مشخصات سوال

جابر رضایی , jaber0
12 فروردین 91 - 22:20
برتری دین اسلام نسبت به دین مسیحیت و یهودی و زرتشت چیه؟
اطلاعات بیشتر : خواهشا دلایل عقلی باشه نه احادیث و روایت ممنون
جزئیات : دین مسیحیت و یهودیتحریف شدن دین زرتشت که تحریف نشده ی کتاب دارن به نام اوستا که کتاب کامل و جامعه ای است


- این سوال منقضی شده است. و بهترین جواب توسط رای کاربران انتخاب شده است.
بهترین پاسخ
سیدسعید  حسینی راد , sshr20
91/1/12 (23:21)
اولین دلیلی كه به ذهن همه ی ما میرسه اینه كه ادیان دیگر تحریف شدن اما اسلام هنوز از تحریف مصون مونده.
دومین دلیل كه مرتبط با دلیل اولی هست اینه كه دین مال خداست و خدا برای بهتر زندگی كردن ما درستش كرده پس اگه دست بشر توش وارد شد اون دین دیگه به درد نمیخوره و ادیان قبل از اسلام همگی دست خورده بهشون كه با كمی جستجو كاملا متوجه میشین
من یك دلیلشو بهتون میگم !
از كتب دینی دیگر ادیان چندین نسخه هست ! اما قرآن فقط یكیه هرجای دنیا بری همین یكیه ! ولی اناجیل چهارگانه هست عهد عتیق عهد جدید .............. یك عالمه كتابو به هم چسبوندن !
بازم سوالی بود پی ام بده
  • .100%

دیگر پاسخ ها

1.    91/1/12 (23:54)
بسم الله الرحمن الرحیم...سلام...

در درس علامه طباطبائی طلبه ای از ایشان اشکال درسی گرفت...علامه گوش دادند و سپس درس را ادامه دادند...
بعد از درس طلبه دیگری خدمت ایشان رسید و گفت جناب علامه اشکال آن طلبه وارد بود چرا حوابش را ندادید؟؟؟

علامه فرمودند که درست است که اشکالش وارد بود اما لحن سوالش به گونه ای بود که جگر و جان را میسوزاند...

به نظرم سوال شما هم از همان دسته باشد...

موفق باشید
یا علی

2.    91/1/13 (18:35)
کتاب اسمانیش که هر جا و همه اعصار کلمه واحده است و کلام خدا تحریف و دست کاری نشده کلام خدا رو کامل و بی عیب و نقص دریافت می کنی و توپ تو زمین شماست و نمی تونی برای ندانستن و نااگاهی از خودت صلب وظیفه و تکلیف کنی

3.    91/1/14 (02:56)
هدف همه دینها یکی هست... این دینها به همراه کتاب های آسمانی متعلق به زمان خودشون هستن که خدا هر کدوم از این کتابها رو که برای پیامبرش نازل کرده، که بر اساس فهم و شعور همان زمان بوده... هر کدام از پیامبران که به ترتیب آمده اند همه 1 هدف داشته اند و در واقع اگر موسی آمد ... اگر عیسی آمد همه به مذاهب قبل از خود که خدا و پیامبر خود را قبول داشتند گفتند که ما هم دنباله روی راه شما هستیم بیایید و به ما بپیوندید... ولی همه آنها فکر می کردند که دین خودشان بهتر است در صورتی که دین آنها با دین جدید هدف های یکسانی داشتند با این تفاوت که بروز هم بوده...
دین اسلام هم آخرین دین خدا بوده و کامل ترین...
توی اینترنت مقاله های علمی زیادی هست که از راز و رمز قرآن صحبت شده که تازه اینها کشف شده اند که نشون می ده واقعآ یک معجزه است که با زبان رمز خود کشفیات رو روشن میکند...
من خودم هم چند تا از اینها رو خوندم که باعث شده دانشمندای کشورای مختلف مسلمون بشن...
البته اول انسان خوب بودن مهمه...
موفق باشی...

4.    91/1/14 (20:30)
1-بهترین دین دینی است که عقلى و مستدل باشد.
دین خوب، دینى است كه اصول عقاید وبرنامه ‏هایش استدلالى باشد نه ضدّ عقل؛ براى همین است كه مى ‏گویند: در اصول دین و اصول عقاید، تقلید جایز نیست

2- با فطرت و طبیعت انسان سازگار باشد.
پیروان یك دین باید برنامه‏ هاى دینى خود را با فطرت و طبیعت خود سازگار ببینند، مثلًا انسان طبیعتاً به همسر نیاز دارد، و....

