مشخصات سوال

  , chakavak_1992
20 بهمن 90 - 10:44
کاهش وزن-سیاهی رفتن چشم-سر گیجه-عدم تعادل
اطلاعات بیشتر : سلام.کسی رو می شناسم که جدیدا با کاهش وزن اندک(یک الی دو کیلو) ولی آنی مواجه شده،کم غذا و کم طاقت شده،سیاهی رفتن چشم،بعضی مواقع عدم تعادل و سر گیجه هم داره...
می خواستم اگر مورد مشابهی دیدین بهم بگین که ممکنه چه بیماری ای داشته باشه؟ و اصلا مهم هست؟باید به چه متخصصی مراجعه کنه؟ و یا چه آزمایشی بده؟
ممنون



- این سوال بسته شده است.
بهترین پاسخ
شمس خلیلی , recotech
90/11/20 (12:30)
علیکم السلام.

اولاً، «کسی رو می‌شناسم» که نشد تاریخچه.

جنس، سن، مقدار وزن کنونی، وضعیت گوارش، تغذیه(یعنی چی می‌خوره، دفعات اجابت مزاج و کیفیت مدفوع؛ نه اینکه کم غذا یا پرغذا)، زندگی پر تحرک داره یا کم تحرک، ورزش می‌کنه یا فقط تماشا می‌کنه تو تلویزیون، تنفس، ادرار، فشار خون، اگر زن است، وضعیت قاعدگی و...

تازه بعد می‌رسیم به علائم غیرعادی.

علائمی که گفتی، بسیار عمومی هستن. در اینجور موارد، اگر در خلال معاینه علائم جدید و شاخصی به دست نیاد، یا بدست بیاد و نیاز به تأیید داشته باشه، طیفی از آزمایش‌ها رو از خون و تیروئید تا ردیابی خونی آنزیم‌ها و انگل‌ها، لیور فانکشن تست، نوار قلب و... دستور می‌دن تا به تشخیص کمک کنه.

اصولش اینه که آدم به پزشک عمومی مراجعه می‌کنه اول، بعد اون پزشک مریضو به متخصص، که در اینجا به نظر متخصص داخلی می‌یاد، ارجاع می‌ده.

ولی اینکه شما خودتون یک متخصص انتخاب کنید و برین پیشش، یا برین آزمایشگاه و درخواست آزمایش بدون مشاورده پزشک کنید، از مصادیق فرهنگ بعضی از ایرانیان است.
  • .100%

دیگر پاسخ ها

1.    90/11/20 (12:24)
زهرا سلام
سیاهی رفتن چشم و سرگیجه علتهای مختلفی داره که باید بررسی بشه
نمیشه با چند تا توضیح مختصری که شما دادین جواب کاملی به شما داد
اینکه سرگیجه شما همچنان ادامه داره یا نه؟
اتاق به دور شما میچرخه یا شما به دور اتاق؟
چه مواقعی از روز سرگیجه دارید؟
ولی به طور کل سرگیجه میتونه ناشی از:
افت فشار خون
افت قند خون
کم خونی
کم کاری یا پرکاری تیرویید
و یا علل مغزی باشه
فشار خون خود را اندازه گیری کنید اگر نرمال بود و سرگیجه تان به دلیل افت فشار خون نبود حتما به مراکز درمانی مراجعه فرمایید شاید لازم باشه که 1 ازمایش خون از شما بعمل اید
و در مرحله اخر بعد از تستهای عصبی اگر پزشک به نتیجه گیری نرسد 1 سی تی اسکن ازتون پیشنهاد کنه که من بعید میدونم مشکل حادی داشته باشید

2.    90/11/21 (19:03)
مهمترین قسمت ارزیابی یك بیمار مبتلا به سرگیجه شرح حال است . شرح حال دقیق ما را بطرف معاینه دقیق تر رهنمون می سازد . بیمارانی كه سرگیجه دارند علایم خود را بسیار مبالغه آمیز ذكر می كنند و با توصیفات اضافی غیر ضروری همراه می سازند . مثلاً چند بار فلان دارو را استفاده نمودم و … و لذا مهارت و ممارست در شرح حال گیری لازم است تا شرح حالی سازمان یافته انجام شود . عده ای از پرسشنامه سرگیجه استفاده می كنند(شکل 3-1 ). شرح حال بیمار سرگیجه دار بایستی شامل موارد ذیل باشد :

