تبلیغات


__
لیست توصیفنامه ها
9 اسفند 85 - 21:47
چه كسی می داند كه تو در پیله تنهایی خود تنهایی؟چه كسی می داند كه تو در حسرت یك روزنه در فردایی؟پیله ات را بگشا تو به اندازه یك پروانه زیبایی
1 اسفند 85 - 06:14
تا به حال زیر نجوای باران زیسته ای ... تا به حال زیر تپش های آسمان رقصیده ای ... رقص هر لحظه به رنگ تنهایی ... در سکوت مروارید های آسمانی ... تا به حال هم رنگ این آسمان گشته ای ... تا به حال هم صدای این سرود گشته ای ... تا به حال گوش به این آسمان لاجوردی دوخته ای ... این صدای گریه هر پری که دور افتاده از این همه زیبایی ... زیبایی چشمان خیس تو ... زیبایی آن صورت درخشان تو ... زیبایی آن صدای گیرای تو ... هر لحظه اشکی پشت اشکی می چکد... تا که شاید ببارد در نگاه ماه تو ... تا که شاید پیوندی دهد دستان تو ... در نگاه گم گشته این آسمان در دیدار تو ... تا به حال زیر قطرات باران گم گشته ای... تا به حال در سکوت این همه نجوا بیدار گشته ای... این همان خواهش دیدار توست ... این همان گم گشته امید در دیدار توست ..... دوست خوبم خوشحال میشیم که در کلوب خودتون عضو بشین وامتیاز بدین… http://www.cloob.com/club.php?id=35348 باران رویا ها را نمی شوید
29 بهمن 85 - 05:26
آمد... بر من نگار خو کرده زمی... او ز آتش می گرم و..... من از صحبت وی گفتم گل من لعل لبت کی بوسم؟....... خندیدو به اشوه گفت وقت گل نی
22 بهمن 85 - 21:25
بگذار غرق شوم! غرق شوم در این دریا. بگذار در این دریا غرق شوم. مگذار! مگذار یاریم كنند. مگذار كسی یاریم كند. بگو! بگو به یاریم نیاید. بگو كسی به یاریم نیاید. بگو! بگو اگر كسی آمد، تنها، دست كسی را می گیرم كه مرا همراهی كند. كه با من غرق شود. كه با من غرق شود، در این دریای بی كرانه. تا اعماق ابدیت
22 بهمن 85 - 06:40
در دل من چیزی است مثل یک بیشه ی نور. مثل خواب دم صبح . و چنان بی تابم که دلم می خواهد بدوم تا ته دشت. بروم تا سر کوه. دورها اوایی است که مرا می خواند
22 بهمن 85 - 06:40
نمیدونم چرا این پسرا خودشونو ضایع می کنن دختر که فراووونه D:
__