نتایج جستجو : خلیج همیشه فارس - 20 مطلب

97/03/15 17:54
گنج جنگ  , ganjejang

شهید سرگرد خلبان، همایون حکمتی در تاریخ 1329/12/11 در خانواده ای مذهبی و پای بند به مقدسات اسلامی به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی را در زادگاه خود تهران به پایان رساند و همواره در زمره ی شاگردان ممتاز قرار داشت. پس از اخذ دیپلم در سال 1351 به دانشکده ی نیروی هوایی راه یافت. دوره ی مقدماتی پرواز را در ایران و دوره ی عالی و تکمیلی آن را در آمریکا گذراند و در سال 1354 موفق به اخذ نشان و مدرک خلبانی شد. در بازگشت به ایران موفق به انجام خدمت در جمع خلبانان هواپیمایی شکاری اف 4 گردید.

شهید همایون حکمتی در مأموریت های جنگی فرادان شرکت داوطلبانه و فعالانه داشت، تا این که در تاریخ 1363/03/15 به مأموریت ویژه ی خلیج فارس اعزام گردید

که مورد اصابت موشک هوا به هوای هواپیمایی اف 15 عربستان سعودی قرار گرفت و مفقود شد تا این که با شواهد و قرائن کافی در تاریخ 1370/03/17 شهادت وی اعلام شد. پیکر شهید سرلشکرخلبان حکمتی به همراه کمک خلبان شهید سیروس کریمی در آبهای خلیج فارس جاودانه شدند.

از این شهید بزرگوار دو فرزند به یادگار مانده است. بعضی از مشاغل مهم وی در دوران خدمت عبارتند از:

خلبان شکاری کابین عقب گردان 33 شکاری

خلبان شکاری کابین گروه دوم گردان شکاری

خلبان شکاری گردان 61 شکاری

رئیس شعبه ی طرح های عملیاتی پ ششم شکاری

روحشان شاد و یادشان گرامی باد
99
14
4
23
97/03/15 12:48
گنج جنگ  , ganjejang

در پانزدهم خرداد ماه سال 1363و در بحبوحه جنگ ایران و عراق، بین جنگنده های ایران و عربستان درگیری هوایی به وقوع پیوست كه در جریان آن دستكم یك فروند فانتوم ایرانی هدف قرار گرفت و سرنگون شد. با گذشت سالها از این جریان، هنوز جزئیات این درگیری در پرده ابهام قرار دارد و با وجود آنكه منابع داخلی و خارجی مطالبی در این باره منتشر كرده اند، نمی توان با قاطعیت در مورد صحت و سقم آنها ابراز نظر كرد. این مساله یكی از مواردی است كه در وبلاگها و سایتهای مرتبط با هوانوردی بسیار مورد توجه قرار گرفته؛ اما در این میان یكی از منابع رسمی داخلی مغفول مانده است و آن خاطرات آیت الله هاشمی رفسنجانی در سال 1363 است. فرمانده وقت جنگ، در خاطرات روز 16 خرداد 63 چنین می نویسد:

"ساعت هشت صبح به مجلس رفتم. در گزارشها خواندم كه دیروز یك هواپیمای اف-4 ما در فضای عربستان سعودی سرنگون شده و عربستان، زدن هواپیما را رسماً به عهده گرفته است. حادثه تلخی است و انعكاس وسیعی داشته است."

در پانوشت همان بخش از خاطرات چنین می خوانیم:

"در این حادثه، [در حمله] چند فروند از هواپیماهای نیروی هوایی عربستان به یك فروند هواپیمای اف-4 نیروی هوایی ارتش، در آبهای خلیج فارس، هواپیمای مزبورساقط و خلبان آن توسط هلیكوپترهای عربستان از آب گرفته شد. دولت ایران، اعتراض شدید خود را نسبت به اقدام عربستان سعودی ابراز داشت. خبرگزاریها از واشنگتن گزارش دادند هواپیماهای آواكس، جنگنده های اف-15 عربستان را در حمله به جنگنده های اف-4 ایران هدایت كردند. در یكی از مقاطع درگیری، بیش از 20 جنگنده عربستان و ایران در آسمان بودند و هر دو گروه از موشكهای هدایت شونده استفاده كردند. مقامات آمریكایی، این درگیری را بسیار خطرناك توصیف كردند. رونالد ریگان ،رئیس جمهور ایالات متحده، نگرانی خود را از افزایش تشنج در خلیج فارس به دنبال جنگ هوایی ایران و عربستان ابراز داشت؛ ولی بار دیگر بر عدم دخالت نظامی آمریكا در منطقه تاكید كرد.

در پی درگیری هوایی جنگنده های عربستان سعودی و سقوط یك هواپیمای ارتش جمهوری اسلامی، كاردار عربستان در تهران به وزارت امور خارجه احضار شد. رادیو بی بی سی در پی درگیری هوایی ایران و عربستان اعلام كرد: آمریكا اكنون به طور مستقیم در جنگ علیه ایران، درگیر شده است. یك نشریه آمریكایی هم فاش كرد: خلبانان آمریكایی، هدایت جنگنده های عربستان را در حمله به هواپیمای ایران بر عهده داشته اند."

در نقل قولی از منابع رسمی دیگر اینچنین آمده است:

"در تاریخ پانزدهم خرداد سال 1363 دو فروند فانتوم (اف چهار) از پایگاه هوایی بوشهر به قصد پوشش دفاعی ناوهای نیروی دریایی بلند می شوند كه مورد اصابت موشكهای هواپیماهای اف 15 عربستان قرار می گیرند و از سرنوشت آنها خبری در دست نیست اما به ادعای مقامات عربستان خلبانان اف 15 یكی از هواپیما ها را مورد هدف قرار داده اند... هدایت یكی از فانتوم ها بر عهده سرهنگ خلبان همایون حكمتی با كمك سروان خلبان سیروس كریمی بود كه متاسفانه پیكر پاك این دو بزرگوار هنوز به دست نیامده است."

اما در سایت تخصصی "مركز انجمنهای تخصصی" به نقل از كتاب La Guerre Iran-Iraq : les combats شرح ماوقع بدین گونه آمده است:

"در تاریخ 5 ژوئن 1984 یك فروند هواپیمای P-3F Orion نیروی هوایی ایران قادر به شناسایی یك فروند تانكر نفتكش در جنوب جزیره لاوان و نزدیك به سواحل عربستان سعودی در خلیج فارس گردید. تا قبل از این تاریخ ایران تنها اقدام به نابودی نفتكشهای عازم به مقصد عراق میكرد اما اینك نیروی هوایی ایران مأموریت یافت تا كشتیهای نفتكش عربستان و كویت را هم مورد هدف قرار دهد زیرا این دو كشور بطور علنی از عراق در جنگ حمایت مالی و تسلیحاتی میكردند.