1- توصیف سرگیجه

2- شدت علایم

3- موقتی بودن علایم یا مداوم بودن آن

4- عوامل تشدید و یا تسهیل كننده علایم

5- علایم همراه مثل كاهش شنوایی

6- توصیف دقیق حادثه اولیه

7- داروها و مواد مضری كه ممكن است دریافت كرده باشد .

8- بیماریهای دیگری كه دارد(1) .



شکل 3-1: نمونه ای از پرسشنامه برای شرح حال سرگیجه



1- توصیف سرگیجه :

قدم اول توصیف سرگیجه ای است كه بیمار از آن رنج میبرد. بایستی توصیف بیمار بر اساس موارد خاص دسته بندی شود. این موارد عبارتند از:

" سر گیجه واقعی[1] ، احساس سبكی سر، سیاهی رفتن چشم ، احساس مواج بودن ، احساس سنگینی و یا بی وزن بودن ، حالت عدم توانایی تمركز ، اختلال عملكرد عضلات بدن و عدم توانایی برای حركت دادن اندامها و یا اختلال هوشیاری"

اگر بیمار نمیتواند توصیف دقیقی از سرگیجه خود بدهد به حمله اول برگردید ، زیرا بخاطر منحصر بفرد بودن و وحشتناك بودن ، بیشتر و دقیق تر در ذهن بیمار می ماند .

الف- سرگیجه در واقع احساس واقعی حركت است كه می تواند چرخشی یا حركات عرضی یا عمودی محیط باشد ، یا خود بیمار احساس حركت داشته باشد . وجود سرگیجه دلیل قاطعی برای ضایعات محیطی سیستم محیطی ( در گوش داخلی ) است ، اگر چه ضایعات مرکزی درتشخیص افتراقی در مقام دوم است .

ب- احساس مواج بودن یا بینائی نوسانی[2] : احساسی است كه تمامی اشیاء اطراف حركت دارند و با هر حركتی در سر و بدن بیمار ، اشیاء اطراف نیز حركت میکنند. اینحالت بطور عمده در ضایعات دو طرفه سیستم تعادلی گوش دیده میشود. اگر رفلكس چشمی- تعادلی را نداشته باشیم امكان ندارد چشم بتواند تصاویر را روی جسم زرد ثابت نگه دارد و لذا بیمار در طی راه رفتن و حركت، توانایی خواندن کلمات را نداشته و حدت بینایی بیمار کاهش میابد(فصل فیزیولوژی). اوسیلوپسی در وضعیت ایستاده و ثابت وجود ندارد(2) .

ج- احساس سبکی سر[3] : در بیشتر موارد بعلت اختلالات قلبی عروقی است . افت فشار خون وابسته به وضعیت بدن ( اورتواستاتیك) یا عدم تحمل ورزشی و حملات وازو- واگال و اختلالات متابولیك مثل کاهش قند خون شکایت فوق را بوجود می آورند. فردی که بیماری اضطراب دارد بدنبال تنفس سریع و تند دچار احساس سبكی سر میشود . در بیماران کم خون نیز تظاهر فوق مطرح می شود(3) .

د- اختلال دید[4]: یك علت زمینه ای خاص را مطرح نمی كند ،‌اما در نیستاگموسهایی كه بسیار ظریف باشند و بیمار از سرگیجه واضح شكایت ندارد، امكان دارد كه شكایت عمده تاری دید باشد . بایستی علل دیگر آن كه شامل اختلال عملكرد دو طرفه سیستم تعادلی ، اختلالات انکساری بینایی ، ضایعات عصب بینائی مثلاً در ضایعات تخریبی میلین است، نیز مدنظر باشد .

