تبلیغات


__
لیست توصیفنامه ها
13 آبان 84 - 23:17
كودك نجوا كرد : خدایا با من حرف بزن مرغ دریایی آواز خواند، كودك نشنید سپس كودك فریاد زد : خدایا با من حرف بزن رعد در آسمان پیچید ، اما كودك گوش نداد كودك نگاهی به اطرافش انداخت و گفت : خدایا بگذار ببینمت ستاره ای بدرخشید ولی كودك توجه نكرد كودك فریاد زد : خدایا به من معجزه ای نشان بده ویك زندگی متولد شد ، اما كودك نفهمید كودك با نامیدی گریست خدایا با من در ارتباط باش بگذار بدانم اینجایی بنابراین خدا پایین آمد و كودك را لمس كرد ولی كودك ، پروانه را كنار زد و رفت.....
11 شهریور 84 - 11:47
به جون هرچی مرد هسستش پسر به این خوبی دیدین ؟ هرچی من از خوبیها و کمالاتش بگم کم گفتم هادی مثل یه گله که تو این زمونه همتا نداره من که خیلی دوستش دارم
__