کلوب به حیات خود ادامه می‌دهد! بخوانید ...

نتایج جستجو : آیت الله بهجت - 585 مطلب

96/08/13 15:22
حرم امام رضا (ع) , ImamRezaFA
آیت الله بهجت (ره)
راه خلاص از گرفتاری ها محضر است به دعا در خلوات برای فرج ولی عصر «عج»؛نه دعای همیشگی و فقط زبان... بلکه دعای با خلوص و صدق نیت و همراه با توبه
99
8
2
4
96/08/1 15:21
حرم امام رضا (ع) , ImamRezaFA
آیت الله بهجت (ره)
آیا می شود رئیس و مولای ما حضرت ولی عصر «عج» محزون باشد و ما خوشحال باشیم؟! او در اثر ابتلای دوستان، گریان باشد و ما خندان و خوشحال باشیم و در عین حال خود را تابع آن حضرت بدانیم؟!
9
3
5
96/07/30 12:27
حرم امام رضا (ع) , ImamRezaFA
آیت الله بهجت (ره)
ائمه «علیهم السلام» فرموده اند: شما خود را اصلاح کنید ما خودمان به سراغ شما می آئیم . لازم نیست شما به دنبال ما باشید.
10
3
3
96/07/26 13:00
حرم امام رضا (ع) , ImamRezaFA
آیت الله بهجت (ره)
آری تشنگان را جرعه وصال و شیفتگان جمال را آب حیات و معرفت می دهند آیا ما تشنه حضرت و طالب دیدار هستیم و ان حضرت آب حیات نمی دهد؟ با آنکه کارش دادرسی به همه است و به مضطرین عالم رسیدگی می کند.
13
2
6
96/07/25 13:08
حرم امام رضا (ع) , ImamRezaFA
آیت الله بهجت (ره)
اشخاصی را می خواهد که تنها برای آن حضرت باشد. کسانی منتظر فرج هستند که برای خدا و در راه خدا منتظر آن حضرت باشند نه برای برآوردن حاجات شخصی خود
12
4
13
96/07/22 11:25
حرم امام رضا (ع) , ImamRezaFA
روایت دارد زیارت سیدالشهدا علیه‌السلام هر چهار سال یک بار واجب است. یک مرتبه در چهار سال، دیگر واجب است. این [تعبیر به وجوب] برای بیان شدت مطلوبیت و تأکید مطلوبیت است. خصوصاً به اینکه می‌دانیم [اهل‌بیت علیهم‌السلام] می‌خواستند یک کاری بکنند که مردم آن مستحبات را به‌جا بیاورند.

رحمت واسعه، ص۲۲۱
11
4
8
96/06/19 15:12
حرم امام رضا (ع) , ImamRezaFA
آیت‌الله بهجت قدس‌سره:
اگر بی‌تفاوت باشیم و برای رفع گرفتاری‌ها و بلاهایی که اهل ایمان بدان مبتلا هستند دعا نکنیم، آن بلاها به ما هم نزدیک خواهد بود؛... در مقابل خطرهای دینی چه باید کرد؟ آیا نباید فکری و چاره‌ای بکنیم، یا بگذاریم هر چه شد، شد! و هر چه بر سر زنان و مردان و پیر و جوان ما آمد، آمد؟!
در محضر بهجت، ج۱، ص۹۷
18
4
11
96/06/16 17:31
مركز نشر آثار حضرت آیت الله العظمی بهجت(ره) , ayatollah_bahjat
حضرت آیت الله العظمی بهجت مکرر می‌فرمودند:
اگر بی تفاوت باشیم و برای رفع گرفتاری‌ها و بلاهایی که اهل ایمان بدان مبتلا هستند دعا نکنیم، آن بلاها به ماهم نزدیک خواهد بود؛ ..
در مقابل خطرهای دینی چه باید کرد؟
آیا نباید فکری و چاره ای بکنیم، یا بگذاریم هرچه شد، شد؟
و هرچه برسر زنان و مردان و پیر و جوان ما آمد، آمد؟
96/06/16 00:06
حرم امام رضا (ع) , ImamRezaFA
اگر کسی مقید باشد مطلق نماز را در اول وقتش بخواند
تکویناً روز به روز بالاتر رفته و به نماز عالی می رسد.

