تبلیغات


__
لیست توصیفنامه ها
28 آبان 86 - 15:29
دوست خوب و عزیز و بزرگوارم سلام پیشاپیش سالروز تولدتون رو بهتون تبریک میگم و براتون بهترین آرزوهای دنیا رو دارم و امیدوارم همیشه شاد و سرخوش و موفق باشید دوست نازنین من امیدوارم سال جدید عمرتون سال بهتری براتون باشه
28 آبان 86 - 00:37
دوست عزیز ، هوشنگ جان روز تولدت را از صمیم قلب تبریك می گم و بهترینها رو برات ارزو می كنم. همراه با موفقیت هایی درخشان رو به اوج برای همیشه. امیدوارم صد سال دیگه زنده باشی.
27 آبان 86 - 16:45
همیشه سلام... ای همیشگی دل به هیچ واژه ای نبسته ام باز هم تویی که می پرستمت شب ِ تولد ِ توئه ، میلاد هر چی خاطره روزی که غیر ممکنه ، هیجوری از یادم بره دوست خوب من تولدت مبارک امیدوارم هزار سال زنده باشی
27 آبان 86 - 12:55
زادروز میلاد میمون خجسته شاد زیبا پرتقالی شادزی سرفراز در پناه مزدای پاک گربه ی شیر نشان مقدمه : پادشاه جنگل پادشاهی را خورد . متن : پادشاهان گفتند : شیرِ سلطان کش را ، متنبه باید کرد ! صدر اعظم - ترسان ترسان – - پرسید : شاه جنگل شیر است ، می توان جار کشید : " شیر حیوان بدیست " ؟ این ، توهین به سلاطین جهان نیست مگر ؟ پادشاهان گفتند : شیر حیوان بدیست ، گربه اما خوب است ، گربه با ما سر سازش دارد . گربه را شاه کنید ! و وزیران گفتند : چه مبارک امری و چه میمون فکری گربه باید شاه جنگل باشد . خاک را امن و امان باید کرد ، گربه را شیرنشان باید کرد . پادشاهان گفتند : - گربه را شیر کنید ! " گربه را جنگل بی رحم نخواهد بلعید ؟ " شاعران پرسیدند . کاتبان خندیدند . پادشاهان گفتند : " می توان جنگل را بر اساس فکر بی زوال شاهان منطبق بر اصل گربه ها شیر شوند ، همه جا از نو ساخت " . خیل دستور و منجم پرده دار و جلاد همه گفتند : - احسنت ! سیلِ به به ، راه افتاد و دبیران پی ی تدبیر به کار افتادند . شاعران بیت به بیت ، گربه را - قافیه بی قافیه – جولان دادند . شیرها در دفتر ، شیرها در دربار ، شیرها در میدان ، شیرها در بازار ، بعد از آن گربه شدند . و برای گربه - که سرِ سازش داشت با شاهان – خیل معمار و مهندس همه جا جنگل مصنوعی - سمبل کردند . گربه ها را جای شیران شاهِ جنگل کردند . و مورخ های دست اندر کار در تمام آثار ، کرده اند این اقرار : " از همان ساعت که گربه ها شیرنشانان شده اند ، پادشاهان همگی شیرشکاران شده اند . " اختتامیه : بعد از این فتح ملوکانه ، زمان هم چندی خوش به کامِ گربه و شاه گذشت . بعد از آن – نه که شاهان همه راضی بودند - از ته دل ، گربه ها ساز شکار ، چاکران هم غافل ، - در دربار – یادشان رفت همه که هنوز شیرِ جنگل ، شیر است و هنوز می خورد شاهان را با گربه . تابستان59(ایرج جنتی عطایی)3 آبان
27 آبان 86 - 12:36
درباره عشق هر زمان که عشق اشارتی به شما کرد , در پی آن بشتابید هر چند راه او سخت و ناهموار باشد و هر زمان بالهای عشق شما را در بر گرفت , خود را به او بسپارید هر چند که تیغهای پنهان در بال و پرش ممکن است شما را مجروح کند و هر زمان عشق با شما سخن گوید , او را باور کنید هر چند دعوت او رؤیاهای شما را چون باد مغرب در هم بکوبد و باغ شما را خزان کند زیرا عشق چنانکه شما را تاج بر سر می نهد , به صلیب نیز می کشد و چنانکه شما را می رویاند , شاخ و برگ شما را هرس می کند عشق با شما چنین رفتارهایی می کند تا به اسرار قلب خود معرفت یابید و بدین معرفت , با قلب ِ زندگی پیوند یابید و جزئی از آن شوید و آرزو کنید که شب هنگام با دلی حق شناس و پرسپاس به خانه باز آئید و به خواب روید با دعایی در دل برای معشوق و آوازی بر لب برای ستایش او جبران خلیل جبران
27 آبان 86 - 00:41
سالگرد دمیدن روح اسمانیت در کالبد زمینیت مبارک دوسته بزرگواره من ایشالا 100 سال با عزت زنده باشی دوست کوچکت صالح
__