مشخصات سوال

علی مهری , harmonica7
8 اسفند 86 - 08:37
مرتد چیست و حكم آن چیست؟
اطلاعات بیشتر : مرتد چیست و حكم آن چیست؟
آیا عدالت خداوند حكم مرگ یك انسان بیگناه را بخاطر نزدیك شدن به خودش سند میزنه؟



- این سوال منقضی شده است. و بهترین جواب توسط رای کاربران انتخاب شده است.
بهترین پاسخ
حامد ایزدپناه , hamed3d
86/12/8 (08:58)
دوست عزیز ....

1. مرتد فقط در دین اسلام میباشد و در هیچ کدام از ادیان خداوند چنین بحثی نبوده است ....

2. آیا خداوند از کلام خود آگاهی ندارد که احکام خود را در ( آخرین دین ؟؟؟؟؟) خود بیان کند ؟

2.با اینکه تمام احکام اسلام از روی یحودیت برداشته شده است اما احکام جدیدی اضافه شده که فقط به نفع عربها و اسلام میباشد ...

3.در اسلام مرتد از دین برگشته میباشد ... و خون چنین کسی مباح میباشد ....

4.اگر شما به ادیان دیگر آشنایی داشته باشید میبینید که در هیچ کدام خداوند دستور به کشتن یا حتی راهنمایی به کشتن نکرده است زیرا خداوند قدوس است اما چرا این وضع در اسلام به وجود آمده است ؟؟؟؟؟

(بهتر است شما دوست عزیز و بقیه ی هموطنان مسلمانتان در مورد دینتان بیشتر تحقیق کنید ....)
  • .100%

دیگر پاسخ ها

1.    86/12/8 (09:11)
کسی است که از دین خارج شده است و حکم آن اعدام است ولی مجری این حکم در زمان غیبت امام (ع) حکومت اسلامی است.
دلیل آن نیز این است که کسی که مرتد شده است از درجه ی بالای آگاهی به درجه ی پایین تری نزول کرده.

www.mouood213.blogfa.com

2.    86/12/8 (09:33)
مرتد در احكام اسلامی كسی ست كه از دین اسلام برگشته و به دین دیگری گرویت پیدا كند و باز هم طبق احكام اسلامی حكم مرتد اعدام است

3.    86/12/8 (15:01)
بسم الله الرحمن الرحیم

مرتد یعنی کسی که مسلمان باشه و بعد یکی از اصول دین رو نفی کنه که در مرحله اول می تونه توبه کنه و مجازاتی براش نیست ولی اگر برای بار دوم اصول و مبانی دین رو نفی کنه طبق اصول فقهی باید توسط حاکم شرع اعدام بشه.

هوالعالم

4.    86/12/8 (15:24)
درود
امروزه مرتد ، یعنی کسی که قوه ادراکش کار کنه.یا به عبارتی دارای عقل صغیر و نیازمند ولی نباشه...این چنین افرادی متوجه قوانین بدعت گذاری شده ، استفاده نا مشروع از دین ، تبعیض و غارت بیت المال شده و لب به سخن باز می کنند و یا شروع به نوشتن وب لاگ می کنند.
این افراد چون موجب پریشانی خاطر بعضیها را فراهم می کنند ،مرتد محسوب شده و باید کشته شوند تا دیگران درس عبرت گرفته و دیگر صدای هیچ اعتراضی به گوش نرسد...

