تبلیغات


__
لیست توصیفنامه ها
5 شهریور 87 - 17:09
وااااااایییییی فرشته جووووووون چه عکسای خوشگلی میذاریییییییییییییییییییی........این عکسات منو دیوونه میکنه آخرا!!! اییییییییییییوووووللللل.........حرف نداره!!!! اگه من دویستم تو 200000000000000000000000 هستیییییی!!!!!
5 شهریور 87 - 09:46
مداد رنگی ها مشغول بودند...به جز مداد سفید...هیچ کسی به او کار نمی داد...همه می گفتند:{تو به هیچ دردی نمی خوری}...یک شب که مداد رنگی ها...توی سیاهی کاغذ گم شده بودند...مداد سفید تا صبح کار کرد...ماه کشید...مهتاب کشید...و آنقدر ستاره کشید که کوچک وکوچک و کوچک تر شد...صبح توی جعبه ی مداد رنگی...جای خالی او...با هیچ رنگی پر نشد
4 شهریور 87 - 17:03
واااااااااااااااااااااااااییییییی فرشته جوووووون عکست محشره!!!!! دست بهش نزنیااا......شاهکاره هنری به این میگن! سلیقت بیسته بیسته!!!!تو خود نمره ی بیستی!!!:X
3 شهریور 87 - 10:21
مسی فرشته مهربون ...تمومه سعی ام رو می کنم.جای منم تو قلبای مهربون و تو جمع صمیمی تون نگه دارین.. بوس بوس!
2 شهریور 87 - 18:06
این روزها که میگذرد شادم...این شادیم تلخ ترین شادی است که میشه ازش یادکرد
24 مرداد 87 - 09:50
زنده بودن را به بیداری بگذرانیم که سالها به اجبار خواهیم خفت ... -;{@
__