تبلیغات


__
لیست توصیفنامه ها
8 آبان 87 - 23:46
همه در زندگی شطرنج بازیم نباید بی جهت هرسو بتازیم اگر تکنیک دلها را بدانیم همیشه برده و هرگز نبازیم
20 شهریور 87 - 16:48
عبور باید کرد وگرنه حرمت این نفس حرام خواهد شد . عبور باید کرد وگرنه شبانه های اشک آلودم فراموش خواهند شد . عبور باید کرد از این هیاهو های پوچ در پوچ , از این دلمردگی های تو در تو , از این سردر گمی های پیچ در پیچ . عبور باید کرد از ازدحام این سایه ها , از انسداد این دقیقه ها , از التهاب این شقیقه ها . باید گذشت و عبور کرد از این چهارراه های بی راه , از این شاهراه های بی شاه , از کنار این شبهای بی ماه . عبور باید کرد تا این ساحل طوفانی نشده , تا چشمهایم بارانی نشده , تا این غم خودمانی نشده . باید عبور کرد از مقابل این نگاه های یخ زده , از پریشانی این خیال های شب زده , از تراکم این کلمات وحشت زده . عبور باید کرد تا افق پیداست , عبور باید کرد تا جای قدمهایت برجاست , عبور باید کرد تا خدا اینجاست . عبور باید کرد از مقابل این لبخندهای فرو خورده , از میان این منظره های چروک خورده , از اجتماع این همه قلبهای ترک خوره . باید وا گذاشت و رها کرد این عشق های خط خطی را , این ثانیه های پاپتی را , این بوسه های سر سری را . عبور باید کرد تا خیانت عادت نشده , تا صداقت پر پر نشده , تا نبودت باور نشده . باید عبور کرد از امواج بی کسی , از هجوم دلواپسی , چرا به دادم نمیرسی ؟ عبور باید کرد تا بهار , تا سرسبزی چنار , تا بوی خوش خیار . باید ترک کرد همه ی آسودگی ها ی پوشالی را , تمام دلخوشی های تکراری را , این همیشه عاشقانه های سفالی را . عبور باید کرد تا نور , تا هور , تا لمس بی واسطه ی حضور . عبور باید کرد از تمام وسوسه های زمین اما چشمهای تو چه قفس خوش رنگی است .
3 شهریور 87 - 01:40
Rozegari Ahle Donya Deleshan Dard Nadasht,Har Kasi ghosseye In ra Ke Che Mikard Nadasht, Cheshmeye Sadegi az Lotfe Zamin Mijoshid, Khodemanim Zamin In Hame Namard nadasht !!
17 خرداد 87 - 16:23
چه خوب می‌شد همین لحظه یک اتفاقی می‌افتاد مثلا باد می‌آمد می‌رفت باغ‌های بالا را دور می‌زد برمی‌گشت، خاک را بو می‌کرد، و از کنارِ شمشادهای شکسته بوی خوش آب و خبر از هوای حامله می‌آورد. شمعدانی‌های بالِ چینه‌ی مهتاب تب دارند، تشنه‌اند، بی‌ترانه‌اند. اصلا باد چرا از چیزی شبیه باران نمی‌خواند! آخر چه‌قدر تا کی باید با این چراغِ ترسو هی از ترسِ شب و هق‌هقِ گریه گفت و گو کنیم؟ پس کی می‌آید همان که می‌گویند دریا را با خود خواهد آورد!؟ مادرم می‌گوید برای شنیدنِ آوازِ آینه نباید عجله کرد، بالاخره می‌آید کسی که با زورقِ آوازهاش دریا را با خود خواهد آورد. می‌آید با آسمانِ بلند هم به بحثِ روشنِ باران خواهد نشست می‌گوید این شمعدانی‌ها تب دارند این باغ‌ها تشنه و این شمشادها بی‌ترانه‌اند کاری باید کرد!
17 بهمن 86 - 01:28
سلام ***** ____________**__**_____* __________ ___________***_*__*_____* _________ __________****_____**___****** ____ _________*****______**_*______** __ ________*****_ **________*_** ________*****_______*_______* _____ ________******_____*_______* ______ _________******____*______* _______ __________********_______* ________ __***_________**______** __________ *******__________** _______________ _*******_________* ________________ __******_________*_* ______________ ___***___*_______** _______________ ___________*_____*__* _____________ _______****_*___* _________________ _____******__*_** _________________ ____****___*___._ ____*****______* __________________ ____**_________* __________________ _____*_________* __________________ _____________*_* __________________ __** ___تولدت مبارک .ـــــــــــــ
28 مهر 86 - 02:28
شاگردی از استادش پرسید : (( عشق چیست؟)) استاد در جواب گفت : به گندم زار برو و پر خوشه ترین شاخه را بیاور.اما در هنگام عبور از گنم زار به یاد داشته باش که نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچینی! شاگرد به گنم زار رفت وپس ازمدتی طولانی برگشت استاد پریسد: ((چه آوردی؟)) و شاگرد با حسرت جواب داد : (( هیچ! هرچه جلو میرفتم خوشه های پر پشت تر می دیدم وبه امید پیدا کردن پر پشت ترین آنها تا انتهای گندم زار رفتم.)) استاد گفت: ((عشق یعنی همین!)) شاگرد پرسید : ((پس ازدواج چیست؟)) استاد به سخن آمد که به جنگل برو وبلندترین وزیباترین درخت را بیاور. اما بیاد داشته باش که باز هم نمی توانی به عقب برگردی. شاگرد رفت وپس از مدت کوتاهی با درختی برگشت. استاد پرسید: ((چه شد؟)) او در جواب گفت: (( به جنگل رفتم و اولین درخت بلندی را که دیدم انتخاب کردم. ترسیدم که اگر جلو بروم باز هم دست خالی برگردم.)) استاد گفت: ((ازدواج یعنی همین!!))
__