5.    86/12/8 (15:39)
بسم الله
اولا، آقای حامد كه جواب شماره یك رو نوشتن باید بدونن كه اینجا مكان شبهه اندازی درمورد یك دین خاص و یا تبلیغ ادیان دیگه نیست!!!!! و همه این سؤالات جواب دارن!
ثانیا، درمورد جواب شما:
«ارتداد» كه از واژه «رد» گرفته شده، در لغت به معناى بازگشت است. در فرهنگ دینى، بازگشت به كفر ارتداد و ردّه نامیده مى‏شود، راغب اصفهانى، المفردات فى غریب القرآن، ص 192و193.
در فقه اسلامى مرتد دو نوع است و هر یك احكامى جداگانه دارد:
الف. مرتد فطرى: كسى است كه پدر یا مادر یا والدینش هنگام انعقاد نطفه وى مسلمان بوده، بعد از بلوغ، آیین اسلام را پذیرفته و سپس به كفر روى آورده است؛ مانند سلمان رشدى كه پدرش مسلمان است.
ب. مرتد ملى: كسى است كه پدر و مادرش هنگام انعقاد نطفه وى كافر بوده‏اند؛ بعد از بلوغ، اظهار كفر كرده، سپس مسلمان شده و بعد از آن به كفر باز گشته است. امام خمینى، تحریرالوسیله، ج 1، ص 499.
البته برخى از فقها نیز اسلام یا كفر پدر یا مادر هنگام ولادت طفل را شرط دانسته‏اند نه هنگام انعقاد نطفه. خویى، سیدابوالقاسم، مبانى تكملة المنهاج، ج 1، ص 325.
فرزندان نابالغ، از جهت اسلام و كفر، تابع آیین پدر و مادرند. نجفى، محمدحسن، جواهر الكلام، ج 41، ص 602؛ امام خمینى، تحریرالوسیله، ج 2، ص 498. هر گاه یكى از والدین مسلمان باشد، فرزند، مسلمان شمرده مى‏شود؛(اسلامِ حكمى) چون اسلام بر كفر برترى دارد و تابعیت برتر براى فرزند منظور مى‏شود. همان، ج 6، ص 49. اگر پدر و مادر هر دو كافر باشند، فرزند نیز در حكم كافر است. همان، ص 44 و 45. البته باید توجه داشت، براى حكم به ارتداد و اجراى مجازات آن، اسلامِ حكمى كفایت نمى‏كند. باید فرد، خودش پس از بلوغ، اسلام را انتخاب كند و سپس كفر بورزد.
در تفكر الحادى اومانیستى غرب، انسان جایگزین خدا شده است و محور همه ارزش‏ها قلمداد مى‏شود؛ حقوق و قانون چیزى است كه انسان‏ها وضع مى‏كنند و براساس میل آنها تنظیم مى‏گردد. در این نظام، معیار حقانیت و مشروعیت هر قانون و حكومتى، خواست مردم است.of the authority of government... )Art.12/3/universal Dec.of Human Rights.(
The will of the people shall be the basis از این رو، انسان حاكم بر سرنوشت خویش است و هیچ كسِ دیگر، حتى خداى متعال حق ندارد برایش تصمیم بگیرد. به همین سبب، اومانیسم به لیبرالیسم، یعنى اباحه‏گرى، مى‏انجامد و دولت نیز جز تأمین رفاه و لذت‏هاى مادى افراد وظیفه‏اى ندارد. در فرهنگ لیبرالیسم سخن از امیال، شهوت و تمنیات است نه حكمت و مصلحت؛ قواعد و مقررات آن گاه اعتبار دارند كه در جهت برخوردارى مردم از خواسته‏هاى نفسانى و رسیدن به هوس‏هایشان تنظیم شوند؛ به گونه‏اى كه حتى عقل نیز در این ساحت فقط خدمت گزار و ابزار سنجش كم و كیف لذت است.ر.ك: آنتونى آربلاستر، لیبرالیسم غرب ظهور و سقوط، ترجمه عباس مخبر دزفولى. بر این اساس، حق همجنس بازى به همان اندازه مقدس و قابل دفاع و از حقوق طبیعى انسان قلمداد مى‏شود كه حق پرستش خداى متعال در عقاید مذهبى مقدس و قابل دفاع است؛ to LegaL phiLosophy; u.s.A:Wadsworth publishing Company,6991,p.641.Altman
Andrew; Arguing About law,An Introduction و چون حق پرستش خدا این قدر بى‏ارزش شمرده مى‏شود، تغییر مذهب به سلیقه افراد و مطلقاً آزاد است و كسى حق ندارد از آن جلوگیرى كند.ماده 18 اعلامیه جهانى حقوق بشر.
اما در فرهنگ اسلامى، انسان موجودى دو بُعدى(مادى و معنوى) است؛ حكومت باید در جهت تأمین منافع مادى (دنیوى) و اخروى (معنوى) مردم تلاش كند و منافع مادى باید مقدمه‏اى براى تأمین منافع اخروى و معنوى به شمار آید. از این رو، هنگام تزاحم و تعارض، مصالح معنوى مقدم است. خداى متعال به مقتضاى لطف و حكمتش براى تأمین مصالح دنیوى و اخروى، شریعتى آسمانى به بشر ارزانى داشته است. در این زمان، پذیرش عقاید اسلامى و اجرا كردن قوانین آن تنها راه نیل به آن مصالح شمرده مى‏شود.
دین مقدس اسلام بنیان‏هاى اصلى ساختار فكرى خود را بر پایه خردمندى بشر نهاده، همواره انسان‏ها را به بهره‏گیرى از فروغ عقل و تعالىِ اندیشه و جدال فكرى صحیح سفارش كرده است. از این رو، بزرگ‏ترین خیانت به بشر آن است كه با فتنه انگیزى فضاى فكرى جامعه را آلوده ساخت و اذهان عمومى را در تشخیص حق و باطل مشوش كرد. اعدام و مجازات مرتد در برابر جنگ روانى و تبلیغاتى علیه اسلام و مسلمانان، سدّى مستحكم به شمار مى‏آید. دولت اسلامى، همان گونه كه موظف است در صورت مسموم شدن آب شهر آفت زدایى كند و آب سالم براى مردم فراهم آورد، وظیفه دارد در صورت مسمومیت یا آلودگى فضاى فكرى جامعه و شیوع عقاید گمراه كننده در جهت سالم سازى آن بكوشد. هفته نامه پرتو، 2/10/81. (سخنرانى آیت الله مصباح یزدى)
بنابراین، مجازات مرتد اقدامى شایسته و بازدارنده است تا دیگران دریابند نمى‏توانند ارزش‏هاى جامعه را نادیده بگیرند و هر روز به دینى جدید روى آورند.
مجازات ارتداد براى استفاده بهینه از آزادى مذهبى و ایجاد فضاى سالم براى بهره‏بردارى شایسته از آن است نه محدود ساختن آزادى مذهبى.

