هر گاه به وطن برگشتى و خواستى به سوى همسرت روى،آیه وَذَا النُّونِ إِذ ذَهَبَ مُغاضِباً فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَیْهِ فَنادى‏ فِى الظُّلُماتِ أَنْ لا إِلهَ إِلّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّى كُنْتُ مِنَ الظّالِمِینَ‏را تا سه آیه بخوان، إن شاء اللَّه فرزنددار خواهى شد.» (كافى، ج‏6، ص‏10)
  • .100%

دیگر پاسخ ها

1.    87/9/13 (13:31)
ذکر یونسیه
آیت الله شیخ محمد حسین اصفهانی(كمپانی)

باری «الحَمدُ للهِ عَلی کُلِّ حالٍ» 1 از «ذِکر» سوال شده بود، گرچه زیاد است ولی مناسب حال و مقام که در قرآن، منصوص و در کلمات معصومین مأثور است، ذکر یونسیه: (لا إلهَ إلاّ اَنت سُبحانَکَ اِنّی کُنتُ مِنَ الظّالِمین) 2 است که نتیجه آن در خود قرآن منصوص است: (وَ نَجَّینَاهُ مِنَ الغَمِّ وَ کَذلِکَ نُنجِی المُومِنین). 3 و چون غم سالک، خلاصی از سِجن(زندان) طبیعت است؛ باید این مقصد بزرگ منظور بوده باشد، که نتیجه نجات از سِجن طبیعت، ارتقا به عالم قُدس است. و بدیهی است که این قِسم از نتایج، تابع لقلقه لسان 4 نیست، توجه مخصوص به مذکور(آنچه گفته می‌شود) لازم دارد و فنا در مذکور، نتیجه نجات از سِجن طبیعت و ملازم با «بقاء بالله» است و مشایخ می‌فرمودند که اقلاً چهارصد مرتبه ذاکر در سجده باشد- که اشرف حالات عبودیّت است- خیلی خوب است، خرده خرده باید زیاد شود. شاید بعضی که می‌شناسید، دو ساعت یا زیادتر این سجده را ادامه داده‌اند. بهترین اوقات، وقت سحر یا بعد از نماز عشا که وقت انحدار (پایین رفتن) 5 غذا است که نه معده پر و نه چندان خالی و ضعیف است. و البته توجه به مذکور عَلَی الاتّصال لازم است، تا غلبه حال دست دهد، و روزنه به عالم ملکوت باز شود و نفس مجرد مشهود گردد: «مَن عَرَفَ نَفسَهُ، فَقَد عَرَفَ اللهَ».

و آنچه مشایخ طریقتی در ذکر قلبی اصرار دارند، برای همین است که در ذکر لفظی توجه تامّ، غالباً دیر دست می‌‌دهد، ولی نقش در قلب بی‌توجه، یک مرتبه آن متصور نیست. پس اگر مستدام شود، البته زودتر غلبه حال رخ می‌‌دهد، و این مطلبی که عرض شد، فقط برای سرّ توجه تام بود، نه آنکه غرض ترجیح ذکر قلبی است؛ بلکه همین ذکر لفظی که موافق شرع است، و همچنین، نماز و دعا و زیارت هر کدام که با توجه باشد موثّر است.

دیگر آنکه؛ هر کس خود خواه است، باید همیشه حاضر مع‌الله باشد و لسان او از ذکر او، و قلب او از یاد او خالی نباشد و لو در بیت‌الخِلاء (دست‌شویی)؛ کما اینکه از دستورشارع و اذکاری که در بیت‌التّخلیه وارد شده، انسان می‌فهمد اهمیت یاد حق و ذکر او را.

ختم چهل روزه (عجیب و شگفت اور)ذکر یونسیه که مرحوم کشمیری (ره)فرموده اند

لا إِلهَ إِلاَّ أَنْتَ سُبْحانَکَ إِنِّی کُنْتُ مِنَ الظَّالِمِینَ

1)اول اینکه عامل(فردی که ختم را انجام میدهد) بر یگانگی خداوند ایمان داشته باشد نه در زبان بلکه با تمام وجود و با شناخت اندکی که دارد که سرلوحه همه انها یکتایی و بی همتایی خداوند در تمام صفات ثبوتی و مبر بودن او از تمام صفات سلبی است.

2)توجه کامل به وجود بی همتای خداوند و این که عامل بداند خداوند در همه حال ناظر بر عمل اوست همان طور که هنگامی که با یک نفر صحبت میکنید تمام حواس شما به اوست در اینجا نیز باید حالتی مشابه داشته باشید حال انکه در هنگام گفتن این ذکر با سرچشمه وجودو هستی صحبت می کنید.

3)پشیمانی از گذشته سرشار از کوتاهی و ناسپاسی زیرا که این ذکر طبق گفته بزرگان اهل معرفت خود نوعی توبه به درگاه باری تعالی است.

