تبلیغات


__
لیست توصیفنامه ها
14 مرداد 87 - 11:30
اسرار دئلیم خلقه نمایان اولدو هر دلبره ایسته دیم باخام قان اولدو بو دهر دنی ده بس کی محنت چکدیم قددیم بوکولوب مثال چوگان اولدو ساقی بو قدیر خیالدان حاصیل نه ؟ بو رنج و غم و ملال دن حاصیل نه ؟ دور باده گتیر گردشه ، بیر جام یئریت بو بیهده قیل و قال دن حاصیل نه ؟ ... ائتدین بو گئجه عجب ثواب ای ساقی وئردین یئنه ریندانه شراب ای ساقی وئر باده کی آخرت گونو ائیله مه سین الله سنی اهل عذاب ای ساقی ... ... اسرار دلم پیش خلق آشکار شد به هر دلبری که خواستم بنگرم خون به پا شد در این دنیای دون بس که محنت کشیدم قدم خم همچو چوگان شد ... ساقی حاصل این همه فکر و خیال چیست ؟ حاصل این همه رنج و ملال چیست برخیز و باده بیاور و جامی برکش حاصل این قیل و قال بیهوده چیست ؟ ... ای ساقی امشب عجب ثوابی کردی باز رندانه شرابم دادی باده ای ده که در آخرت خدا اهل عذابت نکند
14 مرداد 87 - 10:30
دنیا گذرگاهی است میان آنچه که اندیشیده ایم و آنچه کرده ایم دریغ که اندیشه ها بیش از کرده هاست همین لعن تاریخ است بر انسانی که خواست اما نشد
21 خرداد 87 - 14:02
یادم باشد حرفی نزنم که به کسی بر بخورد نگاهی نکنم که دل کسی بلرزد خطی ننویسم که آزار دهد کسی را یادم باشد که روز و روزگار خوش است وتنها دل ما دل نیست یادم باشد جواب کین را با کمتر از مهر و جواب دو رنگی را با کمتر از صداقت ندهم یادم باشد باید در برابر فریادها سکوت کنم و برای سیاهی ها نور بپاشم یادم باشد از چشمه درسِِ خروش بگیرم و از آسمان درسِ پـاک زیستن یادم باشد سنگ خیلی تنهاست ... یادم باشد باید با سنگ هم لطیف رفتار کنم مبادا دل تنگش بشکند یادم باشد برای درس گرفتن و درس دادن به دنیا آمده ام ... نه برای تکرار اشتباهات گذشتگان یادم باشد زندگی را دوست دارم یادم باشد هر گاه ارزش زندگی یادم رفت در چشمان حیوان بی زبانی که به سوی قربانگاه می رود زل بزنم تا به مفهوم بودن پی ببرم یادم باشد می توان با گوش سپردن به آواز شبانه ی دوره گردی که از سازش عشق می بارد به اسرار عشق پی برد و زنده شد یادم باشد معجزه قاصدکها را باور داشته باشم یادم باشد گره تنهایی و دلتنگی هر کس فقط به دست دل خودش باز می شود یادم باشد هیچگاه لرزیدن دلم را پنهان نکنم تا تنها نمانم یادم باشد هیچگاه از راستی نترسم و نترسانم یادم باشد از بچه ها میتوان خیلی چیزها آموخت یادم باشد پاکی کودکیم را از دست ندهم یادم باشد زمان بهترین استاد است یادم باشد قبل از هر کار با انگشت به پیشانیم بزنم تا بعدا با مشت برفرقم نکوبم یادم باشد با کسی انقدر صمیمی نشوم شاید روزی دشمنم شود یادم باشد با کسی دشمنی نکنم شاید روزی دوستم شود یادم باشد قلب کسی را نشکنم یادم باشد زندگی ارزش غصه خوردن ندارد یادم باشد پلهای پشت سرم را ویران نکنم یادم باشد امید کسی را از او نگیرم شاید تنها چیزیست که دارد یادم باشد که عشق کیمیای زندگیست یادم باشد که ادمها همه ارزشمند اند و همه می توانند مهربان و دلسوز باشند یادم باشد زنده ام و اشرف مخلوقات