3- تحریف نشده باشد.
متأسّفانه یكى از گرفتارى ‏هایى كه براى ادیان پیشین روى داد، تحریف آنها بود.
خوشبختانه دشمنان آگاه و دوستان نادان هرگز نتوانستند هیچ گونه تحریفى در دین اسلام به وجود آورند، زیرا خداوند، خود حفاظت ونگهبانى از قرآن را به عهده گرفته است و در این باره مى‏فرماید: «انّا نحن نزّلنَا الذّكر و انّا له لَحافِظون» «1» ما قرآن را نازل كردیم و ما بطور قطع نگهدار آنیم

4- امید آفرین و روحیه‏ بخش باشد.
از نشانه‏ هاى بهترین دین و مكتب آن است كه به انسان امید و عشق بدهد. اگر
شاگردى بداند كه زحمات او در مدرسه هدر نمى رود و حتّى یك صدم نمره ‏اش مورد نظر است و عذرهاى موجه او پذیرفته مى‏ شود، با عشق خاصّى به تحصیل ادامه مى‏ دهد. در جهان‏بینى الهى، انسان عقیده دارد كه در هر لحظه زیر نظر خداست و ذرّه‏اى از اعمال خیر او غفلت نمى ‏شود و خریدار كار نیكش خداست وبهاى جان و مالش بهشت است و بر این باور است كه امدادهاى غیبى مى‏ تواند در سخت‏ترین شرایط به كمك او بیاید.

5- آینده‏ نگر باشد.
دین باید دورنگر و در فكر آینده مردم باشد، آینده را براى پیروان خود توضیح دهد و راه‏هاى سعادت و پیشرفت را با آنها در میان بگذارد

6- جامع باشد.
دین باید هم به مسایل نظرى بپردازد و هم به مسایل عملى. هم به این جهان بیاندیشد و هم آن جهان را فراموش نكند. آنچه كه مورد نیاز یك انسان و یا جامعه است در آن یافت شود. این جامعیّت به زیبایى در قرآن مشاهده مى‏ شود، زیرا مسایل مادّى ومعنوى، دنیوى واخروى در كنار یكدیگر ذكر شده‏ اند.


دو نشانه از علائم بهترین دین

1- بن‏ بست نداشته باشد.
در اسلام، راه بازگشت به روى هیچ كس بسته نیست و در بسیارى از آیات قرآن پس از بیان وضعیّت گناهكاران از توبه سخن به میان آمده است. زیرا یكى از گناهان كبیره، یأس از رحمت خداست. هیچ كس، در هیچ شرایطى نباید از رحمت خدا مأیوس شود و خود را در بن‏بست ببیند.

2- عمل به آن آسان باشد.
در دین كامل و برتر حَرَجى نیست، یعنى پیروان یك مكتب آسمانى در انجام وظایف و اعمال خود دچار سختى و دردسر نمى‏ شوند. مثلًا: جهاد بر فرد نابینا و یا بیمار واجب نیست و نمازگزار اگر آبى براى وضو پیدا نكرد، تیمّم مى ‏كند و ....

در دین خوب جایى براى وسواسى نیست، زیرا با یك لیوان آب مى‏ شود، وضو گرفت و با ده سیر آب غسل كرد.

در دین قواعد و اصولى وجود دارد كه زندگى را بر ما آسان مى‏ كند:

اصل بر این است كه همه چیز پاك است، مگر خلاف آن ثابت شود.

اصل بر این است كه اموالى كه در دست مسلمانان است از خودشان بوده و حلال است.

اصل بر این است كه همه چیز حلال است، مگر آنكه خلاف آن ثابت شود.

پس دین خوب دینى است كه دستوراتش آسان و عمل به آن نیز آسان باشد.

5.    91/1/14 (23:26)
خداوند صراحتا" اعلام میکنه که اگر آسمان و. زمین جابجا بشه نقطه ای از کلام من نمیفته. از پی آن رسولان ؛ عیسی پسر مریم را فرستادیم که تصدیق بدرستی توراتی که در دست او بود داشت و انجیل را نیز برای او فرستادیم که درآ« هدایت و روشنی دلا و تصدیق بدرستی تورات و راهنمایی(خلق) و اندرز برای پرهیزکاران بود"..... " و بحق تو (قرآن)را فرستادیم که تصدیق بدرستی و راستی همه کتب که در برابر اوست نموده و بر حقیقت کتب آسمانی پیشین گواهی میدهد .... (سوره مائده - آی 46-48)

ای مدی های دین واقعی حداقل برید کتاب خودتونو بخونید الکی نیاید به قران خودتونم توهین کنید.

دوم شما که اصلا نمی دونید چرا کتاب انجیل 4 تا هست چرا حرف میزنید حداقل برید در مورد عیسی مسیح تحقیق کنید یه حرفی بزنید.برید تحقیق کنید که تحریف از نظر میحی ها چیه ای از خدا بی خبرها مسیحیحان از تحریف به معنی جمع اوری شده اعتقاد دارند و چون در زمانی حضرت عیسی رو به صلیب میکشند کتاب انجیل واقعی هم از بین میبرند به همین دلیل 12یار حواریون او شروع میکنند نوشتن و جمع اوری کتاب انجیل که 4 تا از این انجیلها کاملتر هست(انجیل کتابی جمع اوری شده از کتاب خدا هست)

شما حتی نمیدونید بیشتر چیزای توی قران جمع اوری شده از انجیله بروید تحقیق کنید مثل کروی بودن اسمان.

