مشخصات سوال

جواد سالاری , nimrooz42
20 مهر 87 - 09:02
سوره نساء ایه 34 کتک زدن زنان
اطلاعات بیشتر : چرا خدا در قران به مردان دستور داده اگر زنان 3 مرتبه خطا کردند آنها را بزنید


- این سوال منقضی شده است. و بهترین جواب توسط رای کاربران انتخاب شده است.
بهترین پاسخ
غلامرضا صفائی , mahdana
87/8/1 (13:51)
قرآن هرگز دستور به زدن نداده این از کج فهمی ماست
  • .100%

دیگر پاسخ ها

1.    87/7/20 (09:25)
همونطوری که اجازه اعدام و قطع دست و ... در قرآن داریم و مجازات در قرآن تعریف شده. اما اینکه هر کسی به سلیقه خود بخواد خطا را معنی کنه اشتباهه. خطا یه چیزی تو مایه های خیانته. نه غذا سوزوندن و اتو نکردن و ...

2.    87/7/20 (09:55)
سلام
اسلام دین بشارت وانذاره.همیشه اسلام راههای معتدل ومیانه را پیشنهاد کرده است.اسلم همیشه قبل از اقدامات فیزیکی سفارش به مذاکره ومصالحه دارد وحتی الامکان از برخوردهای خشونت امیز پرهیز میکند.اسلام دین رافت وعطوفت است.مگر در سایر ادیان چنین مسائلی نیست.

3.    87/7/20 (10:01)
اینجا ضرب زدن فیزیكی نیست منظور با شدت بر خورد كردن است اگر منظور زدن فیزیكی بود از كلمه جلد استفاده می شد مانند آیه2 سوره نور
البته زن هم در مورد مسایل اخلاقی مرد وظایفی دارد كه می باست به آیه128 سوره نساء هم توجه نمود

4.    87/7/20 (10:15)
در موردکتک زدن و کلمه ضربو در آیه فوق:
کلمه "ضربو" در قرآن به معنایی دیگری به غیر از کتک زدن هم استفاده شده است. از جمله:

.
سوره = النحل آیه = 74 صفحه = 275 جزء = 14 حزب= 28
فَلاَ تَضْرِبُواْ لِلّهِ الأَمْثَالَ إِنَّ اللّهَ یَعْلَمُ وَأَنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ
بنابراین براى خدا اوصافى [ همانند اوصاف موجودات ] مَثَل نزنید ، یقیناً خدا [ كُنه ذات و حقیقت صفات خود را ] می داند و شما نمی دانید .





سوره = الاسراء آیه = 48 صفحه = 286 جزء = 15 حزب= 29
انظُرْ كَیْفَ ضَرَبُواْ لَكَ الأَمْثَالَ فَضَلُّواْ فَلاَ یَسْتَطِیعْونَ سَبِیلاً
بنگر چگونه تو را به صفاتى [ چون شاعر ، كاهن ، ساحر ومی نون ]وصف می كنند در نتیجه گمراه شدند ، بنابراین قدرت ندارند راهى [ به سوى هدایت ] یابند .





سوره = الفرقان آیه = 9 صفحه = 360 جزء = 18 حزب= 36
انظُرْ كَیْفَ ضَرَبُوا لَكَ الْأَمْثَالَ فَضَلُّوا فَلَا یَسْتَطِیعُونَ سَبِیلًا
بنگر كه چگونه [ و برپایه چه امور نامعقولى ] اوصافى براى تو بیان كردند ، پس [ به سبب لجاجت ، تكبّر ، دشمنى و تعصّب ] گمراه شدند و نمی توانند راهى [ به سوى حق ] بیابند .
==============

در آن آیه هم ضربو معنی تنبه کردن می دهد نه معنی کتک زدن!!!

