لیست توصیفنامه ها2 خرداد 86 - 02:16 | |
سلام دوست عزیز
ازتون دعوت میکنم یه سری به لینک زیر بزنین خیلی جالب و مفرحه
حداقلش هم اینه که هیچ گونه ریسکی نداره و کاملا رایگانه
توضیحاتش تو پروفایل من هست اینم لینک:
http://www.vnnu.com/fa?111117921
|
10 اردیبهشت 86 - 06:25 | |
هرگز اعتبار خود را در بی اعتبار کردن دیگران نجویید
به پایان فکر نکن...! اندیشیدن به پایان هر چیز شیرینی حضورش را تلخ میکند... بگذار پایان تو را غافلگیر کندمثل آغاز.. مثل دستگیره ای که میچرخد و نمیداند به کدامین سو. . . رنج ز اده عشق است و انسان نماد عشق.. عشق واقعی چیزی جز ایثار نیست و دوست داشتن پیوندیست با دیگری برای رسیدن به نور. .
|
1 اردیبهشت 86 - 05:03 | |
برو بابا کی خواست حالا add کنه تورو؟!!! اومدیم فقط حالی بپرسیم ببینیم چه میکنی...افاده!!!
زیاد به خودت نگیر
با بای.........................شایدم بی بای
به حر حال بای
|
18 فروردین 86 - 17:30 | |
محل خوبی بود و در آن آب و علف كافی برای اسبها
پیدا می شد . گاو میش ها هزار تا هزار تا دوباره پیدا میشدند
شكار آنسال خوب بود و زخمیها كم بودند
اواخر تابستان بچه های زیادی به دنیا آمدند كه بیش از
آنچه بود كه پیر مردان قوم به یاد بیاورند |
10 فروردین 86 - 07:26 | |
سلام دوست عزیز
سال و فال ، مال و حال ، اصل و نسل ، تخت و بخت
بادت اندر شهریاری بر قرار و بر دوام
سال خرم ، فال نیكو ، مال وافر ، حال خوش
اصل ثابت ، نسل باقی ، تخت عالی ، بخت رام
من ضمن عرض تبریك سال جدید امیدوارم سال خوبی را در كنار خانواده خود داشته باشیدو از شما دعوت می كنم از وب لاگ شخصی من بازدید نمایید ونظر خود را جهت هر چه بهتر شدن مطالب وبلاگم اعلام نمایید
http://www.shahrokh.coo.ir
سال 1386 مبارك با تشكر شاهرخ افشار 9-1-1386
یه شب... یه دل تنگ... یه یاد كهنه... یه یار قدیمی...
دیشب وقتی كه صداتُ پس از ماهها از پشت سیمهای تلفن شنیدم به سختی تونستم تشخیص بدم كه خودتی...
داره باورم میشه كه از یادم میری بیرون... از خاطراتم... چه قدر ازم دور شدی... و چه قدر غریبه... همون غریبه آشنای من كه یه روزی از 100 فرسخی می شناختمت... اما حالا صداتم با من بیگانه است...
دیشب وقتی چشمهام رو روی هم گذاشتم تصویر تو در ذهنم نقش بست اما تار بود.... درست نمیدیدم...
دیشب دلم برات تنگ شده بود... دلم همیشه برات تنگه... از اولشم تنگ بود حتی وقتی كه كنارم بودی و دستات تو دستم بود....
همیشه ازم دور بودی.... همیشه....
دیشب گوشه چشمام به یادت تر شد....
دیشب دلم یه سوزش عجیبی داشت...
دیشب دلم هوات كرده بود....
دیشب...
اما تو نبودی.... تو كنارم نبودی... حتی توی خیالم هم درست نمی دیدمت..
دیشب شب بدی بود...
واسه بار آخر همه خاطراتتُِِ مرور كردم... مثل یه فیلم... خیلی سریع... بعضی جاهاش هم stop می كردم و به چشمات خیره می شدم...( آخ كه چه قدر دلم هوای چشمات كرده )
اما بالاخره تموم شد...وقتی خوب به همشون فكر كردم.... یه تصمیم جدید گرفتم...
یه قلم... یه كاغذ... یه جفت چشم بارونی... و یه پنجرة بارون خورده...
نوشتم... نوشتم... از تو ... از یادت... از دوست دارم ها... از چشمات... از دلتنگی هام ... از رفتنت... از نبودنت و در آخر اینكه.....
هنوزم دوست دارم ای عشق دیرینة من
یه پاكت نامه... یه عكس یادگاری... یه دل شكسته... یه دست لباس...
راه افتادم و رفتم... رفتم و رفتم تا به مقصد رسیدم... یه گوشه خالی... كنار یه قبرستون ... یه قبر خالی... بی نام و نشون...نامه ات بوسیدم و گذاشتم تو قبر خالی... بعد هم عكست رو گذاشتم روش... بعد هم خاك ریختم... خاك ... خاك... خاك
یه قبر... یه شمع... یه شاخه گل... یه دل تنگ...
حالا دیگه جات مشخصِ ... حالا دیگه لازم نیست دنبالت بگردم... از این به بعد میام این جا... هر وقت دلم گرفت... هر وقت دلم هواتُ كرد... هر وقت خواستم بیام پیشت میام اینجا... دیگه لازم نیست تو خیابونا دنبالت بگردم... تو كوچه ها... تو خاطرات... دیگه منتظر برگشتنت نمی مونم... دیگه منتظر تلفنت نیستم... آخه دیگه مطمئنم كه تو مردی و جات هم گوشه یه قبرستون بی نام و نشونه...
من دلم می خواهد
خانه ای داشته باشم پر دوست
کنج هر دیوارش
دوستهایم بنشینند آرام
گل بگو گل بشنو
هرکسی می خواهد
وارد خانهء پر عشق و صفای من گردد
یک سبد بوی گل سرخ
به من هدیه کند
شرط وارد گشتن
شست و شوی دلهاست
شرط آن داشتن
یک دل بی رنگ و ریاست
بر درش برگ گلی می کوبم
روی آن با قلم سبز بهار
می نویسم ای یار
خانهء ما اینجاست
تا که سهراب نپرسد دگر
خانهء دوست کجاست؟
|
18 اسفند 85 - 01:28 | |
عشق هر لحظه به رنگی است اگر گوش کنی
عاشقی فصل قشنگی است اگر گوش کنی
عشق یک بیشه زیباست ، ولی آهوجان
بیشه در چنگ پلنگی است اگر گوش کنی
عاشقی جان بدهد ، شاعرکی نان بخورد
شاعری پیشه ننگی است اگر گوش کنی
یک شب افسانه لیلا ، شب دیگر شیرین
دل من شهر فرنگی است اگر گوش کنی
این همه رفتی و جایی نرسیدی دل من
صحبت از رهرو لنگی است ، اگر گوش کنی
صلحش آئینه جنگی است . نگفتم ؟ گفتم:
عشق هر لحظه به رنگی است اگر گوش کنی ...
|









