لیست توصیفنامه ها13 شهریور 84 - 19:06 | |
دل گفت شیدا گشتهام از چشم مستِ ماه او
گفتم كه بربند این سخن راهی جداست راه او
دل گفت دالان میزنم گر كوه باشد پیش رو
گفتم كه كوه آری ولی فولاد تفتان است او
دل گفت من آهنگرم در كورهام آبش كنم
گفتم كه زنجیرت كنم گر قصدسازی سوی او
دل گفت اوزانت كنم گر چشم را وامم دهی
گفتم كه چشمم زودتر، بنشست در اشعار او
دل گفت دستانت بده، تا بركشم بر گونهاش
گفتم كه دستم نیز هم گمگشته در چشمان او
دل گفت پاهایت بده، تا گام بردارم تو را
گفتم كزان تو پیشتر پایم برفت در راه او
دل گفت پس گوشت بده، تا نغمهاش را بشنوی
گفتم كه نیست اندرش جز نغمهای از نای او
دل گفت لعلی داردش، لب را بده كامت دهم
گفتم كه لبهایم شده، وقف ثنای نام او
دل گفت ای سودازده پر میكشم از سینهات
گفتم خدا را پس مرو، منشین به روی بام او
خندید دل گفتا به من، كای مفلسِ بیقلب و تن
خود زودتر رفتی ز من، من هم روم دنبال او
گفتم كه آی میروی،چون گوش و چشم و دست و لب
اما بدان كه نیستت، جز داغی از هجران او |