5.    87/7/20 (12:49)
زدن مزبور پس از طی مراحلی مثل اندرز و هشدار و قهر عاطفی و تنها در مورد زنانی است كه از ادای وظایف و حقوق زناشویی سرباز می زنند.میزان این تنبیه نیز هرگز شدید نیست و به مرحله خشونت نمی رسد چرا كه می دانیم ضرب شدید و جرح مستلزم دیه است و حتی اگر به سرخ شدن بدن بینجامد دارای دیه سنگینی است كه در كتابهای فقه در نظر گرفته شده است. به هر حال زنان و مردان وظایف و حقوقی نسبت به هم دارند و اگر زن یا مردی از آن سرباز زند اختیاراتی برای طرف مقابل ایجاد می كند.
كلا سیره اسلامی بر محبت و رحمت میان اعضای خانواده استوار است و در شرایط ویژه و در صورت اختلافات مسائل حقوقی مطرح می شوند. پیشوایان دین نیز همواره بهترین برخورد را با همسران توصیه كرده اند.

6.    87/7/20 (16:20)
اینجا ضرب زدن فیزیكی نیست منظور با شدت بر خورد كردن است اگر منظور زدن فیزیكی بود از كلمه جلد استفاده می شد

7.    87/7/20 (18:13)
خداونو فرموده ضربوا :ضربو یعنی باهاشون ضرب بگیرید یعنی چی؟خب تو موسیقی میبینی که چند تا نوازنده باید با هم هماهنگ شن با هم ضرب بگیرند تا یه آهنگ دلنوازی ایجاد شه این هم یه جور هایی یعنی اگه زن ناز میکنه نازش و بکشید با نازاش نازش و بخرید باهاش ضرب بگیرید نه این که کتکش بزنید!
اگه از جوابم خوشت اومد امتیاز یادت نره هاااااا

8.    87/7/20 (18:49)
به نام خدا

با سلام و ارزوی قبولی طاعات و عبادات

قوّامون جمع قوام است یعنی موجب استواری و محکمی خانواده و زندگی . مردان به سبب استعدادهای خدادادی که در اختیارشان قرار داده شده

نگهدارنده و اداره کننده زندگی هستند و این به معنی برتری نیست ؛ بلكه وظیفه ای است در تدبیر و تادیب و تعلیم زنان توسط مردان .

و تازه زحمتی است بر دوش آنها و زنان از این مسولیت سخت معاف شده اند و در عوض کارهای دیگری به عهده شان است .

بنابرهمین اداره امور است که اگر در زندگی ، نافرمانی و یا عدم پذیرش زن نسبت به مسولیتش صورت گرفت برای تنبیه ( به معنی آگاه کردن او )

و توجه دادن او اسلام چند راه را اجازه داده . كه اخرینش ضرب است .

ادامه مطلب شامل : 1- پیش شرط های ضرب ؛ 2- معنی و شرایط ضرب


1-اما با پیش فرض هایی كه قرار داده است ، یعنی اگر نارفرمانی كردند (نشوز) ، اولا آنها را موعظه كنید پند دهید .

اگر بازهم فایده نكرد ، از ایشان كناره گیری كنید و در بستر نیز به انها پشت نمایید

در مرحله سوم ، تنبیه بدنی كه شرایطش جلوتر خواهد آمد .


اما در ادامه آیه می گوید اگر در همان مرحله اول=موعظه بازگشتند و اطاعت نمودند ، حق ورود به مراحل بعدی را ندارید (فلا تبغوا علیهن سبیلا)


اما اگر به مرحله دوم رسید یعنی دوری گزیدن . مطمئن باشید اگر چنین رفتاری با یك خانم انجام گیرد ، بخاطر مسائل عاطفی و احساسی كه دارد

اصلا كار به مرحله سوم نمی رسد ! یعنی به محض احساس بی توجهی شوهر به او ، از نافرمانی دست خواهد كشید.