بعد از شناسایی نفتكش توسط اوریون ایرانی ، دو فروند شكاری F-4E متعلق به گردان 61 از پایگاه ششم شكاری بوشهر جهت حمله و نابودی این نفتكش به پرواز در آمدند. تنها چند لحظه پس از پرواز فانتومها در آسمان خلیج فارس ، یك فروند هواپیمای E-3A متعلق به نیروی هوایی آمریكا ( USAF ) قادر به شناسایی آنان شد. این رادار پرنده در خاك عربستان مستقر بود و اطلاعات ذیقیمتی در اختیار هم پیمانان آمریكا در منطقه قرار میداد. همزمان دو فروند هواپیمای F-15 سعودی ( شامل یك فروند F-15C و یك فروند F-15D ) متعلق به اسكادران 6 مشغول تمرین سوختگیری هوایی از تانكر KC-10 نیروی هوایی آمریكا بودند. با توجه به خطر حمله فانتومهای ایرانی به نفتكش سعودی ، هواپیمای آواكس دستور قطع عملیات سوختگیری را به ایگلها صادر و آنها را جهت رهگیری به سمت فانتومهای ایرانی هدایت نمود.

متقاعد كردن خلبانان F-15 ها جهت رهگیری فانتومهای ایرانی كار آسانی نبود. بر طبق روایات موجود ، در پی سئوالات مكرر خلبانان ایگلها خدمه آواكس مجبور به تقاضا و تهدید گردیدند. اما عامل اصلی در قبول این مأموریت حضور معلم خلبان آمریكایی در كابین عقب F-15D این دسته پروازی بود. معلم خلبان آمریكایی بنام كاپیتان بیل تیپین ( Capt Bill Tippin ) خلبانان عرب را تشویق به انجام این عملیات نمود و با یادآوری قابلیتهای هواپیمای F-15 آنان را از پیروزی قاطع مطمئن ساخت. زمانی كه هواپیماهایF-4E ایرانی به قسمت جنوبی پایگاه دریایی الجبیل( al-jubayl naval base )رسیدند دو فروند Eagle از روبروبه آنان حمله ور شدند. تحت فرماندهی و هدایت مستقیم كاپیتانTippinوبا بكارگیری مختصات داده شده بوسیله AWACS ، رادار ایگلها بر روی پرندگان ایرانی قفل شد و هركدام یك تیر موشك AIM-7 sparrow بطرف فانتومها شلیك كردند.

موشكهای شلیك شده باعث انفجار یكی از فانتومها و صدمه دیدن شدید فانتوم دیگر گردید. خدمه فانتوم دوم كه بشدت آسیب دیده بود موفق به بازگرداندن مركب خود به كشور گردیدند و با فرود اضطراری در جزیره كیش از مرگ حتمی نجات یافتند. خلبانان فانتوم منفجر شده كه بترتیب ستوانیكم خلبان ( سرهنگ) همایون حكمتی و سروان سید سیروس كریمی نام داشتند هرگز فرصت خروج از كابین را پیدا نكردند و به همراه هواپیمای خود در اعماق آبهای خلیج فارس به ابدیت شتافتند.

در پی شنود مكالمات رادیویی مابین خلبانان ایگلها و هواپیمای آواكس ، ایران اعلام كرد كه خلبانان هواپیماهای F-15 تابعیت آمریكایی داشته و به هیچ عنوان از خدمه نیروی هوایی عربستان نبودند. حقایق این ماجرا تاكنون نه از سوی دولت عربستان و نه از سوی پنتاگون بطور كامل تشریح نشده است ولی صاحب نظران براین عقیده اند كه نقش كاپیتان Tippin بمراتب بیش از آن چیزی است كه در بالا ذكر گردید و او تنها هدایت و راهنمایی خلبانان سعودی را بر عهده نداشته است.

این امكان وجود دارد كه شایعات موجود مبنی بر اینكه كاپیتان Tippin شخصأ هدایت F-15D را در این عملیات بر عهده داشته است صحیح باشد. لازم به تذكر است كه شلیك موشك از كابین عقب F-15D امكان پذیر نیست. در خاتمه میتوان چنین نتیجه گیری كرد كه بدون حضور مستقیم نیروهای آمریكایی و هدایت و راهنمایی آنان ، نیروی هوایی عربستان سعودی هیچگاه به تنهایی توانایی انجام چنین عملیاتی را نداشت."


بن پایه : پورتال ارتش
96/07/22 12:37
همراه اول و آخرم خدا   , rezvanm67

برنده چندین جایزۀ معتبر،
عکس بدون ویرایش
عکاس: سعید حسن عباسی
34
16
3
همراه اول و آخرم خدا   , rezvanm67
پنجشنبه 11 آبان ، 16:42
تشکر
ادامه
قاسم قاسم , naderighasem
پنجشنبه 11 آبان ، 16:24
خلیج تا ابد فارس
ادامه
همراه اول و آخرم خدا   , rezvanm67
یکشنبه 23 مهر ، 22:58
فرشته خانم
ادامه
96/07/22 11:26
عطرِ باران , Atre_Bararn
14
5
7
96/02/10 21:18
شرکت  آینده سازان صنایع سبز ایرانیان , asia_tec
روز ملی خلیج همیشه فارس گرامی باد
95/09/22 13:08
جوانان شیعه , shia_ali

سرلشگر پاسدار دکتر محسن رضایی نوشت:

تنها فرمانده‌ای که پیكر پاكش در دفاع از مرزهاى ایران اسلامی از طریق رود دجله و اروند رود به آب‌های خلیج_فارس پیوست و هرگز برنگشت آقا مهدی_باکری بود. آقا مهدی باکری نماد غیرت آذربایجان بود.
خلیج فارسِ ایران با اتكا به ملتى شجاع همیشه فارس خواهد ماند. توطئه‌گرانى چون انگلیس و امثال آن هم اگر بخواهند در این زمینه ماجراجویی کنند و دنبال تفرقه پراکنی باشند، برادران آقامهدى باكرى، یعنى جوانان آذربایجانی ما، با سایر اقوام ایرانی، بختیاری‌ها، لُرها، کُردها ، بلوچ‌ها، فارس‌ها، سینه‌های خود را در دفاع از ایران اسلامی سپر خواهند کرد
109
7
90
95/09/7 11:26
بابک  , bagba

یه جوونمرد زحمت بکشه برای من توضیح بده
که اگه به جای فارس
با یه اسم دیگه این خلیج رو صدا کنیم،
چه اتفاقی تو زندگیمون رخ می ده.
95/02/10 17:56
گنج جنگ  , ganjejang
ای عشق آفتاب و زمین ای خلیج فارس

چشم آبی همیشگی قصه های من

می خونم از دلیران به نام پاک یزدان

در پیشگاه البرز از شیر شرزه ایران

نامت سرود عشق است در سینه شهیدان

همیشه جاودان باد خلیج فارس ایران

---------------------------------------------------------------------------------------------------------
روز ملی خلیج همیشه پارس بر همه هم میهنان عزیز خجسته و همایون باد
یاد همه شهدای عزیزی که در دفاع از مرزهای آبی ایران جان خود را فدا کردند زنده و جاودان باد
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
یکی از اقدامات دولت ایران برای پاسداری از میراث معنوی و فرهنگی خلیج پارس رسمیت دادن به روز ملی خلیج پارس در تقویم رسمی کشور بود.

