کلوب دات کام پس از 12 سال فعالیت خاموش می شود بخوانید ...

نتایج جستجو : تاریخ - 209 مطلب

96/05/26 12:14
آرسینه ب , arsineh70
99
کامنت بنویسید...
شادی  , yourfuture
جمعه 27 مرداد ، 23:40
آخی.... روحش شاد
ادامه
رعنا امیری , harmes_11
جمعه 27 مرداد ، 14:53
سلام ارسی جونم حتماً شاده مثه اسمش ..
ادامه
آرسینه ب , arsineh70
جمعه 27 مرداد ، 14:51
روحش شاد، تا هستیم قدر همو بدونیم ❤
ادامه
96/04/8 02:47
من منم , sepideh13601212
پدر مصری:پسرم ما قبلا سرزمین وسیعی داشتیم
پدر یونانی:پسرم ما قبلا دانشمندان زیادی داشتیم
پدر ایتالیایی:پسرم ما قبلا ارتش قدرتمندی داشتیم
پدر ایرانی:پسرم ما قبلا وسعت سرزمینمون تا مصر می رسید.
دانشمندان یونانی برای تحصیل به کشور ما می اومدن.
ارتشی داشتیم که رومی ها رو شکست میداد.
96/01/27 21:03
اوزگور تورکیستان , Uyghuristan
96/01/12 01:40
اوزگور تورکیستان , Uyghuristan
[http://www.aparat.com/v/c2EW5]
سخنان راجب جعل هویت تاریخی ملت آذربایجان توسط کفار پهلوی فاسد
(ما خواهان تنبیه توهین کنندگان به هویتمان هستیم)
(ما خواهان تدریس به زبان تورکی در خاک آذربایجان هستیم)
96/01/9 04:03
مجله اینترنتی سندوج  , sandooj
جوزف پولیتزر از چهره‌های نامی و موثر در تاریخ روزنامه‌نگاری است؛ هم در مقام روزنامه‌نگار و ناشر و هم به‌عنوان موسس جایزه پولیتزر که از نظر ارزش اقتصادی و معنوی همتایی ندارد. جوزف پولیتزر در ۱۰ آوریل ۱۸۴۷ از پدری مجاری و یهودی تبار که بازرگانی توانگر بود در مجارستان به دنیا آمد.

..... ادامه مطلب در لینک زیر ......
کامنت بنویسید...
مجله اینترنتی سندوج  , sandooj
چهارشنبه 9 فروردین ، 17:55
www.sandooj.com
ادامه
96/01/7 23:05
اوزگور تورکیستان , Uyghuristan
واژه شناسی نام آذربایجان

آذربایجان، همان كلمه «آتروپاتگان» می باشد که در قدیم برای نام این منطقه استفاده می شده است. آتروپاتگان تركیبی است از: اود (اوت) + پات + گان كه مجموعاً به معنی «سرزمین نگهبانان آتش» بوده و كلمه‌ای كاملاً تركی می باشد كه با توجه به وجود آتش های طبیعی در آذربایجان (در پاكی) و مقدس بودن آن و این كه زرتشت خود اهل آذربایجان بوده است، كاملاً امری طبیعی می باشد. حتی كلمه «آتروپات» (نگهبان آتش) به عنوان لقب پادشاه آذربایجان در زمان حمله اسكندر در تاریخ ثبت شده است. همان طور که در منابع فارسی وجود دارد، نام سرزمین آذربایجان، به همین نام (آتروپاتگان) آمده است و فرضیه کلمه آذر (آتش) فارسی در ابتدای آن، بنا به اقرار منابع فارسی حذف می گردد و کلمه اوت (آتش) ترکی در ابتدای این نام (با توجه به نام آتروپاتگان) صحیح تر به نظر می رسد. البته فعل پاییدن و کلماتی مانند بپا، واژگانی هستند که در فارسی امروزی رواج دارند و در هیچ سند تاریخی، این واژگان یافت نمی شوند، همچنان که دو کلمه آقا (آغا) و خانم (خانیم) در هیچ کتاب و سند فارسی با بیش از دویست سال قدمت وجود ندارند و کاملاً واژگانی ترکی می باشند که به فارسی راه یافته اند. «گان»، در تركی با قبول یك سری تغییرات آوایی به «قان» تبدیل می شود و معانی مختلفی چون: خاقان (سرزمین)، خاقانات، پدر، خون و ... را در بردارد و «جان» معرّب (عربی) شده آن است.

مثالی از کاربرد کلمه ترکی "آغا" در این زبان (بررسی ریشه نام شهر تاریخی مراغه):

دکتر عیسی بیگلو: در زبان ترکی، "مارا" به معنی جایگاه، مکان و سرزمین است و "آغا" نیز در این زبان به معنی بزرگ، ارباب، خان و امیر می باشد. بنابراین کلمه "مراغه" در اصل "ماراآغا" و به معنی جایگاه بزرگان و خوانین بوده‌است. در اثر گذشت زمان به "ماراغا" و "مراغه" تبدیل شده‌است. با توجه به این که از روزگاران قدیم، شهر "مراغه" یکی از مناطق آباد و پرجمعیت و مهم "آذربایجان" بوده‌است و مورد توجه اشراف و بزرگان و امراء قرار می‌گرفت، این نام بی مناسبت نبوده‌است. شهر تاریخی "مراغه" در دوره "ایلخانان"، "پایتخت ایران" بوده است.

