لیست توصیفنامه ها25 تیر 87 - 02:38 | |
سیاهی روز
یه دیوونه بودم واسه تو اما
برای من یه والیوم نبودی
گم شده بودم تو سیاهی روز
اما تو قلب من تو گم نبودی
گم شده بودم ولی تو نه انگار
گم شده بودم ولی تو یه دیوار
جلوی آخرین دریچه شدی
که وا می شد به سمت شعر و گیتار
گم شده بودم تو سیاهی روز
می شد که با چشم تو پیدا بشم
مثه یه قاصدک که اتفاقه
تو دستای مهربونت جا بشم
اما نشد اما نشد
پیدا بشم پیدا بشم
توی سیاهی روز
اما نشد اما نشد
تو دستای تو جا بشم
تو ای پری دلسوز
با این همه آرامش کهکشونا مال تو
فرشته های بی نفس تو سایه بال تو
آرامش صورتی یه پنجره توی ماه
یا که یه نقطه سفید تو یه قلب سیاه
خواننده : کیارش آریا
شعر و آهنگ : هادی خوانساری
تنظیم : محمد قاسمی
صدا بردا : بهزاد بهرامی
HTTP://WwW.AryaMusix.IR
|
12 آذر 86 - 11:39 | |
غنچه با دل گرفته گفت: زندگی لب ز خنده بستن است ، گوشه ای درون خود نشستن است گل به خنده گفت : زندگی شكفتن است ،با زبان سبز، راز گفتن است گفتگوی غنچه و گل از درون باغچه بازهم به گوش می رسید تو چه فكر می كنی؟ راستی كدام یك درست گفته اند؟ من كه فكر می كنم گل به راز زندگی اشاره كرده است ! هرچه باشد او گل است ؛ گل، یكی دو پیرهن بیشتر ز غنچه پاره كرده است |
22 اردیبهشت 86 - 00:22 | |
khaili doost daram nemidoonam chera |
29 فروردین 86 - 05:46 | |
با خود عهد بَستم فراموشت کنم .نفس هایم را در سینه حبس کردم. پرده ای سیاه به یادت آویختم. زندگی را فراموش کردم. خاطراتت را ناباورانه به دور ریختم. ... اما نشد... باور کن نشد فراموشت کنم.
|
25 فروردین 86 - 01:09 | |
دوستت دارم چون تنهاترین ستاره زندگی منی
دوستت دارم چون تنها ترین مصراع شعر منی
دوستت دارم چون تنها ترین فکر تنهایی منی
دوستت دارم چون زیباترین لحظات زندگی منی
دوستت دارم چون زیباترین رویای خواب منی
دوستت دارم چون زیباترین خاطرات منی
دوستت دارم چون به یک نگاه عشق منی
ای عشق
مددی کن به سامان برسیم
چون مزرعه تشنه به باران برسیم
یا من به یار
یا یار به من
یا هر دو بمیریم و به پایان برسیم
روزی عاشق شدم
بعد از اون تنها شدم
تنهاییم رو با یادش پر کردم
باز عاشق تر شدم
باز هم تنها شدم
اون بهم میگفت
بی تو یک روز در این فاصله ها خواهم مرد
ولی نمی دونه که من خواهم مرد
بعد از این که از گذشته ها براش نوشتم
گفت من و تو مثل دو خطیم
مثل دو خط موازی
دو خط موازی
گفتم مگه میشه من و تو ...
گفت باید که بشیم
سکوتم از رضایت نیست
دلم اهل شکایت نیست
هزار شاکی خودش داره
خودش گیره گرفتاره
همون بهتر که ساکت باشه این دل
جدا از این ضوابط باشه این دل
از این بدتر نشه رسوایی ما
که تنها تر نشه تنهایی ما
کسی جرمی نکرده گر به ما این روزها عشقی نمی ورزه
بهایی داشت این دل پسشتر ها که دراین روزها نمی ارزد
من از نهایت شب حرف می زنم
من از نهایت تاریکی
و از نهایت شب حرف می زنم
اگر به خانه من آمدی برای من ای مهربان چراغ بیار
و یک دریچه که از آن
به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم
زندگی دفتری از خاطرهاست ... یک نفر در دل شب ، یک نفر در دل خاک ... یک نفر همدم خوشبختی هاست ، یک نفر همسفر سختی هاست ، چشم تا باز کنیم عمرمان می گذرد... ما همه همسفریم
|
23 فروردین 86 - 20:33 | |
همه لبخند بزن اما با یك نفر بخند، همه را دوست داشته باش اما به یك نفر عشق بورز، تو قلب همه باش اما قلبت مال یك نفر باشه |