در این راستا در تیر ماه سال ۱۳۸۴ شورای عالی انقلاب فرهنگی ۱۰ اردیبهشت ماه که مصادف با اخراج پرتقالی‌ها از تنگه هرمز است را روز ملی خلیج پارس نام نهاد.
43
1
20
94/11/25 14:27
تاریخ پرسیا , pershiahistory
خلیج همیشه فارس

خلیج فارس یا دریای پارس از قدیم الایام به این نام معروف بوده است.
هر دو نام از دورترین روزگاران تاریخی وجود داشته است و همزمان در دو تمدن بزرگ ایرانی و یونانی مورد استفاده قرار داشت. طبق مدارک به دست آمده به ویژه کتیبه های که در موقع حفر کانال سوئز در محلی به نام زقازیق از داریوش هخامنشی به دست آمده است این خلیج به نام «دریای پارس» خوانده شده است. ایرانیان در روزگار هخامنشی این دریا را «پارسا درایا» یا دریای پارس می خواندند و یونانیان (بطلیموس ) دو قرن قبل از میلاد آن را «سینوس پرسیکوس» یا خلیج فارس می نامیدند. «پارسا درایای» ایرانی بعدها به روم رفت و به گونه «ماره پرسیکوم» درآمد. در دوران اسلامی جغرافیانویسان عرب و اسلامی هر دو نام را از دو تمدن باستانی گرفتند و همزمان مورد استفاده قرار میدادند. «پارسا درایای ایرانی» را «بحر فارس»و «سینوس پرسیکوس» یونانی را «خلیج فارس» می نامیدند.
مورخان و محققان خارجی دنیای قدیم از آن جمله هردوت، نئار خوس، استرابون، کورسیوس رومی و نیز محققان اسلامی نظیر استخری، مسعودی، بیرونی، ابن حقول، مقدسی، مستوفی، ناصر خسرو در آثار و نوشته های خود از آن به نام «خلیج فارس» یا «دریای پارس» یاد کرده اند. همچنین ایرانیان و یونانیان باستان برداشت های دوگانهای از جغرافیای آبهای گیتی داشتند. در حالی که هر دو گروه کره خاکی را دایره مانند و محصور در اقیانوس کناری یا حاشیه ای می دانستند که بر گرد آن قرار دارد و دریاهای درونی از اقیانوس کناری منشعب می شود. ایرانیان عصر هخامنشی بر این گمان بودند که آبهای درون گیتی شامل دو دریا می شود، «دریای پارس» و «دریای باختر(روم)» در حالی که یونانیان باستان آبهای درون گیتی را چهارگانه می دانستند. خلیج فارس، دریای خزر، خلیج عربی (دریای سرخ) و دریای مدیترانه. این مطلب گویای این حقیقت است که خلیج عربی به دریای سرخ اطلاق می شد.
خلیج فارس طبق اسناد موجود از هزاره هشتم قبل از میلاد مورد استفاده تجاری و نظامی ملل دنیای قدیم قرار گرفته است. در کتاب حدود العالم به عنوان قدیمی ترین کتاب جغرافیا به زبان فارسی که حدود هزار سال قبل تألیف شده است آمده است. «خلیج پارس از حد پارس برگیرد، با پهنای اندک تا به حدود سند.» می توان گفت از هنگامی که بشر تاریخ نویسی را آغاز کرد دریای جدا کننده فلات ایران از شبه جزیره عربستان را «دریای فارس» یا «خلیج فارس » نامیده است. و در هیچ یک از ادوار تاریخی نام دیگری به آن نهاده نشده است. البته از سرآغاز قرن بیستم تا سال ۱۹۶۲ هیچ تردیدی در آثار و نوشته های عربی، در فارسی خواندن خلیج فارس وجود نداشت تا اینکه در سال ۱۹۶۲ روزنامه تایمز لندن در یکی از مقالات خود از خلیج عربی به جای خلیج فارس استفاده کرد. و از آن زمان به بعد برخی از نویسندگان و سیاستمداران عرب تلاش می کنند که نام خلیج عربی را جایگزین خلیج فارس نمایند. لازم به ذکر است چنین تلاشهایی تا قبل از سال ۱۹۶۲ نیز وجود داشت که بیشتر توسط برخی سیاستمداران تندرو عرب برای رسیدن به مقاصد سیاسیشان انجام می شد. در سال ۱۹۵۸ سرهنگ عبدالکریم قاسم با کودتایی در عراق به حکومت رسید و بعد از مدتی داعیه رهبری جهان عرب را مطرح ساخت. در راستای چنین اندیشه ای از تاکتیک دشمن تراشی برای تحریک احساسات عمومی ملی سود جست و برای نخستین بار «خلیج فارس» را به نام جعلی «خلیج عربی » خواند. البته نخستین تلاش ها برای تغییر نام خلیج فارس به دهه ۱۹۳۰ بر میگردد که با شکست همراه بود. سرچارلز بلگریو نماینده سیاسی بریتانیا در بحرین، پرونده ای را برای دگرگون کردن نام خلیج فارس تشکیل داد و به وزرای خارجه بریتانیان پیشنهاد داد که نام «خلیج عربی» را به جای «خلیج فارس» به کار ببرند. این کار مصادف بود با تجدید حیات تلاشهای سیاسی گسترده دولت ایران برای بازپس گیری بحرین، تنبها، ابوموسی، سیری، قشم، هنگام و دیگر جزایر ایرانی اشغال شده و سرزمین خوزستان از انگلیسها، که خلیج فارس را دریای اختصاصی انگلستان می نامیدند. در این شرایط بریتانیا نمی توانست با اجرای سیاست دگرگون کردن نام خلیج فارس بیش از پیش در نزد افکار عمومی و بنی المللی محکوم شود. به این دلیل پرونده تشکیل شده بسته و بایگانی شد.
سرهنگ عبدالکریم قاسم در حقیقت می خواست با تغییر نام خلیج فارس دشمن تازه ای از همسایه ایرانی برای عرب ها بتراشد به این امید که توجه آنان را از قاهره به بغداد و به رهبری خود علیه ایران منحرف سازد. وی چنان در این کار شکست خورد که تلاش هایش حتی نتوانست توجه مقامات رسمی دانشگاهی عراق را هم جلب کند. اسنادی در همان دوران در عراق و حتی از سوی دانشگاه بغداد چاپ و منتشر شد که گویای این واقعیت است. همانطور که گفته شد، در سال ۱۹۶۲ روزنامه تایمز لندن نخستین بار خلیج فارس را با نام ساختگی «خلیج عربی» به رشته تحریر درآورد. این کار روزنامه تایمز با اوج گیری هیاهو و جنجال پان عربیسم سرهنگ جمال عبدالناصر در مصر همزمان بود. دیری نپایید که ناصر از نام ساختگی یاد شده در اشاره به خلیج فارس سود جست. هر چند وی مدتی قبل در سرآغاز نظریه وحدت عربی خود دنیای عرب را «من المحیط الاطلسی الی الخلیج الفارسی» از اقیانوس اطلس تا خلیج فارس نامید. تلاشهای ناصر اگرچه برخی سیاستمداران عرب را با وی همراه کرده بود، اما به نتیجه دلخواه اونرسید.
باید یادآور شد در دنیای عرب هستند کسانی که بر لزوم حفظ حرمت و هویت تاریخی فارسی زدایی خلیج فارس که توسط انگلیسی ها که برای کسب امتیازات از قرن نوزدهم در خلیج فارس پیاده شد، پیروی نمی کنند. برای مثال روزنامه کویتی الانباء در مقاله ای با عنوان «هویت آب» نوشت: خلیج فارس نام دریایی است که ما را از ایران جدا میکند، ولی بنا به اهداف سیاسی که به اصطلاح قوم گرایان عرب یکه تاز آن بودند، نام خلیج فارس نام دریایی است که ما را از ایران جدا میکند، ولی بنا به اهداف سیاسی که به اصطلاح قوم گرایان عرب یکه تاز آن بودند، نام خلیج فارس به خلیج عربی تبدیل شده است، بدون آنکه حرمت تاریخ و عاقبت و احترام لازم به این امر گذارده شود.

