نتایج جستجو : امیرالمومنین - 159 مطلب

97/04/23 11:06
پیرو  فاروق أعظم , masjedenour
حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام هیچ گاه از اعلام پیام غدیر فروگذار نبودند:

اسحاق بن موسى از پدرش حضرت كاظم و او از حضرت صادق به واسطه پدران گرامش علیهم السلام نقل کرده است كه‏ حضرت أمیر المؤمنین علیه السلام در كوفه مشغول ایراد خطبه‏ اى بود كه در آخر آن فرمود: بدانید كه من از مردم به خود مردم اولویّت دارم (اشاره به کلام پیامبر صلی الله علیه و آله در غدیر خم)، و من از آن روز كه پیامبر صلی الله علیه و آله وفات یافت پیوسته مورد ظلم واقع شده‏ ام.

پس اشعث بن قیس برخاسته و گفت:
اى أمیر المؤمنین! از وقتى به كوفه آمده‏ اید در تمام خطبه‏ ها این جمله كه «من از مردم به خود مردم اولویّت دارم، ...» را گوشزد میدارید، چرا آن زمان که أبوبكر و عمر حکومت را بدست گرفتند از حق خود دفاع نکردی؟

امیرالمومنین علیه السلام ( در جواب این طعنه او) فرمودند:
اى پسر شرابخوار، سخنى پرسیدى پس جواب آن را از خود من بشنو!:
به خدا سوگند که مرا چیزی مانع از جنگیدن با آنان غیر از وفا به عهد برادرم رسول خدا صلی الله علیه و آله نبود، چرا که آن حضرت مرا خبر داده بود كه : « این امّت به زودی نسبت به تو خیانت خواهند نمود، و پیمان و وصیّت مرا درباره‏ ات نقض می نمایند، و همانا تو نسبت به من همانند هارون نسبت به موسى هستى» پس من عرض كردم: اى رسول خدا، در آن زمان وظیفه من چیست؟ فرمود: «اگر یار و یاورى یافتى به جنگ برخیز و اگر یار کافی نداشتی خون خود را حفظ و صبر كن، تا هنگامى كه مظلومانه به من ملحق گردى»... و بعد از آن (ظلم) دست دخت پیامبر و دو فرزندم حسن و حسین را گرفته و به خانه‏ هاى اهل بدر و سابقین در اسلام رفته و تضییع حقّ خود را به آنان تذكّر داده و یكایك ایشان را به یارى خود دعوت نمودم، ولى هیچ کس جز چهار نفر: سلمان، عمّار، أبوذرّ و مقداد دعوتم را اجابت نکرد، ... به خدا سوگند اگر در روز بیعت أبوبكر تنها چهل مرد یاریم می نمودند حتما به جنگ برخاسته و در راه خدا جهاد می كردم تا مشخص شود (اهل سکوت نیستم).

99
97/04/9 16:56
مائده بانو , dokhtareziba_1994
امیرالمومنین علی علیه السلام:
وآخِ الإِخوانَ فِی اللّهِ ، و أحِبَّ الصّالِحَ لِصَلاحِهِ.
با برادران به خاطر خدا برادرى كن، و انسان نیك را به خاطر نیك بودنش دوست بدار.
الأمالی للمفید: ص 222
کامنت بنویسید...
مائده بانو , dokhtareziba_1994
دوشنبه 11 تیر ، 18:45
ادامه
زیر سایه آقاست ماجده  , saqgha
دوشنبه 11 تیر ، 16:15
احسنت
ادامه
96/12/19 09:34
سخن اَشنا , sokhanashna
روایت خوابیدن امیرالمومنین و عایشه زیر یک لحاف در محضر پیامبر اکرم، روایتی ضعیف است که قابل استناد نمی باشد
ادامه مطلب را در لینگ زیر مطالعه فرمائید:
96/06/18 01:14
سنگرسافت  , sangarsoft
تا قافیه شعر امیر است و غدیر است
برخیز که هنگام مراعات و نظیر است
من مات علی حب علی مات شهیدا
آنانکه نمردند بمیرند که دیر است

