مشخصات سوال

مسافر تنها , be_your_self
15 مرداد 89 - 13:21
شعری برای روی سنگ قبر پدر...
اطلاعات بیشتر : شعری وزین و زیبا برای روی سنگ قبر پدر میخواستم.
(سن وفات: 80 سال)

*(سن وفات رو به این خاطر درج کردم که شعرهای ارائه شده بی ربط با سن متوفی نباشند.)

*متاسفانه طبقه بندی بهتر برای درج سوال پیدا نکردم.


باتشکر



- این سوال بسته شده است.
بهترین پاسخ
محمد  علیزاده , fa2_actor
89/5/16 (16:46)
تا که بودیم نبودیم کسی
کشت ما را غم بی هم نفسی
تا که رفتیم همه یار شدند
خفته ایم و همه بیدار شدند
قدر آیینه بدانیم چوهست
نه در آن وقت که اقبال شکست
**********************************

چون مرده شوم خاک مرا گم سازید
احوال مرا عبرت مردم سازید
خاک تن من به باده آغشته کنید
وز کالبدم خشت سر خم سازید
در حیرتم از مرام این مردم پست
این طایفه ی زنده کش مرده پرست
تا هست می کّشندش به خاری به جفا
تا مُرد می برندش به عزت سر دست
**********************************
بر سنگ قبر من بنویسید خسته بود
اهل زمین نبود نمازش شکسته بود
بر سنگ قبر من بنویسید پاک بود
چشمان او که دائمااز اشک شسته بود
برسنگ قبر من بنویسید این درخت
عمری برای هر تبر و تیشه دسته بود
برسنگ قبر من بنویسید کل عمر
پشت دری که باز نمیشد نشسته بود
**********************************
که آشفته ولی خفته در این خلوت خاموش
آنجا بنویسید که او زاده ی غم بود و زغمهای جهان گشت فراموش
**********************************
در این دنیای بی حاصل چرا مغرور می گردی

سلیمان گر شوی آخر خوراک مور می گردی
**********************************
آنانکه محیط فضل و آداب شدند
در جمع کمال شمع اصحاب شدد
ره ین شب تاریک نبردند برون
گفتند فسانه ای و در خواب شدند
**********************************
شربتی از لب لعلش نچشیدیم و برفت
روی مه پیكر او سیر ندیدیم و برفت

گویی از صحبت ما نیك به تنگ آمده بود
بار بربست و به گردش نرسیدیم و برفت
**********************************

گور نوشته جبران خلیل جبران

همچون شما زنده ام در بر شما ایستاده ام دیدگان خود را ببندید وپیرامون را بنگرید مرا در برابر خویش خواهید دید.

I am alive like you and I am standing beside you close your eyes and look around you will see me in front of you.

**********************************
هرگز نمیرد انکه دلش زنده شد به عشق ثبت است در جریده عالم دوام ما
**********************************
مرغ شب خوابید و من از گریه بیدارم هنوز گر چه رفتی از برم مشتاق دیدارم هنوز
گر چه رفتی ز برم حسرت روی تو نرف در این خانه به امید تو باز است هنوز
**********************************
روی قبرم بنویسید کبوتر شد و رفت
زیر باران غزلی خواند دلش تر شد و رفت
چه تفاوت که چه خوردست غم دل یا سم
انقدر غرق جنون بود که پرپر شد و رفت
روز میلاد همان روز که عاشق شده بود
مرگ با لحظه میلاد برابر شد و رفت
او کسی بود که از غرق شدن میترسید
عاقبت روی تن ابر شناور شد و رفت.......
**********************************
مادرم فردا که زهرا پا به محشر می نهد
در صف خدمت گزارانش تورا جا می دهد
باز آنجا هم مرام مادری را پیشه گیر
جان مولا پیش زهرا دست مارا هم بگیر
**********************************
" ای جهان اینجا جهانی خفته است / زیر این خاک آسمانی خفته است "

سنگ نوشته ی پدربزرگم:

" ای که بر ما بگذری دامن کشان / از سر اخلاص الحمدی بخوان "
**********************************
و این هم شعری است که بر روی سنگ قبر پدر بزرگ عزیزم نوشته اند : (خدایش رحمتش کند )


* پدرم دیده به سویت نگران است هنوز
*

* غم نا دیدن تو بار گران است هنوز
*

* آنقدر مهر و وفا بر همگان کردی تو
*

* نام نیکت همه جا ورد زبان است هنوز

فامیل پدر بزرگ حقیر مهرورز بود و الحق هم مهرورزید و رفت

(جهت شادی روح پاکش فاتحه نثارش کنیم )
  • .100%

دیگر پاسخ ها

1.    89/5/15 (15:08)
SALAM
YEKI AZ SHERAYE PARVINE ETESAMI KE VASE MARGE PEDARESH SOROODE RO BENEVISID
TASLIYAT MIGAM

2.    89/5/16 (10:34)
پدر، عشق تو مثل لطافت و زیبایی یک روز قشنگ بهاری است.

پدر، یاد تو مثل بی‌خیالی و راحتی یک روح سبکبال، در گردش یک روز خوش آب و هوای تابستانی است.

پدر، فکر به تو مثل گرمای کنار هیزمی سرخ شده از آتش، در یک روز سرد زمستانی است. پدر، امنیت در تو مثل آغوش گرم مادری پر مهر، برای فرزندی ترسان از دنیای ناشناخته‌هاست.

پدر، کلام تو مثل مشعلی روشن و فروزان، در تاریکی راه‌های مخوف و پر پیچ و خم زندگی است.

پدر، روح تو مثل آرامش و سکون، بعد از یک جابجایی مکان، از زمانی تا به ابدیت است.

پدر، سپر تو نه مثل، بلکه خود عشق، خود امنیت، خود کلام و خود نجات توست

3.    89/5/16 (15:36)
**شریف ترین دلها دلی است که اندیشه ی آزار کسان درآن نباشد. زرتشت
**ملاصدرا می گوید: خداوند بی نهایت است و لامكان و بی زمان اما به قدر فهم تو كوچك می شود و به قدر نیاز تو فرود می آید و به قدرآرزوی تو گسترده می شود و به قدر ایمان تو كارگشا می شود.

**ای صمیمى ای دوست
**گاه بیگاه لب پنجره‎ ‎خاطره ام می آیی. ای قدیمی ای خوب
**تو مرا یاد كنی یا نكنی، من به یادت هستم.
**آرزویم همه‎ ‎سرسبزی توست.
**دایم از خنده، لبانت لبریز
**دامنت پر گل باد.

4.    89/5/18 (13:59)
جاده بی انتهاست می دانم
مرگ هم سهم ماست می دانم
قسمت چشم های باران
گریه بی صداست می دانم
معصومانه با نگاه خود می گفت
زندگی اشتباست می دانم
یک نفر بی گناه می میرد
آه او آشناست می دانم

5.    89/5/18 (18:37)
او یک پدر بود .....

6.    89/5/18 (23:41)
بهت تسلیت می گم روحش شاد باشه.متاسفم که پدر عزیزتو از دست دادی.