دانشکده توانبخشی دانشگاه ایران , rehabilitation_collage_of_iums

دانشکده توانبخشی دانشگاه ایران

دانشکده توانبخشی دانشگاه ایران , rehabilitation_collage_of_iums

دانشکده توانبخشی دانشگاه ایران

226نــــفــــــر
پسندیده اند
226نفر پسندیده اند
دانشجویان دانشکده توانبخشی دانشگاه ایران بیان عضو بشن !دانشجویان دانشکده توانبخشی دانشگاه ایران بیان عضو بشن !مشاهده کامل مشخصات
21 بهمن 1384
آموزش و تحصیل

اعضاء

  • مهدی خلج , mahdikhalaj
  • وحید  , drvkh
  • الهه ااااااا , yazd63
  • محمود رضایی , sarve_shiraz
  • مژده آسایش , mozhde_asayesh
  • لیدا صادق نژاد , lida_sadegnezhad
  • پرتو مولایی , parto_molayi
  • نازی سعادت , nazi_saadat
  • مژگان جابری , mozhgan_jabari
  • پری سلیم پور , pari_salimpour
  • نرگس شیخی , narges_sheykhi
  • کیانا حسن پور , kiana_hasanpour
  • نسیم اشرفی , nasim_ashrafi
  • گلی اقدم , goli_agdam
  • درسا احمدی , dorsa_ahmadii
  • سپیده درخشان , sepide_derakhshan
  • تارا طیبی , tara_tayebi
  • فرزانه مهدی پور , farzane_mehdipour
  • کتایون لطفی , katayoon_lotfi
  • مهشید رامین فر , mahshid_raminfar
  • الینا دردمند , elina_dardmand
  • روشنک فریدونی , roshanbanoo
  • دنیا مهردیده , donya_mehrdide
  • ترانه زند , tarane_zand
  • بهاره اسدی , bahare_asadi
  • ملیسا فرهنگ زاد , melisa_farhangzad
  • پگاه منصوری , pegah_mansoori
  • سولماز ترابی , solmaz_torabi
  • شکوفه آهن پنجه , shookofe_ahanpanje
  • هدیه فتاح , hedye_fatah
  • مینا آذری , mina_azari
  • لاله درویشی , lale_darvishi
  • نیوشا فرزاد , niusha_farzad
  • ویدا مقدم , vida_mogadam
  • هنگامه محمودی , hengame_mahmoodi
  • یاسمن هوشیار , yasaman_hooshyar
  • الیکا شریفی , elika_sharifi
  • آیلا محمدی , ayla_mohammadi
  • آرام جعفرپور , aram_jaafarpour
  • آزیتا شهسوار , azita_shahsavar
  • هانیه جوادزاده , hanie_javadzade
  • آتوسا امیری , atoosa_amiri
  • سحر انزابی , sahar_anzabi
  • امید آتش , omid_sport8464
  • ستاره زنبورچی بازاریاب شرکت موبایل ستاره , s_atare
  • یاسین مستر , p30yasin
  • مهرداد  , mehrz
  • اری  , ariyan_karimi
  • صفورا جووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووون حیدری , safora_2011
  • آ آ , sedighe_haghverdi
  • 226 نفر

    morebox img

آلبوم تصاویر

  • دانشگاه مشهد
  • دانشگاه شریف
  • دانشگاه شیراز
  • دانشگاه شریف
  • دانشگاه تهران
  • دانشگاه امام خمینی - قزوین
  • دانشگاه آزاد قزوین

27 تصویر ...