2-اما اگر كار به مرحله سوم كشیده شد شرایطی دارد :


همانطور که خاطرتان هست ، گفته بودیم که قرآن نیاز به مفسر و کلام پیامبر.ص دارد تا بفهمیم منظور چیست ؟

دوم اینکه برخی عادات جاهلی را اسلام محدود نموده و سپس در واقع از بین برده است . یکی هم زدن زنان بوده .

فرهنگ موجود جاهلی را نمی شد با برخورد چكشی از بین برد . باید آرام آرام این فرهنگ از بین می رفت .
(البته دقت كنید كه حكم خدا ربطی فقط به جاهلیت نداشت اما این توضیح برای فهم بهتر فضای نزول ایات لازم است
وگرنه توضیحات ما همان خواهد بود كه در جلوتر خواهد آمد و ربط مستقیم به فرهنگ جاهلی ندارد چرا كه احكام خداوند همیشگی است
و محدود به زمان خاصی نیست)


لذا در چنین فرهنگی عادت ضرب وشتم و مجروح نمودن زنان و خشونت با ایشان رواج داشته است . اسلام برای اینكه هم مخاطبان ان زمان خود را

متقاعد كند و با خود همراه سازد(از همان لفظ ضرب استفاده نموده) و هم برای اینكه شرایط آن را به مخاطب گوشزد نماید و

هم برای اینكه ایندگان را با حكم این ایه و شرایط آن آشنا سازد ، تفسیر آن را در كلام پیامبر اكرم(ص) آورده است كه ایشان فرمودند

این ضربه باید غیر مبرّح باشد (یعنی كبود نكند ، مجروح نكند ، شكستگی نیاورد و... )

که وسیله آن در كلام امام باقر (ع) نیز امده است كه با چوب مسواک فقط یک تلنگری حق دارید بزنید فقط جهت تذکر ؛ یعنی در واقع هیچ !!!


چنین چیز بی ارزش و سبکی اصلا زدن ندارد .



(و با این تدبیر مسائل بسیاری رفع و حل شد)



و لذا هشدار دادند که اگر این زدن موجب کبودی و یا جراحتی شود با خدا طرف هستید و روز قیامت جایی در کنار من نخواهید داشت .

و در جای دیگر فرمودند نزدیکترین شما در بهشت به من ، نرمخوترین شماست نسبت به خانواده اش است .


پس چنین دین رحمتی چگونه می تواند اجازه ضرب و شتم و خشونت دهد ؟!!!



لذا باید دقت کرد که بدون تفسیر معصوم(ع) ، در فهم قرآن دچار لغزش و بیراهه خواهیم شد .

البته سوال شما خیلی تیزبینانه طرح شده چون یکم اول و اخرش به هم نمی خوره .

چون قسمت اول در مورد نافرمانی کردن زن از مرد هست ، و نتیجه دوم در مورد وظایف مردان .

ببینید علت ولایت مردان بر زنان ، در اول آیه ذکر شده بود (قوامون) و به همین دلیل اجازه داده بود که در صورت نافرمانی زن

چنین اختیاراتی دارند .


اما زن ولایتی بر مرد ندارد که اگر نافرمانی کند اختیار برخوردی داشته باشند .

و البته فرمان و انجام وظایف با هم مفاوت استکه در هر دو صورت چنین شرایط مشابهی گذاشته نشده .

اما گوشزد کردن و امر به معروف ونهی از منکر و فهماندن اشتباه دیگران زن و مرد نمی شناسد و وظیفه همگان است

البته با رعایت تمام روش های تربیتی و روانی و دینی .

پس چون آیه مربط به ولایت مردان و نافرمانی زنان است چنین شرایطی بود .

اما وقتی شرایط فرق کند دستورات هم فرق می کند .

اما در مورد امر به رفتار نیکو با زنان صراحتا در قرآن داریم :

سوره مبارکه نساء آیه 19 :


و َعَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ ...

به نیکی با ایشان رفتار کنید .


