تبلیغات


__
لیست توصیفنامه ها
2 بهمن 86 - 01:06
بلافاصله بعد از اینكه زن پیتر از زیر دوش حمام بیرون اومد پیتر وارد حمام شد… همون موقع زنگ در خونه به صدا در اومد… زن پیتر یه حوله دور خودش پیچید و رفت تا در رو باز كنه… همسایه شون -رابرت- پشت در ایستاده بود… تا رابرت زن پیتر رو دید گفت: همین الان 2000 دلار بهت میدم اگه اون حوله رو بندازی زمین!… بعد از چند لحظه تفكر ، زن پیتر حوله رو میندازه و رابرت چند ثانیه تماشا می كنه و 2000 دلار به زن پیتر میده و میره… زن دوباره حوله رو دور خودش پیچید و به حمام برگشت… پیتر پرسید: كی بود زنگ زد؟ زن جواب داد: رابرت همسایه مون بود… پیتر گفت: خوبه… چیزی در مورد 2000 دلاری كه به من بدهكار بود گفت؟ نتیجهء اخلاقی: اگه شما اطلاعات حساس مشترك با كسی دارید كه به اعتبار و آبرو مربوط میشه ، همیشه باید در وضعیتی باشید كه بتونید از اتفاقات قابل اجتناب جلوگیری كنید
19 آذر 86 - 23:13
عاشق باش اما اعتراف نكن!! به هیچ کس اعتماد نکن دخترک به هیچ کس راز دل نگو دخترک به هیچ کس نگو که دل بسته ام به تو به هیچ کس نگو که عاشقش شدی نه، نه ،نگو نه، نه، به هیچ کس اعتماد نکن به هیچ کس نگو که یک شبی کنار پنجره گریه کردی از خاطرش به هیچ کس نگو که از دیدنش سرعت قلبت از ثانیه جلو می زند به هیچ کس نگو که روزها گذشت و پیر شدی در انتظار دیدنش به هیچ کس نگو به هر دری زدی برای باز دوباره دیدنش به هیچ کس نگو حتی کسی که چتر شد زیر باران برای تو به هیچ کس نگو حتی کسی که گفت عاشقت شده است به هیچ کس نگو حتی کسی که نیمه شب برای تو شعر گفته است به هیچ کس نگو حتی کسی که گفت از بی اعتناییت دلم شکسته است شک نکن او روزی با تمام عشق رها می کند تو را نه نه کسی به احساس پاک تو که مثل یک گل شکفته است توجهی نمی کند آری گل تازه شگفته ات به دست عابران چیده می شود یا که زیر پایشان مثل یک علف لهیده می شود دیدی که گفتم به هیچ کس اعتماد نکن پس اگر اعتماد کردی و عاشقش شدی و قلب تو شکست گلایه ای نکن
12 آبان 86 - 22:25
صنم خانم چون گفتی اد نکن پیام بده خودم اد میکنم منم پیام دادم حالا اگه دوست داشتی یه رفیق به رفیقات اضافه بشه یا علی
30 مهر 86 - 00:39
عاشق باش اما اعتراف نكن!! به هیچ کس اعتماد نکن دخترک به هیچ کس راز دل نگو دخترک به هیچ کس نگو که دل بسته ام به تو به هیچ کس نگو که عاشقش شدی نه، نه ،نگو نه، نه، به هیچ کس اعتماد نکن به هیچ کس نگو که یک شبی کنار پنجره گریه کردی از خاطرش به هیچ کس نگو که از دیدنش سرعت قلبت از ثانیه جلو می زند به هیچ کس نگو که روزها گذشت و پیر شدی در انتظار دیدنش به هیچ کس نگو به هر دری زدی برای باز دوباره دیدنش به هیچ کس نگو حتی کسی که چتر شد زیر باران برای تو به هیچ کس نگو حتی کسی که گفت عاشقت شده است به هیچ کس نگو حتی کسی که نیمه شب برای تو شعر گفته است به هیچ کس نگو حتی کسی که گفت از بی اعتناییت دلم شکسته است شک نکن او روزی با تمام عشق رها می کند تو را نه نه کسی به احساس پاک تو که مثل یک گل شکفته است توجهی نمی کند آری گل تازه شگفته ات به دست عابران چیده می شود یا که زیر پایشان مثل یک علف لهیده می شود دیدی که گفتم به هیچ کس اعتماد نکن پس اگر اعتماد کردی و عاشقش شدی و قلب تو شکست گلایه ای نکن
30 شهریور 86 - 21:41
دخترک خنده کنان گفت که چیست راز این حلقه زر راز این حلقه که انگشت مرا این چنین تنگ گرفته است به بر راز این حلقه که در چهره او اینهمه تابش و رخشندگی است مرد حیران شد و گفت حلقه خوشبختی است حلقه زندگی است همه گفتند : مبارک باشد دخترک گفت : دریغا که مرا باز در معنی آن شک باشد سالها رفت و شبی زنی افسرده نظر کرد بر آن حلقه زر دید در نقش فروزنده او روزهایی که به امید وفای شوهر به هدر رفته هدر زن پریشان شد و نالید که وای وای این حلقه که در چهره او باز هم تابش و رخشندگی است حلقه بردگی و بندگی است
19 شهریور 86 - 10:02
درشهرعشق قدم میزدم گذرم افتادبه قبرستان عاشقان خیلی تعجب کردم تاچشم کارمی کردقبربودپیش خودم گفتم یعنی این قدرقلب شکسته وجودداره؟یکدفعه متوجه قلبی شدم که تازه خاک شده بودجلورفتم برگهای روی قبرراکنارزدم که براش دعاکنم وای چی میدیدم باورم نمیشه اون قلبه همون کسیه که چندساله پیش دله منو شکسته بود(ازهردست بدی ازهمون دست میگیری
__