morebox img



تبلیغات

دانشکده توانبخشی دانشگاه ایران , rehabilitation_collage_of_iums
معرفی رشته ارتوپدی فنی
معرفی رشته اعضاء مصنوعی       دیباچه:
رشته‌ اعضای‌ مصنوعی‌ و وسایل‌ کمکی‌ یکی‌ از زیرشاخه‌های‌ توانبخشی‌ است‌ که‌ در آن‌ طریقه‌ طراحی‌ و ساخت‌ اعضای‌ مصنوعی‌ و وسایل‌ کمکی‌ براساس‌ اصول‌ مهندسی‌ و منطبق‌ با آناتومی‌ بدن‌ آموزش‌ داده‌ می‌شود. در واقع‌ دروس‌ این‌ رشته‌ مجموعه‌ای‌ از علوم‌ مهندسی‌ و علوم‌ پزشکی‌ است‌.متخصص‌ اعضای‌ مصنوعی‌ در سه‌ زمینه‌ حمایت‌ از اعضای‌ ضعیف‌ و ناتوان‌ بدن‌، ساخت‌ اندام‌ مصنوعی‌ برای‌ عضو از دست‌ رفته‌ و اصلاح‌ ناهنجاری‌ها فعالیت‌ می‌کند و برای‌ به‌ دست‌ آوردن‌ این‌ تخصص‌، دروس‌ پایه‌ مثل‌ آناتومی‌ بدن‌، علل‌ ناهنجاری‌ها و بیماری‌های‌ اندام‌های‌ مورد نظر را مطالعه‌ کرده‌ و سپس‌ نحوه‌ ساخت‌ اُرتزها و پروتزهای‌ مختلف‌ را فرا می‌گیرد.گفتنی‌ است‌ که‌ ارتز وسیله‌ای‌ کمکی‌ است‌ که‌ در موازات‌ اندام‌ فلج‌ یا ضعیف‌ به‌ کار برده‌ شده‌ و به‌ آن‌ کمک‌ می‌کند تا کارایی‌ بهتری‌ داشته‌ باشد و شامل‌ تمام‌ اندام‌ها از جمله‌ اندام‌ تحتانی‌، اندام‌ فوقانی‌، ستون‌ فقرات‌ و سرو گردن‌ می‌شود. پروتز نیز عضو مصنوعی‌ است‌ که‌ جانشین‌ عضو طبیعی‌ شده‌ و در امتداد عضو طبیعی‌ قرار می‌گیرد.برای‌ مثال‌ فردی‌ که‌ دچار بیماری‌ فلج‌ اطفال‌ شده‌ است‌ با استفاده‌ از ارتزهای‌ کمک‌ کننده‌ می‌تواند سرپا ایستاده‌ و به‌ فعالیت‌های‌ زندگی‌ خود به‌ صورت‌ مستقل‌ ادامه‌ دهد.تفاوت این رشته با مهندسی پزشکی در این است که رشته مهندسی پزشکی؛ در زمینه الکترونیک و بیومکانیک کاربردی کل تجهیزات پزشکی فعالیت می‌کند یعنی طراحی یک دستگاه رادیولوژی یا فیزیوتراپی نیز در حیطه کار مهندسی پزشکی قرار می‌گیرد، در حالی که رشته اعضای مصنوعی به طراحی و ساخت وسایل کمکی و اعضای مصنوعی می‌پردازد و اعضای مصنوعی قابل ساخت در این رشته نیز اعضای مصنوعی خارج از بدن مثل دست، پا، چشم و بینی است.از همین جا می‌توان به یکی دیگر از تفاوت‌های موجود بین این دو رشته پی برد چون فارغ‌التحصیل مهندسی پزشکی علاوه بر اعضای مصنوعی خارج از بدن، پروتزهای داخلی مثل قلب مصنوعی یا اعضای پیچیده الکترونیکی و مکانیکی مثل دست سیبرنتیکی را نیز طراحی می‌کند، اما فارغ‌التحصیل اعضای مصنوعی، قطعات ساده‌تری که با ابزار دستی نیز قابل ساخت است مثل پای مصنوعی عادی یا انواع بریس‌ها را طراحی کرده و می‌سازد.  
توانایی‌های‌ لازم :
دانشجوی‌ رشته‌ اعضای‌ مصنوعی‌ و وسایل‌ کمکی‌ مثل‌ یک‌ مجسمه‌ساز باید با گچ‌ مجسمه‌سازی‌ کار کند و قالب‌های‌ گچی‌ از پا، دست‌، نیم‌تنه‌ یا سر و گردن‌ بسازد و مثل‌ یک‌ نجار، آهنگر و کفاش‌ باید به‌ جوشکاری‌، تراشکاری‌، ارّه‌کاری‌، فلزکاری‌ و چرم‌کاری‌ بپردازد. به‌ عبارت‌ دیگر متخصص‌ این‌ رشته‌ باید از دست‌هایی‌ توانا برخوردار و به‌ کارهای‌ فنی‌ و صنعتی‌ علاقه‌مند باشد.در ضمن‌ دانشجوی‌ این‌ رشته‌ باید دارای‌ جسم‌ و روحی‌ سالم‌ و توانمند باشد تا در انجام‌ کارهای‌ سنگین‌ این‌ رشته‌ مثل‌ فلزکاری‌ یا کار با گچ‌ و قالب‌های‌ سنگین‌ دچار مشکل‌ نشود و بتواند بعضی‌ از اوقات‌ چهار ساعت‌ سرپا بایستد و کار کند. آمادگی‌ روحی‌ برای‌ برخورد با بیماران‌ و روابط‌ اجتماعی‌ خوب‌ نیز در این‌ رشته‌ بسیار ضروری‌ است‌ چون‌ رشته‌ اعضای‌ مصنوعی‌ یک‌ رشته‌ خدماتی‌ است‌ و فارغ‌التحصیل‌ آن‌ باید با دردمندترین‌ اعضای‌ جامعه‌ در ارتباط‌ باشد.  