6.    86/12/9 (01:09)
با شماره6(دلداده) موافقم.
در ضمن، اسلام مهد علم و تلاش علمی است. اسلام کسی را به اکراه مجبور نکرده و نمی کند که مسلمان شود. همچنین از سوال کردن هم کسی را منع نمی کند. کسی مؤمن واقعی می شود و به خانه ی ایمان می رسد که از جاده ی شبهه و شک عبور کرده باشد. پس شک و شبهه حتی در وجود خداوند، چیزی طبیعی است و کسی آن را سرکوب نمی کند. اصلا تا سؤال و شک ایجاد نشود، کسی نمی تواند راه درست را انتخاب کند. اما همین اسلام، میخواهد جو جامعه حفظ شود. میخواهد کسانی که مرض دارند، جامعه را به فساد فکری و عقیدتی نکشند. هر ضربه ای هم که اسلام از درون و برون تا به حال خورده است از همین انحرافات فکری و شبهه پراکنی های عقیدتی ناشی شده است.( مانند منافقین خلق، مسلمانان مارکسیست، چپهای اوّل انقلاب، گروهک فرقان، وهابیت، بابیت و بهائیت در زمان ما و مانند خوارج، علی اللهی ها، صوفی ها و .. از صدر اسلام) اسلام می گوید اگر سوال داری، مطرح کن و دنبال جواب باش. ولی جو جامعه را به شبهه آلوده نکن. سوالت را از اهل دین، و از علما بپرس،اگر قانع شدی که هیچ. وگر نه، عقیده ات را برای خودت نگه دار. اسلام می گوید، اگر کسی نخواست مسلمان شود، با لحاظ ملزوماتش، اجباری به مسلمان شدن ندارد. ولی اگر خواست مسلمان شود، همان اول باید بپذیرد که باید با تحقیق و قطعیت مسلمان شود و از روی تقلید و احساسات مسلمان نشود. باید بپذیرد که اگر مسلمان شد، به هیچ وجه، حق خروج از اسلام را ندارد. میتواند این شرط را بپذیرد و مسلمان شود. می تواند نپذیرد و مسلمان نشود. ولی اگر پذیرفت، و بعدا مرتد شد و از اسلام برگشت، نباید کسی را ملامت کند که چرا احکام اسلامی را در حقش اجرا می کنند. خود او با مسلمان شدنش، این شرط را پذیرفته است. این حکم سختگیرانه، از حکمتها و تیز بینی های شارع مقدس است تا جامعه ی اسلامی در عین اینکه علمیت دارد، بحث می کند، میز گرد فکر و اندیشه راه می اندازد. حتی در مورد بدیهی ترین احکام و عقاید اسلام( مثل توحید، نبوت، قرآن و...) اجازه ی شک و طرح سوال را میدهد، در عین حال، فضای عمومی جامعه خراب نشود. انسانهای فاسد و مغرض هم نتوانند با ایجاد شبهات جدید، مردم را از دین دور کنند.( شما ببینید در مثل همین سایت، انواع سوالات و اشکالات مطرح می شود ولی کسی متهم به کفر و ارتداد نمی شود. بلکه دوستانه جواب داده می شود. و فرد سوال کننده یا از جوابها راضی می شود یا خیر و بحث علمی همین طور ادامه دارد.)
و آخرین نکته: اسلام به ذات خود ندارد عیبی
هر عیب که هست از مسلمانی ماست.( ما به اسلام عمل نمی کنیم، گاهی از احکام خداوند سوء استفاده می کنیم و بد رفتار می کنیم و این از طرف دشمنان اسلام، به پای اسلام نوشته می شود.)
موفق باشید.

7.    86/12/9 (01:10)
با درود
در پاسخ ها خواندی که همه بااطلاع ها و نااطلاع ها تایید کردند که حکم {مرطد} (که همه حتا با ادعاهاشون هم غلط {ترد} می نویسند) حکم اعدام است. با آن که همگیشان به آیه قران اشاره می کنند و آن را مدرک قرار می دهند آمده است: اگر مسلمانی از دین برگردد و کافر شود........
دقت کن آمده است {کافر شود} حکم او اعدام است.
اما سوالی که من از افراد بادعا هم پرسیده ام که طبق همین آیه که شما متکی به آن هستید آیا یک مسلمان برود زرتشتی شود کافر محسوب می شود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ دینی که امروزه جزو ادیان زنده جهان و جزو 4 دین صاحب کتاب و تایید شده از طرف پیامبر می باشد همگی سکوت کرده اند.
مورد مهم دیگر موردی بود که دوستمون در اولین پاسخ آورده است که در هیچ دینی بجز اسلام دستور خون و خونریزی صادر نشده....
بیشتر مطالعه کنی خیلی چیزهای دیگه هم بیشتر برات آشکار می شه....
بدرود