2- كلمه آذربایجان تركیبی از اجزاء «آز + ار + بای + گان یا قان یا به صورت معرّب شده جان» می دانند و هریك از اجزاء را چنین معرفی می كنند:

«آز» یا «آس»، نام طایفه ای ترك زبان كه در كتیبه های یئنی سئی - اورخون نیز آمده است و كلمه «آسیا» نیز از نام این طایفه تركان بر گرفته شده است. در نام رود «آراز» (ارس، Araz) نیز این كلمه را مشاهده می کنیم. عده ای از پژوهشگران از جمله " بارتولد"، وابستگی آزها را با قبایل "تۆرک" (Türk) كه كتیبه های آشوری از سال 1400 قبل از میلاد، آن ها را ساكنین اطراف دریاچه ارومیه (Lake Urmia-Urumu Gölü) معرفی می كنند، محتمل می دانند. همچنین آز در لغت تركی، معنی اوغور و نیت خیر را می دهد.

«ار»، كلمه‌ای تركی و به معنای: انسان، مرد، جوانمرد می باشد و امروزه در بین آذربایجانیان رواج كامل دارد و در مفهوم شوهر به كار می رود. این كلمه به صورت تركیب پسوندی در برخی كلمات، نام قبیله و طایفه می‌سازد: خز + ار = خزار یا خزر (نام قوم ترک زبان خزر)، ماج + ار = ماجار یا مجار (زبان قوم مجار (کشور مجارستان) با زبان ترکی، ریشه مشترک دارد - جزء زبان های اورال-آلتایی)، قاج + ار = قاجار یا قجر (نام طایفه ترک زبان قاجار)، آو + ار = آوار (نام قوم ترک زبان آوار)، بولق + ار = بولقار (زبان قوم بلغار (کشور بلغارستان) با زبان ترکی، ریشه مشترک دارد - جزء زبان های اورال-آلتایی)، اووش + ار = اووشار (نام قوم ترک زبان اووشار - به عبارت فارسی: افشار)، سال + ار = سالار (نام قوم ترک زبان سالار در استان های گانسو و چینگ های چین)، تات + ار = تاتار (نام قوم ترک زبان تاتار غالباً در جمهوری خود مختار تاتارستان روسیه)، بالک + ار = بالکار (نام قوم ترک زبان بالکار)، سوو + ار = سووار (نام قوم ترک زبان سووار)، آغاج + ار = آغاجر (نام قوم ترک زبان آغاجری).

آزار یا آزر (Azar-Azer) به معنی قوم و قبیله ای می باشد كه بعدها با تغییرات مختصری به ""حازار، حازر، خازر، خزار، خزر (Khazar-Hazar-Xezer) تبدیل شده است. گویا با این كلمه، خورشید را اراده می كرده اند، زیرا خورشید در باورهای تركان قدیم خلاق، مبارك و بركت بخش پنداشته می شده است. پس "آزار" نام خدای سعد و خیرخواهی نیز بود كه قبیله یا اتحاد قبیله ای خویشتن را به نام خدای خویش می نامیده اند.

«بای» از كلمات: بیك، بیگ، بایک، بایگ، بك، بگ، بای، بَی (داماد)... به معنای رئیس قبیله، حاكم، ثروت مند، توانگر، غنی و نیز از مصدر «بایماخ» به معنی تجدد و پیشرفت می باشد، همچنان که نام بابک نیز از همین کلمات بر گرفته شده است:

بای (Bay) + بک (Bek) = بایبک (Baybek) = بابک (مرد ثروتمند، Babek)

یا "ازبک" که خلاصه شده دو واژه "اغوز بیگ" می باشد.

«گان»، در تركی با قبول یك سری تغییرات آوایی به «قان» تبدیل می شود و معانی مختلفی چون: خاقان (سرزمین)، خاقانات، پدر، خون و ... را در بردارد و «جان» معرّب (عربی) شده آن است. همچنین "قان" در تركی، علامت فاعلی با تأكید و مبالغه است (مثل چالیشقان) و بایقان به معنای تكامل یافته و بسیار پیشرفته می باشد.

بنابراین «آذربایجان» یعنی "محل زندگی آزها" و به معنی "پدر والای انسان آز یا آسی" یا "پدر مبارك و توانگر" و یا "سرزمین آزهای بسیار پیشرفته" می باشد. پس نوشتن نام این سرزمین بصورت «آذربایجان» كاریست نادرست. چرا كه هیچ گونه ارتباطی با «آذر» پارسی ندارد. لذا نام این سرزمین به صورت صحیح، "آزربایگان" (آزربایقان) و به صورت معرّب «آزربایجان» می‌باشد.

چارلز برلیتز، تاریخدان و محقق امریكایی در كتاب "مثلث اژدها"، آزها را یكی از بزرگ ترین قبایل ترك زبان به حساب آورده و نام های آسیا و آزربایجان را نیز منتسب به آن ها می داند.

نام آز (آزار، آزر) به مرور زمان در بین بعضی اقوام به خزار (خزر) تغییر یافته و هنوز هم ترکمن ها که خود یکی از اقوام ترک می باشند، به آزربایجان (Azerbaijan-Azerbaycan)، خزربایجان (Khazarbaijan-Hazarbaycan-Xezerbaycan) می گویند.

در داستان حماسی کوراوغلو (Kor Oğlu)، در جایی از داستان آمده است که کوراوغلو می گوید: من از خزربایجان آمده ام.