موقعیت‌ شغلی‌ در ایران‌ :
فارغ‌التحصیل‌ این‌ رشته‌ می‌تواند در دو بخش‌ دولتی‌ و خصوصی‌ فعالیت‌ کند که‌ بخش‌ دولتی‌ شامل‌ سازمان‌ بهزیستی‌، هلال‌ احمر، بنیاد جانبازان‌ و بیمارستان‌های‌ دارای‌ مراکز ارتوپدی‌ فنی‌ است‌. اما حیطه‌ اصلی‌ فعالیت‌ فارغ‌التحصیلان‌ این‌ رشته‌ بخش‌ خصوصی‌ است‌ چون‌ رشته‌ اعضای‌ مصنوعی‌ جزو معدود رشته‌های‌ توانبخشی‌ است‌ که‌ فارغ‌التحصیل آن‌ می‌تواند پس‌ از کسب‌ تجربه‌ لازم‌، مرکز خصوصی‌ دایر کرده‌ و به‌ افراد فلج‌ یا افرادی‌ که‌ انواع‌ بدشکلی‌های‌ مختلف‌ و مشکلات‌ ارتوپدی‌ دارند، افرادی‌ که‌ بیماری‌های‌ ساده‌ مثل‌ صافی‌ کف‌ پا داشته‌ و احتیاج‌ به‌ کفش‌ طبی‌ دارند و‌ کسانی‌ که‌ دچار قطع‌ عضو هستند، خدمات‌ خود را ارائه‌ دهد.در ضمن‌ اگر دانشجویی‌ اهل‌ تحقیق‌ و مطالعه‌ باشد، در این‌ رشته‌ زمینه‌ نوآوری‌ بسیار زیاد است‌. بخصوص‌ در زمینه‌ پروتزهای‌ زیبایی؛‌ یعنی‌ ساخت‌ چشم‌، گوش‌ و بینی‌ مصنوعی‌ که‌ نیروی‌ کار متخصص‌ در ایران‌ بسیار کم‌ است‌.  
درس‌های‌ این‌ رشته‌ در طول‌ تحصیل :
آناتومی‌ انسانی‌ ، رسم‌ فنی‌ ، کمک‌های‌ اولیه‌ ، ایمنی‌ و پیشگیری‌ از سوانح‌ در کارگاه‌، ریاضیات‌ پایه‌ و مقدمات‌ آمار، تکنیک‌های‌ فلزکاری‌ ، تکنیک‌ ارتوپدی‌ فنی‌ ، اصول‌ توانبخشی‌ ، خواص‌ مواد (علوم‌ فلزات‌)، خواص‌ مواد (مواد مصنوعی‌)، بهداشت‌ عمومی‌ ، ارتوپدی‌ ، مکانیک‌، تکنولوژی‌ چوب‌ ، تکنیک‌ قطعه‌سازی‌، تئوری‌ پروتز ، تئوری‌ ارتز ، مدیریت‌ صنعتی‌، روانشناسی‌ معلولین‌، آناتومی‌ و فیزیولوژی‌ اعصاب‌ ، فیزیک‌ ، تکنولوژی‌ درودگری‌ ، آشنایی‌ با طراحی‌ و ساخت‌ ارتزهای‌ اندام‌ فوقانی‌ ، آشنایی‌ با طراحی‌ و ساخت‌ پروتزهای‌ زیرزانو، آشنایی‌ با طراحی‌ و ساخت‌ ارتزهای‌ اندام‌ تحتانی‌، آشنایی‌ با طراحی‌ و ساخت‌ ارتزهای‌ ستون‌ فقرات‌، آشنایی‌ با طراحی‌ و ساخت‌ پروتزهای‌ اندام‌ فوقانی‌، آشنایی‌ با طراحی‌ و ساخت‌ پروتزهای‌ بالای‌ زانو، اصول‌ فیزیوتراپی‌ و کاردرمانی‌، ارزشیابی‌ واندازه‌گیری‌ عضلات‌، آناتومی‌ سطحی‌ ، مقاومت‌ مصالح‌ ، اصطلاحات‌ پزشکی‌ ، رادیولوژی‌ ، تکنیک‌ چرمکاری‌ ، آمار و روش‌ تحقیق‌، مدیریت‌ مرکز ارتوپدی‌ فنی‌، نورولوژی‌ ، کینزیولوژی‌ وبیومکانیک‌ ، کارآموزی‌ در عرصه‌ ارتزهای‌ زیرزانو، کارآموزی‌ در عرصه‌ ارتزهای‌ پا، کارآموزی‌ در عرصه‌ ارتزهای‌ بالای‌ زانو، کارآموزی‌ در عرصه‌ ارتزهای‌ ستون‌ فقرات‌ ، کارآموزی‌ در عرصه‌ ارتزهای‌ اندام‌ فوقانی‌ ، کارآموزی‌ در عرصه‌ پروتزهای‌ مچ‌ پا و پنجه‌ ، کارآموزی‌ در عرصه‌ پروتزهای‌ زیرآرنج‌ ، کارآموزی‌ در عرصه‌ پروتزهای‌ بالای‌ آرنج‌، کارآموزی‌ در عرصه‌ پروتزهای‌ زیرزانو، کارآموزی‌ در عرصه‌ پروتزهای‌ بالای‌ زانو، کارآموزی‌ در عرصه‌ پروتزهای‌ لگن‌.      
منبع : پارسی داک (سامانه ملی مقالات و تحقیقات دانشگاهی )