ه- اختلال هماهنگی[5] : علامت بیماری خاصی نیست و بیماریهای متعدد مطرح میشوند. ضایعات مرکزی مثل تومور عصب هشتم ، اختلالات سیستم حسی محیطی و التهاب لابیرنت می توانند باعث بروز این علامت شوند(4) .

و- کاهش هوشیاری[6] : اختلالات ساختمانی و عروقی مرکزی عامل بروز این حالت است كه معمولاً بهمراه آن عملكرد حركتی بیمار نیز از بین می رود .

ز- اختلال تمرکز و بهم ریختگی[7] : عدم توانایی تمركز و احساس غوطه وری علایم ضایعه سیستم تعادلی محیطی نیستند. مشكلات متابولیك و روانی و گاهی ضایعات مرکزی توانایی ایجاد این علایم را دارند . عوارض داروها و استفاده از مواد سمی و یا استنشاق آنها نیز علایم شبه سرگیجه می دهد(5) .

2- شدت علایم[8] :

برای درك شدت علایم بایستی عملكردهایی كه بیمار قبل از بروز علایم داشته را بررسی نمود و حداقل سوالات زیر از بیمار پرسیده شود .

الف ) آیا توانایی كار و فعالیت در حین سرگیجه را دارید ؟ ایا می تواند راه بروید، كار كنید یا رانندگی كنید؟ و آیا مجبورید مدت طولانی دراز كشیده ، استراحت كنید ؟ كارهای روزانه شما چیست ؟ و آیا سرگیجه باعث شده كه تمامی كارهای خود را تعطیل كنید ؟

اكثراً در بیماریهای محیطی تعادلی، علایم در اولین بروز شدید است و به تدریج از شدت آن کاسته میشود. اگر علایم بشدت اولیه ادامه داشته و هیچگونه فروكشی در عرض چند روز تا چندین ماه نداشته باشد ، ضایعه محیطی مطرح نمی شود ، زیرا حتی اگر ضایعه تخریب كامل یكطرفه سیستم تعادلی محیطی داده باشد جبران مغز علایم را ظرف چند روز تا چند هفته برطرف میكند. استثناء اینحالت در ضایعات تعادلی ناپایدار است كه جبران در آنها مقدور نیست (6) .

3- گذاریی بودن علایم[9] :

الف ) باید از بیمار در مورد اینكه بروز سرگیجه ای چند ثانیه ، چند دقیقه ، چند ساعت ، چند روز و یا دائم و پایدار بوده است سوال شده و پاسخ واضح درخواست شود. مواظب باشید كه به اشتباه نیفتید . بیمار چون حمله سرگیجه برایش وحشتناك است لذا علایم پس از چرخش اولیه را نیز به حمله اصلی ربط دهد در حالیكه حمله اول ممكن است فقط چند ثانیه بوده باشد.

سرگیجه خوش خیم حمله ای وضعیتی حمله چند ثانیه ای ، حملات گذرای عروقی[10] علایم چند دقیقه ای و منییر حملات چند ساعته برای بیمار بوجود میآورند ولی التهاب ویروسی لابیرنت، چند روز بیمار را درگیر می سازد. اختلالات متابولیك، روانی، سموم و عوارض داروها علایم پایدار می دهد كه مربوط به سیستم تعادلی نیستند .

ب ) بیمار بایستی حملات رخ داده را بر اساس بروز بصورت هر روزه ، هفتگی، یا ماهیانه و سالیانه ، تقسیم كند(حتی ممكن است فقط یك حمله داشته است).. بعضی بیماریها حملات با تیپ خاصی داشته و جواب به درمان نیز با كاهش تعداد حملات مشخص میشود(7) .

4 - فاكتورهای تشدید و تسهیل كننده :

خوردن بعضی غذاها ، حركت سریع سر ، پهلو به پهلو شدن درتختخواب ، عطسه و سرفه، صدای بلند ، تغییر وضعیت و ورزش عواملی هستند كه باعث بروز سرگیجه در بیماریهای خاصی شده و یا باعث تشدید علائم می شوند.