همچنین امپراتوری مقتدر خزران (خزرها) را همین ترکان آز (خزر، Hazar-Xezer) در اطراف دریای خزر (Khazar Sea-Hazar Denizi-Xezer Denizi) بنیان نهاده بودند.
4
1
5
96/01/6 00:50
اوزگور تورکیستان , Uyghuristan
بی خدا ، شمردن نادر شاه افشار در ویکی پدیای دروغین فارسی

اگر بتونن شاهان تورک و سلسله های تورک را از هویت تورکی شان با هزار دروغ کم میکنند و اگر هم نتونستن در پی اهانت به شاهان تورک سلسله های تورک هستن.
این چنین هستند عقده ای های پان فارس
8
4
5
96/01/6 00:48
اوزگور تورکیستان , Uyghuristan
پکن ، پایتخت چین شهری ساخته تورکان مغول

قوبیلای قاآن یکی از نوادگان چنگیز خان ، شهر پکن را ساخت و نام آن شهر را خانبالق نهاد. خانبالق در تورکی (به معنای شهر خان) است . . پس از برپایی سلسله مینگ در سال ۱۳۶۸ میلادی، این شهر نام بیپینگ (به معنای صلح شمالی) گرفت و در سال ۱۹۴۹ در نخستین کنفرانس حزب کمونیست چین نامش به بیجینگ (به معنای پایتخت شمالی) تغییر کرد. پکینگ و پکن گونه‌های دیگری از نگارش همان واژه چینی بیجینگ اند.
6
1
5
96/01/4 21:08
اوزگور تورکیستان , Uyghuristan
[http://www.aparat.com/v/KN3TQ]
امروزه تمام دنیا به تاریخ تورک سر تعظیم فرود آورده است.تورکها در تمام دنیا حتی امریکا وجود داشتند.در چین خیلی قبل از مصر اهرام ساختند و مومیایی کردند.اولین خط را اختراع کردند.در تمامی اولینها تورکها دیده میشوند این تعصب نیست واقعیته.تمدنهای باستان تورکها در وسط اقیانوس ارام که الان زیر اب فرو رفته و جزیره شده است
5
19
4
96/01/2 23:47
اوزگور تورکیستان , Uyghuristan
جالب است روایتی را که محمود کاشغری در مورد ترکان در اوایل سال های حاکمیت ترکان سلجوقی آورده است محمدبن سلیمان الرواندی مؤلف کتاب تاریخی «راحه­الصدور و آیه­السرور» در سال ۵۹۹ هـ. ق یعنی حدود ۱۵۰ سال بعد از محمود کاشغری از زبان امام دیگری بدین شکل نقل کرده است:
«. . . محمدبن علی بن احمد الراوندی رضی الله عنه و ارضاهُ و جَعَل الجنه منقلبه و مثواهُ» روایت کرد. از امام کبیر اقضی القضاه ظهیرالدین استرابادی رحمه­الله که او گفت به اسنادی درست از ایمة دین ثقهٌّ عَنْ ثقه سماع دارم که چون امام اعظم ابو حنیفه کوفی رضی الله عنه بحجّه الوداع بود حلقه در کعبه بگرفت و گفت خداوندا اگر اجتهاد درست است و مذهب من حق است نصرتش کن که از برای تو خدا تقریر شرع مصطفی کردم، هاتفی از خانه کعبه آواز داد و گفت حَقّا قُلْت لا زالَ مَذْهَبکَ مادام السّیفُ فی یَدِ الاتراک, حق گفتی و رایت مذهب تو افراشته و صفة اعتقاد تو نگاشته خواهد بود مادام که شمشیر در دست ترکان باشد. و در ادامه کتاب آمده است: و بحمدالله تعالی پشت اسلام قوی است... و در عرب و عجم و روم و روس شمشیر در دست ترکان است و سهم شمشیر ایشان در دلها راسخ.». (راحه­الصدور و آیه­السرور, محمد سلیمان­الراوندی, تصحیح محمداقبال, ص ۱۷)
در مورد نقش ترک ها در قیام عاشورا و حضور آنها در کربلا، میان یاران امام حسین(ع) که از ذکر اصل مقاله در این مقاله خودداری میگردد. و خوانندگان محترم جهت مطالعه می توانند به آدرس ذیل مراجعه نمایند:
http://zamaaan.mihanblog.com/post/25

