تبلیغات


__
لیست توصیفنامه ها
9 بهمن 85 - 08:35
یاد بود شاهی اگر اشکهایم جان داشتند ، حتما به جانت می افتادند و تو را تکه تکه میکردند! بس که تو اشکهایم را در آوردی ... چگونه بنویسم احساسی را كه گنگ و نا آشنا در من ریشه دوانده شاخ و برگهایش ذهنم را در بر گرفته جانم را تسخیر و همه باورهایم رابه سایه هایی از وهم تبدیل كرده است. هیچ نمیدانم در كجای این راه بی نشان ایستاده ام یك نگاه به پشت سر یك نگاه به پیش رو نه اطمینانی به درستی راه آمده نه امیدی به ادامه راه مانده نه میتوان ماند نه میتوان بازگشت ناگزیری از رفتن ، رفتن ، رفتن. چقدر سخت است لحظه های تكرار لحظه هایی كه درگیر اجبارند بی انكه می خواهی می ایند با انكه می خواهی نمی روند وچقدر تنهاست دلی كه اسیر تكرار شود! بین من و تو ، تنها یک چشمک زدن فاصله بود! ولی افسوس ... افسوس که یکی دیگه زودتر از من به تو چشمک زد ! سلام دوستان برای دریافت مطالب جدید گروههای یاهو در كروه ما عضو شوید http://groups.yahoo.com/group/llafsharccll یا ایدی ما را در یاهو ادد كنید llafsharccll
9 بهمن 85 - 08:34
یاد بود شاهی اگر اشکهایم جان داشتند ، حتما به جانت می افتادند و تو را تکه تکه میکردند! بس که تو اشکهایم را در آوردی ... چگونه بنویسم احساسی را كه گنگ و نا آشنا در من ریشه دوانده شاخ و برگهایش ذهنم را در بر گرفته جانم را تسخیر و همه باورهایم رابه سایه هایی از وهم تبدیل كرده است. هیچ نمیدانم در كجای این راه بی نشان ایستاده ام یك نگاه به پشت سر یك نگاه به پیش رو نه اطمینانی به درستی راه آمده نه امیدی به ادامه راه مانده نه میتوان ماند نه میتوان بازگشت ناگزیری از رفتن ، رفتن ، رفتن. چقدر سخت است لحظه های تكرار لحظه هایی كه درگیر اجبارند بی انكه می خواهی می ایند با انكه می خواهی نمی روند وچقدر تنهاست دلی كه اسیر تكرار شود! بین من و تو ، تنها یک چشمک زدن فاصله بود! ولی افسوس ... افسوس که یکی دیگه زودتر از من به تو چشمک زد ! سلام دوستان برای دریافت مطالب جدید گروههای یاهو در كروه ما عضو شوید http://groups.yahoo.com/group/llafsharccll یا ایدی ما را در یاهو ادد كنید llafsharccll
6 آذر 85 - 20:16
سلام روژین خانووووووم.... باعث افتخارمه اگه شما منو add کنید ... بای بای
18 شهریور 85 - 02:42
آخر یه روز دق میكنم فقط به خاطر تو دنیا رو عاشق میكنم فقط به خاطر تو شب به بیابون می زنم فقط به خاطر تو رو دست مجنون می زنم فقط به خاطر تو تو نمی خوای بیای پیشم فقط به خاطر من من ولی سرزنش می شم فقط به خاطر تو عشق تو پنهون میكنی فقط به خاطر من من دلم و خون می كنم فقط به خاطر تو از دور تماشا میكنی فقط به خاطر من من دل و رسوا میكنم فقط به خاطر تو از خوبیات كم میكنی فقط به خاطر من رشته رو محكم می كنم فقط به خاطر تو تو خودت رو گم میكنی فقط به خاطر من من خودم رو گم میكنم فقط به خاطر تو شعله رو خاموش میكنی فقط به خاطر من شب رو فراموش میكنم فقط به خاطر تو تو خنده هات غم میزنی فقط به خاطر من دنیا رو بر هم میزنم فقط به خاطر تو یه روز می شم بی آبرو فقط به خاطر تو قربونی یه جست و جو فقط به خاطر تو تو ام یه روز می ری سفر فقط به خاطر من خیره می شن چشام به در فقط به خاطر تو به من تو میگی دیوونه فقط به خاطر من جملت به یادم می مونه فقط به خاطر تو تو من و بیرون میكنی فقط به خاطر من قلبم رو ویرون میكنم فقط به خاطر تو میگی از سنگ دلت فقط به خاطر من یه عمره كه تنگه دلم فقط به خاطر تو تو گفتی عاشقی بسه فقط به خاطر من دنیا واسم یه قفسه فقط به خاطر تو می ری سراغ زندگیت فقط به خاطر من من می سوزم تو تشنگیت فقط به خاطر تو تو میگی عشق یه عادته فقط به خاطر من دلم پر شكایته فقط به خاطر تو میگیری از من فاصله فقط به خاطر من دست میكشن از هر گله فقط به خاطر تو تومیگی از اینجا برو فقط به خاطر من رفتم به احترام تو فقط به خاطر تو رد میشی از مقابلم فقط به خاطر من مونده سر قرار دلم فقط به خاطر تو ناز میكنی برای من قفط به خاطر من من میشینم به پای تو فقط به خاطر تو نیستی كنار پنجره فقط به خاطر من دل نمی تونه بگذره فقط به خاطر تو تو من رو یادت نمیاد فقط به خاطر من دلم كسی رو نمی خواد فقط به خاطر تو می گذری از گذشته ها فقط به خاطر من می رم توی نوشته ها فقط به خاطر تو تو منو تنها می ذاری فقط به خاطر من من خودم رو جا میذارم فقط به خاطر تو دل رو گذاشتی بی جواب فقط به خاطر من یه عمر میكشم عذاب فقط به خاطر تو دلت شكسته می دونم فقط به خاطر من منم یه خسته می دونی فقط به خاطر تو آخر ازم جدا شدی فقط به خاطر من من مشغول دعا شدم فقط به خاطر تو
14 شهریور 85 - 08:57
اشک زمانی زیباست که برای عشق باشد ؟ عشق زمانی زیباست که برای تو با شد ؟ تو هم زمانی زیبایی که برای من باشی؟؟؟؟؟؟
7 شهریور 85 - 05:56
گفتم تو شیرین منی ... گفتا تو فرهادی مگر؟؟؟ ... گفتم خرابت میشوم ... گفتا تو آبادی مگر؟؟؟ ... گفتم ندادی دل به من ... گفتا تو جان دادی مگر؟؟؟ ... گفتم ز کویت میروم ... گفتا تو آزادی مگر؟؟؟ ... گفتم فراموشم نکن ... گفتا تو در یادی مگر؟؟؟
__