متن سخنان دکتر پیروز مجتهد زاده در کنفرانس قطر در سال 1374پیرامون خلیج فارس
جای تأسف فراوان دارد که برخی امروز در حال جدال لفظی بر سر یک قرار جغرافیایی می بینیم که در درازای سه هزار سال شکل گرفته است. نام خلیج فارس از روزگار یونانیان و رومیان وجود داشته است. حتی آنجا که قرآن کریم سخن از روانه کردن دو دریا می کند تا به هم نزدیکی یابند ،ابن الفقیه ، مقدسی و دیگر جغرافیا و تاریخ نویسان عرب تفسیر کرده اند که "منظور خداوند بزرگ دریای فارس و روم است ". هزاران نقشه نو و کهنه از همه ملتها تأیید دارند که این نام همیشه خلیج فارس بوده است و سازمان ملل متحد نیز در چند نوبت رسما اعلام کرد که نام این دریا خلیج فارس است، چنان که ملتهای جهان جز برخی محافل عربی، نامی جز نام خلیج فارس را زیبنده این دریا نمی دانند .

آقای رییس ،تلاش ناسیونالیست های تندروی عربی دهه 1960 وتمایلات افراطی بعثی دهه 1970 به بعد در راه دگرگون کردن این نام خدمت به منافع چه کسی خواهد بود ؟جز ایجاد تفرقه میان ایرانیان و عرب ها که با هم بودنشان منافع استعمار نو و امپریالیزم را در منطقه ما تهدید خواهد کرد ؟ اگر خلیج فارس از سوی ایرانیان "خلیج ایرانی " خوانده می شد ، عرب ها حق هر گونه گلایه را داشتند . اما ایرانیان اصول اخلاقی حاکم بر جوامع متمدن را زیر پا نمی گذارند . رود خانه ای و دریای دیگری نیز جغرافیای ایران را از همسایگان عربش جدا می سازد . این دریا "دریای عمان " و آن رودخانه "شط العرب " نام دارند .ایرانیان نکوشیده ونمی کوشند این نام ها را به "دریای ایران " و "شط الایران " برگردانند . من شخصا ، آقای رییس ،هرگز در برابر تلاش احتمالی پاکستان ، برای مثال ،در راه برگرداندن نام "اقیانوس هند" به " اقیانوس پاکستان " به هر دلیلی ،سر فرود نخواهم آورد ،چراکه من شاگرد تاریخ و جغرافیا هستم .

آنان می گویند اصطلاح "الخلیج الفارسی " از نظر تکنیکی معنی نا دلنشینی را از نظر مالکیت ها در منطقه مطرح می سازد ،باید بدانند که این مسئله تکنیکی مربوط به زبان عربی می شود و دیگران را نمی توان به خاطر آن سرزنش کرد . این گروه می توانند از اصطلاح ساده " خلیج فارس " استفاده کنند . آن دیگران که می گویند نقشه یا اسنادی پیدا کرده اند که این دریا را "خلیج بصره " یا " خلیج هر چیز دیگری " می نامند ،باید بدانند که تلاش در راه مقایسه یک یا دو یا ده نقشه و سند از این گونه با هزاران هزار نقشه و سند یکنواخت از آرشیو عرب ها و دیگر ملت های جهان که نام خلیج فارس را در درازای تاریخ تایید دارد ، تلاشی کوته بینانه است .

آنان باید بدانند که ایرانیان نیز می توانند اشاره به نقشه ها و اسناد گاه _ گاهی از تاریخ گذشته نمایند که نام هایی دیگر برای دریای عمان و شط العرب به کار گرفته اند . ولی ایرانیان در راه دگرگون کردن نام این دریا و آن رودخانه بر اساس چند نقشه و اثر گاه – گاهی تلاش نمی کنند ،چون می دانند چنین تلاشی کوته بینانه است و نمایاننده عدم احترام به اصول بین المللی است و عدم احترام به تاریخ و جغرافیا .

نام "خلیج فارس " این دریا را به مالکیت ویژه ایران در نمی آورد ،چنانکه نام "دریای عمان " آن دریا را به مالکیت ویژه عمان در در نمی آورد .ولی همه ما می دانیم که دامن زدن به این گونه مسائل جدایی افکن خدمتی خواهد بود به آرمان های شیطانی علیه منافع مشترک ما در منطقه مشترک ما ."

و به قول روزنامه کویتی الانباء «آیا زمان آن فرا نرسیده است که امور را به جایگاه صحیح آن بازگردانیم و به خلیج هویت فارسی اش را اعاده کنیم که چنین تصحیحی نه تنها هویت کشورهای مشرف بر خلیج فارس را تغییر نمی دهد، بلکه قطعا عقلانیت از دست رفته را به ما باز می گرداند.»

خلیج فارس در آثار نویسندگان

نویسندگان ایرانی ،عربی ،اروپایی و دیگر ملل گیتی همگی بر نام دریای پارس تاکید داشته و دارند ،اما امروزه کسانی هستند که به قصد تفرقه بین ایرانیان واعراب به این نام ساختگی دامن می زنند .

خلیج فارس در گذر زمان به نام های دریای پارس ،دریای فارس ،بحر الفارس ،بحر فارس ، خلیج فارس و خلیج الفارسی معروف بوده است . از جمله افراد مشهور می توان به این شخصیت های علمی جهان اشاره کرد که در نوشته های خود به کرات از واژه زیبای دریای پارس بهره برده و هم اکنون نیز نامی غیر دریای پارس را زیبنده آن نمی دانند .

1-شرف الزمان طاهر مروزی در کتاب طبایع الحیوان .

2-مصطفی بن عبدالله کاتب چلبی قسطنتنی مشهور به حاجی خلیفه در کتاب ترکی زبان "جهان نما" .