مصرف غذای پر نمك باعث تسهیل حمله حاد منییر می شود . بیماری كه بدنبال خوردن غذای خاصی سرگیجه می گیرد، حساسیت غذایی را مطرح می سازد . حركت سر و پهلو به پهلو شدن در رختخواب از علل تشدید كننده و ایجاد كننده علایم در بیماری سرگیجه خوش خیم حمله ای وضعیتی است، ولی هر گونه حركتی در سر می تواند در سیستم تعادلی گوش محرك محسوب شود . سرگیجه ای كه با واسطه سرفه و عطسه بوجو میآید احتمال نشت پری لنف و یا اختلالات سیستم عصبی مرکزی ( افزایش فشار داخل مغزی ) را مطرح میكند. در بیماری منییر و سیفلیس وقتی كه چسبندگی در لابیرنت رخ داده باشد ، سیستم تعادلی گوش در برخورد با صدای بلند تحریك شده و سرگیجه رخ می دهد که به اینحالت پدیدۀTullio گویند. توجیه اینحالت این است كه از طریق کف دریچه بیضوی ،كشیدگی به اوتریکل و ساکول منتقل میشود و تحریك شدیدی حادث میشود (8). سرگیجه ای كه با فعالیت ورزشی و تغییر وضعیت بدن حادث شود مشكلات قلبی عروقی را مطرح می سازد ( در این حالت معمولا سرگیجه بارز دیده نمیشود )‌.

5 - علایم همراه[11] :‌

بیماری كه درگیری سیستم تعادلی گوش دارد از تهوع و استفراغ شاكی است . وجود كاهش شنوایی ، وزوز گوش ، احساس پری گوش و ترشح چركی از گوش ،‌ باز هم به نفع درگیری سیستم تعادلی گوش محیطی است . در منییر سه علامت اول و در عفونت مزمن گوش پیشرفته و عارضه دار[12] ترشح چركی و سرگیجه وجود دارد .

سرگیجه ای كه همراه دوبینی ، اختلال گفتاری ، ضعف و اختلال حس است علامت درگیری سیستم عصبی مرکزی است كه حملات گذرای ایسكمی و سكته مغزی[13] و مولتیپل اسكلروزیس مثالهای آن هستند .

بیماری كه علایم اسكوتوم و بینایی تونلی[14] و فلاشهای نورانی به همراه سرگیجه ذكر می كند بایستی ما را به یاد میگرن بیندازد . وجود ناراحتی قفسه سینه و كوتاهی تنفس و تپش قلب دلایلی بر وجود مشكلات قلبی است . اختلال حسی علامت ضایعه مرکزی است اما بی حسی اطراف دهان و سوزن سوزن شدن در انگشتان علایمی از تنفس تند در بیماریهایی مثل اضطراب است .

سقوط علامت غیر اختصاصی است اما حملات سقوط[15] علامت ویژه ای است كه در بیماریهای نارسایی عروق بازیلار ، تشنج ، حمله های Tumarkin در منییر و در بیماریهای قلبی یا وازواگال دیده میشود (9) .

6- حادثه اولیه :

بایستی از بیمارخواست كه اولین حمله را بخاطر آورده و توضیح دهد. چون اطلاعاتی كه درحاشیه آن بدست می آید، ما را برای تصمیم گیریهای مهمتر هوشیارتر می سازد . بیماری كه در طی پرواز یا غواصی یا آسیب غیر نافذ دچار سرگیجه شده با بیماری كه بطور خودبخودی و ناگهانی بدون هیچ مقدمه ای سرگیجه پیدا كرده است، تفاوت در علت زمینه ای دارند . در نشت پری لنف، تغییر فشار در گوش باعث بروز سرگیجه میشود. لذا بایستی به بیمار در مورد پرواز و غواصی هشدار داد. آسیب گوش داخلی و یا سیستم عصبی مرکزی در ترومای غیر نافذ مهم است ولی بیماریهای مثل منییر حمله حاد و خودبخودی دارند .