خیلی گسترده هست و واقعا وظیفه مردان در مقابل زنان رو حساس ودشوار می کنه چه اینکه "معروف" بسیار

گسترده و شاخه پذیر است .


البته همیشه هم تاکید کرده ایم و می کنیم که دین ما دو وجه دارد قرآن و سنت ، و همه چیز را نباید در قرآن جست و از احادیث معصومین (ع) باید بهره گرفت

لذا توصیخ می کنم حتما تاپیک زیر را برای کامل شدن پاسخ خود مطالعه بفرمایید :

http://www.eteghadat.com/forum/viewtopic.php?t=1780

نکته مهمی که وجود دارد این است که فراموش نکنیم ، دین مطابق با فطرت و خلقت انسان از طرف خالقش وضع شده است .

اینکه در دین ما چه نگاهی به زن می شود دقیقا همان نگاهی است که با خلقت او هماهنگ است .

و قوانین الهی مطابق با حقایق وجودی و اجتماعی بشر است که خالق او چنین صلاح دیده است .

اگر معصومین (ع) پرده از رازهای خلقت برمی دارند ، درواقع نشان دادن نظر صرفا یک دین به یک مسئله نیست بلکه در واقع همان رازگشایی خلقت است.

برخلاف سایر اندیشه ها که ایدئولوژی ها برگرفته از مسائل است ، در دین اسلام میان ایدئولوژی و مسائل رابطه برعکس است .

متون دینی ما همگی ایینه ایی هستند از قوانین خلقت خداوند و فطرت انسان و چیز جدایی از حقایق نیستند .
در روایات ما هیچگاه ارزش زن و مرد نسبت به هم مقایسه نشده است .

همچنین در بالا عرض شد که نباید سایر اندیشه ها را با دین اسلام مقایسه کرد ، چون تفاوت بنیادین در نگاه وجود دارد اما می توانید نگاه به زن را در

فرهنگ های مختلف در لینک زیر ببینید . (ضمنا دقت نمایید که از ادیان الهی استفاده نکردم چون یک دین الهی بیشتر نداریم که همه پیامبران همان را

تبلیغ می کردند ، بقیه فرهنگ ها را به سایر اندیشه ها می توان تعبیر کرد )

http://www.eteghadat.com/forum/viewtopic.php?t=48

http://www.eteghadat.com/forum/viewtopic.php?t=266

ارزش زن بعد از اسلام :

http://www.eteghadat.com/forum/viewtopic.php?t=267

موفق باشید

9.    87/7/21 (12:54)
سلام
دوست عزیز در مورد این سوال می تونید این لینکها رو مطالعه فرمایید
http://www.cloob.com/club/article/show/clubname/javan/articleid/61330

http://www.cloob.com/club/article/show/clubname/javan/articleid/60476

التماس دعا
http://www.cloob.com/clubname/pasokh

10.    87/7/22 (22:44)
بله گفته بزنید ولی توی قرآن نگفته با چی بزنید راجع به تفسیر این آیه که از احادیث برگرفته شده گفته شده زنان را با پر مرغ بزنید که آسیب جسمی بهشون نرسه

11.    87/7/24 (00:17)
راجع به آیه 34 نساء:
« واللاتی تخافون نشوزهن فعظوهن واهجروهن فی المضاجع واضربوهن»« و آن دسته از زنانی که از سرکشی و مخالفتشان بیم دارید پند و اندرز دهید ( اگر موثر واقع نشد) در بستر از آنان دوری نمایید ( و اگر دیگر هیچ راهی نماند) آن ها را تنبیه کنید( این تنبیه از طلاق بهتر است مسلما)»