حضرت آیت الله بهجت
13
2
7
96/06/13 19:13
مركز نشر آثار حضرت آیت الله العظمی بهجت(ره) , ayatollah_bahjat
دعا و عبادت، از بارزترین ویژگی‌های شخصیتی عالم عامل و عارف ربانی، حضرت آیت‌الله بهجت رحمه‌الله، بود. ایشان وقت را همچون طلا قیمت‌گذاری می‌کردند و برای لحظه‌هایشان برنامه داشتند. در تمام عمر شریفشان لحظه‌ای را هم از دست نمی‌دادند. در این میان بیشتر ساعت‌های شبانه‌روزشان به دعا و عبادت اختصاص داشت و نزدیک به دوازده ساعت طول می‌کشید. در میان برنامه‌های کاری خودشان نیز اذکار و اوراد گوناگون بر لبانشان جاری بود؛ حتی زمانی که در میان مطالعه از جا بر‌می‌خاستند تا از قفسه، کتابی را بردارند، زیر لب ذکر می‌گفتند. ایشان می‌فرمودند: «به‌تجربه برای من معلوم شده كه اگر از مسائل عبادی كم نشود، درسی كه نیاز به یک ساعت مطالعه دارد، با ده دقیقه تمام می‌شود».

مرکز تنظیم و نشر آثار آیت‌الله بهجت رحمه‌الله با در نظر گرفتن این مهم در زندگانی ایشان، تصمیم گرفت مجموعه‌ای از عبادات و دعاهایی را که ایشان ملتزم به انجام آنها بودند و به دیگران توصیه می‌کردند، جمع‌آوری کند و در اختیار علاقه‌مندان قرار دهد.

اینک «بهجت‌الدعا» صفحاتی است بهجت‌آفرین از نور ادعیه و عبادات برای روشن‌شدن ساعت‌های زندگی، که در شش فصل تنظیم شده است:
درآمدی بر دعا (از منظر روایات و آیت‌الله بهجت)؛
سوره‌هایی از قرآن؛
دعاها؛
زیارات؛
اذکار و دستوالعمل‌ها؛
نمازها.
96/06/9 14:13
مركز نشر آثار حضرت آیت الله العظمی بهجت(ره) , ayatollah_bahjat
حضرت آیت الله بهجت در عظمت بندگی و سلوک قرب الی الله می‌فرمودند:
خداوند انسان را طورى آفریده كه مى‌تواند از راه عبودیت و بندگى خالص، از مقام ملائكه گام فراتر نهد و مقامات انبیاء و اولیاء را كسب نماید. رؤیت خداوند متعال در دنیا (منظور دیدن با قلب است)، به همان ملاك رؤیت در آخرت امكان دارد.

در سخنان حضرت امیر علیه‌السلام در جواب آن شخص كه از آن حضرت پرسید: «هَلْ رَأَیْتَ رَبَّكَ؟؛ آیا پروردگارت را دیده‌اى؟»، چنین آمده است: «ما كُنْتُ أَعْبُدُ رَبّا لَمْ أَرَهُ؛ من كسى نیستم كه پروردگارِ ندیده را بپرستم».۱ هم‌چنین مى‌فرماید: «رَأَتْهُ الْقُلُوبُ بِحَقآئِقِ الْایمانِ؛ دلها او را با ایمان‌هاى واقعى مى‌بینند».۲

و در دعاى عرفه مى‌خوانیم: «عَمِیَتْ عَیْنٌ لا تَراك عَلَیْها رَقِیبا؛ چشمى كه تو را نگاهبان بر خود نبیند، كور است [ كور باد]».۳

در محضر بهجت، ج۲، ص۳۶۳
96/06/8 21:43
یاسیدالکریم  , yasayyedalkarim
مکاشفات جعلی و انحرافی ابن عربی در کلام آیت الله بهجت

آیت الله بهجت: محی الدین بعد ذکر کلام الله و صدایی که خداوند برای کلام خود در لوح یا بر قلب ملک و بعد در قلب پیامبر (ص) ایجاد می کند می گوید : الان می بینم که رسول خدا (ص) نشسته و ابوبکر و عمر در دو طرف و عثمان پشت سر و علی(ع) روبروی آن حضرت ایستاده اند!!

در محضر بهجت ج 3 ص 79
96/06/7 14:47
مركز نشر آثار حضرت آیت الله العظمی بهجت(ره) , ayatollah_bahjat
«برتری ائمه معصومین علیهم‌السلام حتی در فقه»

حضرت آیت الله بهجت می‌فرمودند:
به‌طور قطع ما احتیاج به عامه نداریم. امام باقر و امام صادق علیهماالسلام حتی در فقه، گذشته از کمالات و کرامات و معارف، از آنها برتر بودند.

اهل تسنن خود نقل کرده‌اند که زنی، شوهر یا یکی از بستگانش فوت کرده بود، و درباره سهم ورثه سؤال می‌کرد و ما با انگشت‌ها مشغول حساب سهام و فرض هر کدام بودیم، که امام باقر علیه‌السلام سر رسید و مسئله به ایشان عرضه شد، و آن حضرت بی‌درنگ و بدون تأمل و رویه و فکر پاسخ مسئله را گفت.