من کاری به دین شما ندارم فقط جواب نااهگاهی خودتونو گرفتم.




6.    91/1/15 (21:18)
هیچ برتری وجودر ندارد چون همشون کلام خدا هستش و دین اسلام ادامه و پایان راه ادیان دیگس که اتمام حجت بشه و همه ادیان مرتبه و مقام خود را دارن و هیچ کدام برتری خاصی ندارد اگر عقل شما قادر به درک اوستا هست میتوانید به راهنمای این کتاب به سعادت مورد نظر برسین اگرنه با قران و یا هر کتاب آسمانی دیگه ای که میتونین

7.    91/1/16 (09:26)
سلام دوست عزیز ، در همه ادیان تحریف وارد شده است ولی در یکی نسبتش کم و در یکی نسبتش زیاد است یعنی اینکه ادیانی مثل یهودیت و مسیحیت تحریف در آن ها زیاد است یعنی تا جایی که بزرگان این ادیان به راحتی میتوانند محتویات این کتوب الهی را به سود خود تغییر دهند در اسلام هم تحریف وارد شده که بیشتر در زمان خلفای سه گانه لعنت... علیهما بوده است و هم چنین در کتاب زرتشت هم همین است اما دلیل اصلی این است که در همه کتوب این ادیان از امدن یک منجی خبر داده است اما متاسفانه در کتاب مسیحیت و یهودیت تحریف وارده آن را تغییر داده است در دین زرتشت نیز منجی را یک نفر به نام سوشیانت اعلام کرده که بر خلاف قران است که در اسلام به ظهور منجی عالم بشریت حضرت مهدی(عج) آورده است .امیدوارم پاسخ خود را گرفته باشید اگر نه که با پیام شخصی به بنده اطلاع دهید تا به شما توضیح دهم........ .
یا حق

8.    91/1/17 (19:25)
ادیان غیر الهی که از اساس باطل هستند و دلایل حقانیت و برتری اسلام نسبت به سایر ادیان الهی متعدد است.
1. زنده و جاوید بودن معجزه دین اسلام؛ چون معجزه اصلی این دین «قرآن» است، که از نوع کتاب و منطق و دانش است (بر خلاف معجزه انبیای گذشته که از نوع امور محسوس بوده است) و به همین جهت همیشه زنده است و مختص به زمان حیات پیامبر اسلام (ص) نیست.

علاوه بر این که قرآن با اعلان تحدی و مبارز طلبیدن دم به دم به جهانیان حیات و جاودانگی خود را اعلام می نماید: «وَ إِن كُنتُمْ فىِ رَیْبٍ مِّمَّا نَزَّلْنَا عَلىَ‏ عَبْدِنَا فَأْتُواْ بِسُورَةٍ مِّن مِّثْلِهِ؛[بقره/23] و اگر درباره آنچه بر بنده ی خود نازل کردیم شک و تردید دارید یک سوره همانند آن بیاورید.»



2. تحریف نشدن قرآن یعنی هیچ تغییر و دگرگونی در او ایجاد نشده است. خداوند وعده داده که من قرآن را حفظ می کنم:

«إِنَّا نحَنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لحَافِظُونَ؛[حجر، 9] ما قرآن را نازل كردیم و ما بطور قطع نگهدار آنیم.»

و عملا نیز این حفاظت با برنامه های پیامبر (ص) و تدابیر الهی محقق شد. اموری مثل اینکه: به عده ای (که به کاتبان وحی معروفند) دستور می دادند تا آیات و سوره ها را مکتوب نمایند. اصحاب و یاران خود را تشویق فراوان می نمودند که قرآن را حفظ نمایند، ترغیب به قرائت آن که دقیقاً باید الفاظ با خصوصیات لفظی و تجویدی قرائت گردد نه صرف مطالعه و دریافت مفاهیم. و ... .[1] و این عوامل باعث شده تا قرآن از آفت تحریف مصون بماند. این در حالی است که مسیحیان با داشتن حداقل چهار انجیل نمی توانند از محفوظ ماندن انجیل بگویند. و تورات نیز به شهادت قرآن دچار تحریف شده و مطابق تاریخ سوزانده شده و سالها بعد، مقداری از آن، توسط یک مدعی نوشته شده است.