8.    86/12/9 (01:22)
متاسفانه بیشتر دوستان از حکم فردی که از دین اسلام که بر آن متولد شده و اصطلاحا به آن مرتد فطری میگوند جواب صحیح نداده >
به نظر مسلمانان عقیده و دین صحیح همان اسلام است و اگر غیر از این عقیده نداشتند مسلمان نمیشدند >
پذیرش دین یا برگشتن از آن یک امر اعتقادی است که اگر شخصی به زبان مسلمان بوده و در باطن غیر مسلمان در واقع مسلمان نیست گرچه به ظاهر حکم به اسلام وی میشود .
حال اگر شخصی از عقیده خود در مورد اسلام برگردد و منکر ضروریات دین مانند وجود خداوند یا رسالت حضرت محمد صلی الله علیه وآله شود در صورتیکه این ارتداد یک ارتداد در عقیده باشد و فقط در نزد خود بماند هیچ حکمی نه اعدام و نه غیره بر ان مترتب نمیشود .
اما اگر به افشا و ترویج عقیده خود اقدام نماید دیگر این مساله از یک مساله اعتقادی خارج شده و به یک مبارزه مبدل میگردد و حکم اعدامی که گفته شده فقط در این مورد است که البته از نظر اجرایی موانعی دارد همانند حکم قطع انگشتان دست که این حکم را بیشتر به یک عامل بازدارنده مبدل نموده نه یک حکم سانسور عقیدتی .
نتیجه اینکه ارتداد اعتقادی در صورت عدم ابراز و تبلیغ هیچ حکمی ندارد .

9.    86/12/9 (01:58)
با سلام
خدمت دوست زرتشتی مون عرض کنم که اولا «مرتد» با تاء دو نقطه است و شما اشتباه می کنید. چون از باب افتعال(ثلاثی مزید) است. حروف اصلی ش هم (ردد)می باشد.
این هم که گفتی اگر یک نفر مسلمان زرتشتی بشه، مرتد حساب می شه یا خیر؟ بله. مرتد حساب می شه و در صورت ثابت شدن ارتداد، اگر مرتد فطری باشه اعدام میشه و اگر ملی باشه، بهش فرصت توبه میدن وگر نه اعدام میشه.(این حکم صریح اسلامه.) در مورد فلسفه ی حکم و این که این حکم عین عدالته و از روی حکمته، دوستان توضیح کافی دادند. شما برین اسلام رو خوب بشناسین بعد در موردش نظر بدین.
موفق باشید.