«در محضر بهجت، ج۲، ص۲۸۶»
96/06/1 20:16
مركز نشر آثار حضرت آیت الله العظمی بهجت(ره) , ayatollah_bahjat
«هماهنگی و موافقت اخلاقی بین مرد و زن در محیط خانواده»

حضرت آیت الله بهجت معمولا در توصیه خود به زوج ها جوان می‌فرمودند:
هماهنگی و موافقت اخلاقی بین مرد و زن در محیط خانواده از هر لحاظ و به‌صورت صددرصد برای غیر انبیا و اولیا علیهم‌السلام غیرممکن است.
اگر بخواهیم محیط خانه، گرم و باصفا و صمیمی باشد، فقط باید صبر، استقامت، گذشت، چشم‌پوشی و رأفت را پیشه خود کنیم تا محیط خانه گرم و نورانی باشد.۱ اگر اینها نباشد اصطکاک و برخورد پیش خواهد آمد و همه اختلافات خانوادگی از همین‌جا ناشی می‌شود.

در محضر بهجت، ج۱، ص۳۰۰
96/05/30 20:06
مركز نشر آثار حضرت آیت الله العظمی بهجت(ره) , ayatollah_bahjat
«شهید علم و دانش»
حضرت آیت الله بهجت اعلی الله مقامه می‌فرمودند:
در حقیقت امام جواد علیه‌السلام در راه علم کشته شد؛ زیرا اگر می‌گفت من عالم نیستم کارش نداشتند. از روی تقیه هم حاضر نبود اظهار کند، ولی مجبورش کردند تا اظهار کرد و جواب داد، و همان اظهار علم و فضل باعث حسد و کینه و دشمنی با او، و سرانجام منجر به قتل او گردید. در حقیقت فضل و علم را از بین بردند و به قتل رساندند.
***
اگر هیچ امتیازی برای اسلام و شیعه نبود، جز اینکه مخالفین آنها با علم مخالف هستند، برای امتیاز و برتری آنها کافی بود. قتل و رجم انبیا علیهم‌السلام بر این اساس بوده که مردم با نور علم و معنویت و معرفت مخالفند، و کمال را منحصر در خوردن و خوابیدن و تناکح و تسلط و سلطه‌جویی بر دیگران و ریاست و حکومت و پست و مقام می‌دانند.

زندگی انسانی به زندگی جنگل می‌ماند، و حکومت انسانیت حکومت حیوانیت شده است؛ لذا فرعون در اعتراض به رسالت حضرت موسی علیه‌السلام می‌گوید: «فَلَوْ لا أُلْقِیَ عَلَیْهِ أَسْوِرَةٌ مِنْ ذَهَبٍ أَوْ جاءَ مَعَهُ الْمَلائِكَةُ مُقْتَرِنین؛ پس چرا بر او دست‌بندهای زرین آویخته نشده؟ یا فرشتگان همراه او نیامده‌اند؟».۱

بله، مخالفین انبیا و ائمه با نور علم و معرفت مخالفت دارند و اهل زر و زور هستند. می‌بینید به حضرت موسی علیه‌السلام اعتراض می‌کند که اگر او رسول خداست، پس چرا این امتیازات را ندارد، دست‌بند زرین ندارد، یا چرا فرشتگان آسمان همراه او نیستند؟! شما را چه با ملائکه؟! اگر ملائکه آشکار بودند، کار آنها را هم می‌ساختید؛ چون هرچه ملائکه دارند، پیامبران علیهم‌السلام هم دارند، بلکه افضل از آنها هستند، ولی شما به اَسْوِرَه و زر و زیور دل بسته‌اید!

الحمدلله واضح و آشکار است که مخالفین ائمه علیهم‌السلام مخالف علم و عقل هستند! هرجای دنیا اگر شخصی بود که مانند حضرت امام جواد علیه‌السلام هزاران مسئله‌ علمی را در یک مجلس حل می‌کرد و جواب صحیح می‌داد، به او جایزه می‌دادند، نه اینکه به او حسد بورزند و با او دشمنی کنند و سرانجام او را بکشند!