3. سومین راه برای اثبات حقانیت اسلام، توجه به مسأله خاتمیت پیامبر اسلام (ص) است. چون متون دینی اسلام[2] تأکید دارند که پیامبر اسلام آخرین پیامبر خداست و بعد از او پیامبری نخواهد آمد.
«مَّا كاَنَ محُمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِّن رِّجَالِكُمْ وَ لَكِن رَّسُولَ اللَّهِ وَ خَاتَمَ النَّبِیِّنَ؛[احزاب/40] محمّد (ص) پدر هیچ یك از مردان شما نبوده و نیست ولى رسول خدا و ختم‏ كننده و آخرین پیامبران است»

و در همه جوامع بشری آخرین دستورالعمل یک مدیر و کارفرما، ملاک عمل قرار می گیرد و لازم الاجراء خواهد بود، و با آمدن دستورالعمل جدید، قبلی ها خود به خود ملغی می شوند. و در متون دینی ادیان دیگر نیامده که پیامبرشان آخرین فرستاده خداست، بلکه به نوعی؛ بشارت به ظهور پیامبر اسلام را به پیروان خود داده اند.[3] یعنی به نوعی موقتی بودن خود را بیان نموده اند.



4. مسأله جامعیت اسلام است، که اسلام در ابعاد مختلف و متعدد روحی و روانی فردی و اجتماعی و مادی و معنوی زندگی انسان دارای تعالیم است. برای شناخت بیشتر جامعیت و برتری مفاهیم دینی اسلام باید مطالعه مقایسه ای بین محتوای متون مقدس دین اسلام و محتوای ادیان دیگر صورت گیرد و در آن صورت برتری و جامعیت تعالیم دینی اسلام در ابواب اعتقادی، توحید و صفات خداوند، و اخلاق فردی و اجتماعی؛ حقوق، اقتصاد، سیاست و حکومت و ... آشکار و روشن می شود.



5. در میان ادیان الهی موجود در جهان امروز تنها دینی که دارای تاریخی زنده و معتبر است اسلام است که مورخان حتی جزئیات دوران کودکی پیامبر را نیز ضبط کردند در حالی که بقیه ادیان دارای سند تاریخی معتبر نیستند و به همین جهت برخی از متفکران غربی حتی در وجود حضرت عیسی(ع) شک دارند و اگر قرآن ما مسلمان ها نام حضرت مسیح و دیگر انبیا را ذکر نمی کرد شاید دین مسیح و یهود و پیامبرشان دارای چنین رسمیت و رواجی در جامعه بشری نبودند.[4]



درباره مذهب نیز باید گفت:

متأسفانه مسلمانان نیز همانند اقوام و صاحبان ادیان گذشته به مذاهب گوناگونی متفرق شدند و قطعاً همه ی آنان بر حق نخواهند بود، پیامبر گرامی اسلام فرمود: «ان امّتی ستفرق بعدی علی ثلاث و سبعین فرقة، فرقة منها ناجیة، و اثنتان و سبعون فی النار». پیروان من بعد از من به هفتاد و سه فرقه متفرق خواهند شد، تنها یک گروه نجات پیدا می کنند و هفتاد و دو فرقه دیگر اهل آتش خواهند بود.[5] مذهب حقه و فرقه ناجیه در میان مذاهب اسلامی مذهب اهل بیت (شیعه اثنی عشری) است و تشیع، همان اسلام راستین و حقیقی است. پیامبر گرامی اسلام فرمود: «ایها الناس انی ترکت فیکم ما ان اخذتم به لن تضلوا، کتاب الله و عترتی اهل بیتی؛ مردم! من در میان شما چیزی به ودیعت نهادم که اگر بدان اخذ کنید هرگز گمراه نخواهید شد، کتاب خدا و عترت خودم، یعنی اهل بیتم»[6]
ابوذر غفاری صحابی ثقه و جلیل القدر پیامبر خدا (ص) نقل می کند: «سمعت النبی (ص) انه قال: الا ان مثل اهل بیتی فیکم مثل سفینة نوح فی قومه، من رکبها نجی و من تخلف عنها غرق؛ بدانید: من از پیامبر (ص) شنیدم که فرمود: مثل اهل بیت من در میان شما مثل کشتی نوح برای قوم نوح است، هر که در این کشتی نشیند نجات یابد و هر که تخلف کند غرق گردد».[7]



اساس و پایه مذهب تشیع، توحید و عدل و نبوت و امامت و معاد است، و شیعه قائل به امامت دوازده امام معصوم(ع) به عنوان جانشین پیامبر اسلام (ص) می باشد که اول آنان علی (ع) و آخر آنها مهدی (ع) است.
در روایات وارده از رسول گرامی اسلام به تعداد و حتی نام های دوازده امام معصوم(ع) تصریح شده است. روزی عبدالله بن مسعود در میان جمعی نشسته بود که عربی بیابانی پیدا شد و از آنان پرسید کدامیک شما عبدالله بن مسعود هستید؟ عبدالله جواب داد: من. عرب پرسید: هل حدثکم نبیکم کم یکون بعده من الخلفاء؟ قال: نعم، اثناعشر، عدد نقباء بنی اسرائیل. آیا پیامبر شما، تعداد جانشینان بعد از خودش را برای شما بیان کرد؟ - آری، دوازده نفر، به تعداد نقیبان بنی اسرائیل.[8]



