تبلیغات


__
لیست توصیفنامه ها
13 مهر 87 - 13:49
خداوند همه چیز را در یك روز نیافریده است پس چه چیز باعث شده كه من بیندیشم كه میتوانم همه چیز را در یك روز بدست بیاورم.
11 مهر 87 - 21:39
روزی تصمیم گرفتم كه دیگر همه چیز را رها كنم. شغلم ‏را، دوستانم را، زندگی ام را! به جنگلی رفتم تا برای آخرین بار با خدا ‏صحبت كنم. به خدا گفتم: آیا می‏ توانی دلیلی برای ادامه زندگی برایم بیاوری؟ و جواب ‏او مرا شگفت زده كرد. او گفت : آیا درخت سرخس و بامبو را می بینی؟ پاسخ دادم : بلی. فرمود: ‏هنگامی كه درخت بامبو و سرخس راآفریدم، به خوبی ازآنها مراقبت نمودم. به آنها نور ‏و غذای كافی دادم. دیر زمانی نپایید كه سرخس سر از خاك برآورد و تمام زمین را فرا ‏گرفت اما از بامبو خبری نبود. من از او قطع امید نكردم. در دومین سال سرخسها بیشتر ‏رشد كردند و زیبایی خیره كننده ای به زمین بخشیدند اما همچنان از بامبوها خبری نبود. ‏من بامبوها را رها نكردم. در سالهای سوم و چهارم نیز بامبوها رشد نكردند. اما من ‏باز از آنها قطع امید نكردم. در سال پنجم جوانه كوچكی از بامبو نمایان شد. در ‏مقایسه با سرخس كوچك و كوتاه بود اما با گذشت 6 ماه ارتفاع آن به بیش از 100 فوت ‏رسید. 5 سال طول كشیده بود تا ریشه ‏های بامبو به اندازه كافی قوی شوند. ریشه هایی ‏كه بامبو را قوی می‏ ساختند و آنچه را برای زندگی به آن نیاز داشت را فراهم می ‏كرد. ‏خداوند در ادامه فرمود: آیا می‏ دانی در تمامی این سالها كه تو درگیر مبارزه با ‏سختیها و مشكلات بودی در حقیقت ریشه هایت را مستحكم می ‏ساختی. من در تمامی این مدت ‏تو را رها نكردم همانگونه كه بامبوها را رها نكردم. ‏هرگز خودت را با دیگران ‏مقایسه نكن. بامبو و سرخس دو گیاه متفاوتند اما هر دو به زیبایی جنگل كمك می كنن. ‏زمان تو نیز فرا خواهد رسید تو نیز رشد می ‏ كنی و قد می كشی! ‏از او پرسیدم : من ‏چقدر قد می‏ كشم. ‏در پاسخ از من پرسید: بامبو چقدر رشد می كند؟ جواب دادم: هر ‏چقدر كه بتواند. ‏گفت: تو نیز باید رشد كنی و قد بكشی، هر اندازه كه ‏بتوانی
27 شهریور 87 - 02:46
بهت نمی گم دوسِت دارم،ولی قسم می خورم که دوسِت دارم بهت نمی گم هرچی که می خوای بهت می دم،چون همه چیزم تویی نمی خوام خوابتو ببینم، چون توخوش ترازخوابی اگه یه روزچشمات پرِاشک شد ودنبال یه شونه گشتی که گریه کنی،صِدام کن بهت قول نمی دم که ساکتت کنم ،اما منم پا به پات گریه می کنم اگر دنبال مجسمه سکوت می گشتی صِدام کن، قول می دم سکوت کنم اگه دنبال خرابه می گشتی تا نفرتتو توش خالی کنی ، صِدام کن چون قلبم تنهاست اگه یه روزخواستی بری قول نمیدم جلوتو بگیرم اما باهات میدوم اگه بیه روز خواستی بمیری قول نمی دم جلوتو بگیرم اما اینو بدون من قبل از تو میمیرمemj
11 شهریور 87 - 06:56
خدا یا میخواهم برگردم و دوباره شروع كنم ،از مرحله اولین مواجهه با وسوسه شیطان ،آه چقدر دلم میخواهد این بار ضجه شیطان را دربیاورم و در منزلگاه ((جمرات))سنگبارانش كنم . خدای من میخواهم بر گردم و دستانم را وقف قنوت های تمنا كنم و لبانم را وقف ذكر جمیل. میخواهم هر بار كه سجاده ام را پهن میكنم عطر بال فرشتگان بر خیزد و حیثیت خاك را به بازی گیرد.
2 مرداد 87 - 15:46
یه قصه بگم که بخوابی! یه روز عشق و دیوونگی و فوضولی قایم موشک بازی می کردن عشق پشت بوته ی گل سرخ قایم شده بود که فوضولی جای عشق و به دیوونگی لو میده . دیوونگی یه شاخه فرو کرد تو بوته ی گل سرخ و عشق کور شد . و از اون روز دیوونگی شد عصای دست عشق
10 تیر 87 - 23:26
دوستتدارم.دوستت دارم ..دوستت دارم..دوستت دارم ..دوستت دارم ..دوستت دارم ..دوستت دارم ..دوستتدارم.دوستت دارم ..دوستت دارم..دوستت دارم ..دوستت دارم ..دوستت دارم ..دوستت دارم دارم تمرین خط میکنم جدی نگیر
__