تبلیغات


__
لیست توصیفنامه ها
28 بهمن 86 - 12:21
مغرور نشو که بی نیازی یک آن دگر پر از نیازی آنجا که تو فرعون زمانی در تیر رس باد خزانی
24 بهمن 86 - 08:30
valentain مبارک
21 بهمن 86 - 14:24
همیشه انقدر ساده نرو و مگذر لااقل نگاهی به پشت سرت کن...! شاید کسی در پی تو می دود و نامت را با صدای بی صدایی فریاد میزند...! و تو... هیچ وقت او را ندیده ای 20 بهمن
21 بهمن 86 - 14:23
تا حالا كفشاتو نگاه كردی ؟؟ 2تا عاشق.2 همراه كه بی هم می میرن.با هم خاكی میشن,بدونه هم زیره بارون نمیرن, كاش آدما هم یه کم از كفشاشون یاد بگیرن!
20 بهمن 86 - 12:49
گوشواری به دو گوشم می آو یزم از دو گیلاس سرخ همزاد وبه ناخنهایم برگ گل کوکب می چسبانم .کوچه ای هست که در آنجا پسرانی که به من عاشق بودند هنوز با همان موهای درهم وگردنهای باریک و پاهای لاغر به تبسمهای معصوم دخترکی می اندیشند که یکشب باد اورا با خود خواهد برد(فروغ)
7 بهمن 86 - 04:27
چقدر سخته تو چشمای کسی که تمام عشقت رو دزدیده و به جاش یه زخم همیشگی رو به قلبت هدید داد زل بزنی و به جای اینکه لبریز از کینه و نفرت شوی حس کنی که هنوزم دوسش داری چه قد سخت دلت بخوادسرت رو باز به دیواری تکیه بدی که یک بار زیر آوار غرورش همه وجودت له شده چه قدر سخته تو خیالت ساعت ها باهاش حرف بزنی اما وقتی دیدیش هیچ چیزی جز سلام نتونی بگی چه قدر سخته وقتی پشتت بهشه دونه ها ی اشک گونه ها ت رو خیس کنه اما مجبور باشی بخندی تا نفهمه که هنوز دوسش داری
__