لیست توصیفنامه ها27 مهر 84 - 08:22 | |
آینه میگه : تو همونی که یه روز
میخواستی خورشیدو با دست بگیری
ولی امروز شهر شب خونهات شده
داری بیصدا تو قلبت میمیری ... |
30 شهریور 84 - 08:07 | |
سلام پرستو جان
تولدت مبارک
امیدوارم مثل همیشه موفق و سلامت باشی
به امی دیدار.
خدانگهدار |
26 شهریور 84 - 10:21 | |
پرستو جان سلام
سالروز تولدتون رو بهتون تبریک می گم و امیدوارم که سالهای سال در کنار خانوادتون روزهای خوبی رو پشت سر و روزهای بهتری رو پیش رو داشته باشید .
ارادتمند
حسن رسول زاده
hassan.rasoolzadeh@gmail.com |
1 مرداد 84 - 06:11 | |
سلام دوست عزیز از شما دعوت میشود در این کلوب عضو شوید وبا عضویت خودتون مارو سرافراز کنید منتظر خوندن نظرات قشنگتون تو کلوب هستیم این کلوپ برای همه جووناس! اون رو به دوستان خودت هم معرفی کن. نام كلوب : دختر و پسرای ایرونی
www.cloob.com/club.php?id=7438 |
13 تیر 84 - 21:17 | |
سلام دوست عزیز به این كلوب یك سر بزنید و در صورت تمایل عضو بشین! این کلوپ رو به دوستان خود هم معرفی کنید: نام كلوب : دختر و پسرای ایرونی www.cloob.com/club.php?id=7438 |
12 تیر 84 - 12:27 | |
بی تو مهتاب شبی باز از آن كوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه كه بودم
در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید
باغ صد خاطره خندید
عطر صد خاطره پیچید
یادم آمد كه شبی با هم از آن كوچه گذشتیم
پر گشودیم و درآن خلوت دلخواسته گشتیم
ساعتی بر لب آن جوی نشستیم
تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت
من همه محو تماشای نگاهت
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ماه فرو ریخته در آب
شاخه ها دست بر آورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ
یادم آید تو به من گفتی از این عشق حذر كن
لحظه ای چند بر این آب نظر كن
آب آیینه عشق گذران است
تو كه امروز نگاهت به نگاهی نگران است
باش فردا كه دلت با دگران است
تا فراموش كنی چندی از این شهر سفر كن
با تو گفتم حذر از عشق ؟ ندانم
سفر از پیش تو ؟ هرگز نتوانم
روز اول كه دل من به تمنای تو پر زد
چون كبوتر لب بام تو نشستم
تو به من سنگ زدی من نه رمیدم نه گسستم
بازگفتم كه تو صیادی و من آهوی دشتم
تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم
سفر از پیش تو هرگز نتوانم نتوانم
اشكی از شاخه فرو ریخت
مرغ شب ناله تلخی زد و بگریخت
اشك در چشم تو لرزید
ماه بر عشق تو خندید
یادم آید كه دگر از تو جوابی نشنیدم
پای دردامن اندوه كشیدم
نگسستم نرمیدم
رفت در ظلمت غم آن شب و شبهای دگر هم
نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم
نه كنی دیگر از آن كوچه گذر هم
بی تو اما به چه حالی من از آن كوچه گذشتم |









