لیست توصیفنامه ها20 مرداد 87 - 11:53 | |
من هم به این که کرد هستم افتحار می کنم
و از این که تو این جمله قشنگ رو نوشنی ممنونم. و میگم همیشه سربلند باشی
((خانمها آقایان این خون منه که برای شما صحبت میکنه ، خونی که وجه تمایز من و شماست ، خونی که از هزاران سال پیش نسل به نسل اجدادم تقدسش رو حفظ کردن و حالا وظیفه پاسداری ازش به عهده منه . من نه از گل ام و نه از گوریل ، من از پرتو فروغ خداوندگارم . من یک ((کُرد )) هستم .)) |
2 مرداد 87 - 11:03 | |
عاقلانه ترین کلمه احتیاط است... حواست را جمع کن. دست و پاگیرترین کلمه محدودیت است... اجازه نده مانع پیشرفتت بشود. سخت ترین کلمه غیرممکن است... وجود ندارد. مخرب ترین کلمه شتابزدگی است...مواظب پلهای پشت سرت باش. تاریک ترین کلمه نادانی است...آن را با نور علم روشن کن. کشنده ترین کلمه اضطراب است...آن را نادیده بگیر. صبورترین کلمه انتظار است... منتظرش باش. بی ارزش ترین کلمه انتقام است... بگذار و بگذر. ارزشمندترین کلمه بخشش است... سعی خود را بکن. قشنگ ترین کلمه خوشروئی است... راز زیبائی در آن نهفته است. تمیزترین کلمه پاکیزگی است... اصلآ سخت نیست. رساترین کلمه وفاداری است... سر عهدت بمان. تنهاترین کلمه گوشه گیری است... بدان که همیشه جمع بهتر از فرد بوده. . محرک ترین کلمه هدفمندی است... زندگی بدون هدف روی آب آست ....و هدفمندترین کلمه موفقیت است... پس پیش به سوی آن. |
29 تیر 87 - 07:52 | |
یك بار دیگر بگذار بی ادعا اقرار كنم كه هر روز دلم برایت تنگ می شود. روزهایی که تو را نمی بینم، به آرزوهای خفته ام می اندیشم، به فاصله بین من و تو،... هر روز به خود می گویم کاش شیشه عمر غرورم را شکسته بودم کاش به تو می گفتم که عاشقانه دوستت دارم تا ابد |
19 خرداد 87 - 18:06 | |
دوستی مسئولیتی همیشه لذت بخش است و دوستی فرصتی برای سود جویان است. اگر در همه شرایط دوستت را درک نکنی هیچوقت اورا درک نخواهی کرد. (جبران خلیل جبران) |
17 خرداد 87 - 14:08 | |
تو یک غروب غم انگیز می رسی از راه
که می برند مرا روی شانه های سیاه
صدای گریه بلند است و جمله هایی هم
شبیه ِ تسلیت و غصه و غمی جانکاه
به گوش ِ یخزده ام می رسد ، و فریادی
شبیه ِ حرمت ِ این لا اله الا الله !
و چشم هام ، که چشم انتظار ِ تو هستند !
( اگر چه منجمدند و نمی کنند نگاه )
و بغض می کند آن جا جنازه ی من که
"تو" را همیشه "نفس" می کشید و "خود" را "آه" !
چقدر شب که تو را من مرور کرده ام و ُ
رسیده ام به غزل ، گُل ، شکوفه ، دریا ، ماه !
بدون تو ، همه ی عمر من دو قسمت شد :
" دقیقه های تکیده " ، " دقیقه های تباه "
اگر چه متن بلندی ست درد دل هایم
سکوت می کنم و شرح قصّه را کوتاه
که باز جمعه رسید و نیامدی و شدند
" غروب ِ جمعه " و " مرگ " و " وجود ِ من " همراه !
برای بدرقه نعش من بیا ( هر روز )
که کار من شده سی بار مرگ ( در هر ماه ) |
17 خرداد 87 - 02:00 | |
به در به دری یان له مالی خوم
له خاکی عه رب له ئیرانو روم
کوکو پوشته بم روتو ره جال بم
کوشکم ده قات بی ویرانه مال بم
ئازاو رزگار بم شادو خه ندان
یان زنجیر له مل له سوچی زیندان
ساغ بم جحیل بم بگرم گویسوانان
یان زارو نه زار له نه خوش خانان
دانیشم له سه ر ته ختی خونکاری
یان له کولانان بکه م هژاری
کوردم له ریی کوردو کوردستان
سه ر له پیناوم گیان له سه ر ده ستان
به کوردی ده ژیم به کوردی ده مرم
به کوردی ده دیده م و رامی قه برم
به کوردی دیسان زیندو ده بمه وه
له و دونیایش بو کورد تی هه لده چمه وه |