www.parsidoc.com 
ادامه
99
2
1
    گلی  , lilaks
    یکشنبه 15 اردیبهشت ، 17:33
    ببخشید منظور از دانشکده ی توانبخشی دانشگاه ایران همون دانشگاه علوم بهزیستی وتوانبخشی تهرانه؟ اخه مگه دانشگاه ایران منهل نشده؟
    ادامه
    باران  , ozra44
    دوشنبه 22 مهر ، 09:11
    سلام گلی جون دانشگاه ایران ادغام شده بود ولی باز با تلاش كارمندان وهئیت علمی دانشگاه و درایت رئییس جمهور محترم احیا شد والان به عنوان یكی از دانشگاههای علوم پزشكی استان تهران فعالیت میكند
    ادامه
    دانشکده توانبخشی دانشگاه ایران , rehabilitation_collage_of_iums
    آشنایی با رشته ارتوپدی فنی
    ارتوپدی فنی علمی است كه كار طراحی و ساخت ارتز و پروتز به منظور كنترل، جبران و یا تصحیح انواع اختلالات حركتی بدن ناشی از ضایعات نخاعی و اسكلتی را در بیماران و معلولان به عهده دارد.

    متخصص ارتوپدی فنی یكی ازاعضا تیم توانبخشی است كه‌عهده‌دارارایه خدمات ارتز و پروتز به توانخواهان بوده و نقش بسیار مهمی در بازگشت توانخواه به جامعه و برخورداری از توانایی‌های باقی مانده او برای زندگی مستقل دارد.

