تبلیغات


__
لیست توصیفنامه ها
20 مهر 86 - 01:44
نه از آغاز چنین رسمی بود و نه فرجام چنین خواهد شد که کسی جز تو ، تو را دریابد تو در این راه رسیدن به خودت تنهایی ظلمتی هست اگر ، چشم از کوچه یاری بردار و فراموش کن این کهنه خیال نور فانوس رفیقی که تو را دریابد دست یاری که بکوبد در را پرده از پنجره برگیرد قفل را بگشاید کوله بارت بردار و از آیینه بپرس "منزل روشن خورشید کجاست؟" شوق دریا اگرت هست روان باید بود ور نه در حسرت همراهی رودی به زمین خواهی شد مقصد از شوق رسیدن خالیست راه سرشار امید و بدان کین امروز منتظر فردائیست که تو دیروز در امید وصالش بودی بهترین لحظه راهی شدنت اکنون است لحظه را دریابیم باور روز برای گذر از شب کافیست و از آغاز چنین رسمی بود که سر انجام چنین خواهد شد ... می خوام قبل از همه آدما عید رو بت تبریک گفته باشم ، امیدوارم موفق شده باشم
17 مهر 86 - 01:09
منو درگیر خودت کن تا جهانم زیر و رو شه تا سکوت هر شب من یا هجومت روبرو شه بی هوا ، بدون مقصد سمت طوفان تو میرم منو درگیر خودت کن تا که آرامش بگیرم با خیال تو هنوزم ،مث هر روز و همیشه هر شب حافظه ی من پر تصویر تو میشه با من غریبگی نکن ، با من که درگیر تو ام چشاتو از من برندار من مات تصویر تو ام *** *** *** *** تو همین جائی همیشه ، با تو شب شکل یه رویاس آخرین نقطه دنیا ، تو جهان من همین جاس تو همین جائی و هر روز من به تنهائی دچارم منو نزدیک خودت کن تا تو رو یادم بیارم با خیال تو هنوزم ،مث هر روز و همیشه هر شب حافظه ی من پر تصویر تو میشه با من غریبگی نکن ، با من که درگیر تو ام چشاتو از من برندار من مات تصویر تو ام تقدیم به همونی که می دونه خیلی هواشو دارم ،فقط کافیه امتحان کنه.شب و روزت خوش
__