4)نیاز نیست که تنها به معنی ایه اکتفا کنید بلکه به رابطه مضموم ایه با خودتان نیز باید اهمیت بدهید .منظور اینکه در قسمت اول ایه که در یگانگی و یکتایی و منزه بودن خداوند گواهی داده می شود به عظمت خداوند در جهان هم توجه شود به نظم و هماهنگی در کره زمین و در سیارات وستاره ها و خورشیدیا حیات در خشکیها و دریاها وسایر نشانه های عظمت حقتعالی و در قسمت بعدی ذکر گناهان و کوتاهی ها و ناسپاسی هایی که انجام شده به یاد اورده مثل کفران نعمت یا کوتاهی در انجام اعمال پسندیده و...

و غرض این نیست که در هر بار خواندن ذکر تمام این مطالب دوره شود بلکه هر کدام از این دو قسمت را که باعث می شود شما بیشتر در ان لحظات قرب به حضرت دوست پیدا کنید انتخاب کنید که اکثر اوقات به هردو معنی توجه میشود.

5)زمان مناسب همانطور که قبلا گفته شد بعد از عشاء است (حدودا ساعت ده به بعد)و دلیل ان هم قبلا ذکر شد.

6) در مورد تعداد این ختم هم باید از 400 شروع شود و کم کم زیاد شود البته نیازی نیست حتما شما تعداد بشمارید بلکه از 20دقیقه که زمان تقریبی 400 ذکر است شروع کنید و ذره ذره (مثلا سه دقیقه یا پنج دقیقه)انرا زیاد کنید.قبلا گفته شد یکی از دوستان چگونه ختم گرفته بود او حدود20 دقیقه این ذکر را می خوانده و بعد انقدر می خوانده تا در سجده خوابش می برده است بسیاری از انها هم که این ختم را تجربه کرده اند این را توصیه می کنند اینجانب نیز همین طور. زیرا مرحوم کشمیری این را فرمودند.

شاید کمی دشوار به نظر اید اما ایا نتیجه کار انقدر ارزشمند نیست که این سختی ها را بجان خرید؟

ایا نیاز نیست که انسانها بخشی از شبانه روز را به مناجات با باریتعالی بپردازند حال انکه چنین نتایج عظیمی همچون:((( چشم برزخی.ارتباط با عالم ملکوت.و راهیابی به دنیای ارواح. و نورانی شدن قلب. و زدودن لکه های سیاه گناه از روح ادمی. و بسیار چیزهای دیگر))) حاصل این عمل گرانبها نزد علمای اهل معرفت و استادان و بزرگان است.

حضرت یونس پیامبر (سلام الله علیه )برای قومش خیلی زحمت کشید ولی ایمان نیاوردندو

حضرت به انها وعده عذاب دادوخود از شهر خارج شد ومنتظر عذاب برقومش ماند.

کم کم اثار عذاب که ابرهای تیره وچندش اوربود ظاهر شدند وقوم دریافتند که عذاب قطعی است .

به دنبال نجات به هر دری زدند تا اینکه مرد دانشمند وحکیمی به انها گفت :یونس که نیست ولی

خدای یونس که هست .گفت تمام خردسالان چه انسان وچه حیوان از هم سوا شوند.

شهر معرکه عظما شدوصدای گریه کودکان و ناله بزغاله ها وبره ها وتمام اصناف حیوانات و

بزرگسالان ومیانسالان وهمه وهمه ،با همین وضع به سمت کوه رهسپار شدند،وشروع به

گریه واستغاثه نمودند.ابرعذاب تا یک متری خلایق گسترده شده بود وهر لحظه به انها

نوید مرگ ونیستی می داد.چنان غوغایی دران کوه از ضجه های مردم وحیوانات پیدا شد

که دل هر بیننده ای کباب می شد.وناگهان خشم خدای مهربان برانها خاموش شد و

خدای بزرگ انهارا بخشید.

وقوم ایمان اوردند.ابرهای عذاب ومرگ از سر انها پراکنده شد ومردم با شکر خدا گویان

به سمت خانه وکاشانه خود رهسپار شدند ومشغول زندگی گردیدند .

حضرت یونس (ع )که بالای کوه منتظر هلاک قوم خود بود ،بعد از سه روز انتظار با یقین

به هلاکت قوم خویش به شهر نزدیک شد وچیز عجیبی دید.او دید که مردم در صحرا

ومزرعه مشغول کار هستند وچگونگی را سوال کرد ویکی شرح دادوینجا حضرت به

جای وارد شهر شدن وارشاد مردم از اینکه حرفش به کرسی ننشست سخت غضبناک

شد واز مردم رویگردان گشته وبه سمت دریا رفت تا شهر خود را

ترک کند.شهر حضرت نزدیک به صدهزار جمعیت داشت .