3-شریف الادریسی سیسیلی در کتاب "نزهه المشتاق "

4-یاقوت حموی رومی ایتالیایی در کتاب " معجم البلدان " .

5-زکریای قزوینی در کتاب " آثار البلاد و اخبار العباد ".

6-شمس الدین دمشقی در کتاب " نخبه الدهر فی عجایب البر و البحر ".

7-ابن الوردی در کتاب " خریده العجایب و فریده الغرائب ".

8-حمدالله مستوفی در کتاب "نزهه القلوب " .

9-القلقشندی در کتاب "صبحی العشی ".

10-فرهنگ عربی البستانی چاپ بیروت .

11- شاکر خصباک عراقی در کتاب " الاکراد ".

12- ابو علی احمد بن عمر بن رسته در کتاب " الاعلاق النفیسه".

13- سهراب در کتاب " عجایب القالیم السبعه الی نهایه العماره".

14- ابو اسحاق ابراهیم الاستخری در کتاب " المسالک و الممالک ".

15- ابن حوقل در کتاب " صوره الارض " .

16- ابوریحان بیرونی در کتاب های " التفهیم وقانون مسعودی ".

برخی دیگر از اندیشمندان و دانشگاهیان راستین در دنیای عرب تلاش دگرگون کردن نام خلیج فارس را به "ع ر ب ی " مورد تمسخر قرار داده اند مانند :

قدری قلعجی در مقاله ای تحت عنوان " دیدار صلح در گهواره اسلام ".

دکتر محمد نوفل از مصر .

علی حمیدان در کتاب فرانسه زبان "شاهزدگان طلای سیاه ".

روزنامه آکسیون چاپ تونس دگرگونی نام را نادرست و نا بجا دانست .

ماهنامه "عام الخلیج "شماره 31 ،ژانویه 1996.

فصل نامه "المستقبل العربی "شماره 206، آوریل 1996.

العلاقات العربیه الایرانیه یا روابط ایران و عربها .چاپ بیروت ژوئیه 1996.

هفته نامه "المستقله " شماره 141 ،20 ژانویه ،1997.

مورخان و محققان خارجی دنیای قدیم از آن جمله هردوت، نئار خوس، استرابون، کورسیوس رومی و نیز محققان اسلامی یاد شده و...

سازمان ملل متحد که تمام کشورهای عربی در آن عضویت دارند دست کم در سه نوبت نام رسمی و تغییر نا پذیر این دریا را "خلیج فارس " اعلام کرده است .(پنجم مارس 1971،دهم اوت 1984 و دهم ژانویه 1990 )

همچنین کنفرانس سالانه سازمان ملل در باره "هماهنگی در نام های جغرافیایی " همه ساله فارسی بودن نام " خلیج فارس " را تاکید کرده است .

شایان ذکر است هنگامی که اسرائیل کوشید در یکی از این اجلباس های جغرافیایی نام "خلیج عقبه " را به خلیج " ایلات " دگرگون کند ،عرب های عضو سازمان ملل سر به شورش بر داشتند و این تلاش اسرائیل را محکوم کردند . در حالی که اسرائیل به تصمیم سازمان ملل متحد در باره رسمی بودن نام " خلیج عقبه " سر فرود آورد و تلاش برای دگرگون کردن نام این خلیج را ظاهرا کنار گذاشت .

منابع:
۱ـ خلیج فارس، کشورها و مرزها، دکتر پیروز مجتهد زاده، انتشارات عطایی ، ۱۳۷۹
۲ـ کشورها و مرزها در منطقه ژئوپلیتیک خلیج فارس، دکتر پیروز مجتهد زاده، ترجمه دکتر حمیدرضا ملک محمدی نوری، انتشارات وزارت خارجه، ۱۳۷۲
۳ـ خلیج فارس و نقش استراتژیک تنگه هرمز، دکتر محمدرضا حافظ نیا، انتشارات سمت، ۱۳۷۱
۴ـ هفته نامه صبح صادق، دوشنبه ۲۱ مهرماه ۱۳۸۲ ، شماره ۱۲۲

5- مقاله "تاریخچه خلیج فارس" از ماندنی عرب زاده
14
5
5
94/05/9 18:12
ایران من , myiran98

●▬▬ஜ۩۞۩ஜ▬▬ ♥ رسانه ایران من ♥ ▬▬ஜ۩۞۩ஜ▬▬●
33
3
7
94/03/29 17:36
ایران زمین من  , iranariya
«نگین دولت و دین رفته بود چون از جا،
به نام نادر ِ ایران قرار داد خدا»[1]
- نادرشاه افشار

در چنین روزی در ۲۶۷ سال پیش، (بیست و نهم خردادماه سال ۲۴۷۵ ایرانی[2]، برابر با ۱۹ ژوئن ۱۷۴۷ میلادی)، یکی از شومترین و سیاهترین روزها در تاریخ ایران بشمار میرود؛ روزی که نادرشاه بدست سردارن خائن خود کشته و با این خیانت سنگ از هم پاشیدن ایران بنا گذاشتهه شد.

زمانیکه نادرشاه برای آزادی ایران بپاخاست، از ایران صفوی تنها شبحی بازمانده و در سراسر امپراتوری، ایرانیان درگیر جنگ های درونی و نیز دو سوم خاک ایران در اشغال بیگانگان بود. در شمال روسها همه شهرهای ایرانی در قفقاز و گیلان را اشغال کرده - و در غرب عثمانیها عراق، جنوب خلیج فارس (بحرین، قطر، امارات، عمان و یمن امروزی)، ‍آذربایجان، کردستان، کرمانشاه و همدان را بخشی از خاک خود اعلام داشته بود. در این میان، بیش از ده ها تن از خودی و غیرخودی در شهرهای ایرانی در آسیای مرکزی (ترکمنستان، ازبکستان، تاجیکستان و افغانستان امروزی) کوس خودسری کوبیده و ادعای استقلال و پادشاهی برای خود کرده بودند. همچنین تهماسب (طهماسب) شاه، واپسین پادشاه صفوی، خوار و زبون در حال گریز از شهری به شهر دیگر بود. در چنین هنگامه شوم و بدبختی نادر سربرآورد و برای رهایی ایران بپاخاست.

نادر نخست پایتخت کشور اصفهان را آزاد و سپس در شرق کشور (افغانستان و بلوچستان پاکستان امروزی) خودسران را گوشمالی داده و برسرجای خود نشاند. سپس بسراغ عثمانیها روسها رفته و در جنگهای پیاپی، با سپاه کوچکش که گاهی زمانها یک دهم سپاه دشمن بود، آنها را شکست داد و نه تنها استقلال، امنیت، آرامش و سرزمین های اشغال گشته و از دست رفته را با خود بارمغان آورد، بلکه با آزادسازی صدهاهزار زن و مرد ایرانی که در اسارت ترکان عثمانی بوده و برده وار در میان خود خرید و فروش میکردند آزاد ساخت و آبروی از دست رفته ایران و ایرانی را بازگردانید. پس از انجام اینکار ها بود که به احترام توده مردم، بزرگان کشور را بدشت مغان دعوت کرد تا با دست آنان تاج پادشاهی را برسرش بگذارند.

