تبلیغات


__
لیست توصیفنامه ها
24 مرداد 87 - 11:49
من همون جزیره بودم خاکی و صمیمی و گرم واسه عشق بازی موجها قامتم یه بستر نرم یه عزیز دردونه بودم پیش چشم خیس موجها یه نگین سبز خالص روی انگشتر دریا تا که یک روز تو رسیدی توی قلبم پا گذاشتی غصه های عاشقی رو تو وجودم جا گذاشتی زیر رگباره نگاهت دلم انگار زیرو رو شد برای داشتن عشقت همه جونم آرزو شد تا نفس کشیدی انگار نفسم برید تو سینه ابرو بادو دریا گفتن حس عاشقی همینه اومدی تو سرنوشتم بی بهونه پا گذاشتی اما تا قایقی اومد از من و دلم گذشتی رفتی با قایق عشقت سوی روشنی فردا من و دل اما نشستیم چشم به راهت لبه دریا دیگه رو خاک وجودم نه گلی هست نه درختی لحظه های بی تو بودن میگذره اما به سختی دل تنها و غریبم داره این گوشه می میره ولی حتی وقت مردن باز سراغتو میگیره میرسه روزی که دیگه قعر دریا میشه خونم اما تو دریای عشقت باز یه گوشه ای می مونم
12 مرداد 87 - 20:03
ساعت 3 شب بود که صدای تلفن، پسری را از خواب بیدار کرد. پشت خط مادرش بود. پسر با عصبانیت گفت: چرا این وقت شب مرا از خواب بیدار کردی؟ مادر گفت: 25 سال قبل در همین موقع شب تو مرا از خواب بیدار کردی! فقط خواستم بگویم تولدت مبارک...! پسر از این که دل مادرش را شکسته بود تا صبح خوابش نبرد، صبح سراغ مادرش رفت. وقتی داخل خانه شد مادرش را پشت میز تلفن با شمع نیمه سوخته یافت، ولی مادر دیگر در این دنیا نبود.
10 مرداد 87 - 14:01
salam doost joon migam ke in AghA hesAme azat koshesh oomade haaaaaaaaaaa ey vay raghibe eshghi peyda kardam naaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaa nemikhaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaam ahaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaay komaaaaaaaaaaaaaaak
9 مرداد 87 - 17:13
روزی خواهم آمد و پیامی خواهم آورد آشتی خواهم داد آشنا خواهم كرد راه خواهم رفت نور خواهم خورد دوست خواهم داشت
9 مرداد 87 - 01:33
کوبیدن سر به دیوار 150 کالری در ساعت مصرف می‌کند
7 مرداد 87 - 19:04
چه زیباست به یاد تو با چشمهای خسته گریستن چه زیباست همیشه در تنهایی تو را حس کردن چه زیباست در خیال با تو زندگی کردن عزیزم نام تو بر قلبم خالکوبی شده تا فراموشت نکنم . نازنین من همچون نفس کشیدن تو را بخاطر می سپارم. یک روزه دیکه هم بدون تو گذشت
__