تبلیغات


__
لیست توصیفنامه ها
27 مرداد 87 - 01:53
بی تو مهتاب شبی باز از آن كوچه گذشتم ، همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم ، شدم آن عاشق دیوانه كه بودم در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید ، باغ صد خاطره خندید عطر صد خاطره پیچید ، یادم آمد كه شبی با هم از آن كوچه گذشتیم پر گشودیم و درآن خلوت دلخواسته گشتیم ، ساعتی بر لب آن جوی نشستیم تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت ، من همه محو تماشای نگاهت آسمان صاف و شب آرام ، بخت خندان و زمان رام خوشه ماه فرو ریخته در آب ، شاخه ها دست بر آورده به مهتاب شب و صحرا و گل و سنگ ، همه دل داده به آواز شباهنگ یادم آید تو به من گفتی از این عشق حذر كن ، لحظه ای چند بر این آب نظر كن آب آیینه عشق گذران است ، تو كه امروز نگاهت به نگاهی نگران است باش فردا كه دلت با دگران است ، تا فراموش كنی چندی از این شهر سفر كن با تو گفتم حذر از عشق ؟ ندانم ، سفر از پیش تو ؟ هرگز نتوانم روز اول كه دل من به تمنای تو پر زد ، چون كبوتر لب بام تو نشستم تو به من سنگ زدی من نه رمیدم نه گسستم ، بازگفتم كه تو صیادی و من آهوی دشتم تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم ، حذر از عشق ندانم سفر از پیش تو هرگز نتوانم نتوانم ، اشكی از شاخه فرو ریخت مرغ شب ناله تلخی زد و بگریخت ، اشك در چشم تو لرزید ماه بر عشق تو خندید ، یادم آید كه دگر از تو جوابی نشنیدم پای در دامن اندوه كشیدم ، نگسستم نرمیدم رفت در ظلمت غم آن شب و شبهای دگر هم ، نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم نه كنی دیگر از آن كوچه گذر هم ، بی تو اما به چه حالی من از آن كوچه گذشتم
12 مرداد 87 - 23:58
در عجبم که اول هردیداری سلام است اما در نماز سلام پایان است .شاید این بدان معناست که پایان نماز اول دیدار است (دکتر شریعتی)
25 خرداد 87 - 00:20
آتش لری کول ادردیم حستلری دال ادردیم آجی لاری بال یاپاردیم شو داغلاری یول یاپاردیم بیر آن اولسایدیم سنین عشقین.
__