وضع امروز دنیا هم به همین کیفیت است. مخترع را یا از کار منصرف می‌کنند، یا به قتل می‌رسانند، چون صاحب امتیاز می‌شود. می‌گویند: فقط باید ما دارای امتیاز باشیم، نه دیگران. آقایی قبل از جنگ جهانی دوم در کربلا مدعی شده بود که می‌شود هواپیمای بدون خلبان ساخت و در این‌باره تلاش می‌کرد، تا اینکه به بغداد رفت، ولی از آلمان مکرر تلگراف و نوشته پشت نوشته به‌سوی او آمد که زحمت نکش، کار شما بی‌فایده و نشدنی است؛ زیرا ما هرچه تلاش کردیم نشد! سرانجام آلمان خود هواپیمای بدون خلبان ساخت، درحالی‌که پیش از آن می‌گفت: ساختن هواپیمای بدون خلبان امکان‌پذیر نیست! صحبت جهان‌خواران بر سر علم نیست و مسابقه‌ آنها ذاتاً برای پیشرفت دانش و فرهنگ نیست، بلکه پیشرفت‌های علمی برای آنها جنبه مقدمیت دارد و منظور اصلی آنان سلطه‌جویی و چپاول است. به کره‌ ماه برای این نمی‌روند که به علم خدمت کنند، بلکه برای موضع‌گیری در برابر رقیب و قطب مخالف است، برای اینکه بتوانند در آنجا کاری کنند که در کره‌ زمین از لحاظ ریاست و حکومت بر همه مقدم باشند و دولت‌های مخالف و رقیب را در روی زمین خوب مورد هدف قرار دهند و نابود کنند، بااین‌وجود، ما مسلمانان فریب آنها را می‌خوریم و می‌گوییم: اینها راست می‌گویند که بشردوستند. بله! شردوستند، نه بشردوست!

در محضر بهجت، ج۲، ص۳۲ـ۳۳

96/05/23 22:28
مركز نشر آثار حضرت آیت الله العظمی بهجت(ره) , ayatollah_bahjat
بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

همه باید بدانند که از عملیات، آنچه که برایشان باقی می‌ماند، توجه به همان‌ها داشته باشند و به آنچه که فانی می‌شود، توجه نداشته باشند. اعمال صالحه، طاعات الهیه، آنچه که مقرِّب به سوی خداست، با آدم می‌ماند و آدم اینها را از اینجا، تا روز قیامت، تا مابعدالقیامة، هرجا که هست، با خودش می‌برد. اعمال صالحه انسان، اعمال باقیه انسان، فانی نمی‌شود. بدانند که طاعات، عبادات، مقرّبات، اینها یک چیزی نیست که به‌واسطه اینکه [مثلاً] این اتاق خراب شد، آنها هم از بین بروند؛ [یا اگر] این بدن از روح منفصل شد، آنها هم بروند. آنها باقی و ثابت هستند، بلکه یک صورت معنویه‌ای در آنجا از اینها، برای هر فردفرد، ظاهر خواهد شد. مبادا غفلت کنید!

آنهایی که شهید شدند، آنهایی که شهید داده‌اند، در راه خدا رفته‌اند و در راه خدا بوده‌اند، و خدا می‌داند چه تاجی به سر اینها ـ بالفعل ـ گذاشته شده، ولو بعضی‌ها نمی‌بینند مگر بعد از اینکه از این نشأت بروند. بعضی‌ها هم که اهل کمالند، شاید در همین‌جا ببینند که «فلان» بر سرش تاج است، «فلان» بر سرش تاج نیست!! مقصود، شهادتِ نزدیکان انسان، خودش یک کرامتی از خداست.

شهادت ـ اگر حسابش را بکنیم ـ موجب مسرّت است، نه موجب حزن. این حزنی که در انسان پیدا می‌شود، به‌خاطر این است که آن [شهید] رفت آن اتاق و ما ماندیم این اتاق؛ دیگر فکر این را نمی‌کنیم که او حالش از حال ما بهتر است؛ ما ناراحتی داریم، او راحت است. فکر این را نمی‌کنیم که الآن چه [چیزهایی] خدا برای او قرار داده، و ما معلوم نیست چه جوری برویم؟ آیا با ایمان می‌رویم یا نه؟ او با ایمان رفت و آن هم این‌جور، شهید رفت. باید بفهمیم که شهادت، از موجباتِ سعادت است؛ هر فردی را بالا می‌برد، پایین نمی‌آورد. و این خانه یک خانه‌ای است که جای ماندن نیست؛ باید در اینجا یک چیزهایی جمع کند برای جای دیگر که زندگی می‌کند. آن وقت آن چیزهایی که جمع می‌کند، آنجا بزرگیش معلوم می‌شود؛ آنجا معلوم می‌شود که این، کافی و وافی است، اینجا معلوم نیست.

خدا می‌داند یک صلواتی را که انسان بفرستد و برای میّتی هدیه کند چه معنویتی، چه صورتی، چه واقعیتی برای همین یک صلوات است. باید به کمی و زیادی متوجه نباشد، به کیفیت اینها متوجه باشد. اگر برای خدا کسی انفاق کرد، ولو یک پول باشد، و برای خدا انفاق نکرد، هزارها طلا و نقره باشد. اینها فانیات هستند و آنها باقیات هستند. [انسان] هر آن‌به‌آن ترقی و رشد می‌کند، محال است که یک کار خیری برای خدا بکند مغفولٌ‌عنه باشد؛ «لا یعزُبُ عنه مثقال ذرة» ملائکه خبردار نشوند، کسی ننویسد، ضبط نکند. باید ملتفت باشد! هر خیری و هر شری از هر کسی صادر شود، در آنجا آشکار است.

