لیست توصیفنامه ها15 مهر 87 - 17:35 | |
چه حریصی که مرا بیخور و بیخواب کنی درکشی روی و مرا روی به محراب کنی
آب را در دهنم تلختر از زهر کنی زهرهام را ببری در غم خود آب کنی
سوی حج رانی و در بادیهام قطع کنی اشتر و رخت مرا قسمت اعراب کنی
گه ببخشی ثمر و زرع مرا خشک کنی گه به بارانش همی سخره سیلاب کنی
چون ز دام تو گریزم تو به تیرم دوزی چون سوی دام روم دست به مضراب کنی
باادب باشم گویی که برو مست نهای بی ادب گردم تو قصه آداب کنی
گر بباری تو چو باران کرم بر بامم هر دو چشمم ز نم و قطره چو میزاب کنی
گه عزلت تو بگویی که چو رهبان گشتی گه صحبت تو مرا دشمن اصحاب کنی
گر قصب وار نپیچم دل خود در غم تو چون قصب پیچ مرا هالک مهتاب کنی
در توکل تو بگویی که سبب سنت ماست در تسبب تو نکوهیدن اسباب کنی
باز جان صید کنی چنگل او درشکنی تن شود کلب معلم تش بیناب کنی
زرگر رنگ رخ ما چو دکانی گیرد لقب زرگر ما را همه قلاب کنی
من که باشم که به درگاه تو صبح صادق هست لرزان که مباداش که کذاب کنی
همه را نفی کنی بازدهی صد چندان دی دهی و به بهارش همه ایجاب کنی
بزنی گردن انجم تو به تیغ خورشید بازشان هم تو فروز رخ عناب کنی
چو خمش کرد بگویی که بگو و چو بگفت گوییش پس تو چرا فتح چنین باب کنی
|
1 مهر 87 - 11:03 | |
**********************
به همان قدر که چشم تو پر از زیباییست
بی تو دنیای من ای دوست پر از تنهاییست
این غزلهای زلالی که زمن میشنوی
چشمه جاری اندوه دلی دریاییست
چند وقت است که بازیچه مردم شده ام
گرچه بازیچه شدن نیز خودش دنیاییست
دل به دریا زده تا بازهم آغاز کنم
ماجرایی که سرانجامش یک رسواییست
امشب ای آینه تکلیف مرا روشن کن
حق به دست دل من عقل و یا زیباییست
دلخوش عشق شما نیستم ای اهل زمین
به خداوند که معشوقه من بالاییست
این غزل نیز دل تنگ مرا باز نکرد
روح من تشنه یک زمزمه نیماییست
***********************
|
14 شهریور 87 - 07:02 | |
من دلم میخواهد خانه ای داشته باشم پر دوست کنج هر دیوارش دوستانم بنشینند آرام گل بگو گل بشنو هر کسی میخواهد وارد خانه پر مهر و صفامان گردد شرط وارد گشتن شستشوی دلهاست شرط آن داشتن یک دل بی رنگ و ریاست بر درش برگ گلی میکوبم و به یادش با قلم سبز بهار مینویسم ای دوست خانه دوستی ما اینجاست تا که سهراب نپرسد دیگر خانه دوست کجاست!!! به امید آشنایی |
26 مرداد 87 - 20:26 | |
دلم قرار نمی گیرد از فغان بی تو
سپندوار زكف داده ام عنان بی تو
زتلخ كامی دوران نشد دلم فارغ
زجام عشق لبی تر نكرد جان بی تو
لب از حكایت شب های تار می بندم
اگر امان دهدم چشم خون فشان بی تو
چو شمع كشته ندارم شراره ای به زبان
نمی زند سخنم آتشی به جان بی تو
ز بی دلی و خموشی چون نقش تصویرم
نمی گشایدم از بی خودی زبان بی تو
گزارش غم دل را مگر كنم چو امین
جدا زخلق به محراب جمكران بی تو
عیدبزرگ نیمه شعبان رابه شما تبریک میگویم |
17 مرداد 87 - 15:07 | |
كجاست منتظر تو ؟
چه انتظار عجیبی
توبین منتظران هم
عزیز من چه غریبی
عجیب تر كه چه آسان
نبودنت شده عادت
چه بچگانه سپردم
دل به بازی قسمت
چه بی خیال نشستم
چه كوششی؟ چه تلاشی ؟
فقط نشستم وگفتم :
خدا كند كه بیایی
یامهدی(عج) |
17 مرداد 87 - 15:03 | |
به نام خدا
انسان فطرتا كمال جوست وكمال حقیقی بدون داشتن ارتباط با امام زمان(علیه السلام)كه انسان كامل عصرماست میسر نخواهدشد.
یامهدی(عج)ادركنی
التماس دعای فرج |
- 1
- 2