نادر پس پادشاه شدن، بجای خوشگذرانی و تن آسایی، دو سوم عمر خود بر روی زین اسب سپری و به یک رشته کارهای دور اندیشانه بزرگی پرداخت. نادرشاه نه تنها حاكمیت ایران را بر سراسر سرزمینهای از دست رفته مسلم ساخته بود، بلكه قدرت خود را در هند مستقر نمود[3]، و سرحد امپراتوری خویش را به زنگبار در آفریقای شرقی رساند. نخستین کار او بازسازی و گسترش دژ ساسانی زنگبار بود. براساس گزارش "درّه نادی"، او نیز دستور ساخت ناو های جنگی را داد تا بدینگوه راه دریایی به آسیا را بر استعمار غرب برای همیشه ببندد.

.
= سالهای پایانی نادرشاه
برخی از ایرانشناسان بر این باورند که نادرشاه در سالهای پایان عمر خود از گونه ای بیماری "روانگیسختگی پارانوئید" رنج میبرده است - ولی آیا این بیماری سببی بوده یا برای او ایجاد شده است را پژوهشهای تاریخی نشان خواهد داد. چیزی که مسلم است، نادرشاه دو سوم از عمر خویش را بر روی زین اسب سپری کرده و یا بدون هیچگونه استراحتی به امور کشوری پرداخته بوده است. بنابرین طبیعی بوده است که مزاجی ناتوان و روح و بدنی خسته داشته باشد که بتدریج او را بدخلق و بدخوی، تند و پرخاشگر و حتی مظنون و مشکوک به همه ساخته بوده است. در نتیجه او تصمیمات سخت و نیز گاهی زمانها اعمال مجازاتهای شدید اتخاذ و با پرخاش هایش، اطرافیان و مقامات از جمله افسران بلندپایه را دلرنج ساخته بود - گویی که نادرشاه گذشته با نادرشاه سالهای پایانی عمرش، دو شخصیت متفاوت بوده باشند!

برای نمونه، نادرشاه پس از گشایش و آزادسازی قندهار از اشرار و سقوط قلعه های مستحکمی که میرویس و غلجائیان در آن پناهنده شده بودند، بجای بجای تنبیه ساختنشان بخاطر جنایاتشان در اصفهان، با آنان با جوانمردی رفتار کرد و حتی ذوالفقار خان ابدالی و برادرش احمدخان (دیرتر از فرماندهان نادرشاه) و دیگر روسا آنها را به همراه فرزندان ملک محمود سیستانی و کسان میرویس را به مازندران فرستاد و برای آنان حقوق و مکان تهیه کرده بود - ولی در سالهای پایانی عمرش، فرزند دلبند و ولیعهد خویش، رضاقلی میرزا را نابینا میسازد! بهر روی، برخی گنهکار را پزشک فرانسوی او میشناسند و بر این باورند که چون نادرشاه بزرگترین سد در راه ورود استعمار به منطقه بوده، ممکن است با دادن داروهایی به او، تعادل روانیش را بر هم زده و او را از یک پادشاه دوراندیش به یک شخص خشمگین مبدل ساخته بوده است -- که تنها راه شناسایی و تائید چنین ادعایی، پژوهشهای عملی و ژنتیکی بر روی بازمانده پیکر او می باشد.

ناگفته نماند، که استاد زنده یاد احمد کسروی، بجز خستگی بدنی بخاطر نظامی بودنش،بخشی از "خستگی روحی" او را علما و قدرنشناسی ایرانیان آن زمان میداند.

کسروی در کتاب "دیباچه ای بر نادرشاه" می نویسد: "افسوس آورست که مردم نافهم ایران به استقلال کشور که نادر بازگردانیده بود بها نمیدادند. به آن نام و ابرویی که دولت ایران در جهان پیدا کرده بود، ارج نمیگزاردند. این بود که کارهای نادر نزد آنان بزرگ نبود، بلکه چون نادر میخواست شیوه زشت دشنام و نفرین را که کالای بسیار پست دستگاه ملایانست از میان بردارد، اینان رنجیدگی ازو می نمودند. بیخاندان بیکاره صفوی دلبستگی نشان داده بسیار میخواستند که پادشاهی با آن خاندان باشد."

.
= کشتن نادرشاه
تاریخ نقل قول میکند که نادرشاه بقصد گوشمالی علی قلیخان و کردهای دژخبوشان، از مشهد خارج و پیش از رسیدن به قوچان در روز ۲۹ خردادماه در فتح آباد، ۱۲ کیلومتری خبوشان اردو میزند.

نادرشاه برای مدتها احساس کرده بود که زندگیش در خطر است و توطئه های در پشت پرده برای سوقصدش در جریان است، زیرا نه تنها پیش از ترک مشهد، همه پسران و نواده ش شاهرخ را به کلات فرستاده بوده است، بلکه در همان روز به احمدخان ابدالی که ۲۳ یا ۲۵ سال پیش نداشت دستور میدهد تا برخی از سرداران او را روز بامداد فردا بجرم قصد کشتن شاه دستگیر کند و مسئولیت نگهبانی از جان خود را او و به ۴۰۰۰ افسر پشتونش واگذار مینماید (پشتونها هیچ اعتمادی به قجرها و افشارها نداشتند). ولی شوربختانه، در زمان گفتگوی نادرشاه با احمدخان، یک جاسوس گرجی، از دستور نادرشاه آگاه میشود، که آن را به محمد قلیخان (برادر زن نادرشاه و رئیس گارد محافظانش) اطلاع میدهد. شبانه محمد قلیخان با یاری صالح خان قرخلوی افشار (رئیس دربار)، محمد خان قاجار (رئیس خراج)، موسی بیک امیرلو افشار طارمی، قوج بیگ گوندوزلوی قاجار، سندی را برای کشتن نادرشاه تهیه و به امضای ۶۰ تن از درباریان در اردوگاه میرسانند. پس از دوساعت از نیمه شب گذشته، همان چندتن اصلی، به چادر خوابگاه نادر که خیمه چوکی (شوقی) دختر محمد حسین خان قاجار بود رو می آوردند. با دیدن پیکر نادرشاه، که در خواب بوده ترس بر چندتن از آنان غلبه میکند و بدینروی محمد خان قاجار، صالح خان و یک شخص دیگر وارد خیمه او میشوند. چوکی تا متوجه حضور آنان میشود، نادر را بیدار میکند، که او برای دفاع از خود در دست به شمشیر میبرد، ولی صالح خان دست نادر را میزند و پس از آن محمدخان قاجار سر او را قطع میکند. احمدخان که پیش از بر آمدن خورشید، متوجه هیاهوی اردوگاه میشود و هنوز نمیدانسته که نادرشاه کشته شده است، با ۴۰۰۰ سرباز خود برای دفاع از جان او بسوی خیمه اش حرکت میکنند، که در راه با ۱۲ هزار سرباز قزلباش روبرو میشود - ولی موفق میشود که خود را به خیمه شاه برساند، که پیکر بیجان او را می بیند. پس از آن سپاه احمدخان به یاری ازبکها به قزلباشها و سپاهیان ایرانی یورش میآورد که با شکست روبرو شده و موقیعت را در این میبند که با کشته شدن نادرشاه، میتواند در شرق کشور ادعای پادشاهی کند، بدینروی با سپاه خود بسوی قندهار حرکت میکند.

