تبلیغات


__
لیست توصیفنامه ها
24 دی 85 - 05:50
من در غروب جاده تنها و پیاده منتظر میمونم تا از چشمهای ستاره راز قصه نگاتو باز برات بخونم .... هر چی آرزوی خوبه مال تو ********************************* نه!نرو!صبر کن قرارمان این نبود باید سکه بیندازیم اگر شیر آمد:تردید نکن که دوستت دارم اگر خط آمد:مطمئن باش دوستدارت هستم .....صبر کن سکه بیندازیم اگر دوستت نداشتم.....آن وقت برو
14 آبان 85 - 21:20
در وصالت چرا بیاموزم در فراقت چرا بیاموزم یا تو با درد من بیامیزی یا من از تو دوا بیاموزم می گریزی ز من که نادانم یا بیامیزی یا بیاموزم چون خدا با توست در شب و روز بعد از این از خدا بیاموزم در وفا کس نیست استاد پس وفا از وفا بیاموزم
__