تبلیغات


__
لیست توصیفنامه ها
1 اسفند 85 - 04:04
ما تماشاچیانی هستیم ، که پشت درهای بسته مانده‌ایم ! دیر آمده‌ایم ! خیلی دیر ... پس به ناچار حدس می‌زنیم ، شرط می‌بندیم ، شک می‌کنیم ... و آن سوتر در صحنه بازی به گونه‌یی دیگر در جریان است ... نویسنده: حسین پناهی
25 بهمن 85 - 05:53
0000000000000000000000000000000 0000000000000000000000000000000 0000000777770000000777770000000 0000077777777700077777777700000 0000777777777770777777777770000 0000777777777777777777777770000 7777770000ولنتاین مبارك000077777777 0000077777777777777777777700000 0000007777777777777777777000000 0000000077777777777777700000000 0000000000777777777770000000000 0000000000000777770000000000000 0000000000000007000000000000000
14 بهمن 85 - 00:05
عشق بیداد من باختن یعنی لحظه عشق جان سرزمین یعنی یعنی زندگی پاک من عشق لیلی و قمار مجنون در عشق یعنی ... شدن ساختن عشق دل یعنی كلبه وامق و یعنی عذرا عشق شدن من عشق فردای یعنی كودك مسجد یعنی الاقصی عشق من
6 بهمن 85 - 00:26
كوچكتر بودیم دل بزرگی داشتیم ... اكنون كه بزرگتر شدیم چه دلتنگیم !!!
21 دی 85 - 06:42
به ندرت به آنچه که داریم می اندیشیم، در حالی که پیوسته در اندیشه چیزهایی هستیم که نداریم. شوپنهاور
4 مهر 85 - 22:26
من سراغ دریچه ای می روم که روبه افقی سبز گشوده می شود به پیشواز کبوتری سرخ که از خاکسترش گل می روید من از سمت ستاره ها به پیشواز مردی خواهم رفت که با تمام ابعاد کج و معوج خیالش ، قابل پرستش است و عاقبت به انتظار کسی خواهم ماند که با سکوتش سخن می گوید من کسی هستم که با خود ققنوس سوقات می برد و تنها آرزویش این است که باورش کنند و در پایان قصه ... پشت تمام این دریچه های خیس ، یک افق به سمت پنجره تنهایی من سبز می شود ... وقتی که باران با تمام قطراتش انتظار مرا باور کند . من ثبت خواهم شد در تاریخ: زنی از جنس باران ... خیس خیس ... به انتظار مردی بود دستفروش... که در خیابان تلخ تنهایی ، کبوتر سرخ می فروخت . من ثبت خواهم شد ، "در تاریخ" http://hoora.berahma.mihanblog.com
__