دلیل ما بر حقانیت تشیع قرآن و سنت است، خداوند در قرآن به ما دستور داده است تا از خدا و رسول و اولی الامر که طبق تصریح رسول اکرم (ص) همان امامان شیعه اند پیروی کنیم. و آیات فراوانی از قرآن به مساله امامت گره خورده است، آیاتی چون:

«إِنَّما وَلِیُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذینَ آمَنُوا الَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ؛[مائده/55] جز این نیست كه ولىّ شما خداست و رسول او و مؤمنانى كه نماز مى‏ خوانند و هم چنان كه در ركوعند انفاق مى‏ كنند.»

«یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ؛[مائده/67] اى پیامبر، آنچه را از پروردگارت بر تو نازل شده است به مردم برسان. اگر چنین نكنى امر رسالت او را ادا نكرده ‏اى.»

«الْیَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دینَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْكُمْ نِعْمَتی‏ وَ رَضیتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دیناً؛[مائده/3] امروز دین شما را برایتان كامل، و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را براى شما به عنوان آیینى (استوار و پایدار) پذیرفتم.»

«إِنَّما یُریدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَكُمْ تَطْهیراً؛[احزاب/33] خداوند فقط مى‏ خواهد پلیدى و گناه را از شما اهل بیت دور كند و كاملًا شما را پاك سازد.» و ... .



پیامبر(ص) نیز به تصریح تاریخ و روایات همواره از امیرالمؤمنین علی(ع) به عنوان وصی و جانشین خویش یاد می فرمود، چنانکه طبرسی در تاریخ خویش نقل می کند:« هنگامی که آیه "وَ أَنْذِرْ عَشیرَتَكَ الْأَقْرَبینَ؛[شعراء/214] و خویشاوندان نزدیكت را انذار كن." نازل شد پیامبر(ص) به خویشان خود فرمود: خدای متعال به من دستور داد تا شما را به سوی او دعوت کنم، پس هر کدام از شما که مرا در این امر یاری کند برادر و وصی و جانشین من خواهد بود، علی (ع) فرمود: من ای رسول خدا در این راه تو را یاری خواهم کرد، پیامبر دست در گردن علی (ع) انداخت و فرمود: همانا این (علی) برادر و وصی و جانشین من در میان شما است، از او بشنوید و مطیع او باشید. خویشان پیامبر (ص) در حالی که می خندیدند برخاستند و به ابوطالب به تمسخر گفتند: او به تو دستور داد تا مطیع پسرت باشی و فرمانبردار او باشی.»[9]


پیامبر در آخرین سال عمر خویش، در برگشت از حج که معروف به حجة الوداع گردید، در منطقه غدیر خم رسماً علی بن ابیطالب(ع) را به عنوان امام و زمامدار مسلمین منصوب و معرفی فرمود و به همه حاضران دستور داد تا با علی به عنوان امیرالمؤمنین بیعت نمایند و این سخن معروف آن حضرت در آن روز است که فرمود: «من کنت مولاه فهذا علی مولاه؛ هر کس که من زعیم و فرمانروای اویم علی (ع) نیز مولی و فرمانروای اوست» و این حدیث از احادیث مشهوره و متواتره اسلام است.


این مطالب، گوشه ای از انبوه دلایل عقلی و نقلی حقانیت دین مبین اسلام و برتری مذهب تشیع است، در صورت علاقمندی به کسب اطلاعات بیشتر می توانید به منابع ذیل مراجعه کنید:


الف. تفسیر نمونه، ج1، ص283؛ ج11، ص8؛ ج20، ص380.
ب. حق جو، حق شناس؛ ترجمه المراجعات، علامه سید عبدالحسین شرف الدین.

[1]. راه سعادت، ص 22 و 215 و 24 و 25.
[2]. صحیح بخاری، ج 4 ، ص 250.
[3]. راه سعادت، ص 226 تا 241 – انجیل یوحنا 21: 41.
[4]. مجموعه آثار شهید مطهری، ج 16، ص 44.
[5]. خصال، ص 585.
[6]. کنزالعمال، ج 1، ص 44 باب الاعتصام بالکتاب والسنة.
[7]. المستدرک علی الصحیحین، ج 3، ص 151.
[8]. خصال، ص 467.
[9]. تاریخ طبری، ج 2، ص 320؛ طبع مصر، و کامل ابن اثیر، ج 2، ص 41، طبع بیروت.

http://www.soalcity.ir/node/691

همچنین به لینک ذیل مراجعه فرمایید:

http://www.soalcity.ir/node/1646


9.    91/1/20 (23:44)
سلام
دینی که منسوخ باشد به دینی دیگر خود ناسخ بودن دلیل عقلی می باشد و احتیاج به چیزی دیگر نمی باشد