    یك متخصص ارتوپدی فنی جهت ارائه خدمات مورد نیازو ساخت و طراحی وسایل كمك حركتی، علاوه بر داشتن مهارتها وعلایق لازم، بایدازتجهیزات و مواد مصرفی متنوع و گوناگونی استفاده كند كه كار باهریك از آنها شرایط خاصی را بوجود می‌آورد.

    "ارتز" به وسایل كمكی اطلاق می‌شود كه به منظور جلوگیری از بدشكلی‌ها و یا تصحیح آنها، كمك به عملكرد عضو، نگهداری یاتثبیت قسمتها و مفاصل مختلف بدن، به موازات مفصل و منطبق با آن قرار گرفته و بكار می‌روند.

    ارتزها مناسب با محل قرارگیری روی اندامها و تنه تقسیم بندی می‌شوند و عبارت است از ارتزهای‌اندام فوقانی، ارتزهای اندام تحتانی، ارتزهای ستون فقرات و كفش طبی.

    ارتزهای اندام فوقانی شامل ارتزهای انگشتان، دست، مچ، آرنج، بالای آرنج و شانه می‌باشد.

    ارتزهای اندام تحتانی شامل ارتزهای پا، كوتاه "زیر زانو"، بلند"بالای زانو" و متخصص مفاصل زانو و هیپ می‌باشد.

    ارتزهای ستون فقرات شامل سه‌گروه كمربندها، كرستها و گردنبندها هستند.

    كرستهای ستون فقرات به منظور محدود كردن حركات ستون مهره‌ها، ایجاد وضعیت صحیح وكاهش فشارهای مكانیكی واردبر مهره‌های پاینی كمر مورد استفاده قرار می‌گیرند.

    كفش طبی نیز برای جبران كوتاهی‌ها و كوچكی‌های پا، تصحیح بدشكلیها اعم از مادرزادی یا اكتسابی و جلوگیری از بدشكلیها و كاهش درد و همچنین در آمپوتاسیون‌های پا مورد استفاده قرار می‌گیرند و موجب انتقال صحیح وزن به پا و سطح زمین شده و وضعیت صحیح را تا ممكن حفظ می‌كنند.

    پروتز به وسیله‌ای اطلاق می‌شود كه جایگزین عضو از دست رفته شده و تا حد ممكن توانایی‌های از دست رفته را به فردبازمی‌گرداند.

    پروتز اندام فوقانی شامل پروتزهای قطع انگشتان، مچ دست، زیر، رو و بالا آرنج وشانه‌است كه این پروتزها به دو دسته كارا و تزیینی تقسیم می‌شود.