فردای آنروز، در آن اردوگاه بزرگ جنگی که تاراج شده بود، جز پیکر خونین و بدون سر و دست نادرشاه و چند تن از یاران وفادارش چیز دیگر بر جای نمانده بود - و بدینسان و با نامهری، به زندگی یکی از بزرگترین، دلیرترین و آزاده ترین فرزندان ایرانزمین پایان داده میشود.

پیکر نادرشاه را در گوری كه خود او از پیش در خیابان بالا در مشهد آماده ساخته بود بخاک می سپارند و کریمخان زند بر روی خاکش آرامگاه و مسجدی بنا میکند ولی پس از سقوط دودمان زندیه، بدستور آغا محمدخان قاجار با خاک یکسان میشود. آرمگاه امروزی او بدستور رضاشاه به پاسداشت خدمات آن بزرگمرد بپاشده است.

نادرشاه در زمان کشته شدنش ۵۹ سال سن داشت.

.
= پسامد کشته شدن نادرشاه
پس از کشته شدن نادرشاه، هر کدام از فرماندهان و استاندارانش در بخشی از کشور اعلام پادشاهی کردند، از جمله علی قلیخان که در زمان کشته شدن نادرشاه در سیستان بود. او پس از شندین خبر، اعلام پادشاهی کرد و با یاری افشارها و قزلباشها ۱۶ روز پس از آن وارد مشهد و بنام "علیشاه" برتخت سلطنت نشست و سکه بنام خود زد.

بهر روی، اگر نادرشاه در آن شب شوم کشته نمیشد، سلسله خیانتکار و ایرانفروش قاجاری (پس از زندیان) بر سر کار نمی آمد تا ایران را تکه پاره و کشوری خوار و زبون سازد!

کشته شدن نادرشاه، نه تنها مسیر تاریخ ایران، بلكه سرنوشت خاورمیانه و جهان را دگرگون ساخت. پس ازکشته شدن نادرشاه، پای استعمار انگلستان به جنوب آسیا و شرق آفریقا باز شد. آنها بر هند، پاکستان امروزی و زنگبار و دیرتر افغانستان امروزی عمان، بحرین، قطر، کویت و عراق دست گذاردند و از سوی دیگر روسها بر قفقاز و آسیای میانه غلبه کرده و بخشی از خاک خود ساختند.

روان نادرشاه شاد و نامش زنده یادش همیشه گرامی باد.

نوشته ادمین خلیج فارس*
ایرانی بودن؛ امانت داری، اخلاق مداری!**

یاری نامه (منابع، ارجاعات و توضیحات)
---------------------------
1 - کنده شده بر روی مهر او. نقل قول از: زندگی نادرشاه - تالیف جونس هنوی، ترجمه اسماعیل دولتشاهی. صفحه ۱۶۰

2 - سرآغاز گاهشماری ایرانی بایستی از بنیانگذاری نخستین دولت ایرانی در سال ۷۲۸ پیش از میلاد، بدست پادشاه بزرگ ایران، دَهیوکَ (دیااکو) باشد! شوربختانه در زمان نظام پیشن و در زمان تغییر گاهشماری هجری خورشیدی به یک گاهشماری ایرانی، سرآغاز گاهشماری را تاجگذاری کورش بزرگ در سال ۵۵۹ پیش از میلاد برگزیدند، که با آنکه انگیزه آن روشن و قابل تجلیل و بخاطر منش و کردار آزادیخواهانه کورش بزرگ بوده است، ولی با اینکار، عملا و ندانسته بیش از ۱۶۹ سال از تاریخ کشورمان و نخستین دودمان و دولت ایرانی مادها را از گاهشماری و تاریخ کشورمان حذف کردند! بهرروی، به امید روزی که گاهشماری ایرانی، در کشور رسمی و جایگزین گاهشماری بیگانگان گردد.

3 - اشغال موقت هند نه برای امر کشورگشایی، بلکه بازگردادند امنیت به سرزمین های ایرانی (کشمیر و وزیرستان).
"گویا" او در اینباره گفته بوده است (به نقل قول از تارنمای "تبیان". درستی یا نادرستی این گفتار را نمیتوان تائید کرد، چون منبع آن مشخص نیست): «فتح هند افتخاری نبود. برای من دستگیری متجاوزان و سرسپردگانی مهم بود که بیست سال کشورم را ویران ساخته و جنایت و غارت را در حد کمال بر مردم سرزمینم روا داشتند. اگر به‌دنبال افتخار بودم سلاطین اروپا را به بردگی می‌گرفتم؛ که آن‌هم از جوانمردی و خوی ایرانی من بدور بود.»

* - برای نوشتن این جستار از کتابهای زیر بهره وری شده است:
- دیباچه احمد کسروی، "نادرشاه" انتشارات بنیاد، تهران ۱۳۵۷
- محمد حسین قدوسی، "نادرنامه"، انجمن آثار ملی خراسان، انجمن آثار ملی کل کشور، تهران ۱۳۲۹.

** - این نوشته و تصویر توسط ادمین و برای تاربرگ خلیج فارس نوشته و ساخته شده است. رونوشت برداری از این نوشته و تصویر با نامبردن "تاربرگ خلیج فارس" همراه با لینک (www.facebook.com/Persian.Gulf.Gulf) و بدون دستبردن چه در نوشته و یا تصویر آزاد میباشد! بکارگیری نوشته ها بدون نامبردن مأخذ و نقل مطالب دزدی ادبیست، که اگر صرف وقت و کسب دانش و نوشتن را تبدیل به پول کنیم، همان دزدی مال میشود!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
به خلیج فارس در تویتر بپیوندید:
تویتر: https://twitter.com/PersianGulf_fb
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

‫#‏جمهوری_اسلامی‬
‫#‏رژیم_آخوندی‬
‫#‏آخوند‬
‫#‏آخوندها‬
‫#‏ایرانستیزی‬
‫#‏انقلاب_اسلامی‬

‫#‏ناسیونالیسم‬
‫#‏ملی‬

‫#‏تنب_بزرگ‬
‫#‏تنب_کوچک‬
‫#‏بوموسو‬
‫#‏ابوموسی‬
‫#‏گپ_سبزو‬

‫#‏ایران‬
‫#‏خلیج_فارس‬
‫#‏الخلیج_الفارسى‬
‫#‏شاخاب_پارس‬
‫#‏فارسی‬
‪#‎Iran‬
‪#‎Persia‬
‪#‎Persian‬
‪#‎Persian_Empire‬
‪#‎Persian_Gulf‬
‪#‎Persian_Gulf_Forever‬
_
94/03/29 16:12
ایران زمین من  , iranariya
رئیس علی دلواری و همرزمانش
قهرمانان و پاسداران بزرگ خلیج فارس
تصاویر کسانی را مشاهده می کنید که در دفاع از خلیج فارس فداکاری های بسیار نمودند تا خلیج فارس خونه پدری ایرانیان از گزند استعمارگران انگلیسی دور بماند و هم اکنون این میراث بزرگ ( خلیج فارس ) به دست ما می برسد ...
---------------------------------
*بخدا سوگند اگر انگلیسی ها بخواهند بوشهر را تصرف کنند و به خاک وطنم تجاوز کنند
تا آخرین قطره خونم که بر زمین میچکد , از جنگ و ستیز با آن ها دست نکشم .

