تبلیغات


__
لیست توصیفنامه ها
2 شهریور 87 - 17:17
اگر از وسعت تنهایی من می پرسی به بلندای خیال به بلندای فرو ریختن قطره اشکی از دل و به عمق وحشت وحشت از آنچه حقیقت دارد وحشت از من بی تو وحشت از تو بی عشق وحشت از عشق بی ما شرق تنهایی من رو به سوی افق غم دارد غرب تنهایی من پشت این تکرار است.... اگر از وسعت تنهایی من دانستی تو بیا تو بیا تا که به دست احساس پر کنیم صفحه خالی نیاز تا که این شمع خیال برود رو به زوال...
14 اردیبهشت 87 - 00:18
در نهان به آنانی دل میبندیم که دوستمان ندارند و در آشکار از آنانی که دوستمان دارند غافلیم شاید اینست دلیل تنهایی ما
10 اردیبهشت 87 - 16:27
چشم تو همرنگ دریا ؛ دل من تنهای تنها تو خودت گفتی بیا ؛ با هم میریم اونور دنیا دل من یه قطره اشکه توی اقیانوس چشمام دل تو پاره ی آتیش واسه ی این دل تنهام تو شکار کردی دلم رو گفتی که برام میمیری اما بعد رفتی و گفتی که دیگه بسه اسیری گول اون چشماتو خوردم از همه دنیا گذشتم با وفا قولت کجا رفت چرا من تنها نشستم آخه تو چرا نداری تو دلت یه ذره احساس پس چرا دادی به من این همه شاخه گل یاس من گفتم این همه شعر تا بشی یه ذره عاشق توی گلخونه ی گلهام همیشه باشی شقایق عاشقی رو تو ولش کن ؛ دلمو چرا شکستی من خودم اینو می دونم پیش دیگری نشستی گفتی بیا عاشق شیم ؛ مثل فرشته ها شیم اما بعد رفتی و گفتی بهتره از هم جدا شیم رفتی از پیشم عزیزم دلم رو تنها گذاشتی منو با یه کوله بارغم و حسرت جا گذاشتی از وقتی رفتی عزیزم ؛ روز خوشی نداشتم باورت نمیشه اما ؛ جز غم یاری نداشتم سر گذاشتم روی زانوم زار و زار گریه کردم از همه خسته شدم و به خدا هم گله کردم آخر نامه است و اشکام عزیزم به پات حروم شد دیگه من دوستت ندارم ؛ صبرمم دیگه تموم شد
4 اردیبهشت 87 - 19:17
برای عشق تمنا کن ولی خار نشو. برای عشق قبول کن ولی غرورتت را از دست نده . برای عشق گریه کن ولی به کسی نگو. برای عشق مثل شمع بسوز ولی نگذار پروانه ببینه. برای عشق پیمان ببند ولی پیمان نشکن . برای عشق جون خودتو بده ولی جون کسی رو نگیر . برای عشق وصال کن ولی فرار نکن . برای عشق زندگی کن ولی عاشقونه زندگی کن . برای عشق بمیر ولی کسی رو نکش . برای عشق خودت باش ولی خوب باش
2 اردیبهشت 87 - 13:55
واقعا از خوندن نوشته هاتون لذت بردم. عالی بود و عالی....
1 اردیبهشت 87 - 15:27
خوشا به حال چوب که می سوزد ولی گرما را نمی فهمد خوشا به حال آب که یخ می بندد ولی سرما را نمی فهمد خوشا به حال آهن که خم می شود ولی درد را نمی فهمد خوشا به حال مرغ عشق که می خواند ولی عشق را نمی فهمد خوشا به حال شمع که می گرید ولی اشک را نمی فهمد وای به حال ما که چه سوخته چه خمیده وچه عاشق همه را می فهمیم تقدیم با مهر به کسی که همیشه دوستش خواهم داشت
__