7- داروها و سموم :

داروهایی كه بیمار خودش می خورد یا در طی بستری استفاده كرده، آنتی بیوتیكهای وریدی و بخصوص آمینوگلیكوزیدها، بایستی كامل لیست شود. 10 تا 20% بیماران سرگیجه ای شرح حال واضح دارویی دارند . اختلال فشار وضعیتی در مصرف داروهای ضد فشار خون شایع است. آرامبخش ها و ضد افسردگی ها باعث اختلالات عملكردی سیستم عصبی مرکزی می شوند . بایستی تماس بیمار با جیوه، سرب و سموم ارگانیك و شغلی دقیق بررسی شود، چون آسیب مخچه ای و سیستم عصبی مرکزی بوجود می آورند(10) .

8- سایر بیماریها :

تعادل صرفاًُ وابسته به سیستم تعادلی گوش ‌نیست و درگیریهای چشمی و حسی عصبی نیز قادرند علایم عدم تعادل برای بیمار ایجاد میكنند .

اختلالات دید : كاهش دید و آسیب شبکیه ای ، جراحی آب مروارید و یا استفاده از عینك جدید ممكن است سرگیجه ایجاد كنند . این علامت در افراد پیر شایعتراست .

اختلالات حسی محیطی : در دیابت و مصرف زیاد الکل ، كمبود ویتامین بی 12 باعث آسیب سیستم حس محیطی عمقی می شوند .

بیماری قلبی : علائم در این بیماران سبكی سر و سرگیجه است. مشكلات دریچه ای و نارسایی و آریتمی های قلبی مسبب این علائم هستند. این گروه بیماران عمدتاَ احساس سرگیجه[16] دارند .

اختلالات روانی : دراین حالت سرگیجه بصورت بارز نیست و عمدتاً احساس سرگیجه وجود دارد. این مشكلات شایع بوده و شامل استرس ها ، اضطراب ، افسردگی و … هستند . شرح حال دقیق و بررسی مشكلات روانی قبلی بسیار كمك كننده است . حملات هراس كه با احساس سرگیجه، ‌ضعف، اختلال حسی، تعریق شدید، كوتاهی تنفس و تند نفس كشیدن تظاهر می كند، نبایستی با سرگیجه بارز اشتباه شوند(11) .

معاینه فیزیكی

با توجه به گسترده بودن علل ایجاد كننده و تقسیم آن به سرگیجه های واقعی و احساس سرگیجه و وجود ارگانهای مختلف دخیل در تعادل، تشخیص افتراقی های وسیعی پیش روی ماست. ولی شرح حال دقیق، تاحد زیادی از تعداد تشخیص افتراقی ها میکاهد. معاینه فیزیكی باید دقیق بوده و ارگانهای درگیر در تعادل را كامل بررسی كند تا به تشخیص اصلی نزدیك شویم .

معاینه گوش، معاینات عصبی، بررسی سیستم قلبی عروقی و بررسی چشمها ضروری بوده ولی نحوه رویكرد ما وابسته به یافته های شرح حال است. معاینات عصبی شامل بررسی اعصاب مغزی، تستهای مخچه ای، تست رومبرگ، حركات چشم، بررسی نحوه راه رفتن و معاینه سیستم حسی و حركتی بیمار می باشد. در شك به مشكلات روانی، تست تنفس تند كمك كننده است. در این تست اگر یك دقیقه تنفس تند ( تنفس عمقی و قوی ) باعث بروز علایم شود تست مثبت تلقی می شود .

در مورد سرگیجه واقعی تنها علامت عینی، نیستاگموس است و معاینه گر درمعاینه اول بایستی متمركز به كشف آن و درك خصوصیات آن شود.

نیستاگموس:

نیستاگموس بطور كامل در فصل خود شرح داده شده است. ‌ولی بطور خلاصه: نیستاگموس حركات غیر ارادی و تكراری چشم هستند كه بر اساس جهت، راستا ، شدت و مانورهای ایجاد کننده توصیف میشود. در معاینه بایستی حتماً بیمار عینك فرنزل داشته باشد ‌زیرا تطابق باعث مهار شدن نیستاگموس در بیمار میشود. این حالت بخصوص در ضایعات سیستم تعادلی شایع است ولی نیستاگموس مرکزی با تطابق مهار نمی شود. عینك Frenzel بیست دیوپتر مثبت است و منبع نورانی داشته ، لذا چشم بیمار را بزرگ و روشن كرده و معاینه حركات چشم را تسهیل می كند(شکل3-2 ) .