قران کریم قسمت پایانی این داستان را نقل می کند:

سوره انبیاء

آیه : 87

وَذَا النُّونِ إِذ ذَّهَبَ مُغَاضِبًا فَظَنَّ أَن لَّن نَّقْدِرَ عَلَیْهِ فَنَادَى فِی الظُّلُمَاتِ أَن لَّا إِلَهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَكَ إِنِّی كُنتُ مِنَ الظَّالِمِینَ
ترجمه :
و ذوالنون (یونس را به یاد آور) آن هنگام كه خشمگین (و با قهر از میان مردم بیرون ) رفت و گمان كرد كه (آسوده شد و) ما بر او تنگ نخواهیم گرفت ، (امّا همین كه در كام نهنگ فرو رفت و سبب آن را دانست ) پس در آن تاریكیها ندا داد كه (خداوندا!) جز تو معبودی نیست ، تو پاك و منزهی (و) همانا من از ستمكاران بودم (و نمی بایست مردم را بخاطر سرسختی شان رها كرده و تنها بگذارم

آیه : 88
فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَنَجَّیْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ وَكَذَلِكَ نُنجِی الْمُؤْمِنِینَ

پس پذیرفتیم ازاوواورا ازغم واندوه نجات دادیم وایگونه مومنان نجات می دهیم .

لاإِلَهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَكَ إِنِّی كُنتُ مِنَ الظَّالِمِینَ
این ذکر یونسیه است که در سجده گفتن ان خیلی ثواب دارد

والحمدوالله رب العالمین حمید

2.    87/9/13 (15:27)
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
دوست عزیز :
ذکر یونسیه و آثار آن - آنکس که ره معرفةالله پوید
حضرت یونس پیامبر (سلام الله علیه )برای قومش خیلی زحمت کشید ولی ایمان نیاوردندو

حضرت به انها وعده عذاب دادوخود از شهر خارج شد ومنتظر عذاب برقومش ماند.

کم کم اثار عذاب که ابرهای تیره وچندش اوربود ظاهر شدند وقوم دریافتند که عذاب قطعی است .

به دنبال نجات به هر دری زدند تا اینکه مرد دانشمند وحکیمی به انها گفت :یونس که نیست ولی

خدای یونس که هست .گفت تمام خردسالان چه انسان وچه حیوان از هم سوا شوند.

شهر معرکه عظما شدوصدای گریه کودکان و ناله بزغاله ها وبره ها وتمام اصناف حیوانات و

بزرگسالان ومیانسالان وهمه وهمه ،با همین وضع به سمت کوه رهسپار شدند،وشروع به

گریه واستغاثه نمودند.ابرعذاب تا یک متری خلایق گسترده شده بود وهر لحظه به انها

نوید مرگ ونیستی می داد.چنان غوغایی دران کوه از ضجه های مردم وحیوانات پیدا شد

که دل هر بیننده ای کباب می شد.وناگهان خشم خدای مهربان برانها خاموش شد و

خدای بزرگ انهارا بخشید.

وقوم ایمان اوردند.ابرهای عذاب ومرگ از سر انها پراکنده شد ومردم با شکر خدا گویان

به سمت خانه وکاشانه خود رهسپار شدند ومشغول زندگی گردیدند .

حضرت یونس (ع )که بالای کوه منتظر هلاک قوم خود بود ،بعد از سه روز انتظار با یقین

به هلاکت قوم خویش به شهر نزدیک شد وچیز عجیبی دید.او دید که مردم در صحرا

ومزرعه مشغول کار هستند وچگونگی را سوال کرد ویکی شرح دادوینجا حضرت به

جای وارد شهر شدن وارشاد مردم از اینکه حرفش به کرسی ننشست سخت غضبناک

شد واز مردم رویگردان گشته وبه سمت دریا رفت تا شهر خود را

ترک کند.شهر حضرت نزدیک به صدهزار جمعیت داشت .

قران کریم قسمت پایانی این داستان را نقل می کند:

سوره انبیاء

آیه : 87





وَذَا النُّونِ إِذ ذَّهَبَ مُغَاضِبًا فَظَنَّ أَن لَّن نَّقْدِرَ عَلَیْهِ فَنَادَى فِی الظُّلُمَاتِ أَن لَّا إِلَهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَكَ إِنِّی كُنتُ مِنَ الظَّالِمِینَ







ترجمه :




و ذوالنون (یونس را به یاد آور) آن هنگام كه خشمگین (و با قهر از میان مردم بیرون ) رفت و گمان كرد كه (آسوده شد و) ما بر او تنگ نخواهیم گرفت ، (امّا همین كه در كام نهنگ فرو رفت و سبب آن را دانست ) پس در آن تاریكیها ندا داد كه (خداوندا!) جز تو معبودی نیست ، تو پاك و منزهی (و) همانا من از ستمكاران بودم (و نمی بایست مردم را بخاطر سرسختی شان رها كرده و تنها بگذارم

آیه : 88





فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَنَجَّیْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ وَكَذَلِكَ نُنجِی الْمُؤْمِنِینَ

پس پذیرفتیم ازاوواورا ازغم واندوه نجات دادیم وایگونه مومنان نجات می دهیم .


لاإِلَهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَكَ إِنِّی كُنتُ مِنَ الظَّالِمِینَ
این ذکر یونسیه است که در سجده گفتن ان خیلی ثواب دارد

3.    87/9/13 (19:11)
لا اله الا انت سبحانك انی كنت من الضالمین

4.    87/9/14 (08:42)
لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین

رشته ی تسبیحم ار بگسست معذورم بدار دستم اندر ساعد ساقی سیمین ساق بود