لیست توصیفنامه ها22 آبان 87 - 10:59 | |
با نامت و خاطرت كه همیشه وجودم را لبریز از تمام زیباییها میكند امروز را هم آغاز می كنم
كه آغازی دوباره همانند تولدی دوباره است.
صدایت میدهد آرامشم وقتی كه غمگینم صدایم كن به نام ای اوج تسكینم
شب وصل و می و ساقی عجب رؤیای شیرینی
خیالت میبرد هر دم به این دنیای رنگینم....
تو كه چون از بهار برایم میسرایی و مرا در آغوشت جای میدهی چگونه زیباییت را وصف كنم؟
تو كه مرا تا اوج احساس ستاره میبری به چه صورت دوستت بدارم؟
تو كه تمامیت مرا و لحظه هایم را پر كردهایی چگونه قلبم را مهیای آمدنت كنم؟
میتوانی عشقم را ببینی؟ میتوانی در آن حلم كنی!! میتوانی ببینی چگونه و چه اندازه دوستت دارم و
میپرستمت.
دلم را به امواج شب میسپارم و هرچه فریاد در سینه دارم از سراپرده تیرگیها و شب و روز برای تو میفرستم ای وارث تمام دل و جان و روحم. از حضورت دلم همانند قلب كودكانه ای كه لبریز از سروور و شادمانی است برای تو میتپد و در آسمان روشن دلم به دنبال برق چشمانت سرگردانم.
ذكر حق دل را تسلی می دهد
آه مجنون بوی لیلی می دهد
|
20 آبان 87 - 09:55 | |
میلاد شمس الشموس ، امام رئوف ، ثامن الحجج « علی بن موسی الرضا علیه السلام » بر دوستداران و شیعیان آن حضرت تهنیت باد
|
19 آبان 87 - 09:22 | |
پروردگارا به من بیاموز دوست بدارم کسانی را که دوستم ندارند... عشق بورزم به کسانی که عاشقم نیستند... بگریم برای کسانی که هرگز غمم را نخوردند... محبت کنم به کسانی که محبتی در حقم نکردند
|
18 آبان 87 - 10:34 | |
برای دقیقه های سرد چای دم کن . در فنخان ثانیه های تلخ شکر بریز . شاید لحظه های دلخوشی آنقدر نباشد که فرصت حتی یک تبسم را به نگاهمان وصله بزند |
16 آبان 87 - 17:20 | |
نگاه كن كه غم درون دیده ام چگونه قطره قطره آب می شود چگونه سایه سیاه سركشم اسیر دست آفتاب می شود نگاه كن تمام هستیم خراب می شود شراره ای مرا به كام می كشد مرا به اوج می برد مرا به دام میكشد نگاه كن تمام آسمان من پر از شهاب می شود تو آمدی ز دورها و دورها ز سرزمین عطر ها و نورها نشانده ای مرا كنون به زورقی ز عاجها ز ابرها بلورها مرا ببر امید دلنواز من ببر شهر شعر ها و شورها به راه پر ستاره ه می كشانی ام فراتر از ستاره می نشانی ام نگاه كن من از ستاره سوختم لبالب از ستارگان تب شدم چو ماهیان سرخ رنگ ساده دل ستاره چین بركه های شب شدم چه دور بود پیش از این زمین ما به این كبود غرفه های آسمان كنون به گوش من دوباره می رسد صدای تو صدای بال برفی فرشتگان نگاه كن كه من كجا رسیده ام به كهكشان به بیكران به جاودان كنون كه آمدیم تا به اوجها مرا بشوی با شراب موجها مرا بپیچ در حریر بوسه ات مرا بخواه در شبان دیر پا مرا دگر رها مكن مرا از این ستاره ها جدا مكن نگاه كن كه موم شب براه ما چگونه قطره قطره آب میشود صراحی سیاه دیدگان من به لالای گرم تو لبالب از شراب خواب می شود به روی گاهواره های شعر من نگاه كن تو میدمی و آفتاب می شود |
15 آبان 87 - 09:38 | |
مهربانا ، سایبانی از جنس اشک و نیاز می خواهم تا سجاده ی دلم را در آن بگسترانم و با دستان خسته قنوتم از تو بخواهم که بر وجود سردم نور نگاهت را بتابانی و گل های زیبای عشق و ایمان را بار دگر در من تازه گردانی ... ![]() |






