مشخصات سوال

ساناز گلزار , sanazgolzar
1 شهریور 89 - 11:06
چرا مردها بعد از مدتی که از ازدواج گذشت زنشونو فراموش می کنن


- این سوال منقضی شده است. و بهترین جواب توسط رای کاربران انتخاب شده است.
بهترین پاسخ
محمد رضا ح , raahjoo
89/6/1 (11:37)
این مطلب اصلا حالت کلی نداره و شامل همه مردها نمیشه ، بعضی ها اینجوریند. همونطور که بعضی از زنها همینطورند.
ولی کلا یه مشکلی باید اون وسط پیش بیاد تا زن و مرد نسبت به هم سرد بشند یا اصطلاحا طلاق عاطفی بگیرند. همیشه تو ماجراهای بین زن و مرد هردو مقصرند ، حالا ممکنه یکی درصد کمتری و دیگری بیشتر مقصر باشه.
  • .100%

دیگر پاسخ ها

1.    89/6/1 (12:00)
معمولا این یک حالت موقت هست و زود درست میشه.
در ضمن مرد ها نمی توانند به راحتی زن ها احساساتشون را بروز بدهند ولی ته قلبشون اگه یکی را دوست داشته باشند برایش هر کاری می کنند.
یکمی بهش فرصت بدهید.
من هم یک دختری را دوست دارم اون هم من را دوست داره من نمی توانم احساساتم را نسبت بهش بروز بدم ولی اون بارها بطور غیر مستقیم بهم فهمونده که دوستم داره.

2.    89/6/2 (07:57)
معمولا تصورات شخصی را اساس تصمیمات اساسی زندگی قرار می دهیم در حال که این پیش داوری اساساً درست نیست.
ممکن است مسبب اصلی این فراموشی که شما از اون یاد می کنید خود شما و رفتار و عملکرد شما بوده باشد.
دانش روابط انسانی را بیاموزید
از تنگفتار(بادی لنگویچ - زبان بدن) غافل نشید
گفتن دوستت دارم مختص تنها آقایون نیست، گاهی هم خانمها به همسرشون بگویند که چقدر دوستشون دارن؟
شما هم که همسرتون را دوستدارید و فراموشش نکردید به یادش بیارید.
او هم شما را فراموش نکرده و تمام تلاش خود را مصروف رفاه شما می کند لذا خواسته های شما وقتی را برای بیان میزان علاقه برایش نگذارده کمی توقع تون را پایین بیاورید تا او نیز نفسی تازه کند.
پیروز باشید و زندگی تون گرم

3.    89/6/2 (23:44)
خب این بر می گرده به نکته ی همون داستانی که همه شنیدیم که شخصی کتاب خطی بسیار ارزمشندی از پدر بزرگش هدیه می گیره و چون می دونه که مال خودشه گوشه ای میگذاره تا سر فرصت بخونه اما چند روز بعد دست پدر بزرگ یه روزنامه قدیمی رو می بینه که می گه مال کسیه و باید دو سه ساعت بعد ببره پسش بده همون موقع ازش میگیره و کار و زندگیشو ول می کنه و می شینه برگ به برگ اون روزنامه قدیمیو می خونه پدر بزرگش می گه همسر آدم هم مثل همون کتاب با ارزش و نفیس می مونه که چون مطمئنیم مال خودمونه و جایی نمی ره بهش بی توجهی می کنیم و همیشه فکر می کنیم که فرصت برای محبت کردن بهش همیشه باقیه!

4.    89/6/3 (21:58)
اول از همه پنج تا انگشت شبیه هم نیستند و این بیشتر برای کسایی اتفاق می افتد که به این نیت ازدواج میکنند که به آسایش همیشگی برسند و ...
در حالیکه ازدواج را باید وسیله ای برای رسیدن به هدف که کمال است قرار داد نه هدف !
در اینصورت زندگی آنها برای همیشه با آسایش خواهد بود .

موفق باشید

5.    89/6/4 (15:18)
سلام دوست خوبم

اصلا اینطور نیست.... شاید باشه ولی کم

من این طور مرد ها رو به این دلیل که فقط برای ارضای جنسیتی و

سکس ازدواج میکنن محکوم میکنم......همین

6.    89/6/8 (15:51)
یه نگاهی که ما ایرانیان داریم نگاه مطلق گراست مثلا من اهل تبریز هستم آذربایجان شرقی شهری دارد به نام اهر وقتی کسی را بدانند اهل اونجاست زود صدتا پارازیت میفرستند که اهریها اینجوری هستند یا اونجوری در حالی که دوستان من اکثرا اهل اونجاست و من بدی ندیدم خلاصه چوب یه نفر را نباید به همه زد در مورد سوال شما هم این صدق میکنه باید برسیش کرد وگرنه آدمای زیادی میشناسم برعکس سوال شماست.
موفق باشید