* من از مردن نمی ترسم , ترسم از بیهوده مردن است خالو .

خالو حسین : رئس علی این بزدلی تو بخواطر چه بود؟ تو چقدر حوصله بخرج دادی چرا جواب تحقیر سرباز روس را ندادی؟از تحقیر این بیگانه پدر سوخته خون توی سرم جوش میزد و نزدیک بود با دست خودم افسر روسی را خفه کنم و حیف که به من اشاره کرده بودی آرام باشم وگرنه توی قلب همه شان سرب داغ میریختم . آخر این همه حوصله بخواطر چه بود!!؟ مگر بیشتر از بیست تا سی نفر بودند چه اهمیتی داشت هر کدامشان شکار یک گلوله ی ما بودند .
رئیس علی : خالو آفرین به این همه دلاوری تو ! اما مرد بزرگ , تو به من بگو که دلیری و رشیدی را کجا باید خرج کرد !!؟ آدم باید کمی شانس موفقیت داشته باشد , پشت سر این سی نفر قزاق روس 5000 هزار سرباز مسلح انگلیسی ایستاده اند ,امروز این دو حریف که چشم دیدن یک دیگر را ندارند با هم در برابر آلمان متحد شده اند و هر دو منتظرند تا سراسر جنوب را به آتش و خون بکشند .خالو جان ما اگر امشب با روس ها میجنگیدیم با بلند شدن صدای تیر مطمئن باش که ساخولهای انگلیسی با بدست آوردن یک بهانه منتظر بهانه دیگر هستند و من و تو را محاصره میکردند ,آن وقت بگو من و تو چه میکردیم ؟ می دانم می گویی, مردانه میجنگیدیم تا آخرین فشنگ و تا آخرین قطره خون اما چه فایده ؟!! مرگ بود یک مرگ بیهوده و هدف ما ازبین می رفت و همه آرزوهای وطن ما همراه ما مدفون می شد .من از مردن نمی ترسم , ترسم از بیهوده مردن است خالو . با این همه باز هم می خواهی بگویی من بزدل و ترسو هستم ؟!!
خالو حسین خجالت زده گفت حق با توست رئیس علی من بد حرف زدم و مرا ببخش .
94/03/5 09:33
ایران زمین من  , iranariya
همه عالم تن است و ایران دل - نیست گوینده زین قیاس خجل.
کنون ای هم وطن ای جان جانان - بیا با ما بگو پاینده ایران.
پاینده و جاودان ایران زمین .
6
2
3
  , tremendous
چهارشنبه 24 تیر ، 13:41
من عالمی غیر از ایران نمیشناسم ایران هم تن من است و هم دل....
ادامه
محمد  سون , se7en34
سه شنبه 5 خرداد ، 12:11
پاینده باشی میهن من
ادامه
94/02/13 08:11
میهن‌بلاگ , mihanblog
از سال 1964 میلادی اعراب همواره به دنبال تغییر نام "خلیج فارس" بوده‌اند و کتاب‌ها و اطلس‌هایشان در تعداد محدود به چاپ می‌رسید. در سال 1381 با ظهور وبلاگ‌های فارسی و افزایش آگاهی عمومی، وضعیت تغییر کرد و وبلاگ‌هایی که پژوهش‌هایی در دفاع از نام "خلیج فارس" منتشر کرده بودند موجی ساختند که محافل رسمی مجبور به دنباله روی از آن موج شدند.
‫#‏میهن‌بلاگ‬
‪#‎mihanblog‬
ادامه این مطلب را در وبلاگِ میهن‌بلاگ مطالعه کنید.
http://admin.mihanblog.com/post/210
93/10/8 09:46
کهن دیار , oldencountry
خلیج فارس
خلیج فارس با مساحت حدود 240000 کیلومترمربع ، در جنوب ایران واقع شده و طول آن از دهانه ی تنگه ی هرمز تا اروند رود حدود1259 کیلومتراست . کم عرض ترین قسمت آن 185 کیلومتر و طویلترین قسمت ان 350 کیلومتر است.عمیق نقطه ی آن نیزدر15کیلومتری جنوب تنب بزرگ واقع شده و عمق آن 93 متر است . خلیج فارس به علت دارا بودن منابع عظیم نفتی و منابع غذایی فراوان و صید مروارید ، یکی از مناطق استراتژیک جهان به حساب می آید.
23
7
9
93/07/17 12:28
ایران من , myiran98
کهن ترین نامی که از خلیج فارس وجود داره یه اسم خیلی قدیمیه که از کتیبه های آشوری به جا مونده و "نارمرتو"(Narmaratu)است.
در کتیبه ای که از شاه شاهان داریوش بزرگ در تنگه سوئز در مصر برجای مونده،عبارت "درایه تیه هچا پارسا آئی تی"یعنی دریایی که از سرزمین پارس می رود یعنی همان خلیج فارس نام برده شده است.
در دوره ساسانیان این دریای کهن را دریای پارس می گفتند.
در بسیاری از منابع دست اول و قابل استناد یونانی و رومی نام خلیج فارس برده شده است.
فلاویوس آریانوس(قرن دوم میلادی)در اثر خود به نام شرح سفرهای جنگی اسکندر،خلیج فارس"پرسیکون کاای تاس"نوشته که ترجمه آن خلیج فارس میشه.استرابن جغرافی دان نامی یونانی(قرن یکم میلادی)از خلیج فارس با همین عنوان یاد کرده است.
بطلمیوس جغرافی دان بزرگ قرن دوم میلادی در اثر بزرگ جغرافیایی خود خلیج فارس رو با عنوان"پرسیکون سینوس"یاد کرده است.
همچنین مورخ مشهور رومی قرن اول میلادی "کوین توس کورسیوس روفوس"،خلیج فارس رو به زبان لاتین"آکواریوم پرسیکو" یعنی آبگیر پارس خوانده است.سپس اصطلاح "سینوس پرسیکوس" در بسیاری از زبان های زنده ی دنیا ترجمه گردید و همه ملت های جهان این دریای ایرانی را به زبان خود، "خلیج فارس"می خوانند.در منابع جغرافیایی و تاریخی اسلامی،مورخان و جغرافی دانان بزرگ جهان اسلام خلیج فارس رو با نام های"بحرفارسی" یا "البحرالفارسی" یا "الخلیج فارس" و در نهایت خلیج فارس یاد کرده اند.
14
6
5