10.    86/12/9 (07:00)
بنام خدا
با سلام خدمت شما
ارتداد در لغت، به معناى بازگشتن است و در اصطلاح، به معناى خروج فرد مسلمان از دین اسلام• و برگشتن از ایمان به کفر است. این اصطلاح، در آیاتى از قرآن به کار رفته است; از جمله، آیه 54 سوره مائده که مى فرماید: «یَـأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ مَن یَرْتَدَّ مِنکُمْ عَن دِینِهِ فَسَوْفَ یَأْتِى اللَّهُ بِقَوْم یُحِبُّهُمْ وَیُحِبُّونَهُ...; اى کسانى که ایمان آورده اید، هر کس از شما از آیین خود باز گردد (به خدا زیانى نمى رساند) خداوند جمعیتى را مى آورد که آن ها را دوست دارد و آنان (نیز) او را دوست دارند...»
و نیز در آیه 217 سوره بقره مى فرماید: «وَمَن یَرْتَدِدْ مِنکُمْ عَن دِینِهِ فَیَمُتْ وَهُوَ کَافِرٌ فَأُوْلَـئِکَ حَبِطَتْ أَعْمَــلُهُمْ فِى الدُّنْیَا وَالاَْخِرَةِ وَأُوْلَـئِکَ أَصْحَـبُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَــلِدُونَ; یعنى کسى که از آیینش برگردد و در حال کفر بمیرد، تمام اعمال نیک (گذشته) او در دنیا و آخرت، بر باد مى رود، و آنان اهل دوزخند و همیشه در آن خواهند بود.»
از آیات قرآن کریم استفاده مى شود که مجازات مرتد به خاطر ماهیت مجرمانه عمل مرتد و جلوگیرى از پیامد ارتداد است. نه به جهت تغییر عقیده بدون اظهار و ابراز آن.
پذیرش اسلام باید طبق منطق باشد; کسى که آیینى همچون اسلام را بعد از تحقیق و پذیرش رها کند و به سوى آیین هاى دیگر برود، معمولا انگیزه صحیح و موجهى ندارد، بنابراین عدول و بازگشت او به تخطئه و خیانت شبیه تر است تا به اشتباه و عدم درک حقیقت; چنان که قرآن کریم مى فرماید: «إنّ الّذین ارتدّوا على أدبرهم مِّن بعد ما تبیّن لهم الهدى الشّیطن سوّل لهم و أملى لهم; (محمّد، 25) کسانى که بعد از روشن شدن هدایت براى آن ها، پشت به حق کردند، شیطان اعمال زشتشان را در نظرشان زینت داده و آنان را با آرزوهاى طولانى فریفته است».
و در آیه 107 سوره نحل مى فرماید: «این به خاطر آن است که زندگى دنیا (و پست) را بر آخرت ترجیح دادند...».
تعبیراتى که قرآن درباره مرتد به کار برده: «شهدوا أنّ الرّسول حقّ و جآءهم البیّنـت» (آل عمران، 86) «مِّن بعد ما تبیّن لهم الهدى» (محمّد، 25)، نشان دهنده این است که این گونه افراد از روى عناد، لجاجت، هتک مقدسات و مقابله با اسلام دست از دین برداشته اند و مؤید آن حوادث صدراسلام (اهل ردّه) است که وقتى عدد مرتدین زیاد شد، آنان به قصد نابودى اسلام به مدینه حمله کرده و با مسلمانان وارد جنگ شدند.•
علاوه بر آن اگر به افراد اجازه داده شود هر روز مایل باشند خود را مسلمان معرفى کنند و هر روز مایل نباشند انکار نمایند، به زودى جبهه داخلى کشور اسلام از هم متلاشى خواهد شد و راه نفوذ دشمنان و عوامل و ایادى آن ها باز خواهد گردید و هرج و مرج در جامعه اسلامى پدید خواهد آمد; چنان که قرآن کریم مى فرماید: «جمعى از اهل کتاب (از یهود) گفتند: (بروید در ظاهر) به آن چه بر مؤمنان نازل شده، در آغاز روز ایمان بیاورید و در پایان روز کافر شوید; شاید آن ها (از آیین خود) باز گردند.» (آل عمران، 72).
البته ممکن است گاهى ارتداد فردى، از حدود زبان تجاوز نکند و نه از روى قصد خیانت به مسلمانان، بلکه بر اثر گرفتار شدن در دام شبهات از اسلام خارج شود; امّا بحث ما جنبه کلى دارد و احکام تابع یک فرد و دو فرد نمى شود، بلکه مجموع افراد را به طور کلى باید در نظر گرفت; از این جهت مى توان گفت: بازگشت یک فرد مؤمن به انکار و اعتراض (ارتداد) غالباً خالى از واکنش و تحریکات بر ضد نظام اسلام نخواهد بود; آن هم نه تحریک بر ضد مسائل سطحى و فرعى، بلکه تحریک علیه نظامى که به قیمت خون میلیون ها انسان فداکار و جانباز تمام شده است.
در این هنگام، ارتداد یک فرد، به صورت هسته فتنه در آمده و تحریکات و واکنش هاى او مایه جذب دشمنان و مغرضان و ماجراجویان و افراد ضعیف الایمان گردیده و به ایجاد شورش منجر مى شود.
آیین مقدس اسلام جهت پیش گیرى و ریشه کن ساختن چنین فتنه ها و فسادها دستور داده است که مرتد کشته شود تا نظام دین و حکومت اسلام و آیین و کتاب او دستخوش چنین حوادث شوم نگردد و مغرضان با مکتب خدا بازى نکنند.
بنابراین، اسلام به خاطر جرمى که مرتد مرتکب شده و براى حفظ حقوق دیگران که در سایه بقاى دین و حکومت اسلامى و مبارزه با ایادى و عوامل بیگانه حاصل مى شود، چنین کیفرى (اعدام یا حبس و...) را براى مرتد در نظر گرفته است و این حکم (مجازات مرتد) هیچ منافاتى با آیه «لا إکراه فى الدین» و آزادى عقیده ندارد.
در پایان لازم است یادآورى کنیم که اسلام میان مرتد فطرى (کسى که از پدر و مادر مسلمان متولد شده و پس از قبول اسلام از اسلام برگشته است) و مرتد ملّى (کسى که پدر و مادر او به هنگام انعقاد نطفه اش مسلمان نبوده اند و او بعداً اسلام را پذیرفته، سپس از آن برگشته) و همچنین بین مرد مرتد و زن مرتد فرق گذاشته است.
مرد اگر مرتد فطرى باشد، بدون قید و شرط اعدام مى شود; ولى اگر مرتد ملّى باشد، در صورت عدم بازگشت به اسلام(توبه) کشته مى شود.
این تفاوت شاید به خاطر این باشد که ضرر ارتداد فردى که اصالتاً مسلمان بوده است (مرتد فطرى) به مراتب بالاتر از فرد بیگانه است که غیر مسلمان بوده، سپس مسلمان شده است.
فرد اول به خاطر داشتن ارتباطات قوى و نیرومند، روى فکر و ذهن خانواده هاى اسلامى و ضعیف الایمان بیشتر مى تواند اثر منفى بگذارد و بهتر مى تواند بر ضد حکومت اسلام قیام و فعالیت کند; در حالى که اثر منفى فرد دوم از آن کمتر است.
امّا زن مرتد (چه فطرى و چه ملّى) در اسلام کشته نمى شود و آن هم شاید به این جهت باشد که زن هر چند یک انسان کامل است، امّا بر اثر داشتن عواطف سرشار، زودتر تحت تأثیر قرار مى گیرد و اگر چه زودتر به انحراف فکرى کشیده مى شود، زودتر هم به سوى حق باز مى گردد.
همچنین برخى از محققان از فقها نیز فرموده اند: فردى که بر اثر تماس و ارتباط با گروه باطل، شبهاتى در دل او پیدا شده کم کم صورت انکار به خود گرفته و باعث شده تا برخى از احکام ضرورى دین را انکار کند، ولى به گونه اى است که اگر شبهه او زایل شود، فوراً به آغوش حق باز مى گردد، این طور فردى نیز کشته نمى شود.•
این را هم فراموش نکنیم که حکم به ارتداد کسى به همین سادگى نیست; بلکه باید ارتدادش در دادگاه اسلامى به ثبوت برسد و هنگامى که حکومت اسلامى نیست ارتداد وى پیش مجتهد جامع الشرایط ثابت مى شود و او حکم به ارتداد مى دهد.
اجراى حکم قتل نیز در حکومت اسلامى به عهده حاکم شرع است و در غیر این صورت چنانچه مرجع تقلید اجازه عمومى به کشتن فردى داد ـ مانند سلمان رشدى ـ بر هر مسلمانى واجب کفایى است به آن اقدام کند.
موفق باشید

