تبلیغات


__
لیست توصیفنامه ها
17 اسفند 85 - 21:38
سلام دوست عزیز از شما دعوت می شود در کلوب مون شرکت کنید (سولدوز آذربایجان ) http://www.cloob.com/club.php?id=6660#&postlist& منتظرتان هستیم
26 خرداد 85 - 17:07
سلام. از شما دعوت میکنم تا در صورت تمایل در کلوب "دوباره میسازمت وطن" عضو گردین. http://www.cloob.com/club.php?id=27541 با تشکر
3 اسفند 84 - 00:41
برادر روحی عزیزم خیلی دوستت دارم اما تو داری مرا ترک می کنی ولی این را بدان که فاصله مانع جدایی ما نمی شود و شادترین لحظاتم را با تو تقسیم می کتم و تو همیشه و همیشه در قلب من هستی و برایت آرزوی موفقیت چه از نظر معنوی و چه از نظر مادی و علمی و ...... می کنم امروز یکی از روزهای خوش با هم بودن را تجربه کردم و دوست دارم تو هم آن را به خاطر بسپاری و شاید روزی فرا برسد تا ما بتوانیم چون دو انسان کامل در کنار هم باشیم شاید آن روز نزدیک باشد ساناز بهتر از جانم اگر لحظاتی را با خودت خلوت کردی به فکر من هم باش من زیاد اهل چت نیستم ولی به خاطر تو حتما خودم را عادت می دهم چه کار کنم مخم کاملا زده شده . البته من هیچ وقت از تو خدا حافظی نمی کنم .... فعلا .....
30 دی 84 - 20:48
لحظات سرد و سنگین می گذرند ، بی اندکی تدبیر . تو می آیی ، با آنچه در وجودت ، از خویش می خوانی . لحظه ها پیدا می کنند ، معنا ؛ و هر یک به خاص خود . به وجود تو ، ایمان دارند . و تو باز می خوانی ... تو می دانی لحظه ی پیشین به سبب چه می خواند وداع . از برای آغاز لحظه ی واپسین . چه سخت می گذرند ، بی تو ؛ سردی و سنگینی زمان وجودم را همراه با ترنم گذشتنت لمس می کند ، وجود سردم را . گرمی وجودت مرا ، احساس ، چه زیبا ست با تو بودن . و چه سرد می خواند زمان ، ترانه ی گذشتنش را . که سخت ، برایم می خواند از آن لحظه که تو دیگر نیستی . من می دانم که تمام لحظات ، با تو ... با تو ، معنا آشکار می کنند . محمدرضا دبیری ( مروساد ) 30 /10/1384
2 آبان 84 - 03:28
www.siavash-sahneh.i8.com نگاه اول ----------------- همه پنجره ها رو وا کن بگو به اون که اون بالاست همه وجود و روح و قلبم توی دام یک نگاست همون نگاه که من یه عمر تو رویا هام می دیدم ترانه و قصه ها شو عاشقا می شنیدن نگاه اول سوزوندی تموم سر تاپای وجودم انگار که من تا به امروز خواب بودم و عاشق نبودم حالا از آسمون و ماه بخدا عاشق ترم به امید با تو بودن از اوج شب میگذرم شیشه ی عمر غصه هامو با عشق تو می شکنم نگاه اول تو سوزوندی همه پنجره ها رو وا کن بوسه بزن به خورشید بگو به اون که رو وجودم تو رو نقاشی کشید تویی که غنچه ی نگات ساده و بچه گونست چراغ و سایه بون برای من بیابون کشیدست حالا از آسمون و ماه بخدا عاشق ترم به امید با تو بودن از اوج شب میگذرم شیشه ی عمر غصه هامو با عشق تو می شکنم
27 فروردین 84 - 09:28
sanaz jan man ham kamelan ba nazarat shoma movafegh hastam ama bezar ye chand kalameh ei be be harfat ezafe konam be nazare man hme chiz ro mishe ziba ehsas kardfaghat bayad ziba andishid va eshgh zibatarine zibahast
__