20 خرداد 87 - 14:44
من تنهایی را از آزادی بیشتر دوست دارم! انسان به میزانی که می اندیشد انسان است، نه به میزانی که اندیشه های دیگران را نشخوار می کند. " لحظه ها را گذراندیم که به خوشبختی برسیم؛ غافل از آنکه لحظه ها همان خوشبختی بودند
13 بهمن 86 - 22:16
زبان مادری"ملی "تحمیلی" زبان بارزترین وسیله ارتباطی فی مابین و وسیله ی ابراز احسا سات وانتقال دانسته ها وتجربه ها به یكدیگر بوده در نتیجه از ضروریترین لوازمات جامعه بشری می باشد. چگونگی رواج زبا را در جوامع مختلف میتوان از چند جهت مورد بررسی قرار داد 1-زبان مادری یا قومی:به زبانی اطلاق میشود كه گوش انسان از بدو تولد با لالایی های مادر وسایر نزدیكانش همچنین با تكلم انان با ان اشنا میشود.وزمانی كه زبان باز میكند خود به خود كلمات ان زبان را بكار میبرد.چون انسان بیشتر زبان را از مادرش ودر عین حال كه بستگان دور ونزدیكش هم در این مورد دخیل هستن .به این خاطر زبان قومی هم به ان اطلاق میشود. 2-زبان ملی یا رسمی:زبانی است كه مردم یك كشور ودر محدوده مرزهای مشخص وقراردادی زیر یك پرچم وتحت فرمان یك حكومت به كار می برند. گاهی مواقع یك كشور از یك قوم هستند وفقط یك زبا واحدی دارند.در اینصورت زبان آنها زبان مادری وقومی می باشد زبان ملی ورسمی نیز محسوب می شود.ولی غالبا مشاهده میشود در یك كشور با اقوام وملیت های گوناگونی زیر یك پرچم واحد با مرزهای جغرافیای مشخص زندگی می كنند.كه هر كدام از آنها زبان "ادبیات"فرهنگ"فولكولور تاریخ وسایر ویزگی ها ی خاص خود رادارند.در این صورت زبانی كه همه آحاد مردم با آن تكلم نمی كنند.زمانی میتواند زبان ملی ورسمی گردد كه مشروعیت ومقبولیت را از همه ی آحاد مردم كسب نماید.بنابراین زبان یك یا چند قوم نمی تواند بدون رفراندوم وكسب آرای عمومی زبان عموم مردم قلمداد گردد. 3-زبان تحمیلی:به زبانی گفته میشود كه علی رغم خواست ومیل باطنی مردم وبدون در نظر گرفتن مصالح عمومی "فرهنگی"علمی "دینی"و...وتنها به منظور به كرسی نشاندن خواست فرد یا گروهی خاص و ناجوانمردانه و نابخردانه به قصد امحا وویا تضعیف زبان های رقیب ومحتویات آنها به مردم كشوری تحمیل میگردد.كه در این صورت نه تنها خیانت بزرگی به زبا مورد تاخت وتاز ومتكلمین آن روا داشته می شود .بلكه جنایت بزرگی نیز در زمینه ی فرهنگ جهان نیز صورت می گیرد.زیرا با تضعیف ونابودی یك زبان تمام مظاهر ْآن نظیر ادبیات وموسیقی و...نیز نابود خواهند شد.در این راستا اگر كسی هم زبان اعتراض بگشاید وبگوید "بگذارید در كنار زبان شما زبان خودمان راهم به كار ببریم واز آداب وسنن خود بیگانه نمانیم او را تجزیه طلب "وابسته سیاسی به غیره"پان و....معرفی می كنند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!؟
8 آبان 86 - 22:58
Səlamlar riza bəy doğum günüzü qutlu olsun diyib ulu tanridan sizə ve azeərbaycan sevər insanlara xoş günlər arzılayiram.
__