در باب فتح قسطنطنیه و پایان دادن سلطه مسیحیان روم بر این منطقه، روایتی از پیامبر (ص) است که می فرمایند:
( لَتُفتحنَّ القسطنطنیهُ علی رجِلِ فلنعم الا میر امیرها ولنعم الجیش ذلك الجیش)
(رواه الإمام أحمد فی مسنده).
یعنی قسطنطنیه به دست مردی از تبار اسلامیان فتح می شود فرمانده این فتح بزرگ بهترین امیر و سربازان این عملیات بهترین لشكر عصر خود هستند.(4)
با توجه به این حدیث نبوی شریف تمامی خلفاء و سلاطین و حكام اسلامی یكی بعد از دیگری بسیار كوشیدند فاتح قسطنطنیه آنها باشند تا تعریف و تمجید پیامبر اسلام(ص) شامل حال آنان گردد. و به همین دلیل بود عثمان بن عفان در سال 32 هجری و معاویه بن ابی سفیان در سال 44 و سلیمان بن عبدالملك در سال 96 و هارون الرشید در سال 190 و الب ارسلان سلجوقی و بایزید و مراد دوم عثمانی همه و همه جهد وكوشش كردند دروازه قسطنطنیه بدست آنها فتح شود ولی حكمت الهی این پیروزی را نصیب هیچكدام نكرد.
آیا می دانید فاتح قسطنطنیه چه کسی بود؟
آری،- علیرغم میل باطنی بسیاری از محرفین تاریخ - فاتح قسطنطنیه، مردی از تبار اسلام، بهترین امیر عصر؛ نیز یک ترک بود، سلطان محمد فاتح.
نام وی محمد فرزند مراد معروف به ابوالخیرات و مشهور به فاتح متولد سال833 هجری بعد از فوت پدرش سلطان مراد ،در سال 855 قدرت دولت تركیه عثمانی را بدست گرفت وحدود 30 سال باعزّت حكومت كرد.
همچنین در بررسی روایات آخرالزمان به موارد مختلفی در مورد ترک ها بر می خوریم که از آن جمله است:
امام صادق(علیه السلام) فرمود:
وای بر اهل ری از ترک ها، وای بر اهل عراق از اهل ری
و وای بر ایشان از کوسه...
در این حدیث، مراد از «ترک ها»، نیروهایی است که از ارمنستان و آذربایجان بر می شورند و به ری حمله می کنند، و مقصود از «کوسه»، همان شعیب بن صالح سمرقندی است که پس از مبارزه با اهل ری، نیروهای ترک را تا داخل عراق تعقیب کرده و با عراقی هایی که با شیعیان دشمنی ورزیده اند، می جنگد و سپس، فرمانده نیروهای پیشتاز امام مهدی(علیه السلام) می شود. ( الإرشاد، ج 2، ص 369)
در این حدیث از ترک ها به عنوان یکی از نابودکنندگان ری- که در روایات آخرالزمان از آن به عنوان دارالفاسقین یاد شده است- نام برده شده است .همچنین شعیب بن صالح، فرمانده نیروهای پیشتاز امام مهدی(علیه السلام) در آخرالزمان از اهالی سمرقند و ترک می باشد.
همانطور که خواندید علاوه بر تاریخ در روایات و احادیث مختلفی بر اهمیت یادگیری زبان ترکی و نیز شأن و منزلت ترک ها در اسلام اشاره شده است. و وای بر کسانی که با تحریفات بسیار ابتدایی خود سعی در تضعیف قوم ترک دارند-ذهی خیال باطل، البته آرزو بر جوانان عیب نیست!-
و وای بر سازندگان جوک ها و استهزاء کنندگان ترک ها و سایر قومیت ها از آتش عظیم دوزخ،که روزی میان آتش تفرقه ای که خود برافروخته اند خواهند سوخت انشاء ا... .
و وای بر کسانی که خواسته و ناخواسته چشم خویش را بر حقایق پوشانیده اند و بر صور بی عدالتی می دمند...
و منادی عدالت به زودی خواهد آمد... .

منابع:
1-الارشاد - شیخ مفید - ج 2 - اندیشه قم
2-دیوان لغات­الترک, محمودکاشغری, مترجم دکتر حسین محمدزاده صدیق, نشر اختر 1383
3-راحه­الصدور و آیه­السرور, محمد سلیمان­الراوندی, تصحیح محمداقبال
4-إتحاف الجماعة بما جاء فی الفتن والملاحم وأشراط الساعة " - جلد أول - روایت حدیث به صورت زیر است:
حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی شَیْبَةَ، وَسَمِعْتُهُ أَنَا مِنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی شَیْبَةَ، قَالَ حَدّثَنَا زَیْدُ بْنُ الْحُبَابِ، قَالَ حَدَّثَنِی الْوَلِیدُ بْنُ الْمُغِیرَةِ الْمَعَافِرِیُّ، قَالَ حَدَّثَنِی عَبْدُ اللَّهِ بْنُ بِشْرٍ الْخَثْعَمِیُّ، عَنْ أَبِیهِ، أَنَّهُ سَمِعَ النَّبِیَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ یَقُولُ لَتُفْتَحَنَّ الْقُسْطَنْطِینِیَّةُ فَلَنِعْمَ الْأَمِیرُ أَمِیرُهَا وَلَنِعْمَ الْجَیْشُ ذَلِكَ الْجَیْشُ
6
1
4
95/12/22 22:56
اوزگور تورکیستان , Uyghuristan
یوسف آقچورا بنیانگذار ایدئولوژی پان‌ تورانیسم و از فعالان تاتار بود او متولد ۱۸۷۶ سیمبیرسک روسیه از تورک های تاتار. همچنین او یکی از موسسان حزب اتفاق‌ المسلمین
در روسیه بود که در تبلیغ اسلام و گسترش مدارس اسلامی در روسیه نقش داشت.
13
2
8
95/12/22 21:55
اوزگور تورکیستان , Uyghuristan
کوروش به روایت حضرت آیت الله خلخالی : دروغین و جنایتکار، جاه طلب و عیاش

آغاز جشن‌های ۲۵۰۰ ساله و باستان‌گرایی شاه
مقاله ای در باب ، کوروش کافر و لواط دهنده ای بی مقدار و جانی بالفطره

۲۰ مهر ۱۳۵۰ آغاز دور تازه‌ای از حکومت پهلوی دوم بود. روزی که محمدرضا پهلوی با قرائت خطابه‌ای در برابر مقبره کوروش هخامنشی در پاسارگاد، آغاز جشن‌های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی را اعلام کرد. این نمایش بزرگ که ظاهراً به بهانه بزرگداشت ۲۵ قرن حکومت پادشاهی در ایران آغاز شده بود در عمل به تصویری از کیش شخصیت آخرین شاه ایران تبدیل شد و در شرایطی که متجاوز از نیمی از جمعیت ایران آن روزگار در روستا‌ها و حومه شهرهای بزرگ در فقر و فلاکت زندگی می‌کردند، شاه برای این مراسم بیش از سیصد میلیون دلار هزینه کرد تا چهره‌ای دیگر از حکومت خود به نمایش بگذارد. حکومتی در ادامه حکومت کوروش که به درست یا غلط نمادی از «تمدن بزرگ ایران» بود.