10.    91/1/26 (16:34)
دلیل آن است كه ما دین اسلام را در زمان كنونی دین برحق و تنها دین قابل پیروی و تبعیت می دانیم و در نتیجه معتقدیم به حكم عقل باید از این دین تبعیت نمود ؛ البته ممكن است پیروان هر دین دیگری نیز همین باید را در قبال دین خود مطرح نمایند و دین خود را دین حق و برترین دین در زمان كنونی قلمداد نمایند ؛ پس در این وضعیت هم تنها ابزار و وسیله ای كه به واسطه آن می توان در بین این ادعاها داوری نمود ، همان عقل و خرد بشری است .
در حقیقت باید با انصاف و به دور از هر گونه پیش داوری به داوری میان دلایلی كه پیروان ادیان گوناگون در حقانیت دین خود اقامه می كنند پرداخت . دلایل منطقی و مستدل را بر دیگر دلایل برتری داد . حق را از باطل شناخت ؛ اما ما بر اساس كدام دلایل اسلام را در زمان كنونی دین حق و تبعیت از آن را لازم می دانیم ؟
نگاه ما نسبت به دیگر ادیان چیست . از نظر قرآن کریم، دین خدا از آدم تا خاتم یکی است و اختلاف در دین وجود ندارد. همه پیامبران به یک مکتب دعوت می‏کرده‏اند. اصول مکتب انبیا که دین نامیده می‏شود، یکی بوده است.
تفاوت شرایع آسمانی در یک سلسله مسایل فرعی و شاخه‏ای بود، که به حسب مقتضیات زمان و خصوصیات محیط و ویژگی‏های فکری وفرهنگی مردمی که دعوت شده‏اند، متفاوت می‏شد.اما در واقع همه این ادیان وشرایع مختلف، شکل‏ها و صورت های متفاوت از یک حقیقت و در مسیر یک هدف و مقصود بوده اند .
تفاوت اساسی ادیان در سطح تعلیمات شان بوده که پیامبران بعدی به موازات تکامل بشر در سطح بالاتری تعلیمات خویش را القا کرده‏اند؛ مثلاً تعلیمات اسلام در مورد مبدا و معاد و جهان و معارف پیامبران پیشین از نظر سطح تكالیف و عمق معارف نسبت به ادیان قبل تفاوت بسیاری دارد. به تعبیر دیگر بشر در تعلیمات انبیا مانند یک دانش‏آموز بوده که او را از کلاس اول تا آخرین کلاس بالا بردند.
از نظر قرآن همه آن چه وجود داشته و پیامبران عرضه کرده‏اند، دین بوده ، نه ادیان، که نام آن " اسلام" است. البته مقصود این نیست که در همه دوره‏ها دین خدا با این نام خوانده می‏شد، بلکه مقصود این است که حقیقت دین، دارای ماهیت تسلیم و عبد محض بودن در برابر خدا است که بهترین معرف آن لفظ « اسلام» است. (1) از این رو قرآن می‏گوید:
"ان الدین عند الله الاسلام؛ دین نزد خدا اسلام است".(2) یا می‏گوید: "ابراهیم نه یهود و نه نصرانی، بلکه حقجو و تسلیم فرمان خدا (مسلمان )بود". (3)
پس دین خدا که از طرف پیامبران الهی عرضه شده، یکی بوده است، با آن خصوصیتی که گفته شد و مردم در دوران‏های پیامبران موظف بوده‏اند از شریعت پیامبر زمان خود كه بر اساس رشد فكری و ظرفیت های انسانی تكامل یافته پیروی نمایند، به لحاظ این که در آن زمان دین به شکل کامل تر از زمان گذشته عرضه می‏شود تا آن كه این مسیر به دوران خاتمیت و ارائه كامل ترین شریعت و دستورعمل نهایی برای بشر منتهی گردد .
در هر حال با پایان دوران عمل و توجه به تعالیم یك دین به امر خداوند و آمدن پیامبر و شریعت جدید ، دیگر عمل به آن دستورات قبلی عین مخالفت با اراده خداوند و ضد عبودیت و تسلیم در برابر اوست ، در نتیجه در هر مقطع زمانی پیروی از یك دستور عمل مصداق تسلیم و تعبد و بندگی مطلق در برابر خداوند - كه عامل اصلی كمال و سعادت بشر محسوب می شود - است .
پس می توان نتیجه گرفت همه پیروان راستین ادیان آسمانی گذشته در زمان انبیای خود - و حتی کسانی که با برهان ودلایل قابل قبول نزد عقل وخرد بردین انبیای گذشته باقی ماندند و از ادیان جدید مطلع نشده یا زمینه تحقیق برای شان فراهم نشد، ولی در دین خود و پیروی از فرامین شریعت خود صادق بودند -، مسلمان محسوب می شوند و دین و دینداری آن ها در قیامت مورد قبول قرار خواهد گرفت .هرچند یهودی یا مسیحی و...بودند.