چند نکته:
این « واضربوهن» ان کتک کاری ای نیست که شما تصور می کنید. عرب در زبان به ضربه های تذکر وار هم می گوید « ضرب» مثلا« واضرب علی کتفه» یعنی « ضربه ای بر کتفش بزن» مثل اینکه من محکم می زنم بر دوش شما می گویم :« ببین آقا بار آخرت باشه ها!!!» علامه جعفری می فرماید :« منظور این نیست که با چوب و چماق بیفتید به جان زنانتان زیرا این اصلا با روح اسلام سازگاری ندارد منظور چند ضربه تذکر وار است» امام علی بن ابیطالب در تفسیر آیه فرمود:« این ضربه نباید به جرح یا خراش یا کبودی بیانجامد زیرا دیه بر او تعلق می گیرد و گناه است» شیخ طوسی(ره) می فرماید:« و اما ضرب به اتفاق فقها نباید شدید باشد بلکه آرام» و از امام محمد باقر نقل کرده است « با وسیله ای همچون مسواک باشد»( تفسیر تبیان ج3 ص 191) و همچنین در (تفسیر جوامع الجامع ج1 ص 254)


قاضی ابن براج طرابلسی( 481 ه.ق) از علما و فقهای مورد وثوق اهل سنت می گوید:« ضرب باید با چوبی باشد که دورش حوله ای پیچیده شده باشد»( المهذب ج 2 ص 264)

ثانیا در منطق مبحثی است به عنوان « دفع افسد با فاسد» و این موضوع در این جا صدق می کند زیرا چند ضربه تذکر مانند فاسد است و طلاق افسد است و برای دفع افسد ( طلاق) فاسد( تنبیه) واجب عقلایی است.

پیامبر اکرم (ص) فرمود: زن لعبت است، هر کس او را گرفت مراقب باشد که ضایعش نسازد(الکافی ج 5 ص510 ، باب إکرام الزوجة . ص : 509) و هم چنین فرمود: آیا جای تعجب نیست که کسی همسرش را بزند و آنگاه با او دست به گردن شود(الکافی ج 5 ص 509 ، باب إکرام الزوجة . ص : 509)
پس می بینیم که در اینجا رسول اکرم از زدن و تنبیه زنان نهی می کند پس دو حالت وجود دارد یا (ضرب) موجود در آیه همان ضربه های تذکر وار است یا ضربه هایی همچون ادای نذر ایوب نبی به همسرش. یا اینکه (ضرب) اصلا به معنایی ضربه زدن نیست و به معنای جدایی و انفصال زوجین از هم یا همان قهر خودمان است که ذیلا در رابطه با آن توضیح داده شده است.
موفق باشید.



در این آیه هیچ تصریحی بر «كتك زدن» صورت نگرفته است بلكه فقط در این آیه از واژه «ضَرب» (Sarb) استفاده شده است، این واژه (ضَرْب) در قرآن حدود 10 بار به كار رفته شده كه معانی آن در همه جا یكسان نیست بلكه دست كم در قرآن برای آن پنج معنای متفاوت وجود دارد: «قرار دادن» و «وضع كردن»، «مقرر نمودن»((Auferlegen) (2
«چشم پوشی و نادیده گرفتن»(bergehen) (3) و «روی برگرداندن و دوری گزیدن (Abwenden) (4).»

اندكی تأمل در مفهوم این آیه، تردیدی باقی نمی‌گذارد كه «ضَرْب» در این آیه نمی‌تواند و نباید به مفهوم «كتك زدن» باشد. بلكه تنها مفهوم مناسب برای آن «اعراض كردن و دوری گزیدن» (Abwenden) می‌باشد. چرا كه موضوع این آیات، اختلافات زن و شوهر است و به طور خاصّ به مسأله نادیده گرفتن حقوق همسری (زناشویی) از سوی زن پرداخته و می‌گوید:
«و هرگاه از تضییع حقوق خود از سوی زنان نگران می‌باشید، [با آنان گفت‌وگو‌ كنید و] آنان را پند و اندرز دهید و [اگر اثر نبخشید] در بستر مشترك، از آنها فاصله بگیرید [بدون آن‌كه بستر خواب خود را جدا كنید و چنان‌كه باز اثر نبخشید] از آنان دوری گزینید و اگر چنانكه باز اثر نبخشید و حقّ شما را ادا نكردند، شما حقّ هیچ‌گونه ستم و ظلمی را بر آنها ندارید». (5)