این حرکت شاه واکنش‌هایی در پی آورد. واکنش‌هایی از سوی مخالفان وی در پایگاه مذهب، که گویی سخن شاه را باور کرده بودند که او تجسم عینی کوروش آرمیده در خاک است. وقتی محمدرضا پهلوی می‌گفت: «کوروش آسوده بخواب که ما بیداریم» شاید تصوری نداشت از اینکه بیداری او خواب کوروش را آشفته خواهد کرد که مخالفان شاه او را بدل از کوروش دیدند و پس هر آنچه فریاد از اعمال او داشتند بر سر کوروش کشیدند. درست در همین مقطع بود که رساله «کوروش دروغین و جنایتکار» به قلم شیخ صادق خلخالی نوشته شد. این رساله که نمونه‌ای از موضع‌گیری مخالفان مذهبی شاه در مقابل همسان‌سازی وی با پادشاه هخامنشی بود، کوروش را "سفاک و خونریز" دانسته و او را به انحراف اخلاقی متهم می‌کرد.

مادر کوروش یهودی بود

صادق خلخالی در رساله خود، کوروش هخامنشی را زاده مادری یهودی خوانده و حمله وی به بابل را نیز در پی دستور مادرش برای آزاد کردن قوم یهود دانسته و نتیجه گرفته است: «نژاد یهود، امروز به تبهکاری و دشمن بشریت معرفی شده‌اند... تنها معرف کوروش به نیکی و نیکنامی نیز همین یهودند... فریاد که همین یهود، همین دلال‌های سیاست بین‌المللی، برای ملل دیگر تاریخ، پادشاه نامدار معرفی می‌کنند و مردم را وادار می‌کنند که جشن بگیرند، پول بدهند و شادی کنند و برای دایر کردن این جشن‌ها، کار‌شناس می‌فرستند و میلیون‌ها تومان پول را به این وسیله به غارت می‌برند.»

خلخالی تصویری خشونت‌بار از پادشاه هخامنشی ارائه می‌کرد. او تفاوتی میان کوروش و سایر پادشاهان تاریخ ندیده و نوشته است: «کوروش نیز مانند همه پادشاهان و زورمندان تاریخ که از موهبت‌های خدادادی فقط زور و شمشیر دارند و منطقی وحشیانه که به حکم زور باید دیگران را مقهور تسلیم امر و خواسته خود نمود، از تیره وحشی در ۲۵۰۰ سال پیش برخاست و در دستگاه بهمن پادشاه ایران به خدمت مشغول شد چون سودای جهانگیری در سر داشت با سپاه وحشی خود به جنگ با همسایگان پرداخت.»

خلخالی سپس به ریشه روایت‌های به عقیده وی "دروغ درباره تاریخ زندگی کوروش پرداخته"، "هرودوت" مورخ را دروغ‌پرداز دانسته و روایت گزنفون از کوروش را نیز برآمده از تخیلات وی نامیده بود و می‌گفت: «نوشته‌های هرودوت به صورت افسانه و برای نقال‌های قهوه‌خانه و درویش‌های سر کوچه‌ها هم به درد نمی‌خورد تا چه رسد که از آن یک حماسه کوروش کبیر بسازیم و بعد هم به آن افتخار کنیم.»

او حتی پرویز ناتل خانلری را نیز مهره ثابت صهیونیسم بین‌المللی می‌نامید، چه آنکه خانلری «با وجود تصریح مورخین شرق و غرب که هرودوت یا گزنفون دروغگو هستند... قلم به دست گرفته و از هر راه ممکن وارد شده، از کوروش کبیر قهرمان ساخته و لوحه او را به نام اولین لوحه حقوق بشر به مردم معرفی می‌کند.»

صادق خلخالی بدین ترتیب تا بدانجا پیش رفت که گرامیداشت روز تولد کوروش را سیاستی استعماری دانست، آنچنان که: «گاهی مردم را به تریاک و زمانی دیگر مردم را به می‌گساری و موسیقی و هنر و وقت دیگر آنها را به ورزش و میدان المپیک و بار دیگر آنها را به هیپی‌گری و درویشی و عرفان موهومی و سپس به لباس و مدپرستی مثل مینی‌ژوپ و ماکسی و میدی و غیره و بالاخره به وسیله سینما و تئا‌تر و تریا و کاباره و به وسیله مجلات و روزنامه‌های مزدور و عکس‌ها و فیلم‌های سـ. ک. سی و به وسیله رمان و تاریخ موهومی و روز تولد موش و سگ و گربه و یا کوروش کبیر مشغول کرده و می‌خواهند که ملت هیچگاه رشد فکری نداشته باشند.»

رد تفسیر علامه طباطبایی از ذوالقرنین

صادق خلخالی توصیف کوروش را به تمامی از موضعی خصمانه و مبتنی بر نفی روایت‌های مثبت آغاز کرد و بدانجا رسید که سخن گفتن از عظمت دوران حکمرانی او بر ایران را «سیاست استعمار» و «توطئه یهود» دانست.

خلخالی این سخنان را از موضع یک دانش‌آموخته حوزه نوشته بود اما او با این رساله در برابر برخی بزرگان حوزه قرار می‌گرفت. از آن جمله علامه طباطبایی بود که کوروش را مصداق «ذوالقرنین» دانسته و نوشته بود: «به هر قومی ظفر پیدا می‌کرد، از مجرمان ایشان می‌گذشت و عفو می‌نمود و بزرگان و کریمان هر قومی را اکرام و ضعفای ایشان را ترحم و مفسدان و خائنان را سیاست می‌نمود.»