    پروتزهای اندام تحتانی شامل پروتز پنجه برای قطع پا، مچ پا، زیر، رو و بالای زانو و كانادین برای قطع از مفصل ران است. توانبخشی ایران rehabiran.blogspot.com www.MedicBlog.ir وبلاگ مرکز مقالات مهندسی پزشکی ایران
    ادامه
      دانشکده توانبخشی دانشگاه ایران , rehabilitation_collage_of_iums
      داستان کوتاه
        گوسفند سیاه                                            اثر ایتالو کالوینو شهری بود که همه ی اهالی آن دزد بودند. شب ها پس از صرف شام هر کس دسته کلید بزرگ و فانوسش را بر می داشت واز خانه بیرون می زد برای دستبرد زدن به خانه ی همسایه.حوالی سحر با دست پر به خانه برمی گشت به خانه ی خودش که آن را هم دزد زده بود.  به این ترتیب همه در کنار هم به خوبی و خوشی زندگی می کردند چون هر کس از دیگری می دزدید و او هم متقابلا از دیگری تا آنجا که آخرین نفر از اولی می دزدید.داد وستدهای تجاری و به طور کلی خرید و فروش هم در این شهر به همین منوال صورت می گرفت هم از جانب خریدارهاوهم از جانب فروشنده ها.دولت هم به سهم خود سعی می کرد حق و حساب بیشتری از اهالی بگیرد و آنها را تیغ بزند و اهالی هم به سهم خود نهایت سعی و کوشش خودشان را می کردند که سر دولت را شیره بمالند و نم پس ندهند و چیزی از آن بالا بکشند به این ترتیب در این شهر زندگی به آرامی سپری می شد. نه کسی خیلی ثروتمند بود و نه کسی خیلی فقیر و درمانده.                  روزی چطورش را نمی دانیم مرد درستکاری گذرش به این شهر افتاد و آنجا را برای اقامت انتخاب کرد. شب ها به جای اینکه با دسته کلید و فانوس دور کوچه ها راه بیفتد برای دزدی شامش راکه می خورد سیگاری دود می کرد و شروع می کرد به خواندن رمان. دزدها می آمدند ؛ چراغ خانه را روشن می دیدند و راهشان را کج می کردند و می رفتند.     اوضاع از این قرار بود تا اینکه اهالی ، احساس وظیفه کردند که به این تازه وارد توضیح بدهند که گر چه خودش اهل این کارها نیست ، ولی حق ندارد مزاحم کار دیگران بشود. هر شب که در خانه می ماند، معنی اش این بود که خانواده ای سر بی شام زمین می گذارد و روز بعد هم چیزی برای خوردن ندارد.                 بدین ترتیب ، مرد درستکار در برابر چنین استدلالی چه حرفی برای گفتن می توانست داشته باشد؟ بنابراین پس از غروب آفتاب او هم از خانه بیرون می زد و همانطور که از او خواسته بودند ، حوالی صبح بر می گشت؛ ولی دست به دزدی نمی زد.اخر او فردی بود درستکار و اهل این کارها نبود .می رفت روی پله ی شهر می ایستاد  مدت ها به جریان آب رود خانه نگاه می کرد و بعد به خانه بر میگشت و میدید که خانه اش مرد دستبرد قرار گرفته است .در کمتر ازیک هفته ،مرد درستکاردارو ندارخود را از دست داد ؛چیزی برای خوردن نداشت وخانه اش هم که لخت شده بود .ولی مشکل این نبود ،چرا که این وضعیت البته تقصیر خود اوبود .نه!مشکل چیز دیگری بود .قضیه از این قراربود که این آدم با این رفتارش ،حال همه راگرفته بود !اواجازه داده بوددار وندارش را بدزدند بی آنکه خودش دست به مال کسی دراز کند .به این ترتیب ،هر شب یک نفربود که پس از سرقت شبانه ازخانه ی دیگری ،وقتی صبح به خانه ی خودش وارد می شد ،می دید خانه و اموالش دست نخورده است ؛خانه ای که مرد درستکار باید به آن دستبرد می زد . به هر حال بعد از مدتی به تدریج ،آنها یی که شب های بیشتری خانه شان  را دزد نمی زد رفته رفته اوضاعشان ازبقیه بهتر شد و مال و منالی به هم می زدند و بر عکس کسانی که دفعات بیشتری به خانه ی مرد درستکار(که حالادیگر البته از هر چیزبه درد نخوری خالی شده بود )دستبرد می زدند ،دست خالی به خانه برمی گشتند و وضعشان روز به روز بدتر می شد وخود را فقیرترمی یافتند .به این ترتیب ،آن عده ای که موقعیت مالیشان بهترشده بود،مانندمرد درستکار، این عادت را پیشه کردند که شبها پس از صرف شام بروند روند روی پل وجریان  آب رود خانه راتماشاکنند .این ماجرا، اوضاع آشفته ی شهررا آشفته ترمی کرد ؛چون معنی اش این بود که بازافراد بیشتری ازاهالی ثروتمند ترو بقیه فقیرترمی شدند .به تدریج آنهایی که وضعشان خوب شده بود و به گردش و تفریح روی پل روی آورده بودند متوجه شدند که اگر به این وضع ادامه دهند به زودی ثروتشان ته می کشد و به این فکر افتاند که (چطوراست به عده ای ازاین فقیرهاپولی بدهیم که شبها به جای ما هم بروند دزدی )).قراردادها بسته شد ،دست مزدها تعیین و پورسانتهای هر طرف را هم مشخص کردند :آنها البته هنوزدزد بودند ودرهمین قرار ومدارها هم سعی می کردند سر هم کلاه بگذارند وهرکدام ازطرفین به نحوی از دیگری چیزی بالا می کشید و آن دیگری هم از ...اما همانطور که رسم این گونه قراردادها است ،آنها که پولدارتر بودند ثروتمند تر وتهی دستها عموما فقیر تر می شدند .عده ای هم آنقدر ثروتمند شدند که دیگر برای ثروتمند ماندن ،نه نیازی به دزدی مستقیم داشتند و نه این که کسی برایشان دزدی کند .ولی مشکل این جا بود که اگر دست از دزدی می کشیدند، فقیر می شدند ؛چون فقیر ها در هر حال ازآنها می دزدیدند .فکری به خاطرشان رسید ؛آمدند و فقیر ترین آدمها را استخدام کردند تا اموالشان را در مقابل دیگر فقیرهاحفاظت کنند ،اداره ی پلیس بر پا شد و زندانها ساخته شد .به این ترتیب چند سالی  از آمدن مرد درستکار به شهر نگذشته بود ،که مردم دیگر از دزدیدن ودزدیده شدن حرفی به میان نمی آوردند .صحبتها حالا دیگر فقط از دارا و ندار بود اما در واقع هنوز همه دزد بودند .تنها فرد درستکار ،همان مرد اولی بود که ما نفهمیدیم برای چه به آن شهر آمد وکمی بعد هم ازگرسنگی مرد
      ادامه
      1
        دانشکده توانبخشی دانشگاه ایران , rehabilitation_collage_of_iums
        مناظره ادبی بسیار زیبا (سیمین بهبهانی و ابراهیم صهبا و...)
        مناظره ادبی بسیار زیبا (سیمین بهبهانی و ابراهیم صهبا و...) سیمین بهبهانی یا رب مرا یاری بده ، تا سخت آزارش کنم
        هجرش دهم ، زجرش دهم ، خوارش کنم ، زارش کنم
        از بوسه های آتشین ، وز خنده های دلنشین
        صد شعله در جانش زنم ، صد فتنه در کارش کنم
        در پیش چشمش ساغری ، گیرم ز دست دلبری
        از رشک آزارش دهم ، وز غصه بیمارش کنم
        بندی به پایش افکنم ، گویم خداوندش منم
        چون بنده در سودای زر ، کالای بازارش کنم
        گوید میفزا قهر خود ، گویم بخواهم مهر خود
        گوید که کمتر کن جفا ، گویم که بسیارش کنم
        هر شامگه در خانه ای ، چابکتر از پروانه ای
        رقصم بر بیگانه ای ، وز خویش بیزارش کنم
        چون بینم آن شیدای من ، فارغ شد از احوال من
        منزل کنم در کوی او ، باشد که دیدارش کنم