11.    86/12/9 (10:34)
با سلام. در اسلام به کسی که با تحقیق و تعقل و بدون هیچ اجباری اسلام را بپزیرد ولی بعدا از اسلام روی برگرداند و قصد توطئه و ضرر رساندن به اسلام را داشته باشد و برای نابودی اسلام و مسلمانان اقدام کند مرتد می گویند و حکمش اعدام است. باید به دو نکته دقت کرد 1)شخص باید با تحقیق اسلامرا بپزیرد (نه مثل ما چون که پدر و مادرمان مسلمان بودند مسلمان شدیم) 2) قصد نابودی اسلام را داشته باشد. و این حکم به خاطر دفاع از اسلام و مسلمانان است. حتی اگر همین فرد دوباره توبه کند حتی از روی ترس حکم اعدام از وی ساقط می شود و هم شان دیگر مسمانان می شود و همه باید به آن شخص احترام بگذارند. باید دقت داشته باشید خدا اینقدر مهربان است که حاضر نیست هیچ کس به قتل برسد که ما رد قران می خوانیم در قرآن وقتی حکم قصاص داده و می گوید اگر فردی کسی را کشت صاحب خون حق قصاص دارد ولی در آیه بعدی می گوید بهتر است از حق خود بگذرد و قصاص نکند.

12.    86/12/9 (11:29)
مرتد عبارت است از فردی که از دین اسلام خارج می شود
و به حکم قوانین اسلامی با شرایطی خاص حکم قصاص نفس بر او وارد می شود
و بخاطر این تنها در اسلام وجود دارد که اسلام خود را کامل ترین دین بر می شمرد.

13.    86/12/9 (12:19)
با سلام
دوست عزیز مرتد به طور كلی به كسی می گویند كه از دین خود خارج شده باشد و در تمامی ادیان الهی و غیر الهی میباشد و به دلیل اینكه این افراد بعد از ترد و ترك دین از میان هم كیشان نیز ترد می شوند به انها مرتد می گویند .در مورد حكم در دینهای الهی حكم خاصی برای انها نمیباشد مانند اسلام مسیحیت زرتشتی و... ولی در مذاهبی كه به انها نمیتوان لقب دین داد مانند شیطان پرستها یزیدیها بهائیها و....وهمچنین در میان بسیاری از كفار حكم ان مرگ است البته در بعضی از دینهای كنونی كه ظاهری الهی دارند مانند یهودیت در بسیاری موارد پس از مرتد شدن شخص او را می كشند از ازاد تریت ادیان كنونی در انتخاب دین میتوانم به دو دین الهی اسلام و زردتشتی اشاره كنم .
ایدون باد خدانگهدار

14.    86/12/9 (14:52)
با درود
همانطور که دوستان فرمودند ارتداد یعنی از دین خارج شدن و مرتد کسی است که از پذیرش دین سر باز زند و به قولی از ان خارج شود.در ضمن دوست عزیز شماره 6 که از تفکرات اومانیستی یا به تعبیر درست تر هیومنیستی صحبت کردی به جای زدن به جاده خاکی روشن و واضح جواب بده چرا باید خون کسی که مرتدشناخته میشه مباح باشه.یعنی بنده خدا عقلش از خدا بیشتر میرسه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
یا اینکه خدا...............
در ضمن اخرین خبر اینکه اقایون دارن این مسئله ارتداد را از حالت شرعی خارج کرده و جنبه حقوقی و قانونی بهش میدن.این یعنی اینکه اگر شما از دین خارج شدی و حوادث ناگواری برات اتفاق افتاد دیگر حکم شرع نیست که بنا بر ملاحظات سیاسی یا داخلی یا خارجی اجرا نشود بلکه حکم صریح قانون میشود.

