تبلیغات


__
لیست توصیفنامه ها
23 شهریور 87 - 15:33
میان ماندن و رفتن حکایتی کردیم که آشکارا در پرده کنایت رفت. مجال ما همه این تنگمایه بود و ، دریغ که مایه خود همه در وجه این حکایت رفت. (شاملو)
2 شهریور 87 - 01:11
چه جوری فرار کنم که مرا بگیری؟ چه‌ جوری بجنگم تا اسیرم ‌کنی؟ اگر بگویی "دوسم داشته باش" "دوست دارم" را به تالار لغات نمی‌برم پیش از جنگ تقدیمش می‌کنم به دیگران مثل آتش حتا اگر به کوه قفقاز زنجیر شوم. به جای پیرهن زندگی‌ام را تنت می‌کنم. دلم را گوشه‌ی واژگانم گره می‌زنم راه نرو! تو به جانِ آویخته‌ام بوسه بزن تا دستان زندگی خط بخورد. این باران بند نمی‌آید آه می‌کشم و به آسمان فوت می‌کنم. هرچیز را هم که تقصیر من بیندازی عاشق شدن من تقصیر توست.
21 مرداد 87 - 19:00
میدونی وقتی خدا داشت بدرقه ات می کرد بهت چی گفت ؟ جایی که میری مردمی داره که می شکننت نکنه غصه بخوری من همه جا باهاتم . تو تنها نیستی . توکوله بارت عشق میزارم که بگذری، قلب میزارم که جا بدی، اشک میدم که همراهیت کنه، ومرگ که بدونی برمیگردی پیشم
__