خدا می‌داند چقدرها «ناظر» هست و بر این وضعیات، مطلع می‌شوند! خدا می‌داند چه پاداشی برای اعمال ـ چه خیر و چه شر ـ ثابت است و برای آدم مقرر می‌شود! نباید خیال کند که مطلب، مالِ کمی و زیادی است؛ مال کیفیت است؛ برای خدا باشد، کم باشد؛ برای خدا نباشد زیاد باشد، و قهراً باید نگاه بکند که دفتر شرع چه می‌گوید و اینجا که هست، چه کاری باید بکند و چه کاری باید نکند. ما مهمان خدا هستیم، در سفره او هستیم. می‌بیند ما را، می‌داند ما چه کار می‌کنیم، می‌داند که ما خیال داریم چه بکنیم؛ بهتر از ما می‌داند خیالات ما را. ما یک چیزهایی را خیال می‌کنیم و خیال می‌کنیم این خیالات ما، واقعیت پیدا می‌کند و آن خیالات، واقعیت پیدا نمی‌کند، [و] خدا می‌داند برعکس است؛ آنهایی را که ما خیال می‌کنیم واقعیت پیدا می‌کند، واقعیت پیدا نمی‌کند و آنهایی را که خیال می‌کنیم واقعیت پیدا نمی‌کند، واقعیت پیدا می‌کند، تا این مقدار مطلع است! «خدا که مطلع است»، معلوم. ملائکه‌اش، رسُلش، همه‌جا، در راست، چپ، این طرف، آن طرف، همه‌جا هستند، نمی‌شود از خدا مخفی کرد؛ خوب پس [حالا] که نمی‌شود مخفی کرد، و خدا می‌بیند، می‌داند و قادر هم هست، یک چیزهایی را دوست دارد، یک چیزهایی را دوست ندارد ـ و برای خودِ ماست، والاّ برای او فرقی نمی‌کند ـ و اگر این جور است، آیا ما بیش از این حاجت داریم که همین‌قدر مطلع باشیم که «خدا بر ظاهرِ ما و بر باطن ما مطلع است»؟

شیطان ملعون، پیش حضرت یحیی علیه‌السلام مجسّم شد. گفت: پنج نصحیت به تو می‌کنم. گفت: خوب بگو. [شیطان] اول یک کلمه حکمت خیلی خوبی گفت؛ دوم هم بسیار خوب؛ سوم، آن هم بسیار خوب؛ چهارم، دید آن هم بسیار خوب است.
[حضرت یحیی علیه‌السلام] گفت: دیگر برو! در پنجم کار خودت را می‌کنی، برو! پنجم را دیگر نمی‌خواهم، لابُد در پنجم، کارِ خودت را می‌کنی والاّ ابلیس نیستی. ابلیس داعی به شر است؛ اینها همه مقدمه بود برای اینکه آخِرِ کار، کار خودش را انجام بدهد.

همچنین ملتفت باشید! حیاتِ فرنگی‌ها با جاسوس است؛ تا به حال بر سر ما، هر چیزی آورده‌اند، از جاسوس‌ها آورده‌اند. ملتفت باشید! اطراف خودتان را نگاه کنید، گاهی می‌شود به چند واسطه، به جاسوس می‌رسند. اینها یک فِطانَتی است، که خدا باید این زرنگی را بدهد که آدم گول دروغ‌گوها را نخورد؛ آن‌قدر به آدم راست می‌گویند، تا اینکه دروغشان را بفروشند. می‌گویند یک نفر ایتالیایی، تاجر بود و اولین کسی که امتیاز نفت ایران را گرفت، همین (فردِ شخصی) بود. چون تاجر و خیلی مهم بود، امتیاز نفت ایران را به مبلغ خیلی گزافی خرید و چون نصرانی بود، این را وقف کرد برای تبلیغات دینی [تا] به اختیار پاپ باشد و تبلیغات دین مسیح، با عوایدِ این نفت باشد. پیرمرد ـ به قول خودش ـ وقف کرده بود که در راه خدا تبلیغات شود! فوائد نفت، مدت‌ها در دستش بود، [زمانی که] اولِ امرِ نفت، که ظاهراً شاید [در زمان] سلطنت «مظفرالدین شاه» بوده است. دولت انگلیس فهمید که این [شخص] امتیاز را خریده و قباله‌اش پیش این است؛ آن وقت هم، صحبتِ محضر، ثبت و اسناد و این حرف‌ها نبود. قباله شخصی عادی بود که همه معاملات با او انجام می‌شد.