«عیدتون مبارک»

ما را با هر چه راحت ترید دنبال کنید:
(لینک های مستقیم زیر در مرورگر گوشی یا کامپیوتر وارد شود)

تارنما
www.sangarsoft.ir

تلگرام
yon.ir/sstme

اینستاگرام
yon.ir/insst

توییتر
yon.ir/twsst

سروش
yon.ir/sapps
96/06/14 13:03
استاد حسین انصاریان , ostad.ansarian
لقب «امیرالمومنین» لقبی است که جز برای علی(ع)، شایسته و سزاوار ‌کسی دیگر نیست، حتی نسبت به سایر ‏ائمه‌طاهرین گفتن این لقب اجازه داده نشده است.
رسول‌خدا(ص) این لقب را به علی(ع) دادند، فرمودند: «بعد از علی هر کس این لقب را روی خودش بگذارد، ملعون است»‏.
96/06/12 10:25
استاد حسین انصاریان , ostad.ansarian
[https://www.aparat.com/v/uzhFk]
کلیپ تصویری / احوال عاشقان امیرالمومنین (ع)
جهت مشاهده کلیپ بر روی لینک کلیک نمایید
96/06/12 00:11
حرم امام رضا (ع) , ImamRezaFA
ای مردم، این مطلب را درباره او بدانید و بفهمید، و بدانید که خداوند او را برای شما صاحب اختیار و امامی قرار داده که اطاعتش را واجب نموده است بر مهاجرین و انصار و بر تابعین آنان به نیکی، و بر روستایی و شهری، و بر عجمی و عربی، و بر آزاد و بنده، و بر بزرگ و کوچک، و بر سفید و سیاه. بر هر یکتا پرستی حکم او اجرا شونده و کلام او مورد عمل و امر او نافذ است.

هر کس با او مخالفت کند ملعون است، و هر کس تابع او باشد و او را تصدیق نماید مورد رحمت الهی است. خداوند او را و هر کس را که از او بشنود و او را اطاعت کند آمرزیده است.

#خطبه_غدیر
10
5
9
96/06/9 11:02
پیرو  فاروق أعظم , masjedenour
96/05/8 13:47
استاد حسین انصاریان , ostad.ansarian
استاد انصاریان:‏ امیرالمومنین تجلی عبودیت و الگوی انسانیت برای همگان است. در حدیث علوی است: اگر امید رسیدن به ‏بهشت وترس از رهایی از جهنم هم نبود؛باز سزاوار بود که به دنبال «مکارم اخلاق و انسانیت باشیم
96/04/20 01:07
بابک  , bagba
به چی افتخار می کنی؟
.
.
.
.
.
.
.
اشهد ان مولانا مقتدانا امیرالمومنین علیا ولی الله
سلام پدر
96/03/26 15:27
یه غریبه  , ahmadian1368
امیرالمومنینی که بر روی بستر شهادت خوابیده و هیچ رمقی برایش نمانده.
گویا جسم حضرت آنقدر زرد شده که دستمال بسته شده به پیشانی حضرت پیدا نیست.
حضرت در اوج ضعف به سر می برند. درد در تمام بدن حضرت می پیچد.
عجیب است !!
با صدای نحیفی می فرماید: حسن جان بیا تا وصیتی کنم:
از این شیری که به من دادید به اسیر خود هم بدهید!! او را آب و غذا دهید و مبادا به او بیش از یک ضربت وارد کنید!!
حضرت این جمله را در طی سه شبی که بر بستر افتاده بودند دو یا سه بار فرمودند. حواسشون به اسیر هم بود.
یا امیرالمومنین اسیری که دشمن شما و به فرموده ی شما اشقی الاشقیاء است و کسی را به قتل رسانده که قلب عالم امکان است اینطور برخورد می کنید!!
آقاجان! ما نمیگوییم از #شیعیان شما اما از #محبین شما هستیم.
وقتی با دشمن خود اینچنین برخورد کردید حتما با محب خود بسیار #مهربان تر برخورد می کنید.