ذوالقَرنین یکی از شخصیت‌های ذکر شده در قرآن است. بر اساس آنچه در قرآن آمده است ذوالقرنین، فرمانروایی بود که سه لشکرکشی مهم داشت؛ نخست به باختر، سپس به خاور، و سرانجام منطقه‌ای که در آن یک تنگه کوهستانی وجود داشت. او انسان یکتاپرست و مهربان بود و از طریق دادگری منحرف نمی‌شد و به همین جهت مشمول لطف خدا بود، او یار نیکوکاران و دشمن ستمگران و ظالمان بود و به مال و ثروت دنیا علاقه‌ای نداشت، او هم به خدا ایمان داشت و هم به روز رستاخیز، او سازنده سدی بود، که در آن به جای آجر و سنگ از آهن و مس استفاده شده است و هدف او از ساختن این سد کمک به گروهی مستضعف در مقابل ظلم و ستم قوم یاجوج و ماجوج بوده است.

هرچند علامه طباطبایی کوروش را‌‌ همان ذوالقرنین می‌داند، اما خلخالی بی‌توجه به تفسیر علامه، مفسرین و روحانیونی که کوروش را مصداق «ذوالقرنین» ذکر شده در قرآن دانسته بودند واعظان سلطنت و دربار معرفی کرد و نوشت: «مگر یک نفر انسان به تمام معنی جانی و منحط از نظر اخلاق عمومی و خصوصی می‌تواند ذوالقرنین باشد؟ حیف است که ذوالقرنین مقدس و محبوب، کوروش منحوس جاه‌طلب و عیاش و آدمکش باشد... فردی که زن خود را پس از باده‌گساری‌های بی‌حد به مردم عرضه می‌کند و در حالت مستی، فرمان قتل مردمانی را که ضد یهودند صادر می‌کند.»

این در حالی بود که به اعتقاد علامه طباطبایی و آنچنان که او در تفسیر آیاتی از سوره کهف می‌آورد، کوروش «به وحی و یا الهام و یا به وسیله پیغمبری از پیغمبران تایید می‌شده» و «از کسانی بوده که خداوند خیر دنیا و آخرت را برایش جمع کرده بود، خیر دنیا برای اینکه سلطنتی به او داده بود که توانست با آن به غرب و شرق برود و هیچ چیز جلوگیرش نشود... و اما آخرت، برای اینکه او بسط عدالت و اقامه حق در بشر نموده، به صلح و رفق و کرامت نفس و گستردن خیر و رفع شر در میانه بشر سلوک کرده.»

خلخالی اما پیروزی‌های کوروش را محصول بخت او و تمام آنچه را که در تورات در وصف کوروش آمده بود را ساخته و پرداخته یهودیان آزادشده بابل می‌دانست. او به آنچه درباره سدسازی ذوالقرنین در قرآن آمده است، اشاره کرده و با رد شباهت کوروش به آنچه از ذوالقرنین در قرآن تصویر شده، نوشته است: « با در نظر گرفتن کمی عمر کوروش و شهوت‌پرستی او و جنگ‌هایش در مشرق و مغرب، اصلاً نوبت آباد کردن برای او حتی در وسط مملکت خویش هم نماند تا چه رسد که سدی با آن عظمت را در شمال چین به وجود آورد که ممکن است با نبود وسائل ساختمانی در آن زمان متجاوز از یک قرن هم طول کشیده باشد.»

اشاره خلخالی به روایت‌هایی است که "سد" ذکر شده در قرآن را "دیوار چین" و "ذوالقرنین" را "کوروش" می‌دانند. خلخالی می‌نویسد: «البته ما هیچ شک و شبهه‌ای نداریم که ذوالقرنین سد را به وجود آورده و قرآن به آن معنی در سوره کهف اشاره فرموده و این را نیز یقین داریم که کوروش ذوالقرنین نیست و شما نیز کم و بیش به این امر پی برده‌اید؛ لکن از نظر اشخاصی که دلشان می‌خواهد همیشه مدارک خارجی و غیراسلامی را در این باب بیان کرده باشیم و خود این معنی هم یک نوع جنون غربزدگی است، ناچاریم از افراد غربی هم برای اثبات مطلب مؤید آورده باشیم.» وی سپس افزوده است: «افرادی که درباره کوروش و داریوش و شاهان هخامنشی مطالبی نوشته‌اند، مانند هرودوت، گزنفون و کتزیاس، هیچ‌کدام آن‌ها کوروش را سازنده کوچک‌ترین سدی در عالم معرفی نکرده‌اند. با اینکه این‌ها از زاییدن قاطر کره قاطر را و زاییدن مادیان خرگوش را و گرفتن آفتاب در آسمان و مزخرفات دیگر غلط اندر غلط را به نام سرگذشت شاهان هخامنشی نوشته و باقی گذاشته‌اند؛ لکن هیچ‌کدام آن‌ها راجع به سد کوروش و ساختمان آن در زمان حیات وی اشاره‌ای هم نکرده‌اند...»

کوروش دین ثابت نداشت

خلخالی هرچند مادر کوروش را یهودی دانسته و بدین طریق وی را از طریق نسب «یهودی» می‌داند اما درباره مذهب کوروش نظراتی دیگری هم دارد. او در بخشی از رساله خود نوشته است: «راجع به دین پادشاه هخامنشی باید این معنی را اذعان نمود که آن‌ها یک دین مسلم و ثابت نداشته‌اند، بلکه در هر کوره و دوره دین آن مکان و زمان را قبول می‌کرده‌اند و پایبند به هیچ یک از مذاهب نبوده‌اند و برای پیشبرد مقاصد سیاسی و شیطانی خود به آب و رنگ هر مذهبی خود را زینت می‌داده‌اند. همچنان که کوروش برای زئوس، مردوک، مهر، ناهید و افرودیت قربانی می‌کند، با اینکه آن‌ها خدایان ملل مختلف بوده‌اند، مثل ملکه انگلستان در هند شاش گاو را به عنوان تبرک که عقیده بعضی از هندو‌ها است می‌خورد.»