انگلیس، یک نفر از خودشان را فرستاد که «برو رفیقِ این پیرمردِ متدینِ به دین مسیح، باش و انجام بده آنچه را که این [شخص به‌وسیله آن] با تو انس بگیرد!» این هم مدت‌ها با این پیرمردی که متدین به دین مسیح بود، مشغول عبادت شد، با او شریک در عبادات و کلیسا شد؛ به‌طوری‌که [پیر مرد] دیگر خاطرش جمع شد که رفیقش که آدم خوب و متدینی [است]؛ شبانه روز مشغول عبادت است؛ شاید از این هم بیشتر عبادت می‌کرد. بالاخره، تا آخِرِ کار، فرصت را غنیمت شمرد و قباله را سرقت کرد؛ قباله نفت را از پیرمرد سرقت کرد و آورد تسلیم دولت انگلیس کرد. حالا آیا آن پیرمرد به این زودی ملتفت شد که این را به چه کسی داده است؟ بنده نمی‌دانم. همین‌قدر فهمید که رفیقش رفت و قباله هم نیست. مدتی بیچاره از غصه، زندگی را گذراند و مدتی طول نکشید که از غصه وفات کرد.

ملتفت باشید! ملتفتِ ما هستند؛ کما اینکه ملائکه، ملتفتِ خیالات ما هستند!! این ملعون‌ها ملتفت هستند که بعد از چند سال چه خواهیم کرد؛ راهش را پیدا می‌کنند، جاسوس می‌گذارند، تمام خیالات و افکار انسان را به‌توسط او می‌فهمند! باید ملتفت باشید! دیگر چاره‌ای نیست، الا اینکه خودتان را به خدا بسپارید و متوسل شوید؛ یک دست شما قرآن و دست دیگر عترت باشد. عترت، معارفش در مثل «نهج‌البلاغه» است؛ اعمالش در مثلِ «صحیفه سجادیه» است؛ اعمال تکلیفی‌اش در مثل همین رساله‌های عملیه است. از اینها شما را خارج نکنند، بلکه امتیاز ما ـ در مسلمین و غیرمسلمین ـ همین است که دو اصلی داریم که برای دنیا وآخرتمان نافع است. برای دنیای ما، هم اگر مریض شدیم، اگر بلایی بر سر ما آمد، به اینها که متوسل شدیم، برای ما فَرَج می‌رسد.

این امتیاز در خصوص شیعه است؛ در اهل‌سنت، این مطلب نیست، بلکه به علمای فقه اجازه نمی‌دهند که در عقلیات دخالت بکنند. در عقلیات باید «ابوالحسن اشعری» یا «معتزلی»، مرجع باشد. در شرعیات باید ـ مثلاً ـ ابوحنیفه، شافعی و اینها مرجع باشد؛، تعجب می‌کنند که شیعه چطور یک نفر را هم رئیس عقلیات و هم رئیس شرعیات، قائل است. ائمه ما هم در معارف و علوم عقلیه، مرجعند و هم در امور شرعیه و تکلیفیه، مرجعند. دیگر نمی‌دانند که این دو تا که سهل است، ائمه، غیر اینها را هم دارند: توسلات، تحصنات، تحفظات؛ از اینها راه مناجات با خدا را، از اینها راه عبودیت خدا را و اعمال را [می‌توانیم یاد بگیریم]؛ بلکه می‌توانیم به تبعیت اینها، اوقات ما در طاعت خدا، مستغرق بشود [و] هرچه بکنیم از طاعت خارج نشویم.

مقصود، شما ملتفت باشید: در این عصر، گرگ فراوان است، شما را می‌خرند، اما بعد هم می‌توانند یک غذای مسمومی به شما بدهند، کار شما را تمام کنند؛ بعد از اینکه کار را از دست شما گرفتند، بعد از اینکه استخدام کردند، و هر چند ماهیانه [مبالغی] که انسان خوابش را هم ندیده است، به او بدهند. ملتفت باشید! شما را گمراه نکنند، از جاده شما را بیرون نکنند که از دنیا و آخرت شما را محروم می‌کنند. اگر دیدند بنده صادقِ قانعِ آنها هستید، که هستید؛ اما به شرطی که در راه اینها کشته شوید.