ملاحظه می‌شود كه اگر به جای Abwenden (دوری گزیدن) از Schlagen (كتك زدن) استفاده شود، هرگز با لحن آیه و ترتیب منطقی راه‌حلّ‌های ارایه شده هیچگونه تناسب و سازگاری ندارد. در حالی كه قرآن پس از عدم تأثیر گفت‌وگو‌ و پند و اندرز دادن، حتّی به مردان، اجازه جدا كردن بستر خواب را هم نمی‌دهد (6) و فقط به مرد توصیه می‌كند كه برای اظهار ناراحتی و نشان دادن نگرانی خود، در بستر از او فاصله بگیرد، حال چگونه می‌توان پذیرفت كه در مرحله بعد، كتك زدن را توصیه نماید؟ آیا منطقی این نیست كه حتّی اگر می‌خواهد كتك زدن را توصیه نماید باید در مراحل دیگر باشد؟

بنابر این تردیدی وجود ندارد که باید در اینجا «ضرب» را به معنای «Abwenden» دانست، یعنی پس از آن‌كه فاصله گرفتن در بستر خواب نیز تأثیر لازم را دراعلام هشدار و اعتراض به «زن» نداشت در اینصورت توصیه می‌كند كه كاملاً از او كناره بگیرد و دوری بگزیند و این «دوری گزیدن»(Abwenden) می‌تواند با جدا كردن كامل بستر خواب باشد كه بسیار منطقی‌تر می‌نماید، و نیز می‌تواند با خروج از منزل همراه باشد.

ادامه همین آیه به صراحت تمام به مردان گوشزد می‌كند:
«كه اگر همچنان حقوق شما را اداء نكردند حقّ هیچ ستم و ظلمی را بر آنان ندارید.» آیا اگر قبل از این زدن زن جایز شمرده شده بود، ظلمی بالاتر از إعمال خشونت و زدن وجود دارد و در این صورت چه معنا دارد كه قرآن در اینجا بگوید: «حقّ ندارید هیچ ستمی بر آنان بكنید».؟

خصوصاً این‌كه در آیه بعد، صورتی را پیش بینی می‌كند كه باز این شیوه (یعنی كناره گیری و فاصله گرفتن از زن) نیز مؤثر واقع نشده است در این صورت باز توصیه می‌كند كه راه جدایی و طلاق طی نشود بلكه از میان دو خانواده زن و مرد، افراد مورد قبول مسئله‌ را مورد بررسی قرار داده و بر اساس داوری و قضاوت آنان مسئله‌ پایان پذیرد و از آنجا كه از این پس به دلیل شدّت اختلاف زن و مرد، آنان خودشان توانایی برای بازگرداندن دوستی و محبت به خانواده را ندارند، از افراد مورد قبول خانواده هر كدام خواسته است كه برای بازگشت دوستی و محبت میان آنان اقدام كنند.)7)

آنچه كه گفته شد در برخی احادیث اسلامی مورد تأكید و تأیید قرار گرفته است. چنانكه امام صادق(ع) به صراحت فرموده است: «شگفت از مردی كه همسرش را كتك می‌زند حال آن‌كه اگر بر فرض كسی قرار است كتك بخورد مرد استحقاق بیشتری دارد تا زن! پس هرگز زنانتان را نزنید چرا كه در این صورت باید قصاص و مجازات شوید ولی [اگر حقوق شما را رعایت نكردند] از آنها فاصله بگیرید و ناراحتی خود را به شیوه‌های دیگر نشان دهید»

اصولاً قرآن، هرگز نگاه جنسیّتی به زن و مرد نداشته و نگاه یكسان و مشترك انسانیِ به هر دو دارد. از نظر قرآن، جوهر و ماهیتِ زن و مرد یكی است و هر دو انسان می‌باشند و در ماهیت و جوهر انسانیِ انسان هیچ تفاوتی میان افراد انسان نیست. نه جنسیّت (زن و مرد بودن) و نه ملّیت، و نه نژاد و نه دین و اعتقادات، هیچكدام در هویت و جوهر انسانی، تفاوتی و مزیّت و یا نقصانی و کمبودی ایجاد نمی‌كند.