شکل 3-2: عینک فرنزل

خصوصیات نیستاگموس:

الف ) جهت: ‌جزء كند نیستاگموس معمولاً بطرف لابیرنت مبتلا است. جزء تند نیستاگموس بر اساس قرارداد جهت نیستاگموس است. نیستاگموسها یا بطرف راست یا بطرف چپ ضربان دارند. اگر نیستاگموس چرخشی باشند بایستی از لحاظ هم جهت بودن یا نبودن با جهت حرکت عقربه های ساعت تقسیم شوند. خصوصیت مهم نیستاگموس متغییر یا ثابت بودن جهت آن است[17]. نیستاگموس جهت متغییر علت مرکزی دارند ولی نیستاگموس جهت ثابت از ضایعات محیطی منشا میگیرند(12).

ب) راستا : نیستاگموس ممكن است عرضی، چرخشی یا عمودی باشد. نیستاگموسهای محیطی یا عرضی یا عرضی- چرخشی هستند[18]. نیستاگموس هایی كه خالص عمودی هستند ( ضربان به طرف پائین یا بالا )[19] بطورقوی مطرح كننده ضایعات مرکزی است (13). به این نکته ظاهرا ساده دقت کنید، نگارنده بیماری را مشاهده و معاینه نمود که نیستاگموس خالص عمودی داشت. متاسفانه به تاکیدات جهت مراجعه فوری به متخصص مربوطه اعتماد نکرده و حاضر به اسکن مغزی هم نشد و پس از 6 ماه و پیشرفت علائم، بالاخره تشخیص تومور مخچه مسجل شد.

ج) حدت و شدت: وقتی نیستاگموس خودبخودی دیده میشود شدت آن به سه درجه تقسیم می شود . درجه بندی براساس اثر جهت حرکت چشمی بر نیستاگموس است .

1- اگر وضعیت قرار گیری چشم بطرف جهت فاز تند، باعث بروز نیستاگموس شود، درجه یك محسوب می شود. این نوع، ضعیف ترین نیستاگموس است.

2- بروز نیستاگموس در وضعیت چشمی خط وسط، نمایانگر نیستاگموس درجه دوم است

3- درنهایت قوی ترین نیستاگموس، وقتی است كه وضعیت چشمی بطرف فاز كند باشد.

در نیستاگموس های محیطی قانون الکساندر مصداق دارد. بدین صورت که نگاه كردن بطرف فاز تند نیستاگموس باعث افزایش ارتفاع نیستاگموس میشود. این حالت در ضایعات مرکزی وجود ندارد (14).

د) مانورهای محرک: با حركت انگشتان در جلوی چشمان بیمار بصورت عرضی و در محدوده بینایی، تست های چشمی انجام میشود. اگر این عمل باعث بروز نیستاگموس شود، تست مثبت است. مانور Dix-Hallpike نیز از مانورهای محرك نیستاگموس است كه در تشخیص سرگیجه خوش خیم حمله ای وضعیتی كاربرد دارد( شکل 3-3 ). لازم به ذكر است كه اگر چشم خود را بطرف راست یا چپ، بیش از 40 درجه چرخش دهیم فرد سالم نیز دچار نیستاگموس می شود.



شکل 3-3 : نحوۀ انجام مانور هال پایک: دقت کنید که سر 45 درجه بطرف گوش مبتلاست



نیستاگموس با فلج خیرگی[20] ، علامت ضایعه مرکزی است. در این حالت توانایی حفظ وضعیت چشمی عرضی وجود ندارد. وقتی بیمارتلاش میكند بطرف راست یا چپ نگاه كند، آرام آرام چشم بطرف خط وسط بر می گردد و ناگهان حركتی سریع آنرا به کنار می كشد ولی مجدداً بطرف خط وسط برگشت رخ میدهد. پس در وضعیت چشمی عرضی راست، ‌نیستاگموس با ضربان بطرف راست رخ میدهد. شایعترین علت بروز این نوع نیستاگموس استفاده از الكل یا ضد تشنج ها و ضایعات خاص مرکزی مثل مولتیپل اسکلروز و میاستنی گراویس و آتروفی مخچه است. درشرایط طبیعی این نوع نیستاگموس را میتوان درریكاوری اتاق عمل بعد از بیهوشی دید(15).

