لیست توصیفنامه ها11 فروردین 84 - 02:17 | |
عشق در لحظه پدید میاید و دوست داشتن در امتداد زمان.
عشق معیارها را بر هم میزند و و دوست داشتن بر پایه ی معیارها بنا میشود.
عشق ویران کردن خویش است و و دوست داشتن ساختنی عظیم.
عشق ناگهان و ناخواسته شعله میکشد و و دوست داشتن از شناختن سر چشمه میگیرد.
عشق قانون نمیشناسد ودوست داشتن اوج احترام به مجموعه ای از قوانین است.
عشق فوران میکند مثل آتشقشان و شره میکند چون آبشاری عظیم و و دوست داشتنجاری میشود جون رود خانه بر بستری با شیب نرم. |
10 فروردین 84 - 06:47 | |
نمره ی 20 كلاس نمیخوام
این همه هوش و حواس نمیخوام
عاشقی با قد رعنا نمیخوام
چشمای خوشگل وگیرانمیخوام
دوست دارم قایق سواری رو ولی...
بی تو از هیچكسی دریا نمیخوام
عشق لیلی عشق مجنون نمیخوام
حالا تنهام ولی مهمون نمیخوام
ازخدا یه عشق تازه نمیخوام
اون كه میگه اهل سازه نمیخوام
من فقط میخوام تورو داشته باشم
واسه اینم اجازه نمیخوام |
10 فروردین 84 - 06:47 | |
dar messengere ghalbet ashgh ro add kon be ehsasasate ziba pm bede . gham ro delete kon vazheye badi ro rename kon baraye ghoroor off bezar va behesh bego beshkan akhe donya 2roze . doroogh o khiyanat ro hack kon az ensanyat copy begir va send to all kon . ba sedaghat, vafa va ensanyat chat kon . az zibatarin khatereye zendegi web beger va to profill e ghalbet ye ghalbe tir khordeh bezar |
10 فروردین 84 - 06:46 | |
مهم نیست چند بهار را در کنار هم زندگی کنیم٬ مهم این است که چند لحظه بهاری زندگی کنیم. یادمان باشد عمر کوتاه است ٬ مثل گلهای بهاری و در پایان زندگی خیلی از ما خواهیم گفت کاش فقط چند لحظه بیشتر فرصت داشتیم تا خوب به هم نگاه کنیم و همه ی ناگفته های مهرآمیز یک عمر را در چند ثانیه به هم بگوییم... |
10 فروردین 84 - 06:43 | |
برای عزیزترینم
به نام او كه زیباست
تو یعنی مهربان با قاصدکها
تو یعنی رقص خوب شاپرکها
تو یعنی یک بغل عطر اقاقی
تو یعنی مستی و محراب و ساقی
تو یعنی هدیه ای از بهترین یار
تو یعنی بوسه ای با تن تبدار
تو یعنی گم شدن پیدا شدن باز
تو یعنی رفتن و شیدا شدن باز
تو یعنی هدیه ای از بهترین یار
تو یعنی بوسه ای با تن تبدار
تو یعنی عشق و مستی شور هستی
تو یعنی قبله گاه و بت پرستی
تو یعنی هر نفس هر جا که بودن
به یاد عشق تو لبها گشودن |
2 فروردین 84 - 06:34 | |
...
مـژده ای دل کـه دگـر بــاد صـبـا بـازآمـد
هدهد خـوش خبر از طرف سـبا بـازآمـد
برکش ای مـرغ سحر نـغمـه داوودی بـاز
کـه ســلـیـمـان گــل از بـاد هـوا بـازآمــد
عـارفی کو که کنـد فـهـم زبـان سـوسن
تا بـپـرسـد کـه چـرا رفـت و چـرا بـازآمـد
مردمی کرد و کرم لـطف خداداد بـه من
کــان بـــت مــاه رخ از راه وفــا بــازآمـــد
لاله بوی می نوشین بشنید از دم صبح
داغ دل بـــود بـــه امـــیـــد دوا بـــازآمــــد
چـشم من در ره ایـن قافـلـه راه بمـانـد
تـــا بـــه گـــوش دلـــم آواز درا بـــازآمـــد
گر چه حافظ در رنجش زد و پیمان بشکست
لطف او بین که به لطف از در ما بازآمد |






