تبلیغات


__
لیست توصیفنامه ها
12 اسفند 86 - 18:54
از من نپرس چقدر دوستت دارم اینجا در قلب من حد و مرزی برای حضور تو نیست به من نگو که چگونه بی تو زیستن را تمرین کنم مگر ماهی بیرون از آب میتواند نفس بکشد مگر می شود هوا را از زندگیم برداری و من زنده بمانم بگو معنی تمرین چیست ؟ بریدن از چه چیز را تمرین کنم ؟ بریدن از خودم را ؟ مگر همیشه نگفتم که تو هم پاره ای از تن منی ... از من نپرس که اشکهایم را برای چه به پروانه ها هدیه می دهم همه می دانند که دروری تو روحم را می آزارد تو خود پروانه ها را به من سپردی که میهمان لحظه های بی کسی ام باشند نگاهتت را از چشمم برندار مرا از من نگیر ... هوای سرد اینجا رو دوست ندارم مرا عاشقانه در آغوش بگیر که سخت تنهام سلام عزیم :............................منتظرم
10 اسفند 86 - 18:32
می رسد روزی که بی من روزها را سر کنی می رسد روزی که مرگ عشق را باور کنی می رسد روزی که تنها در کنار عکس من قصه ء عشق کهنه ام را مو به مو از بر کنی اگر بعد از مرگم از تو پرسیدند پرسیدند كه: آن وجودی را كه زمانی با تو میدیدند كه بود؟ بگو دنیایی از عشق بود كه به خاطر حسرت كرانه عشق جوش وخروش میكرد بگو دیوانه ای بت پرست بود كه بتش را دیوانه وار دوست می داشت بگو اشك در بدری بود كه به هیچ دیده ای به جز دیده ی من آشیان نداشت بگو بگو برای اندك زمانی با من بود ولیكن تا آخرین لحظه هایش می گفت: دوستت دارم برای همیشه
8 اسفند 86 - 20:25
از گابریل گارسیا ماركز می پرسند اگه بخوای یه كتاب صد صفحه ای در مورد امید بنویسی، چی می نویسی؟ می گه 99 صفحه رو خالی می ذارم. صفحه ی آخر سطر آخر می نویسم امید آخرین چیزی است كه می میرد
1 اسفند 86 - 15:39
می خواستم زندگی كنم در را بستند،می خواستم ستایش كنم گفتند خطر ناك است،می خواستم عاشق شوم گفتند گناه است،می خواستم گریه كنم ،گفتند بهانه است،می خواستم بخندم گفتند دیوانه است،به راستی سخن گفتم گفتند بیهوده است پس فریاد كشیدم..........زندگی را نگه دارید می خواهم پیاده شوم
1 اسفند 86 - 15:39
تو را بجای همه كسانی كه نشناخته ام دوست می دارم. تو را بجای همه روزگارانی كه نمی زیسته ام دوست می دارم. برای خاطر عطر نان گرم و برفی كه آب می شود ، و برای خاطر نخستین گلها. تو را بخاطر دوست داشتن دوست می دارم. تو را بجای همه كسانی كه دوست نمی دارم ، دوست می دارم
1 اسفند 86 - 15:38
آرزومه كه یه روز، تو كلبه ی قشنگمون یه شب صاف مهتابی، با دیوارای عنابی دست بكشم رو گونه هات ، خیره بشم به اون چشات حس كنم كنارمی ، تو آغوش گرم منی سرت رو شونه هام باشه ، دستات توی دستام باشه نگات تو چشم من باشه ، لبات روی لبهام باشه از عشق هم گر بگیریم ، از امروزو فردا بگیم با این دلهای پاكمون ، یه جشن كوچك بگیریم
__