معاینه گوش :

معاینه دیدن گوش برای بررسی ضایعات گوش میانی، اوتیت حاد و مزمن یا علایم كلستاتوم ضروری است. در التهاب حاد گوش، احتمال گذر سموم ازدریچه بیضی و ایجاد التهاب غیر چرکی لابیرنت[21] وجود دارد. در اوتیت مزمن گوش میانی با یا بدون كلستاتوم، تخریب لابیرنت و فیستول رخ داده و امكان بروز التهاب لابیرنت سروز یا حتی چركی وجود دارد. کشف وجود فیستول با انجام تست فیستولا با استفاده از اتوسكوپ پنوماتیک مقدور است. اگر فشار مثبت در كانال گوش ایجاد كنیم ، بروز نیستاگموس نمایانگر تست مثبت است که جهت آن بطرف همان گوشی است كه اتوسكوپی با فشار مثبت اعمال شده است. در عفونت مزمن گوش میانی، بروز سرگیجه واقعی علامت خطر و اورژانس جراحی گوش است (16).

معاینه سیستم عروقی :

اختلالات خونرسانی به سیستم تعادلی مركزی و یا محیطی باعث بروز سرگیجه می شود. بررسی فشارخون وضعیتی و معاینه قلبی و ریتم آن در تشخیص آریتمی ها اهمیت زیادی دارد. گردن از نظر بروئی عروق و سوفل بایستی بررسی شود.

معاینات عصبی :

اعصاب مغزی، عملكرد مخچه ای، بررسی رفلكسهای سیستم تعادلی و ارزیابی سیستم حسی عمقی و درنهایت معاینه سیستم های حرکتی و حسی، كلیات معاینات عصبی در بیماران مبتلا به سرگیجه است. ضعف، گرفتگی عضلات و حالت دستکش- جوراب علامت نوروپاتی محیطی است كه دراختلال كاركرد سیستم درک حس عمقی بوجود میآید.

1- اعصاب مغزی :

از عصب II تا XII را میتوان براحتی بررسی نمود. حدت بینایی ( عصب II )، حركات عضلات چشمی ( اعصاب III ، IV و VI )، حس صورت ( عصب V )‌، حركات عضلات صورت ( عصب VII )، عملكرد شنوایی و تعادلی ( عصب VIII ) معایناتی است كه بایستی انجام شود. چارت اسنلن و تست ارزیابی محدوده بینایی، وضعیت حركات چشمی را بررسی میكند.

با استفاده از نوك یك آپلیكاتور پنبه ای و تماس آرام آن به صورت، گونه، چانه و پیشانی در دو طرف و سوال درمورد قرینه بودن احساس بیمار، میتوان عصب V را بررسی نمود. همزمان رفلكس قرنیه را می توان ارزیابی نمود بشرطی كه بیمار بطرف مقابل نگاه كند و دست معاینه گر را نبیند، با لمس قرنیه پلك زدن رخ میدهد. اگر واكنشی وجود نداشت یا ضعیف بود و حس صورت و حس قرنیه كاهش یافته باشد بایستی به فكر ضایعات راس پتروس و نیز تومور عصب هشتم باشیم.

اسپاسم نیمه صورت[22] علامت بیش فعالی عصب هفت است. در ضایعات مرکزی تر[23]، اختلال بصورت بی حسی یا فلج عصب هفت است اما عملكرد عضلات پیشانی و عضلات چشمی حفظ می شود. درضایعات راس پتروس ( كلستاتوم و كلسترول گرانولوما ) و شوانوم عصب هفت و شوانوم عصب هشتم اختلال عملكرد هفت و اختلال تعادل رخ میدهد.بررسی عملكرد رفلكس چشمی- تعادلی با استفاده از تست های تکان شدید سر[24] ( شکل 3-4 ) و تست تیزبینی دینامیک[25] مقدور است. در تست اول سر بیمار 15 تا 20 بار چپ و راست سریع گردانده شده و یكدفعه قطع میشود. بروز نیستاگموس علامت اختلال در راههای (رفلکس تعادلی- چشمی) است.