همین دیروز مگر نبود که از بغداد، قشون گرفت برای لبنان، که برود به نفع نصاری و بر علیه مسلمین بجنگد؟ «عبدالکریم قاسم» برای همین کودتا کرد؛ گفت: ما می‌رویم با مسلمان‌ها می‌جنگیم که در لبنان حکومت را چرا به دست نصرانی نمی‌دهند؟ همین سبب شد کودتا کرد، دولت را به هم زد و یک دولت دیگری تشکیل داد. علی‌ای‌حال، تا این حد اینها از شما طلب دارند که شما فدایی اینها شوید. در همین جنگ اخیر نقل شد که انگلیس از خودش چند هزار کشته داد، بقیه [را] همه از مستعمرات و هند و از جاهای دیگر به جبهه آورد، اما روسِ بی‌عقل (شوروی) گفتند: «سی‌میلیون تلف داد». این، سی‌میلیون از خودش کشته داد و او چند هزار از خودش کشته داد، باز هم این احمق (شوروی) با آنها در تقسیم شریک شد. تثلیث قائل شدند، گفتند: منافع جنگ، یک ثُلثَش مال آمریکا، یک ثلثش مال انگلیس و یک ثُلثَش مال روس. این، سی‌میلیون کشته داده است، آمریکا اسلحه و پول داده، انگلیس هم با حیله‌بازی و رشوه، فقط چند هزار کشته داده است. شیطنتِ اینها با بی‌عقلی او، با هم می‌سازد! نتیجه این جور شد.
بالاخره، حاضر هستند برای هوای نفسِ آنها تلف بشویم. آیا حاضرید از قرآن و عترت دست بردارید؟ آنها حاضر نیستند از اینها دست برندارید.
«والسلام علیکم ورحمة الله وبرکاته»

کتاب به‌سوی محبوب، ص ۱۱۲- ۱۱۹
96/05/18 19:58
مركز نشر آثار حضرت آیت الله العظمی بهجت(ره) , ayatollah_bahjat
دعا و عبادت، از بارزترین ویژگی‌های شخصیتی عالم عامل و عارف ربانی، حضرت آیت‌الله بهجت رحمه‌الله، بود. ایشان وقت را همچون طلا قیمت‌گذاری می‌کردند و برای لحظه‌هایشان برنامه داشتند. در تمام عمر شریفشان لحظه‌ای را هم از دست نمی‌دادند. در این میان بیشتر ساعت‌های شبانه‌روزشان به دعا و عبادت اختصاص داشت و نزدیک به دوازده ساعت طول می‌کشید. در میان برنامه‌های کاری خودشان نیز اذکار و اوراد گوناگون بر لبانشان جاری بود؛ حتی زمانی که در میان مطالعه از جا بر‌می‌خاستند تا از قفسه، کتابی را بردارند، زیر لب ذکر می‌گفتند. ایشان می‌فرمودند: «به‌تجربه برای من معلوم شده كه اگر از مسائل عبادی كم نشود، درسی كه نیاز به یک ساعت مطالعه دارد، با ده دقیقه تمام می‌شود».

مرکز تنظیم و نشر آثار آیت‌الله بهجت رحمه‌الله با در نظر گرفتن این مهم در زندگانی ایشان، تصمیم گرفت مجموعه‌ای از عبادات و دعاهایی را که ایشان ملتزم به انجام آنها بودند و به دیگران توصیه می‌کردند، جمع‌آوری کند و در اختیار علاقه‌مندان قرار دهد.

اینک «بهجت‌الدعا» صفحاتی است بهجت‌آفرین از نور ادعیه و عبادات برای روشن‌شدن ساعت‌های زندگی، که در شش فصل تنظیم شده است:
درآمدی بر دعا (از منظر روایات و آیت‌الله بهجت)؛
سوره‌هایی از قرآن؛
دعاها؛
زیارات؛
اذکار و دستوالعمل‌ها؛
نمازها.

علاقه‌مندان می‌توانند این کتاب را به‌صورت آنلاین، از طریق بخش فروشگاه سایت به نشانی Www.BahjatAva.ir تهیه کنند.
همچنین این کتاب در فروشگاه‌های پاتوق کتاب در سراسر کشور عرضه می‌شود.
برای تهیه کتاب برای ارگان‌ها، ادارات و سازمان‌ها، با این شماره تماس بگیرید: ٠٩١٢٧٩٧۴٧۵٠
96/05/14 14:13
حرم امام رضا (ع) , ImamRezaFA
فضایل زیارت امام رضا علیه السلام:

1-رفع گرفتاریها

امام باقر علیه السلام از جدّش، از امیرالمؤمنین علیه السلام نقل کرده است که پیامبر فرمود:

"پاره اى از پیکر من در خراسان دفن خواهد شد، هر گرفتارى که او را زیارت کند، خدا ناراحتى او را برطرف سازد، و هر گنهکارى که به زیارت او رود، خداوند گناه او را ببخشد.