وی برای تثبیت این ادعا به نقش‌های حک شده بر کتیبه‌های "نقش رستم" اشاره کرده و نوشته است: «در نقش رستم که بنا به عقیده مستشرقین چهار مقبره وجود دارد که از هر یک از آن‌ها آثار بت‌پرستی و آتش‌پرستی به رسوم مختلف آشکار است...»

راهزنی یا راهِ زنی؛ مسئله این است

یکی از عجیب‌ترین بخش‌های رساله خلخالی بخشی بود که او به فساد اخلاقی کوروش اشاره کرده بود. خلخالی در جزوه خود نوشت: «کوروش پسر جوانی بود از اهل "مر" که از شدت احتیاج مجبور گردید راهِ زنی پیش گیرد و لواط بدهد...» خلخالی این جمله را به نقل از کتاب "تاریخ ایران باستان" نوشته مشیرالدوله پیرنیا مطرح کرده بود، حال آنکه متن اصلی کتاب این‌چنین بود: «کوروش پسر چوپانی بود از ایل مرد‌ها که از شدت احتیاج مجبور گردید راهزنی پیش گیرد.»

این موضوع یکی از نقاط مهم مورد انتقاد منتقدان خلخالی از جمله سعیدی سیرجانی و باستانی پاریزی بود تا آنجا که بعضی وی را به بی‌دقتی در نقل مطالب و برخی دیگر او را به "تحریف" تاریخ متهم کردند. وی اما در سال ۱۳۷۷، طی گفت‌وگویی در پاسخ به این طیف از منتقدان گفته است: «از کلمات تاریخی می‌توان برداشت‌های متفاوت داشت.»

خبرنگار گفت: «رساله تحقیقی شما با عنوان کوروش دروغین و جنایتکار از سوی مورخین و اساتید تاریخ فراوان نقد و رد شده است. اساسا عبارتی را که شما از تاریخ ایران باستان اثر دکتر پیرنیا و نقل قول ایشان از کتزیاس در رساله‌تان آورده‌اید، تحریف شده است... در تاریخ ایران باستان، در کلمات کتزیاس می‌آید: "کوروش پسر چوپانی بود، از ایل مرد‌ها، که از شدت احتیاج مجبور شد راهزنی پیش گیرد." سه تحریف در نقل قول شما معنای مورد نظر مورخ را کاملا قلب کرده است. اول ایل مرد‌ها به اهل "مر" بدل شده است. دوم، پسر چوپان را شما پسر جوان نوشته‌اید و سوم، راهزنی که هجوم بر کاروان‌ها و هم در رای استاد باستانی پاریزی "راهداری" تلقی می‌گردد را با تغییر املاء کلمه به راه ‌زنی به معنای لواط دادن آورده‌اید. مورخان پیرامون تحریف در رساله شما درباره کوروش اجماع نظر دارند...»

خلخالی پاسخ داد: «از کلمات تاریخی برداشت‌ها متفاوت است. حالا چون بنده آخوند هستم و به راحتی می‌توانند ادعا کنند که سر از این مسایل در نمی‌آورم، قول آنها در نظر بسیاری معتبر است. اما مثلا باستانی پاریزی چون تیپ روشنفکر جماعت را به خود می‌گیرد، اجماع درباره صحیح بودن ادعایش سریع حادث می‌شود. تحقیقی را که من پیرامون زندگی کوروش کرده‌ام هیچ کدام از این به اصطلاح مورخینی که نام بردید، نکرده‌اند. این شبه روشنفکران نمی‌توانند ببینند که آخوند‌ها هم درباره تاریخ ایران باستان تحقیق می‌کنند و افرادی مثل من در برابر خیانت‌های تاریخی‌شان می‌ایستند. این‌ها فئودال مسلک‌ها و لائیک‌هایی هستند که می‌خواهند تاریخ مدح شاهان و طاغوتیان باشد. من در برابر مداحان دهخدا هم ایستاده‌ام و برای نخستین بار چهره خائنانه دهخدا را در مجله کیهان اندیشه تصویر کردم. با جرئت تمام اعلام کردم که لغت‌نامه دهخدا همچون تاریخ تمدن ویل دورانت برای اسلام و مسلمین خطرناک و خطرآفرین است. تمام نوشته‌های دهخدا توهین به مذاهب است و هیچ‌کس هم توان مقابله با آنها را نداشته است. اینجا هم تنها من بودم که مجاهدت به خرج دادم...»
3
1
4
95/12/20 20:50
اوزگور تورکیستان , Uyghuristan
[http://www.aparat.com/v/wzDBW]
امروزه باستان پرستان شیرین عقل با توهم برداشتن یک تاریخ با شکوه و با عظمت در مخیله سبک خود ، سعی در به وجود آوردن تاریخی تحریفی و جعلی در تاریخ ایران دارند.
(شتر در خواب بیند پنبه دانه *** گاهی لف لف خورد گاه دانه دانه)
95/12/4 08:21
کانون نشر احکام , atlas_shia

نسخه آزمایشی سایت «کتاب شیعه» به نشانی ketabshia.ir رونمایی شد.
علاقه‌مندان می‌توانند جهت مشاهده و دانلود آثار، به این سایت مراجعه نمایند.

www.ketabshia.ir
95/11/22 23:46
تجهیزات نظامی , tjhizat_nezami
تصویر 1:
آدولف هیتلر و پاوی اوتوفون هیندنبورگ ، هیندنبورگ پیشوای رایش دوم آلمان بود و هیتلر صدراعظم وی بود. بعد از مرگ پاول در 1933 هیتلر به جایش نشست

تصویر2:
بر خلاف تصورات موجود ، مجموع نیروی هوایی اعراب ، بویژه نیروی هوایی مصر در جنگ با رژیم عبری ، چندان دست و پا بسته بشمار نمی آمدند . اگر چه کتابها و مستندات در چندین دهه اخیر ، عمدتاً بر موفقیت های خیره کننده IDF سخن می رانند ، اما زمانی که مورخان علاقه مند ، بسراغ افسران جنگ دیده آنسوی خط ، میروند ، حقایق جالب توجهی در اختیار مخاطبان قرار می گیرد .