یا امیرالمومنین یا ذالکرم
یا امام المتقین یا ذالنعم
إنَّنا جِئناکَ فی حاجاتِنا
لا تُخَیِّبنا فقُل فینا نَعم

امشب این را از حضرت بخواهیم:
آقا جان! ما را از بند اسارت به در آور و آزاد از تمام قید و بندها کن.

کیست مولا آنکه آزادت کند
بند رِقِّیَّت ز پایت بَر کَند.

التماس دعا.
96/03/24 07:19
یاسیدالکریم  , yasayyedalkarim
نامه‌ امام (ع) به اشعث بن قیس فرماندار آذربایجان:
فرمانداری برای تو، وسیله آب و نان نیست، بلکه امانتی در گردن توست، و تو، تحت امر مافوق خود هستی. و حق نداری درباره رعیت استبداد به خرج دهی، و نه به کار عظیمی اقدام کنی، مگر اطمینان داشته باشی که از عهده‌اش بر می‌ آیی، اموال خدا، در اختیار توست، و تو، یکی از خزانه‌ داران [بر] آن هستی که آن را به من تسلیم کنی، و من امیدوارم [ بدرستی اقدام کنی تا ] برای تو فرمانروای بدی نباشم، والسلام.

و من کتاب له ع إلی أشعث بن قیس عامل أذربیجان:
... و أن عملک لیس بطعمة / و لکنه فى عنقک أمانة / و أنت مسترعى لمن فوقک، / لیس لک أن تفتات فى رعیة / و لا تخاطر الا بوثیقة / و فى یدیک مال من مال الله عزّوجلّ / و انت من خزّانه [علیه] حتى تسلّمه ألىّ / ولعلّى ان لا اکون شرّ وُلاتک لک [ان استقمت ولاقوة الا بالله] / والسّلام.

نهج البلاغه نامه 5 ص 570 [ترجمه مکارم]
إحقاق الحق و إزهاق الباطل ج 32 ص 221
تمام نهج البلاغه [موسوی] نامه 27 ص 624
متن نامه s9.picofile.com/file/8297713800/6t_7.jpg
شرح نهج البلاغة[ابن ابی الحدید]ج 14ص 33

نامه حضرت امیر(ع) به اشعث بن قیس
1_حکومت و ریاست و مسئولیت
وسیله بخور بخور [و اظهار منم منم و اعمال قدرت دلبخواه] نیست.
2_بلکه امانتی [سنگین] بر گردن توست
[که باید به خداوند و امام المسلمین و مردم مسلمان پاسخگو باشی]
3_و تو تحت امر ما فوق خود هستی [پس اندازه ی خود را بشناس]
[و نمی توانی سرخود هر کاری که خود صلاح بدانی انجام بدهی]
4_ تو حق نداری نسبت به رعیت [و مردم] استبداد رای بخرج دهی
5_و نباید به [موضوعی حیاتی و] کار مهمی اقدام کنی
الا این که مطمئن باشی که می توانی آن را به درستی انجام بدهی.
6_و آنچه از اموال و امکانات نزد توست امانت الهی است
و تو امانت دار این خزانه ای، تا زمانی که آن را به من تحویل دهی.
7_و من امیدوارم تو به درستی اقدام کنی
تا مجبور نشوم که برخورد تندی با تو داشته باشم. والسلام.

شرح بیشتر از نامه پنجم نهج البلاغه
http://www.m-nasr.com/شرح-نامه-5

برکناری اشعث از ریاست دو قبیله کنده و ربیعه
و اعتراض و اختلاف در سپاه امیرالمومنین قبل شروع صفین
http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa49712

نقش اشعث در حکمیت تلخ تاریخ و کثرت طرفداران او
http://fa.wikishia.net/view/اشعث_بن_قیس_کندی

سیر کلی زندگی اشعث قبل از بعثت و سپس ارتداد
و نقش او در همکاری با ابن ملجم در شهادت مولا
و نقش دختر جعده او در شهادت امام مجتبی (ع)
و نقش پسر او محمد در کربلا و ظلم عجیب به سیدالشهدا (ع)
http://article.tebyan.net/141273/
96/01/24 08:17
سفره آسمانی , sofreh_asmani
95/11/30 23:18
علی عظیمی , haaha
بسم الله الرحمن الرحیم
طلحه و زیبر گفتند: این بیت‌المال با شمشیر ما به دست آمده است، ما بودیم که اسلام را پیش بردیم؛ ما بودیم که زحمت کشیدیم و تلاش کردیم؛ حالا تو ما را با کسانی که تازه آمده‌اند در تقسیم #بیت_المال یکسان قرار دادی؟!

امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) بالای منبر رفت و جواب تندی داد: «فإنَ ذلکَ أَمرٌ لم أَحکُم فیه بادی بَدء» من که بنیان‌گذار چنین روشی نیستم؛ همه ما دیدیم که پیامبر چنین عمل می‌کرد. می‌خوام همان #ارزش ها و همان پایه‌های اعتقادی و عملی جامعه را در این دوران مستقر کنم. امیرالمؤمنین مستقر کرد و هزینه‌اش را هم پرداخت.

هزینه این استقرار #عدالت، وقوع سه جنگ بود. امیرالمؤمنین در مقابل بیست و پنج سال دور ماندن از حق خلافت، حرکتی نکرد و عکس العملی نشان نداد؛ اما در مقابل قضیه عدالت اجتماعی، احیای اصول نبوی، بنا کردن بنای اسلامی مستحکمی که پیامبر گذاشته بود، ایستاد و سه جنگ جمل، صفین و نهروان را تحمل کرد.

ایشان در این زمینه می‌فرمایند: «لا تمنعنّکم رعایة الحقّ لاحد عن اقامة الحقّ علیه» یعنی اگر کسی مومن است، #مجاهد فی سبیل الله است، شخص با ارزشی است، سابقه خوبی دارد و برای اسلام و کشور زحمت کشیده ...؛ حق او مقبول و محفوظ است؛ اما اگر #تخطی کرد، رعایت حق آن زحمات و مجاهدت نباید موجب شود تخطی او نادیده گرفته شود. این منطق امیرالمؤمنین است.
95/10/18 23:24
سفره آسمانی , sofreh_asmani
36
1
11
95/09/1 13:07
محمدمهدی  , mm_nh
در روایات اهل سنت موارد زیادی وجود دارد مبنی بر این که دشمنی با امیرالمومنین علیه السلام دشمنی با خداست ‏[1]-‏[32].
و نیز این که دشمن ایشان منافق است ‏[33]-‏[37].
و نیز این که حق همواره با ایشان است ‏[38]-‏[54].
با توجه به عموم این روایات حکم کفر و نفاق و بطلان شامل تمامی کسانی که با حضرت جنگیده و یا دشمنی کردهاند، میشود.
شبهه اول
با توجه به حجرات/ 9 دعوای بین دو مسلمان به معنای خروج یکی از آن دو از اسلام نیست:
وَ إِنْ طائِفَتانِ مِنَ الْمُؤْمِنینَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَیْنَهُما فَإِنْ بَغَتْ إِحْداهُما عَلَى الْأُخْرى‏ فَقاتِلُوا الَّتی‏ تَبْغی‏ حَتَّى تَفی‏ءَ إِلى‏ أَمْرِ اللَّهِ
و اگر دو گروه از مؤمنان با یكدیگر به جنگ برخاستند، میانشان آشتى افكنید. و اگر یك گروه بر دیگرى تعدى كرد، با آن كه تعدى كرده است بجنگید تا به فرمان خدا باز گرد.
پاسخ اول
در بین مسلمانان صدر اسلام منافق زیاد وجود داشته است تا جایی که خود خداوند در توبه/ 101 میفرماید:
وَ مِمَّنْ حَوْلَكُمْ مِنَ الْأَعْرابِ مُنافِقونَ وَ مِنْ أَهْلِ الْمَدینَةِ مَرَدوا عَلى النِّفاقِ
و از [میان] اعراب بادیهنشین كه اطراف شما هستند، جمعى منافقند و از اهل مدینه [نیز] گروهى سخت به نفاق پایبندند.
بدین ترتیب اگر دیدیم در صدر اسلام دو گروه مسلمان با یکدیگر جنگیدهاند، تا زمانی که نفهمیده باشیم هیچیک منافق نیستند، نمیتوانیم حکم آیه مورد احتجاج مستشکل را درباره آنان جاری کنیم. به خصوص که با توجه به روایاتی که در اول بحث ارائه شد، دشمن امیرالمومنین منافق است!
