تبلیغات


__
لیست توصیفنامه ها
2 مرداد 87 - 23:26
كاش كودك بودم تا بزرگترین شیطنت زندگی ام نقاشی روی دیوار بود ؛ ای كاش كودك بودم تا از ته دل می خندیدیم نه اینكه مجبور باشم همواره تبسمی تلخ بر لب داشته باشم؛ ای كاش كودك بودم تا در اوج ناراحتی و درد با یك بوسه همه چیز را فراموش می كردم .
1 مرداد 87 - 13:42
salam haleton chetore? ozr mikham man porofileton ro khondam mikhastam bedonam ke age sharayet va tamayol be ashnaee bishtar ro darid ba ham bishtar ashna beshim mamnnon misham
1 مرداد 87 - 11:18
زیباترین تصویری که در زندگانیم دیدم نگاه عاشقانه و معصومانه تو بود ... زیباترین سخنی که شنیدم سکوت دوست داشتنی توبود ... زیباترین لحظه زندگیم لحظه با تو بودن بود ... زیباترین احساساتم گفتن دوست داشتن تو بود ... زیباترین انتظار زندگیم حسرت دیدار توبود ... زیباترین تنهاییم گریه برای توبود ... زیباترین هدیه عمرم محبت
31 تیر 87 - 22:36
گویی هزار سال گذشته از آن زمان ; توی حیاط خانه مان دختری جوان ; خم شد و شادمانه به گل ها سلام داد ; مدهوش و بی خیال چراهای این زمان ; گویی هزار دست اثیری آشنا ; با سوزن طلایی تقدیر همزمان- ; -از هر چه حس خوب و صمیمی و تازه بود ; می دوختند روی حریر لطیف آن ; ; آن روز ها پر از غزل و اتفاق بود ; دنیا بهشت ، آدم و حواش در امان ; حتی برای گریه دلیلی جز این نبود: ; _بابا رسید ، زنگ نزد، شب به خیرمان.....! ; ; آه از تمام خاطره ها شعله می کشد ! ; ذوب می شوند ثانیه هایی که بی گمان – ; - اسطوره های عشق به آن غبطه می خورند ; ما چشم خورده ایم ! نگو نه ، عزیز جان ; گویی هزار سال گذشته و زنده ام ; تنها برای گفتن این حرف ها که جان – ; - می آورد به روی لبم ، داغ بر دلم ; لطفا بدون آنکه بگویی " چرا " بخوان ; ; " من را ببخش بابت آن روز که دروغ ...! تاخیر های ممتد توی قرارمان ; آن شب که گوشی تلفن را گذاشتم بعدش تو زنگ می زدی و من به زنگتان... " من را ببخش اگر همه چیزم تو بوده ای و خواستم خلاصه شوم در تو آنچنان من را ببخش ، هر چه که بودم مرا ببخش ; لطفا، به حرمت همه ی خاطراتمان .
31 تیر 87 - 19:49
فال نیک گفتی: غزل بگو! چه بگویم؟ مجال کو؟ شیرین من، برای غزل شور و حال کو؟ پر می زند دلم به هوای غزل، ولی گیرم هوای پر زدنم هست، بال کو؟ گیرم به فال نیک بگیرم بهار را چشم و دلی برای تماشا و فال کو؟ تقویم چارفصل دلم را ورق زدم آن برگهای سبزِِ سرآغاز سال کو؟ رفتیم و پرسش دل ما بی جواب ماند حال سؤال و حوصله قیل و قال کو؟
31 تیر 87 - 19:49
تو گل گلدان قلب من شدی عشق شد یك برگ از گلدان تو در بهار آرزوها می دهد میوه های عاطفه چشمان تو چشمهایم باز بارانی شدند قلبم اما گشت دریایی ز عشق دل گذشت از كوچه های خاطره روح شد مضمون و معنایی ز عشق باید از آرامش دل ها گذشت شادمان چون لحظه ی دیدار شد بهترین تسكین دل این جمله است باید از پیوند تو سرشار شد
__