لیست توصیفنامه ها20 آبان 84 - 04:19 | |
بین منو تو فاصله اس
یک در سرد و آهنی
من که کلیدی ندارم
تو واسه چی در می زنی
این در سرد لعنتی
شاید نخواد که وا بشه
قلبتو وردار و برو
قطار داره سوت می کشه
منو ببخش عزیز من
اگه میگم باهام نمون
دستهای خالیمو ببین
آخر قصه رو بخون
ترانه ای رو که برات
گفته بودم فروختمش
با پول اون نخ خریدم
زخم دلم رو دوختمش |
14 آبان 84 - 23:11 | |
ما حقیقت را در باغچه پیدا كردیم
در نگاه شرم آگین گلی گمنام
و بقا را در یك لحظه نا محدود
كه دو خورشید به هم خیره شدند
سخن از پچ پچ ترسانی در ظامت نیست
سخن از روز است و پنجرههای باز
و هوای تازه
و اجاقی كه در آن اشیا بیهوده می سوزند
و زمینی كه ز كشی دیگر بارور است
و تولد و تكامل و غرور
سخن از دستان عاشق ما است
كه پلی از پیغلم عطر و نور و نسیم
بر فراز شبها ساخته اند
به چمنزار بیا
به چمنزار بزرگ
و صدایم كن از پشت نفسهای گل ابریشم
همچنان آهو كه جفتش را
پرده ها از بعضی پنهانی سرشارند
و كبوترهای معصوم از بلندیهای برج سپید خود
به زمین می نگرند |
3 آبان 84 - 19:54 | |
كسی به فكر گل ها نیست
كسی به فكر ماهی ها نیست
كسی نمی خواهد
باوركند كه باغچه دارد می میرد
كه قلب باغچه در زیر آفتاب ورم كرده است
كه ذهن باغچه دارد آرام آرام
از خاطرات سبز تهی می شود
و حس باغچه انگار
چیزی مجردست كه در انزوای باغچه پوسیده ست
حیاط خانه ما تنهاست
حیاط خانه ی ما
در انتظار بارش یك ابر ناشناس |
1 آبان 84 - 00:42 | |
با تو چه زندگی هایی که تو رویاهام نداشتم
تک و تنها بودم اما تورو تنها نمیذاشتم
چه سفرها با تو کردم چه سفرها تورو بردم
دم مرگ رسیدم اما به هوای تو نمردم
دارم از تو مینویسم که نگی دوستت ندارم
از تو که با یک نگاهت زیرو رو شد روزگارم
دارم از تو مینویسم ... دارم از تو مینویسم
موقع نوشتنو.... وقت اسم گذاشتنو
کسی رو جز تو نداشتم .... اسمی جز تو نمیذاشتم
من تموم قصه هام قصه توست
اگه غمگینه اون از غصه توست |
11 مهر 84 - 09:36 | |
salam,weblogeto khondam,dast marizad,khoshhalam dokhtari ba in tafakorat peyda mishe,khoda manam dost dare ,midonam toroham dost dare,ba neveshteye to midonam bishtar dosesh daram,merci,mamnoon ,emshab ro hichvaght faramosh nemikonam,movafagh o paydar bashi |
7 مهر 84 - 21:37 | |
ای ستاره ای كه پیش دیده منی
باورت نمیشود كه در زمین
هركجا به هر كه میرسی
خنجری میان پشت خود نهفته است
پشت هر شكوفه تبسمی
خار جانگزای حیله ای شكفته است
آنكه با تو میزند صلای مهر
جز ب فكر غارت دل تو نیست |