با آمدن دین جدید وکامل تر ، هر مومن خداپرستی باید به دین جدید گرویده، لااقل در مورد ادیان احتمالی به بررسی وتحقیق بپردازد.اصرار بر باقی ماندن بر دین گذشته، درجا زدن و مخالفت با دستور الهی وسفارش انبیای پیشین و لجاجت و خلاف تسلیم بودن است .
پس همه ادیان آسمانی برحق هستند اما تنها در زمان خودشان یعنی قبل از ظهور پیامبرِ صاحب شریعت بعدی، دین حق و برگزیده خداوند برای انسان های همان عصر و زمان محسوب می شوند؛ اما در زمان كنونی كه ادیان مختلفی وجود دارند نمی توان همه را بر حق دانست و باید به دنبال دین حق در زمان كنونی ، آن هم به مدد عقل و برهان گشت .
این تحقیق و بررسی دارای لوازم و شرایطی است كه اكنون در مقام بیان آن نیستیم ، اما بعد از تحقق این شرایط و ایجاد بستر مناسب برای این تحقیق، باید به شكلی برابر و مساوی به آموزه های اصیل و مبنایی همه ادیان مراجعه نمود . آن ها را یك به یك بررسی نموده و با هم سنجید ؛ در واقع مهم ترین راهكار در این مسیر مراجعه به منابع اصیل ادیان موجود برای داوری است .
اما بر اساس یك اصل دقیق عقلانی می توان كار را ساده تر نمود .یعنی به جای بررسی همه منابع ادیان گوناگون، ابتدا به تحقیق و بررسی تعالیم و مفاهیم اسلام پرداخت ، زیرا اسلام به همه ادیان آسمانی قبلی معتقد بوده ،به پیامبری پیامبران آن ها باور دارد . این ادیان را دین حقیقی بشر در زمان خودشان می داند ، اما در عین حال معتقد است كه با آمدن پیامبر و شریعت بعدی ،دیگراین ادیان و شریعت شان از اعتبار و حجیت ساقط می شوند و نمی توان همچنان بر آن ها باقی ماند .
اما پیروان ادیان آسمانی هیچ كدام دین اسلام را برحق نمی دانند و گرنه اعتقاد به دین و شریعت خودشان نامعقول و نادرست خواهد بود ، چنان كه یهودیان هنوز به آمدن مسیح باور ندارند و مسیحیت فعلی را دین حقیقی نمی انگارند ؛ به همین خاطر اگر ثابت شود كه اسلام دینی برحق بوده و واقعا پیامبری به نام حضرت محمد صلی الله علیه و آله وسلم از سوی خداوند آمده ، می توان یقین پیدا نمودكه دین حق در زمان كنونی اسلام است و در این مسیر مقایسه و بررسی دیگر ادیان ضرورتی ندارد .
اما فارغ از این امر ما برای برحق دانستن اسلام در زمان كنونی در برابر دیگر ادیان دلایل مختلف دیگری هم داریم ،همان طور كه پیروان هر دین دیگری هم دلایل گوناگونی در برتری دین خود ارائه می دهند ؛ اما مهم ترین و بهترین داور در این مقام همان عقل و دانش بشری است .
با اندكی تامل می توان دریافت كه در ابعاد مختلف دین اسلام نسبت به دیگر ادیان از برتری برخوردار است و در نگاهی مقایسه ای نمی توان دینی برتر از اسلام برای این زمان یافت .
روشن ترین نكته در این خصوص آن است كه كتاب‌های آسمانی پیامبران صاحب شریعت كه در بردارنده قوانین الهی بودند و محتوای دین آنان محسوب می شدند، به مرور زمان به كلی محو شدند و یا دستخوش تحریفات جدی قرار گرفتند؛ چنان كه تورات موسی(ع) مورد تحریف های فراوان قرار گرفته ، همچنین چیزی به نام انجیل عیسی(ع) باقی نمانده است، بلكه از دست نویس های افرادی كه از پیروان حضرت موسی و عیسی(ع) شمرده می شدند، مجموعه هایی تهیه شد و به نام کتاب مقدس ( عهدقدیم و عهد جدید ) معرفی گردیده است.
هر شخص بی غرضی كه نظری بر عهدین (تورات و انجیل فعلی) بیفكند، خواهد دانست كه هیچ كدام از آنها كتابی كه بر موسی(ع) یا عیسی(ع) نازل شده، نیست. به عنوان مثال تورات خدا را به صورت انسانی ترسیم می‌كند كه نسبت به بسیاری از امور آگاهی ندارد(4) و بارها از كار خود پشیمان می‌شود،(5) با حضرت یعقوب كشتی می گیرد و نمی تواند بر او غالب شود و سرانجام التماس می كند كه از او دست بردارد تا مردم خدا را در چنین حالی نبینند. (6)