این واقعیت وجود دارد كه متأسفانه در حلول تاریخ، برخی از فرهنگ‌ها و ارزشهای جوامع مسلمان با تفسیر‌های اسلامی آمیخته شده و ما بارها از ضرورت تفكیك و پالایش آنها از یكدیگر سخن گفته‌ایم و یكی از این ویژه گی‌های منفی و نادرست فرهنگی كه در میان جوامع نخستین مسلمان وجود داشته و به عنوان فرهنگ غالب و مسلّط در عصر نزول قرآن و ظهور اسلام بوده و خود را به تفسیر‌های اسلامی تحمیل نموده «فرهنگ مردانه» می‌باشد. فرهنگ مردانه، حتّی از «فرهنگ مرد سالار» نیز وضعیّت بدتری دارد و زن را در تحت سلطه مرد می‌داند و اساساً یكی از مهمترین و اصلی ترین رسالتهای اسلام و قرآن مبارزه با همین فرهنگ بود كه قرآن آنرا «فرهنگ جاهلیت» یعنی فرهنگ «عقلانیّت ستیز» می‌نامد. و عجبا كه همین فرهنگ. بعد‌ها در مواردی از تفسیر‌های اسلامی دخالت نموده است!

و عجب‌تر این است كه ما در این زمان و در اروپا به آن فرهنگ مشروعیت بخشیده و آن را به «قرآن مقدس» نسبت دهیم!


1. آل عمران (3) /7
2. آل عمران (3) / 112
3. زخرف (43) /5
4. کهف (18) / 11
5. نساء (4) /34
6. کلیه مفسران قرآن و لغت شناسان عرب در توضیح این قسمت آیه تصریح کرده‌اند که «واهجروهن فی المضاجع» به این معناست که در حالی که در یک بستر خواب هستید از زنان فاصله بگیرید. یعنی حتی در این مرحله توصیه می‌کند بستر خواب را هم جدا نکنید.
7. نساء (4) /35

12.    87/7/26 (00:39)
خب دستورات الهی که در قران امده غیر قابل تغیر هست

13.    87/7/30 (01:10)
وقتی دیه زن نصف مرد است ، نصف مرد ارث می برد ، شوهرش میتواند چهار همسر دائم و بی نهایت همسر موقت داشته باشد ، زن نمی تواند بدون اجازه شوهرش از منزل خارج شود و ده ها تبعیض و خفت و خواری دیگر ، کتک خوردن زن توسط شوهرش امری عادی و طبیعیست و جای پرسش ندارد !!!!!!!!!!
اما موضوع خنده دار توجیهات احمقانه ای است که برخی از پاسخگویان محترم !!! ذکر کرده اند :
برخی عدم انجام وظایف توسط زن را توجیهی برای کتک زدن مرد عنوان نموده اند ، گویی این فقط زنان هستند که ممکن است در ادای وظایفشان کوتاهی کنند و همه ی مردان از خطا مبرا بوده و به بهترین شکلی به وظایفشان عمل میکنند!!!!!!؟؟؟
برخی احمقانه تر پاسخ داده اند و در واقع صورت مساله را پاک کرده و گفته اند که ضربو به معنای کتک زدن نیست . (جل الخالق )
یکی هم گفته منظور این است که با پر مرغ بزنید !! یکی نیست از این احمق بپرسد کدام جنی در تاریخ با پر مرغ کسی را کتک زده که وی و همفکرانش دومی آن باشند ؟
اما واقعیت مطلب همان است که پاسخگوی شماره 8 به طور ضمنی به آن اشاره کرده است . دستورات اسلام مخصوص جامعه ی جاهلی 1400 سال قبل میباشد .برای زنی که در بین اعراب جاهل ، کوچکترین ارج و قربی نداشت ، زنده به گور میشد ،مانند کالا فروخته میشد ، مانند حیوان کتک می خورد و ..... دستورات اسلام در مورد زنان به واقع نهایت لطف و احترام در حق آنان بود ، ولی انصاف بدهید اگر حضرت محمد بخواهد در زمان ما و در بین مردم متمدن دستوراتی صادر کند آیا باز هم همان دستورات را صادر میکرد ؟