15.    86/12/9 (22:30)
ترد شده

16.    86/12/9 (23:19)
قبل از هر چیز به پاسخگوی شماره 6 متذکر می شوم که به فرمایش امام آزادگان اگر دین نداری ، حداقل آزاده باش . عزیز برادر ، چه کسی به شما اجازه داده است که این چنین بی پروا و گستاخانه و به دور از اندکی انصاف و مروت و صرفا با نقل قول های گزینشی نظریه اومانیسم را چنین بی رحمانه به مسلخ کشیده و آن را " مثله " کنی ؟ مگر نه آن است که " مثله کردن " در آیین اسلام حرام شمرده شده است . مثله کردن تنها منحصر به اجساد آدمیان نبوده و می تواند دایره تفکرات آدمی را نیز در بر گیرد .
اما بعد ، من به عنوان یک مسلمان قویا معتقد به آن هستم که اسلام توانایی پاسخگویی به سوالات و شبهات را داشته و قادر است نیاز های همه ی عصر ها و همه ی نسل ها را برآورده سازد ، اما مادام که متولیان اسلام افرادی شبیه پاسخگوی شماره 6 و 7 میباشند ، چنین چیزی به رویای محالی بیش نمی ماند .
با توجه به نکات فوق باید توجه داشت که حکم ارتداد در جامعه ی نو پای صدر اسلام حکمی منصفانه و عقلانی بوده است . در جامعه ی شکننده ی آن روز اسلام که عده ای به نیت آگاهی از اسرار مسلمین ادعای قبول اسلام نموده و پس از مدتی اعلام خروج از اسلام نموده و اسرار مسلمانان را به دشمنان منتقل می نمودند ، حکم ارتداد به جهت حفظ امنیت مسلمانان معقول و بلکه لازم بوده است و از طرفی باید به این نکته توجه نمود که همه ی کسانی که مشمول حکم ارتداد میشدند بالغ و عاقل بوده و بدون هیچ اجباری به اسلام مگرویدند و سپس درخواست خروج از آن می کردند . حال برگردیم به جامعه ی امروز ، مگر نه این است که در دین هیچ اکراهی نیست و دین را باید با اندیشه آزاد جستجو و انتخاب کرد ؟ سوال من از مدافعان حکم ارتداد این است که با توجه به اینکه برای هیچکس قبل از ورود به سن تکلیف شرعی تکلیفی وجود ندارد ، حال اگر پسر نوجوانی که از پدر و مادر مسلمانی زاده شده است بخواهد برای انتخاب دین تحقیق کند و این تحقیق هم چند سالی طول بکشد و در نهایت این جوان بخواهد دین دیگری غیر از اسلام انتخاب و به تبلیغ آن بپردازد با کدام منطق و معیاری می توان حکم به اعدام وی داد . فراموش نکنیم که تکلیف نمی تواند حق را منحل کند و در بحث حق و تکلیف - به اذعان تمامی اندیشمندان مسلمان و غیر مسلمان اوتویت با حق می باشد - بنابراین به نظر می رسد در باره حکم ارتداد باید تجدید نظر نموده و شرایط زمانی را درک نمود . مطمئن باشیم که چنین امری نه تنها ضرری به دین خدا وارد نخواهد کرد بلکه استخوان بندی آن را محکمتر خواهد کرد و اگر چه ممکن است تعدادی از این دروازه عبور کرده و از اسلام خارج شوند اما قطعا وارد شوندگان از این دروازه بسیار یسیار بیش از خارج شدگان خواهند بود . و من ا... توفیق

17.    86/12/10 (02:21)
من یه تحقیق برای درس معارف با این موضوع انجام دادم.
بهترین پاسخ رو میتونی از كتاب "آزادی در قرآن " آقای ایازی پیدا كنی.
ایشون خیلی جالب این سوال رو تشریح و باز كردن و بعد هم جزئ جزئ پاسخ دادن.
موفق باشی

18.    86/12/10 (20:51)
مرتد به کسیمی گویند که قبلا مسلمان بوده و بعد از دین اسلام برگشته باشد.به این صورت که یا خدا را انکار کرده، یانبوت و قرآن را مُنکر شده ویا یکی از ضروریات دین را منکر شده، یا حلالی را حرام و یاحرامی را حلال کرده باشد. چنین شخصی از نظر اسلام، مُرتَد محسوب می شود.

مرتد بر دو قسم است:

مرتد فطری و مرتد ملّی

مرتد فطری : کسی است که فطرتاً مسلمان بوده ،یعنی از پدرو مادری مسلمان، به دنیا آمده و خود هم مسلمان بوده بعداً مرتد شده است.

مرتد ملی: کسیاست که از پدر و مادر غیر مسلمان به دنیا آمده و بعد از رشد و بلوغ مسلمان شده و بعد ازمدتی از اسلام بر گشته است. این شخص را مرتد ملی می گویند. حکم مرتد فطری، قتل است چهتوبه کند یا در ارتدادش باقی باشد.

امّاحکم مرتد ملّی این است که تا سه روز به او مهلت می دهند،اگر توبه کرد و دوباره اسلام را پذیرفت، رهایش می کنند. در غیر این صورت او را به قتلمی رسانند .

دلیل قتل مرتد فرموده پیغمبر اکرم(ص) است که فرمود: کسی که دینش رابه دین دیگر تبدیل کند پس او را بکشید .[i]

هم چنین عمّار از امام صادق(ع)‌‌‌‌ روایت کردهکه آن جناب فرمودند: (شخص مسلمان از اسلام ارتداداختیار کرده و نبوت پیامبر اکرم(ص)‌ را انکار نموده و بر هر کسی که این امر را بشنودخونش مباح بوده و بر امام مسلمین است که او را کشته و توبه اش را نپذیرد.)[ii]

این است حکمکسی که شریعت را زیر پا بگذارد مثل سلمان رشدی مرتد که امام (ره‌) حکم قتل او راصادر فرموده و این حکم قطعی است و قابل عفو و بخشش نیست و هرگز نسخ نمی شود، زیرا بر اساس ادله معتبر شرعی از روایات پیامبر اکرم (ص) و ائمه طاهرین (ع) است که ما فقط دو مورد از آنها را نقل کردیم .

در اینجا باید به چند نکته مهم توجه داشته باشیم:

1- در مسایل علمی باید با منطق و استدلال سخن گفت نه با داد و فریاد و احیاناً توهین و افترا و عکس العمل های فیزیکی، زیرا چنین روشهایی حاکی از ضعف استدلال است و معمولا نتیجه معکوس دارد.

