لیست توصیفنامه ها12 بهمن 86 - 02:36 | |
بنام خدا
حضرت امام خمینی که سلام خدا بر او باد فرمودند :
« " الان اسرائیل در مقابل همه ی كشور های اسلامی ایستاده می گوید غلط نكنید
این تاسف ندارد ؟
انسان نیستند اینهای یكه در راس امور هستند كه اسرائیل در مقابلشان ایستاده می گوید فضولی موقوف ؟
بعد هم بدانید كه شماهایی كه ساكت بودید و در این جنایات مقابله نكردید و نشستید و كلمه ای گفتید و و آن هم كلمه ای كه گاهی موافق اونها بوده است !
نوبت شما هم می رسد . اسرائیل به خدمت شما هم می آید .» "
http://www.alhadid.blogfa.com/
|
29 دی 86 - 03:29 | |
عشق مجالی است میان کربلا و دمشق….
مثال شهید به آئینه ماند که چون می شکند به هزار آینه مبدل شود. خون شهید، آئینه تمام نمای رسالت خون است. و تو مپندار که شهادت و رسالت خون با ریخته شدن در پای معبود به انجام خواهد رسید. راز خون را جز شهدا در نمی یابند. راز خون را در حدیث راه عشق باید جستجو کردن. آغاز آن کربلاست. و امتداد آن تا دمشق ... رسالت خون با کربلا آغاز می شود. آن هنگام که هر قطره خون، تمامی حیات خود را به پای معبود تقدیم می کند، آئینه وجود شکسته می شود و رسالت جوشیدن، رسالت ریخته شدن در پای معبود به انجام می رسد. اما... این آغاز راه عشق است و آغاز راز خون... راه عشق را امتداد تا دمشق است. راز خون در این جاست که باید تا دمشق هر شکسته ی این آئینه را ستاره ای کرد بر سقف این گنبد گردون که همیشه و همه وقت، راه عشق را به جویندگان بنماید. راز خون آنگاه آشکار خواهد شد که خون به فریاد بدل شود. کربلا هنگامه ریختن است و دمشق موسم فریاد. و در این ریختن و فریاد شدن است که راز خون تفسیر می شود...
حدیث راه عشق را تو مپندار که تنها باید در کربلا جستجو کرد. عشق مجالی است میان کربلا و دمشق. در کربلا خون می جوشد، ریخته می شود، بر نیزه می رود، و در دمشق فریاد می شود... و اینست تفسیر آن آیت که فرمود: انی اعلم ما لا تعلمون... تو ملک چه می دانی که راز خون چیست؟
تاسوعا و عاشورای حسینی، زمانی است که خون، رسالت جوشیدن و ریخته شدن را به انجام می رساند. و راه عشق با ریخته شدن خون آغاز می شود...
تسلیت این مصیبت به شما و تمامی دوستداران و ارادتمندان اهل البیت علیهم السلام
التماس دعای خیر...
شب چراغ
|
21 دی 86 - 17:08 | |
بنام خدا
« نو مید مشو که تو را نیز عاشورایی است و کربلایی که تشنه خون توست .
تا تو زنجیر خاک از پای اراده ات بگشایی و از خود و دلبستگیهایت هجرت کنی ,
و به کهف حصین لا زمان و لا مکان ملحق شوی و فراتر از زمان و مکان,
خود را به قافله سال شصت و یک هجری برسانی ودر رکاب امام عشق به شهادت رسی.»
شهید آوینی
|
8 دی 86 - 17:25 | |
بنام خدا
شهید دکتر چمران :
" «در پهنه زمان و مکان اگر بخواهم بگردم کسی را بیابم که رابطه من و او عشق باشد نه فقط در یک نقطه در همه جا و همه وقت .. فقط علی را میابم که این چنین به او عشق بورزم و رابطه من و او بر پایه عشق پاک باشد .
...
هنگام تنهایی درد غم و شکست و مظلومیت به علی نزدیک میشوم . انیس شبهای تار من هنگام مناجات همراه من در کوچه های پر پیچ و خم تاریخ مددکار من در نبرد مرگ و حیات آرزوگاه عالی ترین تجلیات روح من برای خلیفه الله الارض شدن .
گاه گاهی که در محک تجربه قرار میگیرم در آتش درد میسوزم خود خواهی و مصلحت طلبی هایم ذوب میشود و فرو میریزد در سخت ترین تجربه ها قرار میگیرم و به کمک خدا پیروز میشوم و جهشی به جلو برمیدارم آنگاه میخواهم علی خود را ببینم یکباره میبینم در این راه آنقدر جلوست آن بینهایت که از خود و از پیروزی خود شرمنده میشوم . در حالتی که زانوهایم را در آغوش میکشم و سرم را بر سینه خم میکنم و سیلاب اشک از چشمانم سرازیر میشود با شدید ترین تواضع احساس شرم و خجلت میکنم و از برخورد با علی میگریزم .
من در گذشته به قلب خود مغرور بودم بزرگترین پناهگاه خود را در عالم قلبم میدانستم و فکر میکردم که اگر در مقابل خدا در صحرای محشر مورد عتاب قرار بگیرم فقط قلب خود را عرضه میکنم و زمین و آسمان و فرشتگان مرا سجده میکنند اما وای بر من چه ور شکسته ام چه ناچیز و ناتوانم پر کاهی در عالم وجود که به قلب خود اینقدر بنازد ؟ هیهات ... هیهات ... ای علی به تو پناه میآورم قلب خود را به تو هدیه میدهم تو مرا در مقابل خدای بزرگ شفاعت کن.
