لیست توصیفنامه ها23 تیر 87 - 23:01 | |
همیشه وقتی یکی ازم می پرسید چند تا دوسم داری یه عدد بزرگ میگفتم... ولی وقتی تو ازم پرسیدی چند تا دوسم داری گفتم : یکی !!! میدونی چرا ؟چون قوی ترین و بزرگترین عددیه که میشناسم ... دقت کردی که قشنگترین و عزیز ترین چیزای دنیا همیشه یکین ؟ ماه یکیه ... خورشید یکیه ... زمین یکیه ... خدا یکیه ... مادر یکیه ... پدر یکیه ... تو هم یکی هستی ... وسعت عشق من به تو هم یکیه ... پس اینو بدون از الان و تا همیشه : یکی دوست دارم |
23 تیر 87 - 23:00 | |
هوا ترست به رنگ هوای چشمانت دوباره فال گرفتم برای چشمانت اگر چه کوچک و تنگ است حجم این دنیا قبول کن که بریزم به پای چشمانت بگو چه وقت دلم را ز یاد خواهی بر د اگر چه خوانده ام از جای جای چشمانت دلم مسافر تنهای شهر شب بو هاست که مانده در عطش کوچه های چشمانت تمام اینه ها نذر یاس لبخندت جنون آبی در یا فدای چشمانت چه می شود تو صدایم کنی به لهجه موج به لحن نقره ای و بی صدای چشمانت تو هیچ وقت پس از صبر من نمی ایی در انتظار چه خالیست جای چشمانت به انتهای جنونم رسیده ام کنون به انتهای خود و ابتدای چشمانت من و غروب و سکوت و شکستن و پاییز تو و نیامدن و عشوه های چشمانت خدا کند که بدانی چه قدر محتاج ست نگاه خسته من به دعای چشمانت |
23 تیر 87 - 22:59 | |
یه آرزو کاشکی خنده لب های پر از راز تو را آسمان سحرم می بارید و من از بوته سبز تن این باغ امید فصل گلخند تو را می چیدم و سبکبال و خرامان به هوا می جستم. کاشکی خنده لبهای تو را هر شب از ماه گل افشان شده می بوسیدم! کاشکی میشد از آن جام شراب جرعه ای را نوشید بوسه ای بر لب زد و تو را تا ابدیت پیمود! |
2 تیر 87 - 16:44 | |
دنیا را بد ساخته اند......... کسی را که دوست داری ،تورادوست نمی دارد ! کسی که تورا دوست دارد ،تو دوستش نمی داری ! اما کسی که تو دوستش داری و او هم تو را دوست دارد به رسم و آئین هرگز به هم نمی رسند و این رنج است ! زندگی یعنی این... |
2 تیر 87 - 16:43 | |
پشت قاب شیشه ی پنجره ای, که شبای من و با خود میبره جایی که گذشته هام, مثل تصویر از تو قابش میگذره پشت قاب بی نفس, مثل اون پرنده که دلش گرفته تو قفس مثل یک حقیقت رفته به باد, من و با خود میبره مثل یه رویا توی خواب شهر من, من به تو می اندیشم, نه به تنهایی خویش از پس شیشه تو را میبینم, که گرفتی مرا در بر خویش من وضو با نفس خیال تو میگیرم, و تو را می خوانم و به شوق فردا که تو را خواهم دید, چشم به راه می مانم تن من پاره ای از آن تن توست, و قشنگترین شبای پر ستاره شب |
29 خرداد 87 - 10:12 | |
salam mamnon az tosif name zibat
|
- 1
- 2









