تبلیغات


__
لیست توصیفنامه ها
15 اسفند 86 - 15:31
وقتی که گریه کردیم گفتن بچه است................. وقتی که خندیدیم گفتن دیونه است.................. وقتی که جدی بودیم گفتن مغروره............................. وقتی که شوخی کردیم گفتن سنگین باش............................. وقتی که حرف زدیم گفتن پر حرفه................................................... وقتی که ساکت شدیم گفتن عاشقه................................................... حالا ام که عاشقیم می گن گناه
17 بهمن 86 - 10:02
در باز شد و او با فانوسش به درون وزید . زیبایی رها شده ای بود . و من دیده براهش بودم: رؤیای بی شكل زندگی ام بود . عطری در چشمم زمزمه كرد . رگ هایم از تپش افتاد . همه رشته هایی كه مرا به من نشان می داد در شعله فانوسش سوخت: زمان در من نمی گذشت . شور برهنه ای بودم . *** او فانوسش را به فضا آویخت . مرا در روشن ها می جست . تاروپود اتاقم را پیمود و به من راه نیافت نسیمی شعله فانوس را نوشید وزشی می گذشت و من در طرحی جا می گرفتم . در تاریكی ژرف اتاقم پیدا می شدم پیدا، برای كه ؟ اودیگر نبود . آیا با روح تاریك اتاق آمیخت ؟ عطری در گرمی رگهایم جابجا می شد حس كردم با هستی گمشده اش مرا می نگرد و من چه بیهوده مكان را می كاوم آنی گم شده بود . *****
8 بهمن 86 - 19:36
jigareto beram man ye pesare fogholaadeh va sheitoon va khush tiip maieie eftekhaare ke kasi ba daash saeed e ma doost bashe oochiketiim dash saeed eshalla har chi dardo bala daree bokhure too sare bad khah mad khahaat khudam chakeretam pirooz va movafagh bashi
6 مهر 86 - 22:51
اینجا که دنیا اسمشه غربت نشینی رسمشه با ما که دل پاکیزه ایم گویی همیشه خصمشه دنیا یه روز خود کشیه یه روز پر از دلخوشیه اما برای ما فقط یه تابلوی نقاشیه عشقای بی دست و پا، یخ زده اند در دل ما ای روزگار ما زنده ایم،نفس نکش به جای ما ای ادما بسه دیگه این برزخه یا زندگی موندیم جدا از همدیگه فقط به جرم سادگی
__