خدایا در دنیای انسانها آدمی بزگتر و کامل تر و بهتر از علی نمیشناسم ولی تو او را در مبارزات حیات پیروزی نبخشیدی و حکومت عدل و دادش را زیر تازیانه های ظلم و ستم و فساد معاویه خرد کردی و اجازه ندادی که نهال عدل و آزادی و انسانیت بشکفد و حکومت حق لااقل به دست علی بر ظلمت کفر و جهل پیروز گردد هیهات من چه میگویم ؟ چه انتظاری بیجایی دارم ؟ چه آرزوهای شگفت چه ادعاهای عجیب .» "
غدیر خم وعده گاهیست که خداوند به رسول خدا میفرماید اگر آنرا به جا نیاوری رسالت خود را به پایان نبردی یعنی بیست و سه سال رنج و آزار از خاکستر بر سر مبارکش ریختن از سنگ به سر و صورتش زدن از شکنبه گوسفند بر شانه هایش ریختن عزیزترین دوستان و یاران و اقوام و همسر از دست دادن و ... اگر ولایت علی را اعلام نکنی همه 23 سال رنج تو بی ارزش و بر باد است .
« عید سعید غدیر خم بر همه مبارک .» |
7 دی 86 - 22:08 | |
به نام خدا
صدای کیست چنین دلپذیر می آید
کدام چشمه به این گرمسیر می آید؟
چه گفته است مگر جبرئیل با احمد؟
صدای کاتب و کلک دبیر می آید
کسی به سختی سوهان، به سختی صخره
کسی به نرمی موج حریر می آید
خبر دهید که دریا به چشمه خواهد ریخت
خبر دهید به یاران "غدیر" می آید
هدایت نتیجه ولایت است و لاغیر...
آنروز، در بارش ترنم کلام رسول خدا، قطره قطره کلام هدایت در کویر دلهای مردمان نشست... اما بر امت پیامبر چه گذشت... که خاک کویر به برکت باران کلام رسول رحمت، و به مختصر آب آن برکه کوچک، تا همیشه تاریخ سبز و زنده ماند، اما دلهای آن مردم، در کنار دریای وجود امیر مومنان، تا همیشه تشنه یک جرعه از حیات ماند... تشنگانی که عطش ، هدیه آنان به میهمانان دشت کربلا بود... چه رازی است که کاروان محرم، از منزلگاه غدیر می گذرد؟
آنروز چشمه سار غدیر به دریای وجود امیر مومنان نشست، و امروز چشمه وجود تو را کدام دریا میزبان خواهد بود؟
هله ای دوست... کاروان محرم به منزلگاه غدیر رسیده است.... اگر در ایام رندگانی، چشمه سار وجودت به آخرین دریای معرفت، امام عصر سلام الله علیه، راهی یافت، که همراه کاروان حسین خواهی شد... و اگر نه... نشان تو را در صف یزیدیان جستجو باید کرد... و مگر نشنیده ای آنگاه که خنجر ظلم بر گلوی حسین نشست، خورشیدی دیگر از مشرق کربلا دمیدن گرفت... این همان خورشید حقیقت است که تا ابد بر این سیاره رنج تابیدن گرفته است. و هر دم ما را ندا می دهد: هر روزتان عاشورائی دیگر و هر زمین کربلائی دیگر است. هر مسافر این سیاره رنج، پیش از آنکه به کربلای خود رسد، صف خود را از منزلگاه غدیر باید جستجو کند... اگر چشمه وجود، راهی به سوی سینه دریائی آخرین مرد از آل محمد علیهم السلام بیابد، که در کربلای خویش، در صف حسین و یاران اوست. و ... دریغ اگر راه خود به سوی دریا گم کند و به مرداب اصحاب یزیدیان درآید...
.... در این سیاره رنج، هر کسی با رشته حب به امام خویش بسته است... اکنون بنگر که در آن سوی این رشته، چه کسی تو را به انتظار نشسته است...
................
هدایت نتیجه ولایت است و لا غیر....
.................
عید سعید غدیر، بر آخرین دریای بیکران معرفت، حضرت بقیه الله الاعظم سلام الله علیه، و بر شما تشنه کامان دریای معرفت ولایت محمدی مبارک.
التماس دعای خیر...
شب چراغ
|
11 مهر 86 - 20:20 | |
بر قلب زینب ابر غم میبارد امشب
سوز دلش بوی مدینه دارد امشب
زینب ز ابر دیده میبارد ستاره
دارد به پیشانی بابایش نظاره
آرام بهرش سفره افطار چیند
در چشم او رخساره مادر بیند
این عالمه غیر معلم بی قرار است
آگه شده بابای او چشم انتظار است
آرامش او كرده زینب را پریشان
گوید پدر اینگونه قلبم را ملرزان
ای كاش من در كوچه سیلی خورده بودم
اینجا نبودم در مدینه مرده بودم
ای كوچههای كوفه از غربت بمیرید
بوسه ز پای رهبری مظلوم گیرید
ای خاك نخلستان ز رویش توشه بردار
خود را به زیر پای او آرام بگذار
مرغان عاشق راه مولا را بگیرید
او بی كس است امشب شما بهرش بمیرید
امشب علی مات جمالی لاله گون است
ذكر لبش »انا الیه راجعون« است
خانه نشین داغ زهرای نجیب است
دلخسته از نامردی شهری غریب است
محراب را چون پشت در گلگون نماید
بر شهر خونین او سر غربت بساید
بهر علی هنگامه پرواز گردید
تا كه ز پا افتاد دستش باز گردید
|
- 1
- 2