        جواب ابراهیم صهبا به سیمین بهبهانی :

        یارت شوم ، یارت شوم ، هر چند آزارم کنی
        نازت کشم ، نازت کشم ، گر در جهان خوارم کنی
        بر من پسندی گر منم ، دل را نسازم غرق غم
        باشد شفا بخش دلم ، کز عشق بیمارم کنی
        گر رانیم از کوی خود ، ور باز خوانی سوی خود
        با قهر و مهرت خوشدلم کز عشق بیمارم کنی
        من طایر پر بسته ام ، در کنج غم بنشسته ام
        من گر قفس بشکسته ام ، تا خود گرفتارم کنی
        من عاشق دلداده ام ، بهر بلا آماده ام
        یار من دلداده شو ، تا با بلا یارم کنی
        ما را چو کردی امتحان ، ناچار گردی مهربان
        رحم آخر ای آرام جان ، بر این دل زارم کنی
        گر حال دشنامم دهی ، روز دگر جانم دهی
        کامم دهی ، کامم دهی ، الطاف بسیارم کنی


        جواب سیمین بهبهانی به ابراهیم صهبا :

        گفتی شفا بخشم تو را ، وز عشق بیمارت کنم
        یعنی به خود دشمن شوم ، با خویشتن یارت کنم؟
        گفتی که دلدارت شوم ، شمع شب تارت شوم
        خوابی مبارک دیده ای ، ترسم که بیدارت کنم


        جواب ابراهیم صهبا به سیمین بهبهانی :