پاسخ دوم
آیه بر خلاف ادعای مستشکل درباره مومنان است و نه مسلمانان. مسلمان کسی است که ظاهر اسلام دارد، اما ایمان هنوز در قلبش وارد نشده است چنانکه خداوند در حجرات/ 14 میفرماید:
قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَ لكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنا وَ لَمَّا یَدْخُلِ الْإیمانُ فی‏ قُلُوبِكُمْ
بگو ایمان نیاوردهاید و بلکه بگویید كه اسلام آوردهایم و هنوز ایمان در دلهایتان داخل نشده است.
بدین ترتیب اگر دیدیم در صدر اسلام دو گروه مسلمان با یکدیگر جنگیدهاند، تا زمانی که نفهمیده باشیم هر دو گروه مومنند، نمیتوانیم حکم آیه مورد احتجاج مستشکل را درباره آنان جاری کنیم. به خصوص که با توجه به روایاتی که در اول بحث ارائه شد، دشمن امیرالمومنین نه تنها مومن نیست؛ بلکه مسلمان نیز نیست!
پاسخ سوم
حتی اگر فرض کنیم آیه درباره مسلمانان نیز وارد شده بود، روایات مذکوره در صدر بحث به اصطلاح علم اصول تعارض بدوی با آیه داشتند که به تخصیص این تعارض رفع میشد. یعنی روایات مخصص حکم کلی آیه فوق مبنی بر بقای اسلام طرفین میشدند و جنگ با امیرالمومنین از حکم آیه استثنا میشد.
شبهه دوم
در روایات شیعه آمده است که حضرت امیر درباره اهل شام فرمودند اینها کافر نیستند؛ برادران ما هستند که بر ما بغی کردهاند.
پاسخ اول
این روایت ضعیف بوده و حتی ندیدهایم یک عالم شیعه آن را صحیح بداند. بنابراین توان معارضه با روایات مذکوره در صدر بحث را که در منابع شیعی نیز به تواتر نقل شده است، ندارد.
پاسخ دوم
روایت مذکور بر فرض که ضعیف هم نبود، معارضات زیادی حتی در کتب اهل سنت دارد از جمله این که امیرالمومنین علیه السلام معاویه را لعن کردهاند ‏[55]-‏[57].
طبیعی است که ایشان برادر مومن خود را لعن نمیکنند!
بدین ترتیب این روایت حتی اگر صحیح هم بود، با وجود معارضات فراوان ساقط میشد.
در اینگونه موارد که روایت ضعیف است و یا معارضات جدی دارد، روایت حمل بر مورد خاصی میشود، مانند این که مراد حضرت را آن دسته از اهل شام بدانیم که ایشان را نمیشناختهاند و به دلیل جهل خود از حکم کفر خارج بودهاند. چنانکه واقعا نیز برخی از آنها به دلیل تبلیغات سوء معاویه حتی نمیدانستهاند که حضرت نماز میخوانده و وقتی شنیدند ایشان در محراب مسجد به شهادت رسیده تعجب کردند که مگر علی نماز هم میخواند؟! اما این جهل مسلما شامل معاویه که آگاه به مقام حضرت بوده است، نمیشود.
فهرست منابع
[1] ابن ابی شیبه، المصنف، ج 2، ص 682
[2] احمد بن حنبل، مسند ج 1، ص 118
[3] ابن ماجه، سنن، ج 1، ص 43
[4] ابوبكر بزار، مسند، ج 10، ص 211