وضع انجیل از تورات مشکل تر است، زیرا اوّلاً چیزی به نام كتابی كه بر حضرت عیسی(ع) نازل شده، در دست نیست . مسیحیان چنین ادعایی ندارند كه انجیل فعلی كتابی است كه خدا بر حضرت عیسی(ع) نازل كرده، بلكه محتوای آن گزارش هایی است منسوب به چند تن از پیروان حضرت و علاوه بر تجویز شرب خمر، ساختن آن را به عنوان معجزه عیسی قلمداد می‌كند.(7) .
از كتاب مقدس زرتشتیان هم جز مقداری دعا و مناجات باقی نمانده است ، در حالی كه منابع اصیل دین اسلام یعنی كتاب آسمانی و وحیانی به دلایل گوناگون كاملا دست نخورده و سالم باقی مانده و به علاوه گزارش های روشنی از سنت و سیره پیامبر و جانشینان او در دست است كه هدایتگر پیروان اسلام به سعادت و رستگاری است .
به علاوه امتیاز محتوایی تعالیم اسلام بر دیگر ادیان موارد عدیده ای است كه از آن میان به چند مورد اشاره می كنیم :
1- جامعیت:
یکی از دلائل کامل بودن دین اسلام، جامعیت آن است. جامعیت بدان معنا است که در اسلام همه قوانین و مقرّرات مورد نیاز انسان‏ها پیش بینی شده است ؛ در اسلام، احکام و قوانین منحصر در زندگی فردی انسان‏ها نیست، بلکه تمام ابعاد زندگی اجتماعی را نیز در بر دارد، چرا که زندگی فردی و اجتماعی انسان از هم قابل تفکیک نبوده و بسیاری از امور فردی، در زندگی اجتماعی و بالعکس تأثیر دارند . در حالی که ادیان موجود تنها به برخی از ابعاد فردی و یا اجتماعی انسان توجه داشته ،در بسیاری از امور هیچ دستور وهدایتی برای پیروان خود ندارند .
2- هماهنگی با مقتضیات زمان:
یکی از ویژگی‏های بسیار مهم اسلام همسویی آن با شرایط زمان است؛ یعنی قوانین اسلام علاوه بر جامعیت به گونه‏ای تشریع شده که پاسخگوی نیازهای انسان‏ها در همه زمان‏ها است؛ از این رو اسلام بعد از گذشت چندین قرن بالنده و پویا ظاهر شده و در مقام پاسخ گویی نیازهای مردم اظهار عجز نکرده است.
محقق مشهور «مارسل بوازار» می‌نویسد: «احکام و قوانین اسلام به پرسش‏های معاصر پاسخ داده است...».(8) یکی از امتیازات اسلام نسبت به ادیان دیگر همین است که ادیان دیگر پاسخگوی نیازهای زمان خود بودند، حال آن که اسلام پاسخگوی نیازهای انسان‏ها در طول تاریخ می‌باشد. یکی از علل خاتمیت اسلام را در همین ویژگی باید جستجو نمود.
همسویی اسلام با شرایط زمان بدان معنا نیست که قوانین اسلام با شرایط زمانی تغییر یابد، بلکه معنایش این است که هرگاه احتیاجات و حوادث و مقتضیات زمان به اسلام عرضه می‌شود، می توان پاسخ پرسش ها را از منابع ومبانی آن دریافت و اسلام پاسخگوی جدیدترین پرسش هاست .
3- تلفیق دنیا و آخرت:
یکی از دلایل مهم کامل بودن دین اسلام در آمیختگی دنیا و آخرت ظهور می‌کند. اسلام با اصل دنیا و مواهب آن مبارزه نکرده و رهبانیت را نپذیرفته ، بلکه دین اسلام دنیا را پل ارتباطی آخرت دانسته است. از این رو نخست تعریف دقیق از دنیا ارائه داده و به زندگی انسان‏ها سمت و سو داده و همگان را به فعالیت در دنیا فرا خوانده است. از سوی دیگر اسلام مردم را به آخرت گرایی فراخوانده و از دنیا گرایی بر حذر داشته، این در حالی است که برخی از ادیان نیز دنیا گریزی را مطرح کرده‏اند، چنان که برخی دیگر آخرت گریزی را مطرح کرده‏اند.
شهید مطهری در این خصوص می‌نویسد: «در جامعه‏های کهن همیشه یکی دو چیز وجود داشت: یا آخرت‌گرایی و زندگی گریزی و یا زندگی گرایی و آخرت گریزی. اسلام آخرت گرایی را در متن زندگی گرایی قرار داد. از نظر اسلام راه آخرت از متن زندگی و مسئولیت‏های زندگی دنیا می‌گذرد».(9)

(استاد مرتضی مطهری)