        دیگر اگر عریان شوی ، چون شاخه ای لرزان شوی
        در اشکها غلتان شوی ، دیگر نمی خواهم تو را
        گر باز هم یارم شوی ، شمع شب تارم شوی
        شادان ز دیدارم شوی ، دیگر نمی خواهم تو را
        گر محرم رازم شوی ، بشکسته چون سازم شوی
        تنها گل نازم شوی ، دیگر نمی خواهم تو را
        گر باز گردی از خطا ، دنبالم آیی هر کجا
        ای سنگدل ، ای بی وفا ، دیگر نمی خواهم تو را


        جواب رند تبریزی به سیمین بهبهانی و ابراهیم صهبا :

        صهبای من زیبای من ، سیمین تو را دلدار نیست
        وز شعر او غمگین مشو ، کو در جهان بیدار نیست
        گر عاشق و دلداده ای ، فارغ شو از عشقی چنین
        کان یار شهر آشوب تو ، در عالم هشیار نیست
        صهبای من غمگین مشو ، عشق از سر خود وارهان
        کاندر سرای بی کسان ، سیمین تو را غمخوار نیست
        سیمین تو را گویم سخن ، کاتش به دلها می زنی
        دل را شکستن راحت و زیبنده ی اشعار نیست
        با عشوه گردانی سخن ، هم فتنه در عالم کنی
        بی پرده می گویم تو را ، این خود مگر آزار نیست؟
        دشمن به جان خود شدی ، کز عشق او لرزان شدی
        زیرا که عشقی اینچنین ، سودای هر بازار نیست
        صهبا بیا میخانه ام ، گر راند از کوی وصال
        چون رند تبریزی دلش ، بیگانه ی خمار نیست


        عتاب شمس الدین عراقی به رند تبریزی:

        ای رند تبریزی چرا این ها به آن ها می کنی
        رندانه می گویم ترا ،کآتش به جان ها می کنی
        ره می زنی صهبای ما ای وای تو ای وای ما
        شرمت نشد بر همرهان ، تیر از کمان ها می کنی؟
        سیمین عاشق پیشه را گویی سخن ها ناروا
        عاشق نبودی کین چنین ، زخم زبان ها می کنی
        طشتی فرو انداختی ، بر عاشقان خوش تاختی
        بشکن قلم خاموش شو ، تا این بیان ها می کنی
        خواندی کجا این درس را ، واگو رها کن ترس را
        آتش بزن بر دفترت ، تا این گمان ها می کنی
        دلبر اگر بر ناز شد ،افسانه ی پر راز شد …
        دلداده داند گویدش : باز امتحان ها می کنی
        معشوق اگر نرمی کند ، عاشق ازآن گرمی کند!
        ای بی خبر این قصه را ، بر نوجوان ها می کنی؟
        عاشق اگر بر قهر شد ، شیرین به کامش زهر شد
        گاهی اگر این می کند ، بر آسمان ها می کنی؟
        او داند و دلدار او ، سر برده ای در کار او
        زین سرکشی می ترسمت ، شاید دکان ها می کنی
        از (بی نشان) شد خواهشی ، گر بر سر آرامشی
        بازت مبادا پاسخی ، گر این ، زیان ها می کنی
        ادامه
          دانشکده توانبخشی دانشگاه ایران , rehabilitation_collage_of_iums
          حکم زندان برای افشاکنندگان فساد اخلاقی معاون دانشگاه
            شش نفر از دانشجویان دانشگاه زنجان که معترض و افشاکنندهی قصد سوء استفادهی جنسی حسن مددی، معاون دانشگاه زنجان، از یک دانشجوی دختر بودند، مجازات میگردند. اتهام این دانشجویان "تشویش اذهان عمومی و تحریک به تجمع غیرقانونی به قصد برهم زدن امنیت کشور" است. در این رابطه بهرام واحدی، سورنا هاشمی، آرش رایجی، پیام شکیبا و محمد حسن جنیدی، به یک سال زندان و علیرضا فیروزی به یک سال و چهار ماه زندان محکوم گردیدند. حسن مددی هم اکنون در سمتی دیگر در وزارت علوم به کار مشغول است
          ادامه