2- مسأله حکم ارتداد در اسلام ناظر به معانی و اهداف خاصی است و بیشتر جنبه سیاسی دارد تا اعتقادی. مقصود آن است که در صدر اسلام، گروهی از مشرکین و احیاناً اهل کتاب، توطئه‌ای چیده بودند که صبحها اسلام آورده و شامگاهان از اسلام برگردند، تا موجبات ضعف ایمان و سستی اعتقاد را در مسلمین فراهم آورند. اسلام برای مقابله با این توطئه که همیشه وجود دارد، احکام ارتداد را وضع نمود، که باید هم با چنان توطئه ها و دسیسه هایی متناسب باشد.

3- ازنظراسلام تحقق دقیق ارتداد دارای ارکان خاصی است که بدان اشاره می‌شود.

اول این که؛ شخص اسلام آورده و سپس از اسلام روی گردانده باشد. ولی اگر کسی از همان اوان بلوغ اسلام نیاورد او را مرتد محسوب نمی‌کنند.

دوم آن که؛ ارتداد خود را آشکار نماید. یعنی برگشتن خود از دین مبین اسلام یا اموری که در حکم آن است.(مثل انکار یکی از ضروریات دین) را اظهار کند. پس اگر کسی قلباً از دین اسلام بر گردد، ولی بدان تظاهر نکرده و آن را به زبان نیاورد، احکام مرتد متوجه او نخواهد بود.

سوم: متلفت باشد که انکار این ضروری، برابر با انکار خدا و یا رسول خدا(ص) است.



با توجه به نکات یاد شده (پذیرش اسلام و بعد اظهار ارتداد) معلوم می‌شود که این حکم، یک تدبیر برای حفظ جامعه اسلامی از فرو پاشی اعتقادی آن است و در تمام ادیان کم و بیش چنین حصارهای نگهدارنده‌ای وجود دارد.
4- انکار هر حکمی (ولو ضروری نباشد) برابر با ارتداد نیست و حتی انکار ضروری بدون التفات به لازمه ضروری آن (که انکار نبوت یا الوهیت یا تکذیب آنان است) هم ارتداد آور نیست. و در حکومت اسلامی باید در دادگاه صالحی این امر ثابت شود و کسی مجاز نیست که خود مجری حکم ارتداد باشد.

[i] دَعَائِمُ الْإِسْلَامِ، رُوِّینَا عَنْ رَسُولِ اللَّهِ ص قَالَ مَنْ بَدَّلَ دِینَهُ فَاقْتُلُوهُ، مستدرکوسایل الشیعه جلد 8 صفحه163باب45حدیث1.

[ii]- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ وَ عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ جَمِیعاً عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ عَمَّارٍ السَّابَاطِیِّ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ کُلُّ مُسْلِمٍ بَیْنَ مُسْلِمَیْنِ ارْتَدَّ عَنِ الْإِسْلَامِ وَ جَحَدَ رَسُولَ اللَّهِ ص نُبُوَّتَهُ وَ کَذَّبَهُ فَإِنَّ دَمَهُ مُبَاحٌ لِمَنْ سَمِعَ ذَلِکَ مِنْهُ وَ امْرَأَتَهُ بَائِنَةٌ مِنْهُ یَوْمَ ارْتَدَّ وَ یُقْسَمُ مَالُهُ عَلَی وَرَثَتِهِ وَ تَعْتَدُّ امْرَأَتُهُ عِدَّةَ الْمُتَوَفَّی عَنْهَا زَوْجُهَا وَ عَلَی الْإِمَامِ أَنْ یَقْتُلَهُ إِنْ أَتَوْهُ بِهِ وَ لَا یَسْتَتِیبَهُ;کافی جلد6 صفحه 174.

19.    86/12/12 (12:41)
مرتد یعنی اینکه ادم یک دینی داشته باشه و بره تو دین بدتر از دین خودش که دین خودش کاملتره و خودشم بدونه که دینش کاملتره اما دین بد ترو رو انتخاب بکنه این کار اون ادم گناه خساب میشه و کفر میشه برای همین مرتد حساب میشه اما کار خاصی نمیتونن بکننچون قبلش باهت سحبت میکنن و اگه دلایل منطقی داشتی هیچ کارت نیمکنن اما اگر از روی حوص بود راهنماییت میکنن و هدایتت میکنن اما اگه دیگه داشتی لجبایز ی می کردی مرتد حساب میشی و خروج از دین اونم بهاین نحو که بهش بگن مرتد اعدام داره البته اگه صئاشو در نیاری هیچ کاری نمیتونن بکنن البته خدا خودش میگه در دین اجباری نیست و با تحقیقات دین خودتونو انتخاب بکنین که الببته بازم هر ادم عاقلی با یه کم صبر و تحقیقات میتونه بفهمه چهدینی خوبه و چه دینی بد البته بازم میگه هر کس تو دینش تحقیق گرد و تو نست دین خوبی رو انتخاب بکنه و برای قبل کردن اون دین دلیل بیاره میره بهشت و گرنه ته جهنم حالشو یمیبره
خوش و موفق باشی بابای

20.    86/12/15 (02:09)
دوستان درست میگن.