2-جلب رحمت خدا

✅هروى گوید: امام رضا علیه السلام وارد بارگاهى شد که هارون را آن جا در خاک نهاده بودند، در کنار گور او با دست خویش خطى بر زمین کشید و فرمود:

"این تربت من است که در آن دفن مى شوم و خدا این جا را محل آمد و شد پیروان و دوستداران من خواهد ساخت.

✨هر زائرى که به دیدار من آید و هر مسلمانى که بر من سلام دهد، با شفاعت ما اهل بیت، بخشش و رحمت خداوندى را از آن خود خواهد کرد.

3- برتری زیارت امام رضا علیه السلام

علی بن مهزیار می گوید: به امام جواد علیه السلام عرض کردم فدایت شوم زیارت حضرت رضا علیه السلام افضل است یا زیارت امام حسین علیه السلام؟

حضرت فرمودند:
✨"زیارت پدرم امام رضا علیه السلام افضل است چون امام حسین علیه السلام را تمامی مردم زیارت می کنند و پدرم را تنها شیعیان خاص زیارت می کنند.

1. عیون اخبار الرضا(ع)،ج2،ص257
2. عیون اخبارالرضا(ع) 2:136
3. الکافی ج : 4 ص : 584
15
4
7
96/05/12 19:23
مركز نشر آثار حضرت آیت الله العظمی بهجت(ره) , ayatollah_bahjat
حضرت آیت الله بهجت می‌فرمودند:
حرم مطهر حضرت امام رضا علیه‌السلام نعمت بزرگ و گران‌قدری است که در اختیار ایرانی‌هاست، عظمتش را خدا می‌داند، به‌حدی که امام جواد علیه‌السلام می‌فرماید: «زِیارَةُ أَبی أَفْضَلُ مِنْ زِیارَةِ الْحُسَینِ علیه‌السلام لأِن الْحُسَینَ علیه‌السلام یزُورُهُ الْعامةُ وَ الْخاصةُ، وَ أَبی لایزُورُهُ إِلا الْخاصةُ؛ زیارت پدرم از زیارت امام حسین علیه‌السلام افضل است، زیرا امام حسین علیه‌السلام را عامه و خاصه زیارت می‌کنند، ولی پدرم را جز خاصه (شیعیان دوازده امامی) زیارت نمی‌کنند».۱ لذا کرامات از ضریح آن حضرت بیشتر از ضریح امام حسین علیه‌السلام ظاهر می‌شود.
بنابراین، ایرانی‌ها باید نعمت حرم حضرت امام رضا علیه‌السلام را که زیارت آن برایشان فراهم است، مغتنم بشمارند.
{در محضر بهجت، ج۱، ص۳۲۸}
96/05/10 19:28
مركز نشر آثار حضرت آیت الله العظمی بهجت(ره) , ayatollah_bahjat
«حکایتی از توسل به امام رضا و شفا گرفتن از حضرت معصومه علیهماالسلام»

حضرت آیت الله بهجت روزی در بین فرمایشات خود حکایت زیبایی را پیرامون ارتباط ملکوتی امام هشتم آقا علی ابن موسی الرضا علیه السلام و خواهر گرامیشان حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها بیان فرمودند:
«پارسال شخصی در مشهد کنار من آمد و گفت: دیشب در حرم امام رضا علیه‌السلام پنج کرامت از حضرت مشاهده کردم. همچنین عجیب اینکه امسال شنیدم دو نفر که هر دو عرب و از مُعاودین مقیم مشهد که به بیماری سخت مبتلا بودند، جداگانه برای شفا و قضای حاجت خویش به امام رضا علیه‌السلام متوسل شده‌اند و هر دو گفته‌اند: همان شب توسل، در خواب حضرت معصومه علیهاالسلام را دیدیم که فرمود: «حضرت رضا علیه‌السلام فرمودند: حاجت شما برآورده شده است» و به یکی از آنها که کنارِ سرش به عمل جراحی احتیاج داشته، فرمود: «دیگر احتیاج به عمل نداری»، و به دیگری فرمود: «خیلی گریه کردی، زیاد گریه نکنید؛ زیرا حضرت از گریه شما زوار و دوستان، متأذّی و متأثّر می‌شود».

از اینجا استفاده می‌شود که حضرت رضا و حضرت معصومه علیهماالسلام با هم اتحاد و اتصال دارند، بلکه همه نور واحدند؛ لذا انسان به هرکدام که متوسل شود، از دیگری جواب می‌گیرد؛ البته مصحّحی در کار هست. همچنان که از حضرت رسول صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلم حاجت خواسته‌اند و ایشان به حضرت امیر علیه‌السلام و آن حضرت به امام حسن تا امام زمان علیهم‌السلام حواله داده‌اند؛ زیرا مجری امور در این زمان، آن حضرت است.»
در محضر بهجت، ج۱، ص ۱۷۳