14.    87/8/4 (07:13)
با سلام
خدمت دوستان عزیز عرض كنم كه خیلی جالب است كه بعضی از ما همین كه خودمان را از قید و بند ! دین و ایمان رها شده می پنداریم احساس روشنفكری و با سوادی شدیدی وجودمان را آكنده میكند كه ... بیا وببین !!!
اما اگر كسی تنها شك عقلانی میكند و به دنبال جواب سؤالات خود است بدون حب و بغض از شرافت و انسانیت او سرچشمه میگیرد این احساس كه مبحث جداگانه ای دارد...
دوستان عزیز ادر این آیه از قرآن كریم كمتر كسی توجه به معنای "نشوزهن" دارد و اغلب مترجمان آنرا به سرپیچی ! و اطاعت نكردن !! ترجمه میكنند...در حالیكه لغت شناسان عرب آنرا به چیزی معنا میكنند كه ما به آن " عدم توافق دو طرف در مسایل بنیادی زناشویی" مثلا" میگوییم ..البته نمیدانم این تعبیر تا چه حد میتواند به اصل نزدیك باشد ولی فرض كنید كه زنی از شوهرش نافرمانی دارد در حالی كه گمان شوهر و دیگران به فسق و فجور و خیانت زن برود و امثالهم ...اما اگر خیانت همسر ثابت باشد كه حكم دیگر دارد در غیر این صورت نشوز معنا پیدا می كند كه تازه بعد از این بایست رفت سراغ "زدن"... بعد از نصیحت ،خواهش ،پادر میانی اقوام بزرگتر ،تذكر، قهر و ابراز نارضایتی ،و... كه همه در قرآن آمده است .
بعد "زدن " تازه یعنی چه؟؟؟ چقدر؟؟؟ ...من اگر شما را با كفدست ضربه ای بزنم زدن است.هرچند خفیف...اگر بزنم توی دماغتان زدن است . اگر بزنم كمرتان را بشكنم یا دست و پایتان را زدن است !!...عزیز من ، این زبان محاوره ماست كه این محدودیت ها را دارد و چه ربطی به زبان فصیح و پر از عمق قرآن دارد؟!
آنها كه نمیدانند یا بروند تحقیق كنند یا جسارتا" حرف زیادی نزنند خواهش میكنیم ...در دینی كه یك سیلی كه پوست را قرمز كند كفاره دارد و جریمه میشوی حتا اگر فرزندت را بزنی میشود زدن همسر را به دلخواه ترجمه كرد و قضاوت كرد ؟؟؟
اینها متخصص فن میخواهد و متاءسفانه خیلی از ما جسارت اظهار نظر به خودمان میدهیم در حالیكه مثلا" در مورد خلبانی جرات نمیكنیم بدون اطلاع پیش یك خلبان گنده گویی كنیم ولی در مورد دین و قرآن هرچه به ذهن ناقص مان بیاید به عنوان حقیقت روشنفكرانه بلغور مینماییم !!!
با عرض معذرت از تندی لحن ... به سبب كمبود مجال و تنها این لحن را مؤثر دیدم وگرنه در مباحث استدلالی كه مجال میخواهد آدم اینكاره ... یا حق