لیست توصیفنامه ها30 مرداد 87 - 18:32 | |
وقتی شب میشه همه به خانه هایشان می روند . من دیوانه هم یک گوشه می نشینم و دیوانه وار دلم را می نگرم که بسوی تو می آید . آری قلب تو خانه من است . مدتی است دلم به آنجا نقل مکان کرده . وآیا تو می دانی چیست رازی که من پنهان کرده ام از تو . رازی که فقط به چشمهایت گفتم . شاید یادت نباشد آنروز که برای اولین بار تو را دیدم . رعد وبرق نگاهت تمام وجودم را سوزاند. تو رفتی ام من ماندم با یک دل دیوانه . چه خوب بود اگر دلم را می فهمیدی و عشقش را . دوستت دارم . این جمله تکراری را هزار بار نوشته ام ام آیا تو یک بار خوانده ای . بگذار اینبار فریاد بزنم گرچه میدانم بازهم نخواهی شنید . دوستت دارم . واژه تکراری کتاب عشق . دوستت دارم . وگناه من این بود ..... |
28 مرداد 87 - 16:05 | |
یادمان باشد وقتی تنها شدیم وقتی دیگر چشمی مارا ندید . آهسته از خویش فرار نکنیم . یادمان باشد که به کسی گفته ایم دوستت دارم .پس خطائی نکنیم . یادمان باشد عالم بی عمل مثل سراب است . دریائی پر آب اما شور . یادمان باشد که اگر دوست نداریم دروغ بشنویم . دروغ نگوئیم . فریادهای بیهوده سر ندهیم . عشق و صداقت احتیاجی به فریاد ندارد. لذت عشق به سکوت است . ویادمان باشد نگاه حرف می زند . پس نگاهی به غریبه نکنیم .شاید اسرار عشق فاش شود. و برای همیشه یادمان باشد عشق خریدنی نیست . عشق کالای بازار نیست . عشق باید آفریده شود با دل پاکی که زلال مهتاب باشد و بامعبودی که پرستیده شود . آری عشق خریدنی نیست ..... |
26 مرداد 87 - 19:14 | |
________@@@@@@@@@_____@@@@@@@@ ________@@___________@@__@@@______@@ ________@@____________@@@__________@@ __________@@________________________@@ ____@@@@@@______@@@@@___________@@ __@@@@@@@@@__@@@@@@@_________@@ __@@____________@@@@@@@@_______@@ _@@____________@@@@@@@@@_____@@ _@@____________@@@@@@@@___@@@ _@@@___________@@@@@@@______@@ __@@@@__________@@@@@________@@ ____@@@@@@_______________________@@ _________@@________________________@@ ________@@___________@@__________@@ ________@@@________@@@@@@@@@@@@ _________@@@_____@@@_@@@@@@@@ __________@@@@@@@@ @@@@@@ ___________@@@@@_@ ____________________@ ____________________@ ____________________@ ______________________@ _______________________@____@@@ _______________@@@@__@__@____@@ ____________@_______@@@____@@ ______________@@@@____@__@@ |
25 مرداد 87 - 11:23 | |
امشب دلم بی تاب است . امشب منتظرم . می خواهم مست مست باشم .امشب او می آید . اوکه برایش هزار بار مردم . اوکه برایش هزار بار جان گرفتم تا دوباره برایش بمیرم . او می آید از بلندای پر غرور رویا .من و این دل ساده به انتظارش نشسته ایم . ای کاش او می دانست این دیوانه دیگر تاب تحمل آتش دوری را ندارد . کاش می دانست این دیوانه دیگر تنهای تنهاست . آری او می اید با غرور و باچشمانی که هر رهگذری را در جا میخکوب می کند . آه ! او آمد . از خوشی سر از پا نمی شناسم . دارم دیوانه تر می شوم . عشقم آمد . همه وجودم آمد . آه ! من چه سرمست گشته ام امشب . او آمد و مثل هر شب بدون آنکه نگاهی به من کند از کنارم گذشت ........و او فردا می آید ................. |
23 مرداد 87 - 09:38 | |
عشق چیزی نیست مگر نیست شدن قطره در دریا. عشق یعنی بی «خود » شدن. یعنی واگذاری كامل خود به هستی. عشق یعنی پیوستن به كل. یعنی دورانداختن حد ومرزها و هویت خود. یعنی ترك گفتن خودت. همین كه خودت را ترك بگویی، بی درنگ دریا می شوی، وسیع و پهناور. ما به هویت خود چسبیده ایم. پشت آن موضع گرفته ایم. به خاطر آن می جنگیم. حتی حاضریم خودمان را فدای آن كنیم. و این كار حماقت محض است، زیرا «خود » دروغین ترین پدیده در هستی است. « خود » همچون هوای گرم است. وجود واقعی ندارد. همچون تاریكی است. تو می توانی تاریكی را ببینی، هرروز می بینی اش، اما تاریكی وجود ندارد. تاریكی صرفا نبود نور است- هیچ چیزی از خود ندراد. نور را وارد كن تا تاریكی دیگر نباشد. چراغ را خاموش كن تا ناگهان تاریكی ظهور كند. تاریكی از جایی وارد نمی شود. تو می توانی درها و پنجره ها را بسته نگاه داری. تاریكی به این سبب از جایی وارد نمی شود كه بدون هستی است. نیستی است. تاریكی آمد و رفت نمی كند. نور است كه آمد و رفت می كند، زیرا نور هست. همچنین است « خود ». « خود » همان نبود عشق است. همین كه نور عشق را وارد سازی، « خود » ناپدید می شود. لازم نیست هیچ كاری در مورد « خود » انجام دهی. فقط بیشتر عشق بورز، بدون قید و شرط عشق بورز. |
23 مرداد 87 - 09:38 | |
یکی بود یکی نبود اونی که بود تو بودی واونی که نبود من بودم . یکی داشت یکی نداشت . اونی که داشت تو بودی و اونی که جز تو هیچی نداشت من بودم . یکی خواست یک نخواست . اونی که محبت رو خواست تو بودی و اونکه جز مهر تو هیچی نخواست من بودم . یکی رفت یکی نرفت . اونیکه حال من دید و رفت تو بودی و اونیکه از پیش تو هیچ جا نرفت من بودم . یکی موند یکی نموند . اونیکه موند غم دوری تو بود و اونیکه نموند تو بودی . |