شکل 3-4: نحوه انجام تست تکان سر

در تست دوم ابتدا چارت اسنلن بررسی و سپس سر بیمار بطور راندوم چند بار چرخانده میشود ، سپس مجددا چارت اسنلن توسط بیمار خوانده میشود ، تست مثبت بدین صورت است كه بیمار حداقل دو خط یا بیشتر افت حدت بینایی پیدا كند كه علامت اختلال در رفلکس چشمی - تعادلی است ( دو طرفه )(17).

2- تست های مخچه ای :

ضایعات خط وسط (در ناحیه ورمیس) مخچه باعث اختلال راه رفتن بخصوص راه رفتن نوع تنه ای می شوند. علامت دوم در این ضایعات لرزش یا ترمور قصدی[26] است. درحالی كه ضایعات نیمکره ای باعث اختلال در كنترل حركات ظریف شده و لذا بعنوان مثال تست انگشت به بینی[27] اختلال می یابد.

برای بررسی اختلال راه رفتن از بیماربخواهید كه قدم زدن جفت پا[28] انجام دهد. دربررسی حركات ظریف، بیمار قادر نیست انگشت خود را دقیقاً به بینی بزند یا به انگشتان معاینه گر برساند و در واقع اختلال درک فاصله[29] دارد. اگر بخواهیم سریع بیمار دستش را از حالت پرون به وضعیت سوپاین و بر عكس تغییر جهت دهد، دچار اختلال عملكرد می شود[30] (18) .

3- تست بینایی- حرکتی :

این تست برای بررسی ساكاد و پرسوئیت استفاده می شود. از بیمار می خواهیم انگشت ما را نگاه كند و سریع انگشت را 30 درجه بطرف راست یا چپ جابجا می کنیم. حركات تند[31] و کند[32] علامت اختلال ساكاد است یعنی بجای حرکت ظریف و یکنواخت چشمی، حرکاتی تند یا کند که از حرکت انگشت ما عقب و جلو می افتد دیده میشود. سپس از بیمار می خواهیم انگشت معاینه كننده را كه آرام بطرف راست یا چپ می چرخد، دنبال كند . حركات چشم بیمار، بایستی آرام و نرم و بصورت پاندولی باشد ( پرسوئیت طبیعی ) و هیچ حركات شدیدی ساكادی نداشته باشد . اگر این دو تست اختلال داشته باشند مشكل بیمار در سیستم عصبی مرکزی است .

4- تست بررسی سیستم تعادلی – نخاعی[33] :

سیستم تعادلی نخاعی مجموعه ای پیچیده از رفلكس هایی است كه در مفاصل متعددی باعث حفظ قوام عضلات و لذا برقراری ایستائی می شوند . نتیجه آن عدم تاثیر جاذبه و جلوگیری از سقوط است . برای بررسی این رفلكسها بایستی از تست رومبرگ و قدم زدن[34] استفاده شود :

از بیماربخواهید صاف و جفت پا بایستد، اگر مشكل تعادلی پیدا نكرد، بگوئید چشمان خود را ببندد، اگر احساس عدم تعادل و تمایل به افتادن به طرفی رخ داد، تست رومبرگ مثبت است .

برای بررسی راه رفتن : بیمار بایستی جلو برود و با برگشت 180 درجه ای برگردد یا درمسیری به شكل 8 انگلیسی حركت كند . همچنانكه می دانید اگر چشم بیمار را ببندید یكی از سه سیستم دخیل در تعادل حذف میشود و اگر از بیمار بخواهیم بر روی ابر ضخیم ( 15 سانتی متری ) بایستد سیستم حسی محیطی را دچار اختلال كرده ایم و اگر باز هم بیمار تعادلش را حفظ كند دال بر سلامتی سیستم تعادلی گوش است(19).