تصویر فوق ، بخشی از فیلم های ثبت شده از گان کمرا جنگنده MIG-17 خلیان نیروی هوایی ارتش مصر " محمد اوکاشا" است . وی در جریان نبردهای فرسایشی 20 ژوئیه 1969 ، به شکل کاملاً اعجاب آوری موفق شد تا از چتر محافظتی آتشبارهای دفاع هوایی هاوک نیروی زمینی رژیم عبری گذشته و رادار کنترل آتش یکی از سایتهای این آتشبار را با استفاده از 8 تیر راکت هوابه زمین منهدم نماید . این در حالی بود که بدلیل ارزشمند بودن آتشبارهای هاوک ، IAF همواره گشت های رزمی مستمری را با استفاده از جنگنده های مادون صوت A-4 در نزدیکی موقعیت استقرار این آتشبارها برقرار می نمود

تصویر3:
یکی از مهمترین نبردهایی که عملیات اطلاعات سیگنالی (SIGINT) در آن نقش خود را بخوبی ایفا نمود و شاید در طول جنگهای قرن بیستم ، نظیر آن وجود نداشت ، عملیات طوفان صحرا و بازپس گیری کویت از اشغال ارتش بعث عراق بشمار می رفت . این رشته عملیاتها ، به وفور علیه ارتش عراق در جنگ 1991 انجام شد ، اما یکی از مهمترین آن که شاید نیّت ایالات متحده را در تحریک صدام برای حمله به کویت آشکار می کند ، چند روز قبل از آغاز حمله بوقوع پیوست .
شبکه جمع آوری اطلاعات سیگنالی ارتش ایالات متحده که از اواسط دهه 80 میلادی در منطقه مستقر بود ، یکی از نخستین واحدهایی بشمار می رفت که از قصد صدام برای حمله به کویت آگاه شد . این شبکه ، قبل از شروع عملیات نظامی ، در تاریخ 29 ژوئیه 1991 ، به ناگاه فعالیت یک ایستگاه رادار پیش اخطار تال کینگ عراق ( با برد موثر 350 مایل ) که تا آن زمان از آن هیچ فعالیتی مشاهده نشده بود ( بعلت خاموش بودن ) ، را ثبت نمود . تحلیلگران اطلاعاتی ارتش آمریکا ، بدرستی حدس زدند که حمله عراق به کویت نزدیک خواهد بود ، اما اینکه چرا چنین اطلاعاتی بواسطه سلسله مراتب ، انتقال نیافت و یا نادیده گرفته شد ، جای بررسی بیشتری را می طلبد .
تصویر 4 :
با نزدیکتر شدن شکست نهایی ویتنام جنوبی از رقیب شمالی خود در سال 1975 و در راستای خروج نزدیک به 110 هزار نفر از وابستگان به غرب از ویتنام جنوبی در عملیاتی موسوم به New Life، تعداد 3300 نوزاد و کودک خردسال بی سرپرست و سایر کودکان موجود در بیمارستان های ویتنام جنوبی نیز توسط تعدادی از آخرین هواپیماهای آمریکایی از ویتنام خارج شدند. در این عملیات که با نام Babylift انجام شد، کودکان خارج شده به کشورهای اروپای غربی و آمریکا برده شده و در آنجا رشد یافتند.
تصویر5:
وزارت آموزش و پرورش عراق در سالهای قبل از تهاجم این کشور به جمهوری اسلامی ایران ، با چاپ نقشه های جعلی ، خوزستان را از خاک ایران جدا و آن را بصورت یک سرزمین تحت الحمایه ، با عنوان جعلی تر ( ع.ر.ب.س.ت.ا.ن) درآورد . با این حال ، علی الظاهر ، حاکمان وقت عراق ، در پیش بینی و محاسبه عکس العمل مردمان سرزمین پارس ، دچار اشتباه جدّی محاسباتی شده بودند . حاکم وقت عراق ، به خیال خام خود ، سردار قادسیه شد و در این نقشه ، بخش مهمی از ایران را از آن ، جدا نمود .

قسمت قبل:
13
2
11
95/11/13 21:55
حیات طیبه جلیلی , hayate_tayyaba_jalili
11
3
13
95/09/15 23:24
حیات طیبه جلیلی , hayate_tayyaba_jalili
جعفر دهقان، بازیگر فیلم:
به نوعی فراموش کرده بودیم که روزی در ایران قحطی وجود داشته و چه بلاهایی در اثر آن قحطی بر سر مردم آمده است؛ این گوشه از تاریخ جامانده بود که آقای طالبی، با مطالعه و تحقیقاتی که پیرامون این برهه از تاریخ کشور انجام داد، آن را به زیبایی به تصویر کشیده است.
25
1
16
95/09/5 15:20
م بهرامی , klk
فیلم «یتیم خانه ایران» بخشی از تاریخ را روایت می کند/در طول تاریخ سیاست انگلیسی ها ایجاد مشکلات، بدبختی و بیچارگی برای مردم ایران بود

خسرومعتضد گفت: فیلم یتیم خانه ایران از نظر تاریخی مورد تایید من است و در طول تاریخ سیاست انگلیسی ها نیز ایجاد مشکلات، بدبختی و بیچارگی برای مردم ایران بود و عقیده داشتند برای سلطه بر ایران باید مردم این کشور را گرسنه نگه داشت.