[5] نسائی، سنن كبریج 5، ص 45
[6] ابویعلی مسند، ج 1، ص 428
[7] طحاوی، شرح مشكل الآثار، ج 5، ص 18
[8] ابن حبان، صحیح ج 15، ص 375
[9] طبرانی، المعجم الاوسط، ج 5، ص 166
[10] حاكم نیشابوری، المستدرك، ج 3، ص 118
[11] ثعلبی، الكشف و البیان ج 4، ص 126
[12] جرجانی، امالی، ج 1، ص 192
[13] ابن عساكر، تاریخ مدینه دمشق، ج 42، ص 209
[14] ابن اثیر، اسد الغابه، ج 3، ص 484
[15] مقدسی، احادیث مختاره، ج 2، ص 106
[16] ابوبكر آجری، الشریعة، ج 4، ص 2049
[17] مزی، تهذیب الكمال، ج 11، ص 90
[18] ذهبی، تاریخ الاسلام، ج 3، ص 631
[19] زیلعی، التخریج، ج 2، ص 234
[20] یافعی، مرآة الجنان، ج 1، ص 109
[21] ابن كثیر البدایة و النهایة، ج 5، ص 209
[22] ابن ابی بكر هیثمی، مجمع الزوائد، ج 9، ص 107
[23] ابن ابی بكر، موارد الضمآن، ج 1، ص 544
[24] ابن حجر عسقلانی، المطالب العالیة، ج 16، ص 97
[25] ثعالبی، الجواهر الحسان، ج 4، ص 92
[26] سیوطی، الدر المنثور، ج 3، ص 105
[27] ابن حجر هیثمی، الصواعق المحرقة، ج 1، ص 106
[28] متقی هندی، كنز العمال، ج 5، ص 114
[29] حلبی، السیرة الحلبیة، ج 3، ص 336
[30] عاصمی، سمط النجوم، ج 3، ص 36
[31] عجلونی، كشف الخفاء، ج 2، ص 361
[32] آلوسی، روح المعانی، ج 6، ص 195
[33] صحیح ترمذى، ج 5، ص ۶۳۵، ح ۳۷۱۷
[34] مسند احمد، ج ۶، ص ۲۹۲
[35] صحیح مسلم، ج 1، ص ۶۰
[36] العمده، ص ۲۱۸
[37] احقاق الحق، ج 7، ص ۲۳۸.
[38] ابو یعلی، مسند، ج 2، ص 318، ح 1052
[39] ابوبكر آجری، الشریعه، ج 4، ص 1759 و ص 2092، ح 1583
[40] ابن حجر، المطالب، ج 16، ص 147، ح 3945
[41] ابن عساكر، تاریخ مدینه دمشق، ج 42، ص 449
[42] سیوطی، جامع الاحادیث، ج 4، ص 258
[43] متقی هندی، كنز العمال، ج 11، ص 285
[44] ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج 20، ص 361
[45] حاکم نیشابوری، مستدرک، ج 3، ص 121، ح 4566
[46] جوینی، فرائد السمطین، ج 1، ص 439
[47] ینابیع الموده، ب 20، ص 104
[48] هیثمی، مجمع الزوائد، ج 9، ص 135
[49] حاکم نیشابوری، مستدرک، ج 3، ص 134، ح 4629
[50] موسوعه اقوال دارقطنی، ج 1، ص 22
[51] المحاسن و المساوی، ج 1، ص 37
[52] فخر رازی، تفسیر، ج 1، ص 168
[53] تفسیر، ج 1، ص 89
[54] غزالی، المستصفى، ج 1، ص 170
[55] ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج 2، ص 81
[56] نویری، نهایة الأرب، ج 20، ص 96
[57] ابن خلدون، تاریخ، ج 2، ص 637
95/07/6 23:38
نسل جوان , javanclub
یکی از سوره‌هایی که در شأن امیرالمومینن(ع) و اهل‌بیت(ع) نازل شده است،
سوره انسان است که اکثر بزگان اهل سنت به آن اعتراف کرده‌اند و این حکایت از حقانیت و برتری امیرالمومنین(علیه‌السلام) و این خاندان دارد.