تبلیغات


__
لیست توصیفنامه ها
8 خرداد 87 - 19:38
تو کیستی که من اینگونه بی پروا به گستره تمامی درهای ناگشوده و رازهای سر به مهر دلتنگیها و دلواپسیهایم را در تجسم چشمهای نگرانت به آرامشی ابدی می سپا رم تو کیستی که من اینگونه ازبیم و امیدی ابدی آغاز می شوم و در سایبان مهر بی پایانت به خوابی ابدی فرو می روم تا شاید در تناسخی دیگر ابدیتی را آغاز کنم شوق پرواز را در من بر انگیختی آتشم زدی سوختم از خاکسترم ققنوسی دوباره تبلور یافت وبر آستانت به پرواز در آمد بال بر بالهایت سائیدم به اوجم بردی تا قاب قوسین چشمهایت آن آرامجای ایمن که قلبها به اطمینان می رسند آرام گرفتم بر ویرانه های دستهایم دستهای مهربانت را کاشتی و لا لایی گوی خوابهای کودکیم شدی و این نجوا در فضای عطراگین حضورت همواره مکرر است.............
8 خرداد 87 - 19:36
منو ببخش زیبا من چیا بگم عاشقی باورت می شه ؟ تو که خیلی بهتر از ما این چیزا سرت می شه چشمای ناز تو که وا میشه ، آفتاب می زنه تازه وقتی تو بگی صورتشو آب می زنه من بگم دوست دارم با چه رقم یا عددی تو که بینهایتو قشنگ تر از من بلدی مژه هات شعر بلند ناتمومه به خدا عاشق کسی شدن جز تو حرومه به خدا با غمت هزار تا خنجر تو دلم فرو می ره ماه اگه برق چشاتو ببینه از رو می ره زیبا چشم تو اگه با رؤیاهام قهر کنه آسمون دلش می خواد شهر و پر از ابر کنه چه قدر اسمتو نوشتم روی هر صخره و سنگ چه قدر کشته منو اون دو تا چشمای قشنگ گفتی فاصلس میون من و رؤیاهام با تو باشه اما نمی دم هرگز به هیچکسی جاتو زیبا وقتی که خونت پیش مدیترانه بود دل من واسه سفر منتظر بهانه بود زیبا اسمت که میاد بدجوری دیوونه می شم ولی گفتی قصه شو که نمیشه بیای پیشم زیبا تو فرشته ای ، اهل یه جایی تو بهشت نمی شه هم عاشق تو بود و هم واست نوشت از حسودیم نمیشه بسپرمت دست خدا جام چه قدر مشخصه ، تو نقشه ی دیوونه ها زیبا آتیش می زنه دل منو اخمای تو نکنه اضافه شن با عشق من زخمای تو زیبا ناز کن که چشات ، ناز خریدنی داره اون چشات گلی ستاره های چیدنی داره مال هیچ کسی نشو چون اینجاها فرشته نیس عشقا و عاشقیا تلخه مث گذشته نیس گفتی فاصله س میون فکرمو ، حقیقت کاشکه داشتم یه ذره فقط یه کم لیاقت تشنه بودم واسه ی شنیدن یه دنیا حرف تو یه کم گفتی و بعدش دوباره سکوت و برف جای برفا روی کاغذ می شه نقطه چین گذاشت حرف تو بشه باید این قلمو زمین گذاشت عمریه موندم توی مصراع اول چشات فقط این فعلو بلد شدم که می میرم برات اگه بین همه تو دنیای ما جنگ بشه عشق من محاله به چشم تو کمرنگ بشه اگه باورت نشد بذار زمان نشون می ده جواب سوالای سختو همیشه اون می ده تو دوسم نداشته باش ، بازم قشنگه عالمت کسی که می دونه اما می نویسه مریمت زیبا کاری اگه کردم و تو رنجیدی ببخش دنیا باید بدونن فرشته ای ، پس بدرخش شعر از مریم حیدرزاده
2 مرداد 85 - 07:47
وقتی تو بخواهی ......... ناممكن ممكن می شود . وقتی تو بخواهی گلی زیبا بكاری . وقتی تو بخواهی قایقی محكم بسازی . وقتی تو بخواهی در رشته تحصیلی ات دكتری بگیری. وقتی تو بخواهی برای یكبار هم كه شده به شهر مورد علاقه ات سفر كنی . وقتی تو بخواهی كار مورد علاقه ات را پیدا كنی . وقتی تو بخواهی گنجشك آسیب دیده ای را مداوا كنی . وقتی تو بخواهی برای اینكه همنوعت زیر باران خیس نشود او را زیر چترت پناه دهی . وقتی تو بخواهی كه زندگی یكنواختت را به زندگی پر از شور و هیجان تبدیل كنی . وقتی تو بخواهی برای راحتی پرندگان اطراف خانه ات لانه ای برایشان درست كنی . وقتی تو بخواهی موقع غروب در كنار دریا سكوت كنی و در دریای وجود خودت غرق شوی . وقتی تو بخواهی در یك شب مهتابی در كنار دریا آتش روشن كنی و محو تماشای آن بشی . وقتی تو بخواهی در بین دوستانت به یك فردی مثبت و بانشاط و پر انرژی معروف بشی . وقتی تو بخواهی از زندگی خود یك شاهكار بسازی . وقتی تو بخواهی واژه غیر ممكن را از زندگی خودت حذف كنی. وقتی تو بخواهی نقش خودت را در زندگی ایفا كنی . وقتی تو بخواهی از همهمه دوری كنی و به واقعیت خودت یعنی سكوت برسی . وقتی تو بخواهی بر تنبلی و سستی غلبه كنی . وقتی تو بخواهی هرگز اشكی را كه از شادی می ریزد پاك نكنی . وقتی تو بخواهی به دوستانت یاد بدهی كه یك خنده بهتر از هزار ناله است . وقتی تو بخواهی انسانهای گریان دور و برت را از ته دل بخندانی ...... معلوم می شود تو برای توانستن منتظر هیچكس نیستی . پس تو یك شاهكار هستی . مبارك باد
__